قدیس

چشمان سحر
نگاه تورادرسپیده دمان
به اشک مهتاب حواله می داد
گویی خیال داشت
سکوت شب رابشکند
وقدیس نگاهت را
به چهره شب تقدیم کند
وبا چشمان انتظار من
پیوند دهد
تاشاید ترنم باران نگاهت
به رویای خیال من چهره گستراند
ورنگ وبوی بهاری به ان بخشد
حال که سکوت شب
با چشمان سحر
درهم امیخته
خیال دارم پرواز کنم
پرواز کنم وبه نگاه سیاه شب برسم
وباز در پناه سیاهی شب
ان رابه صبح برسانم
پس پیوند این دو چه مبارک است
شب وصبح


Posts Rss 2.0 
نظرات جدید