۰۱ مهر, ۱۳۸۶
نوشته: Jamshidy در: شخصی
چشمان سحر
نگاه تورادرسپیده دمان
به اشک مهتاب حواله می داد
گویی خیال داشت
سکوت شب رابشکند
وقدیس نگاهت را
به چهره شب تقدیم کند
وبا چشمان انتظار من
پیوند دهد
تاشاید ترنم باران نگاهت
به رویای خیال من چهره گستراند
ورنگ وبوی بهاری به ان بخشد
حال که سکوت شب
با چشمان سحر
درهم امیخته
خیال دارم پرواز کنم
پرواز کنم وبه نگاه سیاه شب برسم
وباز در پناه سیاهی [...]
۰۱ مهر, ۱۳۸۶
نوشته: Jamshidy در: عمومی
بیا به خانهء ما خوشتر از گلستان است،
نسیم عطر محبت و بوی قران است.
بیا ز سورهء نور آیه ای بخان اینجا،
که راه مرد مسلمان عجب درخشان است.
ز سینه ها همه بخل و حسد کنید برون،
که ماه خوبی و پاکیست،ماه خاسان است.
هواو نفس خودی را درون زندان کن،
که ماه عجر و صواب امتحان ایمان است.
جهان منور [...]
۲۲ مرداد, ۱۳۸۶
نوشته: Jamshidy در: شعر
مهر آمد و دوباره گلستان سبز عشق/با عطر یاد و خاطره هایش چه دیدنی ست
آهنگ پاک زمزمه غنچه های ناز/از لابه لای وسعت سبزش شنیدنی ست
مهر آمد و تبسمی از جنس نو بهار/روی لبان پاک و لطیف بنفشه هاست
گلبوته های شادی و شور و نشاط و عشق/دسته گلی ست آبی و در دست بچه هاست
مهر [...]