گپ سوم با بانوی معمار بلاگر
برای گپ سوم یک بانوی محترم معمار را دعوت کردم که درباره چیزهایی که هنوز نمیدانم چیستند حرف بزنیم ![]()
بانو حمیرا یک معمار میانسال ایرانی است که به اتفاق مهربان همسر در تهران زندگی میکند و اولین بار ایشان را از وبلاگ «همیشه در حال ساخت»شان شناختم. اولین نکته مهم اینجاست که ایشان به شدت به انگلیسی مسلطند و در مقابل به ادبیات ایران و زبان سلیس فارسی هم مجهزند.
بزرگترین علاقهی اینترنتی ایشان پیگیری اخبار مربوط به ایران در رسانههای انگلیسیزبان است. جالبی کار اینجاست که این بانو به مقابله به مثل در مقابل سیاهنمایی رسانههای خارجی در مورد خطر ایران، یک حرکت جالب میکنند و آن پوشش فرهنگی-هنری ایران و ایرانیان در وبلاگشان است و از طرف دیگر شرکت در پتیشنها و ارسال ایمیلها و تلاشهای ضدجنگ اینترنتی و صلحدوستی و هر کاری که اغلب وبلاگنویسان دیگر ازش نا امید شدهاند، کار روزانهی بانو است و هیچ خسته نمیشود از فوروارد کردن این ایمیل و آن خبر و این سایت و آن وبلاگ.
اغلب مواقع بانو ایمیلهاشان را با H E امضا میکنند و بین من و ایشان رسم شده که ایشان را Lady H خطاب بکنم و اینجا هم خیلی دوست دارم که ایشان را بانو خطاب کنم که حس خوبی بهم میدهد. بانو البته خارجه تحصیل کردهاند ولی آن موقعها برای بودن کنار مادر به ایران برگشتهاند و کار معماری را پیش گرفتهاند. (آن کتاب زویا پیرزاد را خواندید؟ همان که یک خانم معمار افسانهای داشت؟ البته این بانوی ما مثل آن سوپر-زن قرار نیست خیالی باشد. او واقعی است و وجود دارد. همین خودش خیلی است. بودن.)
صفر) آره بانو، دوست دارین بیشتر از خودتان بنویسید؟ از اینکه چه کارها کردین و چه کارها در سر دارین؟
آفا روبوی عزیز، با تشکر از لطف و سایتهای خوب شما، زندگی من عبارت از کار، رسیدگی به روزمره و زنگ تفریح من سیر سفر در اینترنت است. رسیدگی به روزمره من در حد حداقل است یعنی متاسفانه از غذاهای لذیذ ایرانی خیلی خبری نیست، کارم در حال حاضر یک سری ﭘروژه های کوچک خصوصی از طریق یا برای دوستان و آشنایان است.
یک) بعد میخوام از عادات وبلاگخوانی و وبلاگنویسی شما بپرسم؟ مصرف اینترنت شما چقدر است؟ چند ساعت در روز مطالعه اینترنتی دارین؟ چقدر فارسی چقدر انگلیسی؟ از چه ابزارهایی استفاده میکنید؟ حستان در مورد وقتی که روی اینترنت میگذارید چیه؟
اینترنت جذبه خیلی زیادی برای من دارد: در خانه خود با بای برهنه نشسته اید و دنیا در دسترس شماست. البته مدتی طول می کشد تا هرکسی سایت های باب دندانش را بیابد. مصرف اینترنت من خیلی زیاد است. و تقریبا تمام ساعات بیداری و در منزل، بقول یک طنزنویس، جزو امت همیشه آنلاین هستم. حتی وقتی که مشغول به کارهم باشم، اکثرا با کامپیوتر، باز به اینترنت وصل هستم. اهل چت و معاشرت اینترنتی نیستم- شاید به دلیل آنکه دوستانم اینکاره نیستند و بیشتر در حال خواندنم.
در حال حاضر حدودا هفتاد درصد به انگلیسی و سی درصد به فارسی میخوانم. البته این درصد متغیر است و بستگی به خبرهای روز و جذابیت مطالب و یا آشنایی با سایت های جدید دارد.
درمورد ابزار خیلی وسواسی ندارم. راستش اطلاعات زیادی هم ندارم! بیشتر مستقیما به سایت ها مراجعه می کنم. مقدار زیادی google alert برای خودم ردیف کرده ام و اگر یکی دو روز ایمیل خود را نگاه نکنم “این باکس” اون باکس می شود ![]()
از گوگل ریدر هم برای دیدن تعدادی از سایتها استفاده می کنم.
در مورد عادات وبلاگنویسی هم باید بگویم که یک وبلاگ نویس اتفاقی هستم و شاید هم یک وبلاگ نویس واقعی نباشم. به این معنا که مطالب من خیلی شخصی نیستند و بیشتر نقل (تا نقد) مطالب است.
دو) آه جذبه خیلی زیاد! بله دقیقا. و اتفاقا ما نسل کوچکتر از شما سر موضوع جذبه اینترنت مشکلهای خاصی داریم. (اعتیاد مدرن و اعتیاد به اینترنت و اینا) یکی از مشکلات جالب مثلا «هوو» احساس شدن کامپیوتر و اینترنت برای اهل منزل است! یعنی میخوام بپرسم همسر محترم در مقابل هیجانات شما در دیدن یک خبر، یا یک مطلب، وقتی بهشون با هیجانات زائدالوصف تعریف میکنید، چه میکنند؟ هیچ شده دعای «دی سی» برای کامپیوتر منزل بخوانند؟ یا ایشان هم پیگیر و علاقمند بیزینس خبری شما هستند؟
اول خنده! دوما احوال حاج آقا خیلی بهتر از من نیست! آنقدر خسته از کار برمی گردد که دنبال موضوعات جدی نیست. در این سن و سال می تواند مثل بچه ها ساعتها پشت کامپیوتر بازی کند و یا دنبال موضوعات مورد علاقه اش باشد. من با تلویزیون – چه داخلی چه خارجی – میانه ای ندارم. تلویزیون قدیمی ما نصف کانال ها را هم نمی گیرد. هر بار هم که او پیشنهاد داد که فکری برای این قضیه بکنیم با وتوی من روبرو شد. ناچارا او نیز جز کامپیوتر و یا مطالعه سرگرمی خانگی دیگری ندارد. بیشتر از من هم اهل چت با دوستان آنور آبی است.
اگر من با، بقول شما، هیجانات زائدالوصف مطلبی را تعریف کنم به احتمال قوی با یک نگاه گنگ روبرو می شوم که نیم ساعت بعد ممکن است سوال کند: راستی داشتی چی می گفتی؟
باید هم بگویم که انگلیسی او خیلی عالی است. و اگر بخواهم متن طولانی تر از معمول را بنویسم حتما می دهم او بازخوانی کند. تا این حد اجبارا کار مرا دنبال می کند.
سه) تاثیر ابزارهایی که استفاده میکنید در مطالعه و تولید محتوای شما چیه؟ همین گوگل آلرتز چند درصد از محتوای تولیدی شما رو تامین میکنه؟ یا ابزارهای دیگر؟
فکر کنم از ساده ترین ابزارها استفاده می کنم.
هرچیزی که برایم جالب باشد اول از طریق “گوگل” و حتی “گوگل image” سرفصلهایی پیدا میکنم. و یک فولدر درست می کنم و ممکن است ده بیست یا سی چهل لینک را برای مراجعه بعدی نگه دارم.
صفحات ویکی پدیا نیز معمولا آدم را به لینک های خیلی خوبی هدایت می کند.
گاهی مطالبی را که می یابم را در یک فایل ورد Word کپی می کنم که بعد سر فرصت آنرا بخوانم و قسمتهایی که برایم مهم هستند را “high light” کنم و شاید این مباحث جدید را جداگانه search کنم.
در حقیقت همان کاری را که آدم در یک برنامه تحقیقاتی انجام می دهد. آلان که می نویسم متوجه می شوم که تفریح و کارم خیلی مشابه هستند!
و نهایتا از طریق بلاگ خود سعی می کنم الینکهایی که به نظرم جالب هستند را در اختیار بقیه قرار دهم. و یا برای رجوع بعدی خودم نگه دارم.
اگر مطلبی جذبه بیشتری داشت یک کوگل آلرت comprehensive هم درست می کنم.و در صورت امکان لا اقل هر روز نگاهی به سرفصلهای آن می اندازم. خیلی از آنها تکراری هستند در غیر آنصورت اگر موضوع جالب بود پست قبلی را به روز می کنم. به طور کلی بیشتر از اطلاعات موجود روی نت استفاده می کنم.
ابزار برایم فقط ابزار است. و به اصطلاح دنبال “ابزار برای ابزار” بر وزن “هنر برای هنر” نیستم.!
سئوال رو یک جوری عوض بکنیم. دوست داشتین چه نوع ابزاری داشتهباشین که کار خواندن و پیدا کردن محتوای مورد نظر راحتتر میشد؟
راستش تا به حال به جز مشکل کندی سرعت اینترنت چیز دیگری به نظرم نیامده است. گاهی دوستان لینکهایی به برنامه های مختلفی می فرستند که به دلیل کندی حاصله از خیر آن می گذرم.
چهار) از اطلاعات گوناگونی که به دست میآورید چه نفعی میبرید؟ (مثلا ماها که کارهای طراحی میکنیم، قسمتی از عواید وبگردیمان آموزش طراحی و الگوها و موادخام است) آیا برای شما هم در کارهای تجار

Posts Rss 2.0 
نظرات جدید