۱۹ بهمن, ۱۳۸۶
گپی با حمیدرضا نصیری یک کاربر گوگل ریدر
نوشته: mehdi در: اينترنت| سينما| عمومی| وبلاگنویسی| کارتون
گوگل ریدر برای ما ایرانیها و اصحاب وبلاگ چیزی مثل «عصای دست» شدهاست که هر کجا که سرک بکشی اثری از آن در وبلاگهای فارسی خواهی دید. از لوگوهای Add to Google reader تا لیستهای Share شده (تشریک شده) و اخیرا هم بلاگرولهای مبتنی بر گوگل ریدر.
و اما این اواخر، ارتباط اجتماعی گوگل ریدر هم برای خودش خیلی ترکاند! و لیستهای تشریک شده توسط دوستان در بین وبلاگهای فارسی به شدت استقبال شد. و البته خرق عادتهایی داشت و نکات مثبتی برای ما فراهم کرد، همچنان که نکات منفیای هم دارد. شاید باگ رفتاری بین کاربران. مانند مطالب تشریک شده از خود، تعداد تشریکهای بسیار زیاد در روز، مطالب به دردنخور برای دیگران، استفاده از تشریک به صورت پتیشن (!) و شاید هم اگر اغراق نباشد هوچی گری فیدی.
من به عنوان کسی که هر روز وبلاگ میخوانم و در واقع قسمتی از کسب وکار روزانه من فید وبلاگها است (به دلیل انجام کارهای سایت دودردو) باید در خواندن سریع باشم و برای همین اساس کار دودردو و من روی گوگل ریدر است و فیدهای اشتراکی دوستان را با دقت دنبال میکنم، چون تا قبل از این من مجبور بودم اغلب مطالب دودردو را بخوانم و به آنها که لازم است لینک بدهم، ولی الان علاوه بر چینش شخصی خودم (و البته دوست عزیزم کبریا) از فیدهای اشتراکی دیگر دوستان هم بهره میبرم.
امروز به ذهنم رسید که اگر بشود با چند نفر از دوستانی که از فیدهای اشتراکیشان استفاده میکنیم حرف بزنیم. بدون هیچ دلیل خاصی از حمیدرضا نصیری عزیز برای این گپ دعوت کردم.
همانطور که میدانید حمیدرضا نصیری کاریکاتوریست و طراح وب و بلاگر و ادمین سایتهای خودش است که برای نشریات کاریکاتور میکشد، برای اشخاص سایت درست میکند و برای بلاگرها وبلاگ طراحی میکند. پلتفرم مورد علاقه او Movable Type است و اغلب سایتهاش را با امتی میسازد. در طرحهایش رنگهای قهوهای و سبز روشن و تمهای کافهنادری (نوستالژیک) برای وبلاگهایی که میسازد جلب توجه میکند و نکته مهم در طراحی وبلاگها و وبسایتهایی که ساخته است اهمیت دادن به فید است، او فید را خوب میشناسد و اهمیت آن را درک میکند و در کارهایش به خوبی از آن استفاده میکند.
فکر میکنم حمیدرضا از adsl استفاده میکند و اغلب اوقات آنلاین است. و از گوگل ریدر هم خوب استفاده میکند. اگر بیخیال سئوالهای معمول و تعاریف گوگل ریدر و فید بشویم، بریم سر سئوالهایی که ییهو به ذهنمان میرسد:
الف) مسلما شما حین انجام کارهای مختلف سری به گوگل ریدر میزنید و پروسه خواندن شروع میشود، علاوه براینکه میخواهم از عادات فیدخوانی شما بپرسم، میدانم که برخی مطالب فرهنگی هنری و فنی را در لینکدونی وبلاگت پست میکنی و برخی دیگر را که تعدادشان بیشتر است در خود گوگل ریدر شیر میکنی، چه چیز باعث میشود حس کنی یک مطلب لزوم share کردن را دارد؟ و چه المانهایی برای «توصیه یک مطلب به دوستان» مهم است؟
حمیدرضا: چند تا صفحه هستند که همیشه توی فایرفاکس برای من بازند، یکی از آن صفحه های همیشگی جی میل است و بغل دستی اش؛ گوگل ریدر. بدی ـ در واقع خوبی ـ گوگل ریدر این است که مثل اینباکس آدم می ماند، چه در ظاهر و نحوه ی نمایش فیدها، و چه در تایتل صفحه که تعداد فیدهای خوانده نشده را نشان می دهد. و خب فکر کنم بعد از یک هفته استفاده از گوگل ریدر، هرکسی قبول کند که این مطالب «خوانده نشده» رابطه ی مستقیمی با وجدان آدم دارد و مثل ایمیل های خوانده نشده جلوی چشم آدم است و نمی گذارد تمرکز داشته باشی. و به خاطر همین وقتی دارم دیزاین می کنم اولین کارم این است که گوگل ریدر را ببندم! در نتیجه تقریبا در طول روز، گوگل ریدر را مرتب چک می کنم.
اما اینکه چه چیزی باعث شیر کردن یک مطلب می شود… اگر پدربزرگ گوگل ریدر را همین لینکدونی های وبلاگ های خودمان بدانیم، گوگل ریدر، خیلی خبری تر/ اجتماعی تر است. مخصوصا برای آدم هایی مثل من که وبلاگ نویس های تنبلی هستند. به همین دلیل لینک های خبری و اتفاق های روز را دیگر کمتر در وبلاگ می گذارم و زحمتش را می دهم به گوگل ریدر، مگر اینکه خبر مهمی باشد و بخواهم بیشتر دیده شود. علاوه بر این، گوگل ریدر یک جور ساده انگاری هم در خودش دارد. یعنی شیر کردن در آن، راحت تر از لینک دادن در وبلاگ است. اما خب باید اعتراف کنم از رفقایی که زیادی دچار تساهل می شوند هم چندان دل خوشی ندارم!
مطالب شیر شده هرکس، مثل وبلاگ آن آدم، شبیه خودش است و سلایقش. این نکته به نظرم در شیر کردن ـ و وبلاگ نوشتن ـ خیلی مهم است؛ حداقل برای من.
ب) میخواهم بدانم چقدر از پیدا کردن مطالبی که باید منتشر یا ترجمه بکنی (در هر سایت یا نشریه یا وبلاگی که ممکن است شما براش مطلب تولید کنید) با فید+گوگل ریدر انجام میشود؟ دستهبندیهایی (Folder, Tag) که کردهای چقدر موثر است؟ از لیستهای اشتراکی چه استفادههایی میکنید؟
حمیدرضا: واضح ترین و به نظر من مهم ترین حسن گوگل ریدر این است که هر چه دوست داشته باشید را به سلیقه ی خودتان برای تان از گوشه و کنار وب جمع می کند. مخصوصا برای کاربرهای ایرانی که پرسرعت ترین ارتباط شان با شبکه، در نظر فرنگی ها، چیزی است در مایه های کشف آتش بعد از فوت ادیسون، این مزیت خیلی به کار می آید. یک نکته ی دیگرش هم این است که در طراحی سایت های ما، معمولا مطالب تازه و مهم بعد از چند روز گم می شوند، که خب در این باره هم گوگل ریدر یک رفیق بی کلک است. همه ی اینها باعث می شود کسی که از گوگل ریدر استفاده می کند، استفاده اش از اینترنت بهینه تر شود و مطالب مورده علاقه اش را کمتر از دست بدهد. ولی هنوز با یک چیز نتوانسته ام کنار بیایم و آن هم اضافه کردن فید سایت هایی مثل بالاترین و هفتان و دودردو به گوگل ریدر است. به نظرم این سایت ها هم خانواده ی گوگل ریدر اند و در هم آمیزی شان نتایج یوزرپسندی ندارد. شاید هم باید خروجی های متفاوتی برای این گونه سایت ها پیدا کنیم.
فولدرهای گوگل ریدر من هم، سه تا بیشتر نیست؛ سایت های خبری، وبلاگ ها و مطالب شیر شده ی دوستان. به نظرم این تگ ها، آن قدر که در جی میل معرکه است و زندگی آدم را دگرگون می کند، در گوگل ریدر کاربرد ندارد. یا شاید من خیلی حوصله ندارم که ریزتر و دقیق ترشان بکنم.
ولی از وقتی لیست های اشتراکی کانتکت های هر کس، خودکار به گوگل ریدر اضافه می شود، دنیا جای بهتری برای زندگی شده است. مثال روشنش برای خودم وقتی ست که زمان زیادی برای خواندن ندارم و بین گشتن در ۲۵۰ مطلب تازه و ۷-۸ مطلبی که یکی از دوستان مورد اعتماد، شیر کرده، بدون شک دومی را انتخاب می کنم.
ج) از فعالیتهای اصلی شما کمیک و کاریکاتور است، برای عکس خوب گرفتن عکس خوب دیدن خیلی مهم است، آیا برای کارتون هم اینچنین است؟ آیا سایتهای کارتون فیدهای خوبی دارند؟ فید را درک میکنند؟ ایدههای مطرح شده در این فیدها چطور؟ آیا شده از آنها الهام بگیری برای کارهای دیگر؟
حمیدرضا: من و تقریبا همه ی کارتونیست های دیگری که می شناسم، کاریکاتور و کارتون را با دیدن کارهای دیگران و کپی کردن یاد گرفته اند. اصلا به نظرم آن قدر که کپی کردن و دیدن کارهای دیگران می تواند یک نفر را کارتونیست کند، یک استاد و چند دوره کلاس نمی تواند به او کمک کند. اما سایت های کارتون ما و ارتباط شان با مظاهر وب ۲ چیزی در حد فاجعه است. این مشکل هم فقط در فید های شان نیست، دیگر بخش های همین سایت ها هم چنگی به دل نمی زند. یک بخش این مشکل به وب مسترها برمی گردد و بخش بزرگترش به مخاطبان این سایت ها. من گرافیست ها و مدیران هنری عزیزی را می شناسم که طرح پیشنهادی شان برای بیلبورد و آگهی روزنامه و دور زمین فوتبال، هیچ فرقی با وب سایتی که طراحی می کنند ندارد. و خب طبیعی ست که از این دوستان نمی توان انتظار آر اس اس و اتم داشت.
د) حمیدرضای عزیز فیلم بین حرفهای هستی نه؟ خب میخوام بپرسم فید+گوگل ریدر با فیلم دیدن شما چقدر ارتباط دارد؟ آیا جامعه فیلمبینها با فید کنار آمدهاند؟ چه فکر میکنی در این باره؟
حمیدرضا: فکر نمی کنم تفاوت خیلی زیادی داشته باشد استفاده از فید در بخش های موضوعی با استفاده اش در حالت های کلی تر. اما مشکلی که سایت های کارتون و کاریکاتور دارند و درباره اش صحبت کردیم، در بین سینمایی ها ـ چه خود شاغلان در سینما و چه خبرنگارها و منتقدهای این حوزه ـ هم هست و خیلی هم بیشتر نمود دارد. از بین این همه مجله های رنگارنگ سینمایی، محض رضای خدا، یکی از آنها هم سایت ندارد. همه شان هم فکر می کنند که تا سایت شان راه بیفتد و مطالب شان را در آن بگذارند، تیراژشان نصف می شود. حالا این را قیاس کنید با نمونه های غیر ایرانی.
در بین سایت های سینمایی فارسی زبانی هم که می شناسم، راستش هیچ کدام را حرفه ای و قابل توجه نمی دانم به جز تا حدودی «پایگاه خبری فیلم کوتاه».
هـ) از اینکه مطالب تشریک شده توسط شما در وبلاگهای دیگر منعکس میشود یا توسط دیگرانی دوباره تشریک میشود و این موج را فرض کنیم شما با انداختن سنگی در دریای وبلاگستان ایجاده کردهباشید چه حسی بهتان دست میدهد؟ یا حتی فراتر از این فرض کنیم شما لینکی بدهید یا شیر بکنید یک مطلب رو که مثلا حتی در رادیو و تلویزیون هم پخش بشود، در اینباره چه فکر میکنی؟
حمیدرضا: بعد از پنج، شش سال وبلاگ نویسی، هنوز دیدن یک کامنت جدید حالم را خوب می کند. شیر شدن مطلبی که من هم شیر کرده ام، تقریبا چنین حسی دارد. مخصوصا وقتی بدانی که دوستت از طریق تو این مطلب را دیده و شیر کرده. اصلا مگر هدف مان از شیر کردن یک مطلب و لینک دادن به آن، چیزی جز بیشتر خوانده شدن آن است؟
و) سئوال آخر، حس عمومیات در مورد وقتی که پای وبلاگها میزاری و عمری که در اینترنت سپری میشه، افکاری که در اثر مطالب وبلاگها به وجود میایند و ذهنیتی که وبلاگستان بهت میده، چیه؟ فکر میکنی چقدر در زندگی آینده نقش داره؟
حمیدرضا: خصوصیت بارز وب ۲ این است که مخاطب به اندازه ی تولیده کننده ی محتوا تاثیرگذار و مهم است. به خاطر همین به نظرم، اگر روزی قرار باشد از وب ۱، تنها یک عنصر را برای ادامه ی حیات در وب ۲ انتخاب کنیم، بدون شک بهترین گزینه وبلاگ ها هستند. اما این به خودی خود برای یک وبلاگ مزیت نیست و نمی تواند آن را تبدیل به جریان کند. اصلاً همین عامل سبب می شود که محتوا بیشتر به چشم بیاید. یعنی هنوز هم مثل دو هزار سال پیش، دلیل برتری و بقای یک رسانه، محتوایی است که تولید می کند و از این نظر هیچ تفاوتی بین رسانه های سنتی و مدرن نیست. فقط شاید به خاطر سلیقه و نوع زندگی مردم هر عصر، توجه و گرایش شان به یک مدیوم بیشتر شود، اما تنها فرم و قالب نمی تواند باعث برتری یک مدیوم شود. به خاطر همین تاثیر وبلاگ ها و نقش شان در زندگی روزمره و این مباحث، بیشتر یک جور «خود تحویل گیری» ست که ما وبلاگ نویس ها بهش دامن می زنیم. وگرنه ادامه ی همان بحث کلی تاثیر رسانه ها در زندگی، نتایج مثبت تری برای علاقمندان این مبحث دارد.



