راستش من برای گپ دوم، دوستی را دعوت کردهام که تازگیها یافتهایم و متاسفانه وبلاگ شخصی (به معنای شخصی) که دیگر وبلاگنویسان مینویسند، نمینویسد. یک چیز جالب در مورد وبلاگها همین شناختهای عمیق از جملات خیلی کوتاه است. و آنجا پیدا میشود که بچههای طنزنویس به جان وبلاگنویسان میافتند. آقا یک آتوهایی از شما میگیرند که شما فقط یکبار آن هم در یک جمله کوتاه بهش اشاره کردهای و آنجاست که میبینی وبلاگت را چگونه میخوانند
بهرام مراوندی گرامی اصفهانی را اولین بار با وبلاگ سفریاش دیدم. او عکسهایی از سفرهایش را در وبلاگ و فلیکرش منتشر میکرد. چندی بعد متوجه شدیم که ایشان مهندس کامپیوتر و ۳۶ ساله، مقیم وین اتریش هستند و بر جاوااسکریپت هم خوب مسلطند.
حضور بهرام در مدت کم یکی دو سال اخیر یک تغییر بسیار مهم ایجاد کرد. و آن تشکیل دو گروه بود. گروهی برای حرکات بسیار مهم تکنیکی در عرصه خدمات فارسی گوگل و دیگری در عرصه فایرفاکس فارسی. همانطور که میدانید قدیمیترین سرویس وبلاگنویسی که مورد استفاده بلاگرهای ایرانی بوده، بلاگر است. ولی متاسفانه بلاگر تا به ماههای اخیر فارسیسازی شکیل و عالیای نداشت. ولی اکنون علاوه بر پشتیبانی کامل از زبان فارسی چه در نوشتن مطالب و چه در نمایش وبلاگها، حتی میشه تاریخ شمسی هم بهش [راحتتر از گذشته] اضافه کرد!
از طرف دیگر فایرفاکس فارسی شده که افزونههای فارسی و منوهای فارسی و… داشتهباشد میتواند کاربران جدیدی را جذب بکند. و به آمار ۱۷ درصدی کاربران فایرفاکس در جهان بیافزاید.
صفر) خب بهرام جان خواهش میکنم از خودتون و فعالیتهاتون بفرمائید تا به سئوالهای دیگر برسیم:
با سپاس از شما از انتخاب این حقیر برای گپ دوم.
نوشته شما انعکاس فعالیتهای من از دید دیگران را نشان میدهد من در قدم اول تلاش میکنم که چند مورد را تصحیح کنم.
اولین وبلاگ من Bahramshar هست که به منظور انعکاس سفرهای انجام شده از سال ۱۹۹۷ تا به حال بود. انگیزه این سایت معرفی کردن کشورهای بازدید شده برای ایرانیها و برعکس بود. من تا به حال به ۲۷ کشور دنیا در ۵ قاره سفر کردهام. با این وبلاگ شما میتوانید در بهرامشهر که یک شهر مجازی است با من به سفر دوردنیا بروید و در آنچه من دیدم و تجربه کردم، سهمی داشته باشید. برعکس یعنی اینکه مردم دنیا امروزه هرکدام یک دیدی از ایرانیها دارند که براساس دیدگاه آنها از دنیا شکل گرفته است و وظیفه من این بود که در مورد کشور خودم این دیدگاه را تصحیح کنم. جملهای که بارها شنیدم این بود که ایران مگر iraq یا همان عراق نیست؟ مگر ایرانیها عربی صحبت نمیکنند و از این حرفها.
وبلاگ فارسی من بهرامشهر است. همانطور که برای شما طبیعی است که در کشورتان به زبان آنجا یعنی فارسی سخن بگویید و بنویسید، اینجا هم همینطور است. این باعث شد که من بدنبال نوشتن این وبلاگ به فارسی و کارهای فارسیسازی و تقویم و غیره بروم. این کار برای کسی که نیمی از عمرش را خارج از ایران بوده ساده نیست. تصور کنید که همین سالنامه هجری خورشیدی چقدر مهم است؟ اولین کاری که یک نفر قبل از ترک کشورش میکند تبدیل تاریخ تولد و تاریخهای دیگر مثل تاریخ دیپلم، ازدواج و غیره است. در حقیقت از همین جا پروسه تبدیلها شروع میشود. بعد باید زبان خارجی یادگرفت و با آن زبان فکر کرد و سپس کار و زندگی کرد. مثلاً شما اینجا از یک ایرانی بپرس امروز به تاریخ هجری خورشیدی چندم است؟ یا امروز چه مناسب ایرانی است؟!
کار اول من افزونه ترجمه فارسی فایرفاکس بود، سپس افزونه برنامههای فارسی فایرفاکس را منتشر کردم. دست آخر سایت موزیلا فایرفاکس فارسی راهاندازی شد.
یک) آووووو چه جالب! ۲۷ کشور. خیلی عالیه، من اصلا فکرش رو نمیکردم. یادتان هست آن اصطلاح کارتونی؟ پشت این ستاره حلبی قلبی از طلا نهفتهاست؟ میشه به شما هم گفت که پشت این آیدیاینترنتی کولهباری از سفر نهفته است :))
بیایید در مورد فارسی سازی حرف بزنیم و البته گوگل و ارتباطش با زبان فارسی.
تاریخچه فارسی سازی از آنجا شروع شد که بالاخره دنیای نوشتار فارسی از عصر سنگ درآمد و از به هم چسباندن تصویرهای حروف برای جملهسازی دست برداشت، و از نوشتن فارسی با قلمهای نصب شده در ویندوز استفاده کرد. ابتدا با کد عربی نوشته میشد و سپس از یونی کد استفاده شد. یونیکد را مجموعهای از تمام حروف زبانهای دنیا تصور کنید. از آنجا اصلا نوشتن به فارسی امکانپذیر شد و اولین کار من شروع ترجمه صفحههای گوگل بود. این کار با شرکت چندین دوست دیگر انجام شد. فکر کنم سال ۲۰۰۲ بود. اولین باری که صفحههای جستجوی گوگل به فارسی را دیدم، احساس غرور به ایرانی بودنم داشتم! جالب است بدانید که تا قبل از شروع این ترجمه گوگل صفحههایش را به یونیکد نمایش نمیداد، و در حین انجام ترجمه فارسی و مکالمه با گوگل تصمیم به تغییر کلی صفحههای نمایشی گوگل به یونیکد گرفتیم. این کار زمان بسیاری میگیرد. تصور کنید که همه سیستمها از صفحه اصلی گرفته تا ابزارهای پشت صحنه از جمله دیتابیس، ایزار ویرایشگری و غیره باید به یونیکد برگردند. چند ماهی گوگلیها مشغول این کار بودند.
کار تبدیل تاریخ میلادی به هجری و برعکس با استفاده از جاوا اسکریپت را مدیون آقای حبیبی هستیم. من با استفاده از آن سالنمای هجری خورشیدی را ساختم و پس از کمی تغییر این سالنما برای نمایش تاریخ نوشتههای بلاگر به هجری خورشیدی قابل استفاده بود و در بهرامشهر معرفی شد. آقای منیری از این برنامه استفاده کردند و در وبلاگشون آن را معرفی کردند. پس از چندی پارسال نقشه سال تحویل را برای سراسر دنیا درست کردم. فراموش نکنید، ما ایرانیها همه جای دنیا هستیم. برای امسال این نقشه را آماده شده و در این لینک است.
این خیلی جالب شد! یونیکد واقعا تغییر بسیار مهمی در جهان اینترنت بود و اگر همین یونیکد UTF-8 وضع نیمشد ماها هنوز هم برای فارسی نوشتن در سیستمهای عامل مشکل داشتیم. مانند زمان «پارسا-۹۹» و «پروین» که فارسیسازیها براساس کدپیج ۱۲۵۶عربی برای ویندوزهای ۹۵ و ۹۸ و انجام میشد… (راستی یک چیزی یادم افتاد! بچههایی که در ایران هستند و با صفحه آبی فیلترینگ هرروز مواجه میشوند، براشان جالب خواهد بود که انکودینگ اون صفحه چیه؟)
دو) بعد درست رفتیم سر بحث اصلی و حضرت گوگل، همانطور که با شگفتی از کیفیت زندگی و کار در گوگل میگویند، ارتباط گوگل با Freelance هایی مثل شما که خارج از گوگل به توسعه ابزارهای وب کمک میکنید چطور است؟ ارتباط مستقیم است یا به فرومهای ارتباطی محدود است؟
گوگل ابتدا برای گسترش، ترجمه صفحه اصلی خود را به هر زبان دلخواه و البته با کمک داوطلبان شروع کرد. بعضی از این زبانها حتی تخیلی هستند. امروزه این صفحه به ۱۱۷ زبان دنیا ترجمه شدهاست. سال ۲۰۰۱ این ترجمهها شروع شد و من داوطلب برای زبان پارسی شدم. امروزه این کار حداقل برای زبان پارسی بوسیله مترجمهای حرفهای استخدام شده انجام میشود و ترجمه بلاگر کار اخیر آنهاست. استخدام شدن در گوگل مانند شرکتهای دیگر شرایط خاص خودش را دارد و ایرانیهای زیادی هم فعلا آنجا استخدام هستند، از جمله پزشک گوگل. ارتباط ما از طریق جیمیل بود.
یک چیزی هم من یادم آمد در مورد تاریخچه فارسیسازی اینترنتی، اولین بلاگر ایرانی، سلمان بزرگ، در اولین پست وبلاگش سعی میکند کلمه «وبلاگ» را تبیین کند و به «وبنوشت» ترجمه بکند و توضیح بدهد. این خیلی حرکت و پست اول جالبی است، چرا که یکجوری ژنتیک و پشتزمینه ذهنی ایرانیها را در برخورد با تکنولوژی روز نشون میده. که اول سعی میکنند در ریشههای دور خودشان دنبال نکات مشترک بگردند (مثلا فلان حکایت را پائولو کوئیلو از مولوی برداشت کرده) و اثبات بکنند که ایرانیها در قدیم خیلی توپ بودهاند، بعد اگر همچو چیزی پیدا نشد، سعی در ترجمه و بومیسازی میکنند. … بگذریم. خیلی جالبه به هر حال.
سه) آیا آماری داریم که چنددرصد کاربران از نرمافزارهای فارسیزبان (مانند فایرفاکس فارسی) یا وب-ابزارهای (Web Application) فارسی مانند صفحات گوگل و بلاگر به جای صفحات پیشفرض انگلیسی، استفاده میکنند؟ و حس عمومی شما در اینباره چیه؟ ارتباط «فارسی بودن محیط» و «جامعه اینترنتی ایران» رو چطور ارزیابی میکنید؟
استفاده از زبان فارسی در یک نرمافزار کمی تلاش احتیاج دارد. امروزه همه نرمافزارها در ایران در حالت پیشفرض انگلیسی هستند. یعنی نوشتن و خواندن از چپ به راست . زبان فارسی کاملاً برعکس است. منوها از راست به چپ میشوند و باید از راست به چپ خوانده و نوشته شود و همینطور در متنهای مخلوط با لاتین این جهتها باید رعایت شوند وگرنه استفاده از زبان فارسی دشوار میشود. این مشکل در تمام زبانهای راست به چپ وجود دارد. درحال حاضر نرمآفزارهای زیادی فارسیسازی شدهاند (اول Windows XP سپس Office 2003 و نرمافزارهای کدآزاد و غیره) ولی آمار گویایی از استفاده کنندههای آن در ایران در دست ندارم.
به نطر من تصمیم استفادهکردن از نرمافزار فارسی بستگی به نوع استفاده از آن دارد. مثلا نرمافزارهای بلاگنویسی به فارسی بیشتر استفاده میشوند تا Windows فارسی که تمام محیط آن فارسی هست. علت ایجاد افزونه ترجمه فارسی فایرفاکس هم همین بود که کاربران به صورت دلخواه آن را به مرورگر خود اضافه کنند یا به حالت پیشفرض برگردند. مورد دیگری که به چشم میخورد، استفاده از واژههای خارجی در زبان فارسی است. این واژهها بیشتر فنی هستند و پس از تبدیل آنها به حروف فارسی، وارد جملهها و گفتار روزمره میشوند. برعکس این قضیه هم بیشتر در کشورهای خارج دیده میشود که واژههای فارسی پس از ورود به زبان آن کشور با حروف آنها نوشته میشود، مانند زبان Pinglish. به نظر من در هر دو مورد بایستی فقط از یک زبان استفاده شود و واژههای خارجی حداقل بایستی به زبان اصلی نوشته شوند. برای ترجمه فایرفاکس ما از واژهنامه مرجع استفاده کردیم، شاید در چنین شرایطی مورد استفاده قرار گیرد.
چهار) آره دقیقامساله مهمی مطرح شد و آن اصرار ترجمههای اصلی خارجی به پایبند بودن به واژههای تخصیصی فرهنگستان زبان فارسی است، برای مثال یکی از بهترین و روانترین کلماتی که از فرهنگستان درآمده و اتفاقا رسانههای فارسی خارجی هم ازش استفاده میکنند، «تارنما» به جای WebSite است، کلمهی بدی نیست ولی آدمهای اینترنتی چندششان میشود! مورمور میشوند به جای ایمیل بگویند «رایانامه» به جای کامپیوتر بگویند «رایانه» (هرچند نسلی که اکنون در مدارس ابتدایی و راهنمایی است به کلمه رایانه آشناتر است تا به کامپیوتر). داخل پرانتز یک چیزی هم اشاره بکنم و آن تکیه صرف بر زبان فارسی است در معادل یابی برای لغات انگلیسی، در حالی که ما در ایران زبانهای بومی دیگری داریم که به اندازه فارسی توانایی زایش کلمات دارند. ولی کنار گذاشتهشدهاند. از طرف دیگر فرهنگستان به عربی هم دربست احترام قائل است و کلمات عربی را پاکسازی نمیکند، (که حتی مسئولین دولتی استفاده از اصطلاحات عربی را نوعی کلاس میدانند!) که باعث بازخورد بد ملت مشود. نظر شما در مورد کار فرهنگستان و خروجی کلماتش چیه؟ کاربردی هستند؟
زبان کلید اصلی درک یک فرهنگ هست. فرض کنید این کلید داخل یک لیوان آزمایشگاهی باشد و واژههای نو عناصر ورودی به این لیوان. پس از چندی واکنشهایی در این لیوان انجام میشوند. آزمایشگر میتواند با تغییر شرایط اطراف مثل دما یا هم زدن مواد داخل لیوان، سرعت و نحوهی واکنش را تغییر دهد و سرانجام حاصل کار به وجود میآید که زبان مورد استفاده ماست. این واکنشها پی در پی در حال انجام هستند و این فرآیند باعث تغییر زبان میشود. لیوان ذکر شده جامعه ماست و عناصر ورودی، واژههای نو هستند که بدون پردازش وارد زبان میشوند. آزمایشگر گروهی هستند که باید این واژههای نو و یا واژههای موجود را ارزیابی کنند و دست آخر حاصلی به وجود میآید که شما فرمودین. مثلا نسل جوان از واژههای رایانه یا شناسه استفاده میکنند و نسل پیش از واژههای خام و پردازش نشده استفاده میکنند و در حقیقت این واژهها برای آنها جا افتادهاست و نسل پیشتر همچنین واژهای به گوشش نخوردهاست و برای مثال از نام خیابانهایی استفاده میکند که ۳۰ سال است عوض شدهاند. خوب کدام یک از این افراد درست فکر میکنند؟ واژهها اگر مثال آزمایشگاه را استفاده کنیم، در هر نسلی جا افتادهاند. این هست که خلق کردن واژههای نو برای جایگزینی واژههای جاافتاده بیفایده است و بوسیله جامعه پذیرفته نمیشود. در مورد زبان عربی (تازی) نیز به همین صورت در زبان ما سالهاست که جاافتاده و شما اگر تلاش کنید یک جمله بدون استفاده از واژههای تازی و جایگزینی آنها با واژههای پارسی بنویسید به همین ترتیب پذیرفته نمیشود. یک کار ولی در این مورد میشود انجام داد. فرآیند صورت گرفتن یک زبان یک طرفه نیست بلکه دوطرفه است. یعنی اینکه تا یک جامعه واژهای را نپذیرد، این واژه جا نمیافتذ. تلاش کنید در هنگام استفاده از واژههای بیگانه دستکم در پرانتز واژه فارسی آن را یادآور کنید، شاید به مرور زمان واژه داخل پرانتز رایج شد و ما روزی بتوانیم به سادگی یک جمله به زبان مادریمان بنویسم. امید را ازدست ندهید.
راست میگویید، پیرمردها دوست دارند به میدان آزادی بگویند شهیاد، و خیلی هم کیفور میشوند از این کار. نمیدانم کدام درست فکر میکنند. مساله به زمان مربوط است و یک روزی درست میشود. انشاءالله (اگر خدا بخواهد - ترجمه به توصیه شما ؛)
امیدوارم سوء تفاهم بوجد نیامده باشد. منظور من این نبود که انبوه واژههای بیگانه در زبان ما به ویژه واژههای عربی درست است و مردم باید از آنها استفاده کنند، منظور من این بود که آنها جا افتادهاند و اگر کسی تلاش کند فقط از واژههای انگلیسی یا پارسی استفاده کند، در حال حاظر پذیرفته نمیشود. واژههای زبان مادری ما شوربختانه فراموش شدهاند و ما باید آنها را دومرتبه زنده کنیم.
آره متوجه منظور شما شدم. اتفاقا یک وبلاگهایی داریم که به زبان هووخشتره حرف میزنند! و چون کسی درکشان نمیکند، معمولا ناراحت و عصبی هستند.
پنج) از خواندن و نوشتن وبلاگ برایمان بگو. از چه ابزارهایی برای نوشتن و خواندن و دیدن وبلاگها و سایتها استفاده میکنید؟ در این گپها من دوست دارم عادات کاربری را بپرسم. از چه سایتهای خبری استفاده میکنید ؟و چطوری؟
من از ابتدا از Blogger استفاده میکردم. برای ویرایش وبلاگ فارسی مشکلهای زیادی از اول بود. مثلا نوشتن متنهای فارسی و لاتین و نمایش درست آنها یک مشکل بود. من فکر کنم از زمانی که بلاگر به فارسی ترجمه شدهاست به راحتی برای هرکاربری نوشتن وبلاگ به فارسی ساده باشد. در مورد عادتهای کاربری نکته مهمی را ذکر کردید. قانون اول وبگردی من این است که به صورت گسترده باید انجام شود و هیچ موقع در یک جا و سرویس ویژه نباید معتاد شد. برای مثال هیچ موقع دوست نداشتم معتاد سرویسهایی مانند Orkut, Facebook, Twitter یا حتی Google Reader بشوم. فکر کنم هر کسی خودش بایستی متوجه شود که آیا از سرویس مورد نظری چیزی جذب میکند یا اینکه این سرویس برایش یکنواخت شدهاست. چند وقت سایت بالاترین مشکل فنی داشت و بعضیها نوشته بودند که ما به این سرویس وابستهایم و گله کرده بودند. فکر میکنم که در مورد سرویسهای گوگل هم همینطور باشد. برای مثال Google Reader را در نظر بگیرید. بیشتر کاربرها به مرور زمان بیش از ۱۰۰ جا مشترک هستند و اگر بالاترین و دودردو را هم اضافه کرده باشند بایستی روزانه بیش از ۱۰۰۰ تا نوشته دریافت کنند.
من بالاترین و دودردو را به وسیله سرویس aideRss استفاده میکنم و پرخوانندهترین آنها را مرور میکنم. سپس در دستهبندیهای مورد علاقهام آخرین اخبار را در Google Reader مطالعه میکنم.
آقا این سرویس AideRSS خیلی چیز جالبی است. من ازش استفاده نکرده بودم و الان تستش کردم.
برای دریافت اخبار فنی و اجتماعی از رسانههای محلی استفاده میکنم و سپس رسانههای فارسی و انگلیسی زبان را مرور میکنم.
شش) من همیشه برام همین رسانههای محلی برای یک ایرانی مهاجر سئوال بوده. مثلا در شهر و محله زندگی در وین یک لوکال جدید است، در حالی که اصفهان یک لوکال قدیمی است، اینو چطوری رفع و رجوع (Handle) میکنین؟ بخصوص پیگیری اخبار محلی و افراد و اتفاقات… مثلا تعقیب اخبار مترو اصفهان و آثار باستانی رویش مهمتر است یا انتخاب شهردار وین؟
شما باید سه نکته را درنظر بگیرید:
۱- سن شخص در هنگام مهاجرت. این سن هرچه کمتر باشد باعث میشود که جامعه نو را سریعتر بپذیرد.
۲- فاصله زمانی دور بودن از میهن. پس از چندین سال طبیعی است که اخبار ایران کم رنگتر میشوند.
۳- شرایط زندگی در خارج از کشور.
به مرور زمان رخدادهای ایران کمتر دنبال میشوند و بایستی به تحولات محل زندگی توجه شود. در نظر داشته باشید که اگر ترک کشور به صورت اجباری انجام شده باشد، این امر سریعتر انجام میشود، به صورتی که پس از چند سال بعضیها حتی فارسی هم صحبت نمیکنند. این کاملا عادیست، به دلیل اینکه گنجینه واژههای فارسی به مرور زمان فراموش میشود و واژههای زبان جدید جایگزین آنها میشوند.
انتخاب شهردار وین برای من مهمتر است برای اینکه بعنوان یک شهروند و کسی که حق رای دارد، انتظار دارم که شخص مورد علاقهام انتخاب شود، چون این امر تاثیر مستقیم برروی کیفیت زندگی آینده همه دارد. از طرف دیگر من تا زمانی که اصفهان را ترک نکرده بودم، آثار باستانی این شهر زیبا را به صورت کامل ندیده بودم. در سفرهای گذشته بیشتر به بازدید این آثار در اصفهان، شیراز ، تهران و رامسر پرداختم.
هفت) بهرام عزیز برویم سر بحث کارهای اینترنتی، یکی فعالیتهای مهم شما موزیلا فایرفاکس فارسی و مستندات مربوط به آن و بلاگر، میخوام بپرسم روند کار، (نحوه ارتباط میان گروهی و پیشروی پروژهها) چطوریه؟ و خیلی دلم میخواد بدونم نیازسنجی کاربران را چطوری انجام میدین؟
برای محلی کردن یک نرمافزار، پس از ترجمه بایستی مستندات مربوط به آن را نیز منتشر کرد. ترجمه غیر رسمی فایرفاکس آبان ۱۳۸۵ به صورت افزودنی بسته زبان فارسی منتشر شد و سپس آغاز به طراحی سایت موزیلا فایرفاکس کردیم و چندی پیش این سایت توسعه یافته و بخشهای دانشنامه، افزونههای فایرفاکس، سیاره فایرفاکس و وبلاگ خبری اضافه شدند. پروژه پرشین فایرفاکس نیز همزمان آغاز شدهبود که چندی پیش اعضای آنها به گروه ما پیوستند. ترجمه فایرفاکس برای اولین بار برای نگارش ۱.۰۸ انجام شدهبود. مترجم این پروژه نیز عضو گروه ماست.
کار بلاگر من با ساخت تقویم هجری خورشیدی نمایان شد و پس از راه افتادن بلاگر پارسی من هم فعالیتم را در این گروه شروع کردم.
فارسی سازی نرمافزارهای کدآزاد مدتی هست که مهمتر شده و شما شاهد پروژههایی نظیر Blogger ، Ubuntu ،WordPress و غیره هستیم. هدف مشترک این پروژهها فراهم کردن این نرمافزارها و بومیسازی آنها برای ایرانیان است. ارتباط میان گروهی بین ما و بلاگر بوسیله گروههای گوگل ما انجام میشود و ارتباط با گروههای دیگر آغاز شده و امیدوارم در آینده بیشتر شود.
امیدوارم که در آینده نزدیک شاهد یک پرتال برای معرفی همه نرمافزارهای فارسی شده باشیم که برای کاربران فارسی زبان موجب آشنایی آسانتر آنها باشد. فراموش نکنید که این پرتال برای همه ایرانیهای ساکن در داخل و خارج از کشور است.
هشت) پیشنهاد و ایده بسیار جالبی است، کاری رو شروع کردین تا حالا؟ البته همانطور که میدانید دولت ایران هم در چند سال گذشته چندین میلیارد تومان برای سیستم عامل ملی و پروژههای زیردست دیگر در تکفا تلف کرده و هیچ چیز ملموسی (جز مثلا لینوکس شریف ؛ یک بومیسازی از یک توزیع از گنو/لینوکس) ندیدهایم، در مقابل کارکردهای افراد مستقل و داوطلبانه را در بومیسازی خیلی موفقتر میبینیم. آیا به گفتگو با مسئولان تکفا یا امثال اینها فکر کردین؟ نظرتون در این باره چیه؟
هدف اینه که مردم ایران در هرکجا که هستند از حاصل این فعالیتها میتونند بهره ببرند. از طرف دیگر این قدم همبستگی بین ایرانیان در بعد نرمافزارهای کدآزاد را نشون میده. همکاری بین این پروژهها میتونه موجب همساز شدن این حرکت و پشتیبانی بین آنها بشه. این کار قدم به قدم پیش میره و هدف آن همبستگی بین همه پروژههای فارسی سازی نرمافزارهای کدآزاد هست و در آینده نزدیک باید با همه آنها گفتگو را آغاز کنیم. بعضی از وبلاگ نویسان این کار را شروع کردهاند و شما شاهد بخش پشتیبانی سایتهای بالا هستید.
در مورد «حمایتهای» احتمالی دولتی چی؟
معمولاً فعالیتهای کدآزاد مستقل هستند و از حمایتهای افراد داوطلب بهره میبرند.
در مورد «خطرات و آسیبهای» احتمالی دولتی چی؟ مثلا همانطور که میدونید واردات خودرو به دلیل حمایت از تولید داخلی خودرو با عوارض گمرکی بالا و محدودیتهای زیاد روبرو است. حالا بیایید یک فرض محال بکنیم. و یک روز صبح دولت بیدار بشه و بگه که به جز سرویسهای وبلاگ x و y بقیه در ایران مسدود میشود. آن وقت چه؟
در حال حاضر هم سایتهای زیادی بسته هستند و مردم باز هم به کارشون ادامه میدهند. احتمال اینکه اینترنت جهانی تبدیل به شبکههای اینترنتی منطقهای مستقل بشه از اول هم بود. برای مثال شما شبکههای چین، روسیه و کشورهای عربی را در نظر بگیرید.
آره حق باشماست کاربران همیشه یک پله جلوتر از سدها حرکت میکنند و این امیدوار کننده است.
بهرام عزیز بسیار ممنونم که وقت گذاشتید و از خودتون و تجربههاتون برای ما گفتین. پیشآپیش سال خوبی براتون آرزو میکنم و امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشین.



