<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>وبلاگ گروهی دودردو &#187; خسروبیگی</title>
	<atom:link href="http://wp.doxdo.net/author/khosrobaigy/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://wp.doxdo.net</link>
	<description>doxdo.net</description>
	<lastBuildDate>Sat, 13 Feb 2010 20:52:08 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>ایرانسل</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p931</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p931#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 04 Apr 2007 10:56:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p931/</guid>
		<description><![CDATA[در مقطعی که ایرانسل امکان رزرو شماره تلفن توسط متقاضی را در سایت خود قرار داده بود، یک شماره رزرو کردم. ۴۸ ساعت مهلت داشتیم که ۱۵۰ هزار تومان به حساب ایرانسل واریز کنیم و در کمتر از ۱۰ روز هم سیم کارت توسط پست تحویل شد. قبل از پوشش آنتن در اراک، من وقتی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در مقطعی که <a href="http://irancell.ir/">ایرانسل</a> امکان رزرو شماره تلفن توسط متقاضی را در سایت خود قرار داده بود، یک شماره رزرو کردم. ۴۸ ساعت مهلت داشتیم که ۱۵۰ هزار تومان به حساب ایرانسل واریز کنیم و در کمتر از ۱۰ روز هم سیم کارت توسط پست تحویل شد. قبل از پوشش آنتن در <strong>اراک</strong>، من وقتی به <strong><font color="#800000">تهران</font></strong> میرفتم (یا قم) با ایرانسل تماس میگرفتم. چند روز قبل از عید اولین صورتحساب (ماه بهمن) اومد که تا ۱/۱/۸۶ مهلت پرداخت داشت و من چون اراک تحت پوشش نبود، نپرداختم. در صورتحساب نوشته بود که اگر متقاضی سرویس <strong><font color="#ff00ff">Ecare</font></strong> هستید، همین کلمه را به ۱۳۰، SMS کنید و من اینکار را کردم. روز ۱۵ فروردین پیام کوتاهی از ایرانسل حاوی رمز ورود به سیستم کنترل حساب الکترونیکی (E-care) دریافت کردم و با کمک این سیستم توانستم ریز مکالمات را ببینم. نکته مهم در آن اینست که مبنای محاسبه هزینه مکالمه <strong><font color="#ff0000">دقیقه ای</font></strong> است. یعنی اگر شما مثلا یک دقیقه و یک ثانیه صحبت کنید، بایستی هزینه ۲ دقیقه مکالمه را پرداخت کنید! نمیدونم در دنیا اپراتورهای موبایل دیگری هم هستند که اینجوری حساب میکنند یا نه؟! ولی اینو میدونم که اگر ایرانسل (همونطور که روزنامه دنیای اقتصاد چند وقت پیش نوشته بود) به دستور مخابرات مبنی بر محاسبه هزینه مکالمه بر مبنای <strong><font color="#008000">ثانیه</font></strong> عمل نکنه، قطعا مشتریان خودش (منجمله من) رو بزودی از دست میده. البته ممکنه حالا تا چند صباحی ملت به عشق <strong><font color="#408080">MMS</font></strong> مشتری بشن ولی بعد از اینکه این تب در بین مردم خوابید و این سرویس در اپراتور دولتی هم فعال شد، اونوقت یا سیم کارت های ایرانسل مرجوع میشوند و یا اینکه حداکثر به صورت <strong>یکطرفه</strong> (به طرف موبایل !) استفاده خواهند شد. میگید نه! منتظر باشید تا ببینید.
</p>
<p>راستی پیام کوتاه دیگری به شرح زیر دریافت کرده ام:
</p>
<p><strong><em>یک SMS حاوی تنظیمات GPRS برای شما ارسال میشود. لطفا آنرا ذخیره کنید. در صورتیکه رمزی&#8230;</em></strong>
</p>
<p>ولی هنوز SMS فوق الذکر را دریافت نکرده ام!!!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p931/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قیمت ال ۹۰</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p885</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p885#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Mar 2007 08:58:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p885/</guid>
		<description><![CDATA[هفت هشت ماه پیش بود. از شمال میومدم اراک. رادیوی پیکانم را روشن کردم (اینکه یه کارمند رسمی وزارت نفت با بیش از ۱۰ سال سابقه کار و مدرک فوق لیسانس و مربی حق التدریس دانشگاه اونهم در رشته کامپیوتر و اگر هم پیش بیاد اشتغال به کارهای دیگر از قبیل مشاوره و آموزش و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هفت هشت ماه پیش بود. از شمال میومدم اراک. رادیوی پیکانم را روشن کردم (اینکه یه کارمند رسمی وزارت نفت با بیش از ۱۰ سال سابقه کار و مدرک فوق لیسانس و مربی حق التدریس دانشگاه اونهم در رشته کامپیوتر و اگر هم پیش بیاد اشتغال به کارهای دیگر از قبیل مشاوره و آموزش و شرکتهای کامپیوتری،&nbsp; اتومبیلش پیکان باشه البته که جای تعجب نداره!!!). برنامه زنده ای بود که در آن برخی از مسئولین شرکتهای تولید کننده ال ۹۰ و یکی از نمایندگان محترم مجلس در استودیو حضور داشتند و یکی از اساتید دانشگاه هم تلفنی بحث میکرد. استاد مذکور میگفت قیمت جهانی این خودرو ۵۰۰۰ یورو است تازه با کیفیت استاندارد جهانی نه اون چیزی که شماها (خطاب به تولید کنندگان) در ایران تولید می کنید. بحث هم خیلی داغ بود و یکی از نمایندگان شرکت تولید کننده (که نفهمیدم کدام شرکت بود) هم، چون کم آورد به بد وبیراه گویی و توهین پرداخت! مجری برنامه از نماینده مجلس حاضر در جلسه پرسید: قیمت این خودرو را هفت هشت میلیون تومان اعلام کرده بودند. اما بنظر میرسد که به این قیمت خودرو فروش نرود و قیمت را بالا ببرند. در آنصورت آیا مجلس واکنش نشان میدهد؟ نماینده گفت: <b>قطعا </b>.<br />
</p>
<p>&nbsp;پریروز پیکان را فروختم و رفتم برای ثبت نام ال ۹۰ . در بین سرنشینان تاکسی صحبت بود. یکی پرسید: با توجه به اینکه قیمت جهانی این خودرو ۵۰۰۰ یورو هست، چرا اینها قیمت پایه آنرا ۶۵۰۰ یورو در نظر گرفته اند؟ این مابه التفاوت به جیب کی میرود؟ آیا مجلس به گران شدن خودرو واکنش نشان داد یا به هر نماینده ای یکی دو ال ۹۰ دادند و آنها هم ساکت شدند؟؟؟<br />
  
</p>
<div align="justify">
<p>&nbsp;
  </p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p885/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>املا</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p862</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p862#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Mar 2007 05:58:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p862/</guid>
		<description><![CDATA[یکی دو سال بعد از انقلاب، دانش آموز دوره راهنمایی بودم. یکی از اقوام ما دانش آموز دوره دبیرستان (رشته ریاضی) بود. یکی دیگر از اقوام دور ما که نمیدانستم (و الآن هم نمی دانم) چه نسبتی با ما داشت و معلم بازنشسته بود، مهمان ما بود. معلم بازنشسته از دانش آموز دبیرستانی (که شاگرد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی دو سال بعد از انقلاب، دانش آموز دوره راهنمایی بودم. یکی از اقوام ما دانش آموز دوره دبیرستان (رشته ریاضی) بود. یکی دیگر از اقوام دور ما که نمیدانستم (و الآن هم نمی دانم) چه نسبتی با ما داشت و معلم بازنشسته بود، مهمان ما بود. معلم بازنشسته از دانش آموز دبیرستانی (که شاگرد اول و خیلی هم درسش خوب بود) پرسید: اگر بهت املا بگم، فکر می کنی چند بگیری؟
</p>
<p><!--[if !supportLists]-->-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <!--[endif]-->حتما بالای ۱۵ می گیرم
</p>
<p>معلم املایی از این دست گفت:
</p>
<p>حسن در حصن دولتی محبوس شد و دیگر رنگ ازهار را ندید. همدردی برای اظهار درد نداشت. ناچار تصمیم گرفت که تثمیم کند و خود را با ازهار مختلف تسمیم کرد. شخص ذلّی در شب ظّلی بر لب آب زلّی در ذلّ درختی نشسته بود. &#8230;
</p>
<p>خب شما فکر می کنید مدعی بالای ۱۵ چند گرفت؟&nbsp; 1 گرفت! بله،&nbsp; 19 تا غلط داشت!!! البته معلم، &nbsp;صحیح کلمات و معنای آنها را نیز گفت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p862/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>الانسان حریص بما منع</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p827</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p827#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Feb 2007 07:08:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اينترنت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p827/</guid>
		<description><![CDATA[دوستی داشتیم در دوره تحصیل لیسانس که وقتی امام جماعت مسجد دانشگاه نمی اومد، او جلو وایمیستاد. این حدیث را که ظاهرا از حضرت علی (ع) است به ما تذکر داد. نمی دونم چرا خدا انسانو اینجوری آفریده ولی خب از وقتی که بازتاب قیلتر شده بیشتر دوست دارم بخونمش!!! معنای حدیث اینه: انسان نسبت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="justify">دوستی داشتیم در دوره تحصیل لیسانس که وقتی امام جماعت مسجد دانشگاه نمی اومد، او جلو وایمیستاد. این حدیث را که ظاهرا از حضرت علی (ع) است به ما تذکر داد. نمی دونم چرا خدا انسانو اینجوری آفریده ولی خب از وقتی که بازتاب قیلتر شده بیشتر دوست دارم بخونمش!!! معنای حدیث اینه: انسان نسبت به چیزی که از آن منع میشود، حرص میورزد. بقول<a title="" href="http://blog.behrang.net/archives/2007/02/1030.shtml"> این دوست </a>آدم و حوا هم اینطور بودن!<br />
  
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p827/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آشفتگی تقویمی</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p761</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p761#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Feb 2007 14:55:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاريخ]]></category>
		<category><![CDATA[كتاب و معرفی كتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p761/</guid>
		<description><![CDATA[در پایان این بحث برای نشان دادن آشفتگی تاریخ وقایع اروپا به دلیل پذیرفتن تقویم گرگوری در سالهای مختلف و شروع سال با ماههای مختلف سال، نقل چند سطر از کتاب راهنمای گاه شماری برای دانشجویان تاریخ انگلیس کفایت می کند. &#8220;اگر تصور کنیم که یک مسافر در روز یکم مارس ۱۲۴۵ از ونیز به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پایان این بحث برای نشان دادن آشفتگی تاریخ وقایع اروپا به دلیل پذیرفتن تقویم گرگوری در سالهای مختلف و شروع سال با ماههای مختلف سال، نقل چند سطر از کتاب <i><b>راهنمای گاه شماری برای دانشجویان تاریخ انگلیس </b></i>کفایت می کند. &#8220;اگر تصور کنیم که یک مسافر در روز یکم مارس ۱۲۴۵ از ونیز به قصد فلورانس خارج شود در شهر فلورانس در می یابد که هنوز سال ۱۲۴۴ ادامه دارد. پس از یک توقف کوتاه در فلورانس وقتی به شهر پیزا وارد می شود استنباط می کند که سال ۱۲۴۶ قبلا شروع شده است. در ادامه مسافرت خود به طرف غرب در شهر پروانس مجددا در سال ۱۲۴۵ است و در ورود به فرانسه قبل از عید رستاخیز حضرت عیسی (۱۶ آوریل) برای بار دوم او در سال ۱۲۴۴ خواهد بود.&#8221;&nbsp;این چند سطر ما را از هر توضیح دیگری بی نیاز می سازد و دلیل قانع کننده ای برای رد عقیده کسانی خواهد بود که رواج تقویم میلادی را به جای تقویم های رایج در مملکت ما بدون شناسایی کامل این تقویم و عواقب ناهنجار پذیرفتن آن در مملکتی که در طول هزاران سال در زیر شدیدترین شکنجه های جباران بنام روزگار سنت دیرین نوروزی را حفظ نموده و همواره این روز را به عنوان آغاز سال نو جشن گرفته است، توصیه می نمایند.
</p>
<p>یک نکته کوتاه دیگر در خور یادآوری است: اکنون که تقویمهای دائمی و روشهای ساده و بسیار دقیق تبدیل تاریخ نوشته می شود باید هوشیار باشیم که در کشورهای مختلفی که تقویم مسیحی را بکار می برند براساس سال پذیرفتن تقویم گرگوری از ۱۰ تا ۱۳ روز از روزهای یکی از سالهای پس از سال ۱۵۸۲ میلادی از صفحه تاریخ آنان محو شده است و اگر مورخی ایرانی در نوشتن تاریخ ایران به زبان انگلیسی واقعه ای را به تاریخ ۳ تا ۱۳ سپتامبر ۱۷۵۲ ثبت نماید عدم اطلاع خود را از تاریخی که وقایع را بر اساس آن ثبت می کند نشان داده است. زیرا در سال ۱۷۵۲ پس از روز چهارشنبه دوم سپتامبر ناگهان به پنج شنبه ۱۴ سپتامبر میرسیم.
</p>
<p>مطالب فوق بخش پایانی فصل دوم از کتاب <font color="#ff00ff">گاه شماری هجری و میلادی</font> است که در <a href="http://www.grlog.com/?p=12">این پست</a> قول داده بودم که بخشی از آنرا در پست دیگری بیاورم.<br />
  <br />در پایان ۲ نکته را نیز ذکر کنم. اول اینکه&nbsp;نمی دانم در همین کتاب خوانده بودم یا در بازدیدی که چند سال پیش از تخت جمشید داشتم شنیدم که در تخت جمشید در&nbsp;قسمتی از یکی از سالنها سنگی تعبیه شده بوده که فقط و فقط اول فروردین هر سال، خورشید از پنجره بر روی آن سنگ می تابیده و ایرانیان قدیم اینرا بعنوان علامتی برای نو شدن سال و جشن&nbsp;نوروز استفاده می کرده اند. &nbsp;دوم اینکه در یکی از قسمتهای سریال پوآرو دیدم که کارآگاه مذکور از روی تاریخ قلابی منقش بر روی ساعت مقتول (که در محدوده تاریخ های فوق بود) پی به راز جنایت برد.<br />
  <br />دقیق و سالم باشید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p761/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تقسیم هفده شتر</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p715</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p715#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Jan 2007 19:08:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[كتاب و معرفی كتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p715/</guid>
		<description><![CDATA[بالاخره تونستم مجددا فرصتی برای اتصال به اینترنت و پست مطلب با فراغ بال&#160;بدست بیارم! معتقدم چون اینجا رو زحمتشو دیگران میکشن آدم باید تو پست مطلب برای اینجا بیشتر از وبلاگ خودش دقت کنه.

&#160;محصل دوره راهنمایی که بودم در منزل پدر بزرگم که روحانی و امام جماعت مسجد بود بخشهایی از کتابی را خوانده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بالاخره تونستم مجددا فرصتی برای اتصال به اینترنت و پست مطلب <font color="#008000">با فراغ بال</font>&nbsp;بدست بیارم! معتقدم چون <a href="../../">اینجا</a> رو زحمتشو دیگران میکشن آدم باید تو پست مطلب برای اینجا بیشتر از <a href="http://www.khosrobaigy.com/">وبلاگ خودش</a> دقت کنه.
</p>
<p>&nbsp;محصل دوره راهنمایی که بودم در منزل پدر بزرگم که روحانی و امام جماعت مسجد بود بخشهایی از کتابی را خوانده بودم که&nbsp;<font color="#ff00ff">قضاوتهای حضرت علی (ع)</font> نام داشت. یکی از داستانهاش که کلیاتش یادم بود ولی جزئیاتشو فراموش کرده بودم همین داستان بود. مدتها بود دنبال این مطلب و کتابش میگشتم. تا اینکه چند روز پیش که برای زیارت به یکی از امامزاده های مجاور اراک (محمد عابد) رفته بودیم این کتاب رو دیدم و خریدم. البته این که الآن دست منه نوشته <font color="#ff00ff">اشتهاردی</font> هست و داخلش از کتابهایی دقیقا با همین عنوان ولی نوشته <font color="#ff00ff">شوشتری</font> و <font color="#ff00ff">محلاتی</font> هم به عنوان ماخذ نام برده. در هر صورت حدود ۲۵ سال پیش نمی تونستم دقیق مسئله رو حلاجی کنم ولی الآن که دوباره داستانو خوندم رفتم توحساب و کتاب ریاضیش و نتیجه جالبی برام داشت. توصیه می کنم شما هم از دید ریاضی بهش نگاه کنید و در صورتی که قابل دونستید نکاتی رو که در میارید کامنت کنید. اما خود ماجرا (داستان ۱۶۱ کتاب):
</p>
<p>در عصر خلافت حضرت علی (ع) سه نفر به طور مشترک مالک هفده شتر بودند. یکی از آنها مالک نصف آنها بود و دومی صاحب ثلث آنها و سومی صاحب یک نهم آنها بود و می خواستند به گونه ای تقسیم کنند که هیچ کدام از شترها کشته نشود.
</p>
<p>برای این کار راهی نیافتند. لذا به حضور امام علی (ع) آمدند و موضوع را بازگو کردند. آن حضرت برای رفع نزاع آنها یک شتر از شتران خود را بر آنها افزود، هجده شتر شدند. نصف آنها (نه شتر) را به صاحب نصف، ثلث آنها (شش شتر) را به صاحب ثلث و یک نهم آنها (دو شتر) را به صاحب یک نهم داد. به این ترتیب علی (ع) هفده شتر را بین آنها تقسیم کرد و شتر خود را برداشت و به بیت المال برگرداند و آنها راضی از محضر علی (ع) بیرون آمدند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p715/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>15</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگرانی های یک وبلاگ ننویس</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p581</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p581#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Dec 2006 04:32:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای-وبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p581/</guid>
		<description><![CDATA[ فرض می کنم تو که خواننده این پستی دوست داری وبلاگنویس شوی (اگه نیستی!) اما احتمال میدم یک یا چند تا از مشکلات زیر رو داری:
۱-&#160;&#160;&#160; عدم اطلاع از نیازهای فنی برای فراهم کردن شرایط وبلاگنویسی: خب باید بدونی که برای ایجاد سایت یا وبلاگ اول باید ثبت domain&#160; کرده و دوم فضای host&#160; [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> فرض می کنم تو که خواننده این پستی دوست داری وبلاگنویس شوی (اگه نیستی!) اما احتمال میدم یک یا چند تا از مشکلات زیر رو داری:<br />
<br />۱-&nbsp;&nbsp;&nbsp; <b>عدم اطلاع از نیازهای فنی برای فراهم کردن شرایط وبلاگنویسی:</b> خب باید بدونی که برای ایجاد سایت یا وبلاگ اول باید ثبت domain&nbsp; کرده و دوم فضای host&nbsp; فراهم کنی و آخرش هم یک نرم افزار برای تولید و مدیریت محتوا نیاز داری. اگر بخواهید مثلا با همین <a title="" href="http://doxdo.net/">دودردو </a>کار کنید همه این شرایط قبلا فراهم شده و کافیه شما بعنوان یک نویسنده جدید ثبت نام کنید. اگر بخواهید با بلاگفا کار کنید هم کافیه در صفحه نخست بلاگفا روی ایجاد وبلاگ جدید کلیک و کار رو دنبال کنید. اما اگر می خواهید حرفه ای تر کار کنید مثلا میتونید از طریق <a title="" href="http://persiantools.com/">پرشین تولز</a>اقدام به ثبت دامنه و خرید فضا کنید و بعد هم بهتره <a title="" href="http://wordpress.org/">وردپرس </a>رو در فضای میزبانی وبتون برای تولید و مدیریت محتوا نصب کنید. راستی امروز با اینترنت که بودم گفت که گوگل هم فضا برای وبلاگنویسی در اختیار کسایی که <a title="" href="http://gmail.com">Gmail</a>&nbsp; دارن میذاره. اگه جی میل نداری، برای اینکه درست کنی باید دعوتنامه داشته باشی. اگه نداری، من دارم، میتونم برات بفرستم. کافیه بهم ایمیل بزنی.<br />
<br />۲-&nbsp;&nbsp;&nbsp; <b>انتخاب نام دامنه و عنوان وبلاگ:</b> سخته ولی شدنیه! میتونی از چند نفر از نزدیکات کمک بگیری. در انتخاب نام دامنه بیشتر دقت کن چون تغییرش، به سادگی تغییر عنوان وبلاگ نیست.<br />
<br />۳-&nbsp;&nbsp;&nbsp;<b> انتخاب قالب وبلاگ:</b> چند قالب ساده رو که در دسترس هست ورانداز کن و اونو که بیشتر به دلت میچسبه موقتا برای شروع انتخاب کن.اصلا نترس چون هر وقت که دلت بخواد یا مثلا خوانندگانت بخوان میتونی براحتی قالب وبلاگتو عوض کنی و هیچ مشکل آنچنانی هم پیش نمیاد. مشکلی نیست که آسان نشود – مرد (و زن !) آنست که هراسان نشود. راستی منظورم از قالب ساده، قالب سبکه! بعضی از قالب ها سنگین هستند و لود شدنشون طول میکشه و ممکنه بازدید کنندگان رو از ادامه مشاهده وبلاگ سرخورده کنه!<br />
<br />۴-&nbsp;&nbsp;&nbsp; <b>چه جوری شروع کنم؟:</b> خب خیلی ساده. میتونی پس از ذکر نام خدا به بینندگان و خوانندگان مطالبت سلام کنی و احتمالا خودت رو خیلی کوچیک معرفی کنی و علت نوشتنت رو بگی. البته مجبور هم نیستی دلیل بیاری. بد نیست به اولین پست چندین و چند وبلاگ یه نگاهی بندازی!<br />
<br />۵-&nbsp;&nbsp;&nbsp; <b>خواننده از کجا بیارم؟:</b> اول یه ایمیل به همه کسایی که آدرس ایمیلشونو داری بزن و آدرس وبلاگتو بده. دوم یه sms&nbsp; به همه کسایی که شماره موبایلشونو داری بزن و سوم هم به اونایی که ایمیل و موبایل ندارن از کانالهای ارتباطی دیگه خبر بده. بهشون بگو به دوستان دیگه شون هم بگن!<br />
<br />۶-&nbsp;&nbsp;&nbsp; <b>انجام تنظیمات وبلاگ:</b> خیلی از تنظیمات لازم برای چگونگی نمایش مطالب (پست ها) مثل تعداد پست ها در صفحه نخست – نحوه بایگانی مطالب – نحوه نمایش تاریخ و ساعت پست ها و &#8230; به قالب بستگی داره و با دیفالت های قالب ها میتونی راحت کنار بیایی و نیازی به تغییر خاصی نیست. ولی اگه بخوای وبلاگتو سفارشی تر کنی، در کنترل پنلت آپشن های متعددی هست که براحتی میتونی اونارو تغییر بدی و تغییرات رو ذخیره کنی و یه نگاه به وبلاگت بعد از اعمال تغییرات بندازی. این کار آخری رو حتما بکن یعنی کنترل تغییرات در تنظیمات وبلاگ.<br />
<br />۷-&nbsp;&nbsp;&nbsp; <b>دسته بندی موضوعات:</b> از اول نمیخواد بهش فکر کنی. هر مطلبی که می نویسی ببین به چه دسته ای میتونه تعلق داشته باشه. اگه این دسته رو ایجاد نکردی، ایجادش کن.<br />
<br />۸-&nbsp;&nbsp;&nbsp;<b> پیوندها:</b> معمولا در قسمت لینکها آدرس وبلاگ یا سایت های مورد علاقه شونو میذارن. بیشتر هم لینک دادن به همدیگه طرفینیه! یعنی شما لینک میدید اون طرف هم همینطور.<br />
<br />۹-&nbsp;&nbsp;&nbsp;<b> پیوندهای روزانه:</b> معمولا در حین وبگردی و وبلاگخوانی از بعضی از مطالب دلپذیر آدرسی در این قسمت برای روز مبادا نگه میدارن!<br />
<br />۱۰-&nbsp;&nbsp;&nbsp;<b> آمار بازدید:</b>&nbsp; اگر خیلی براتون مهم نیست که هیچی ولی اگر مهمه از یکی از سایتهایی که این کارو میکنند (مثل <a title="" href="http://webgozar.com">وبگذر </a>یا <a title="" href="https://www.google.com/analytics/home/?hl=en">گوگل آنالیتیک</a>) یه شمارنده بگیر. البته در وردپرس میتونی پلاگین برای این منظور هم نصب کنی.<br />
<br />۱۱-&nbsp;&nbsp;&nbsp;<b> چی بنویسم؟:</b> هر چه میخواهد دل تنگت بگو!<br />
<br />۱۲-&nbsp;&nbsp;&nbsp;<b> مطلب کم نمیارم؟:</b> نه! این یکی از دغدغه های من هم بود که <a title="" href="http://www.khosrobaigy.com/archives/110">یه وقت</a> نگرانش بودم ولی به مرور زمان دیدم اصلا نباید بخاطرش فکرمو مشغول کنم!<br />
<br />۱۳-&nbsp;&nbsp;&nbsp; <b>وبلاگنویسی چقدر وقت لازم داره؟:</b> زیاد وقت نذار وگرنه میبری!!! اگر هم خیلی کم وقت بذاری، ویزیتورات میپرن! بنظر من هفته ای حداقل یکساعت خوبه. نه چندان بخور کز دهانت برآید – نه چندان که از ضعف جانت درآید!<br />
<br />۱۴-&nbsp;&nbsp;&nbsp;<b> توصیه ات چیه؟؟؟ :::</b>&nbsp; توصیه ام اینه: یکی رو پیدا کن که تو مشکلات فنی کمکت کنه! من خودم حاضرم تا جایی که بلد باشم و وقت داشته باشم. وبلاگنویسان هوای همدیگرو دارن و باید داشته باشن!<br />
<br />نگران نباش، حتما موفق میشی. پس همین الآن شروع کن !<br />
<br /> <b>پی نوشت:</b> تو پای به راه درنه و هیچ مپرس &#8211; خود راه بگویدت که چون باید رفت<br />
</p>
<div align="right">
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p581/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>واتیکان در اطلس</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p555</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p555#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 18 Dec 2006 06:40:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[كتاب و معرفی كتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p555/</guid>
		<description><![CDATA[چند روز پیش از کتابخانه محل کار کتاب &#8220;اطلس جامع گیتاشناسی ۸۵-۸۴&#8243; را امانت گرفتم. حاوی اطلاعات بسیار خوبی در خصوص&#160; زمین و منظومه شمسی &#8211; جهان &#8211; آسیا &#8211; ایران &#8211; اروپا &#8211; افریقا &#8211; امریکای شمالی &#8211; امریکای جنوبی &#8211; اقیانوسیه و کشورهای مستقل جهان است.&#160; حتما نگاهی بهش بکنید. در مورد واتیکان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right">چند روز پیش از کتابخانه محل کار کتاب &#8220;اطلس جامع گیتاشناسی ۸۵-۸۴&#8243; را امانت گرفتم. حاوی اطلاعات بسیار خوبی در خصوص&nbsp; زمین و منظومه شمسی &#8211; جهان &#8211; آسیا &#8211; ایران &#8211; اروپا &#8211; افریقا &#8211; امریکای شمالی &#8211; امریکای جنوبی &#8211; اقیانوسیه و کشورهای مستقل جهان است.&nbsp; حتما نگاهی بهش بکنید. در مورد واتیکان اطلاعات زیر در این اطلس آمده است. من که فکر میکردم کوچکترین کشور جهان است؟!<br />
  
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">نام رسمی: کشور شهر واتیکان
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">پایتخت: واتیکان (۸۰۰ نفر در سال ۲۰۰۴)
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">تاریخ استقلال: ۱۹۲۹/۶/۷ از ایتالیا
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">مساحت: ۰٫۴۴ کیلومتر مربع (صد و نود و چهارمین کشور جهان)
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">جمعیت: ۸۰۰ نفر در سال ۲۰۰۴ (صد و نود و چهارمین کشور جهان)
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">نوع حکومت: پاپ نشین از سال ۱۹۲۹
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">رئیس حکومت: پاپ بندیکت شانزدهم (یوزف راتسینگر) از سال ۲۰۰۵<br />
  
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">رئیس دولت: وزیر کشور: کاردینال آنجلو سودانو از سال ۱۹۹۱
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">&nbsp;نژاد: ؟
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">دین: کاتولیک (دین رسمی)
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">زبان: ایتالیایی (زبان رسمی کشور) لاتین (زبان رسمی کلیسا)
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">واحد پول: یورو=۱۰۰ سنت یک یورو= ۱۰۹۷۵ ریال
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">شهرهای مهم: ندارد
</p>
<p align="right"> این کتاب از موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی <a title="" href="http://www.gitashenasi.com">گیتاشناسی </a>می باشد.<br />
  
</p>
<div align="right">
</div>
<div align="right">
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p555/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وعده دیدار</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p528</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p528#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 13 Dec 2006 07:20:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[كتاب و معرفی كتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p528/</guid>
		<description><![CDATA[ این روزها در حال مطالعه کتاب &#8220;وعده دیدار&#8221; که حاوی تعدادی از نامه های امام خمینی به فرزندش حاج سید احمد است می باشم. این کتاب حاوی نکات بسیار جالبی است که خواندن آنرا به تو که خواننده این پست هستی هم توصیه می کنم و تو نیز به دیگران سفارش کن. مثلا یکی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> این روزها در حال مطالعه کتاب &#8220;وعده دیدار&#8221; که حاوی تعدادی از نامه های امام خمینی به فرزندش حاج سید احمد است می باشم. این کتاب حاوی نکات بسیار جالبی است که خواندن آنرا به تو که خواننده این پست هستی هم توصیه می کنم و تو نیز به دیگران سفارش کن. مثلا یکی از نکات: &#8220;اقلیم&#8221; (نام مستخدمه بیت امام در نجف) با همزه، نه با عین است.<br />
<br />در بخشی از یکی دیگر از نامه ها آمده است: شما میدانید که مردگان هیچ حرکتی ندارند و نمی توانند به شما آسیب رسانند و هزاران مرده به قدر یک مگس فعالیت ندارند و در این عالم پس از مرگ و قبل از روز نشوز زنده نخواهند شد، لکن قدرت آرام خوابیدن به تنهایی با مرده ندارید، و نیست این مگر آنکه علم شما را قلب شما باور نکرده، ایمان به آن در شما حاصل نشده، لکن مرده شوران که با تکرار عمل باورشان آمده با آرامش خاطر با آنان خلوت می کنند.<br />
<br />و فیلسوفان با براهین عقلیه ثابت می کنند حضور حق تعالی را در هر جا، لکن تا آنچه عقل با برهان ثابت نموده، به دل نرسد و قلب به آن ایمان نیاورد، ادب حضور به جا نیاورند، و آنان که حضور حق تعالی را به دل رساندند و ایمان به آن آورده اند گرچه با برهان سر و کار نداشته باشند ادب حضور به جا آورند و از آنچه با حضور مولا منافات دارد اجتناب کنند. پس علوم رسمی هر چند فلسفه و علم توحید خود حجابند و هر چه بیشتر شوند حجاب غلیظ تر و افزون تر گردد.<br />
<br />و چنانچه می دانیم و می بینیم لسان دعوت انبیا علیهم السلام و اولیای خلّص – سلام ا&#8230; علیهم -&nbsp; لسان فلسفه و برهان رایج نیست بلکه آنان با جان و دل مردم کار دارند و نتایج براهین را به قلب بندگان خدا می رسانند و آنان را از درون جان و دل هدایت می نمایند. و می خواهی بگو: فلاسفه و اهل براهین حجاب ها را افزون کنند و انبیا – علیهم السلام – و اصحاب دل کوشش در رفع حجاب کنند، لهذا تربیت شدگان اینان، مومنان و دل باختگانند و تربیت شدگان و شاگردان آنان، اصحاب برهان و قیل و قالند و با دل و جان، سر و کار ندارند.<br />
<br />و آنچه گفتم به این معنی نیست که به فلسفه و علوم برهانی و عقلی نپرداز و از علوم استدلالی روی گردان که این خیانت به عقل و استدلال و فلسفه است، بلکه به آن معنی است که فلسفه و استدلال راهی است برای وصول به مقصد اصلی و نباید تو را از مقصد و مقصود و محبوب محجوب کند، یا بگو این علوم عبورگاه به سوی مقصد هستند و خود مقصد نیستند و دنیا مزرعه آخرت است و علوم رسمی مزرعه وصول به مقصودند، چنانچه عبادات نیز عبورگاه به سوی او – جل و علا – است، نماز بالاترین عبادات و معراج مومن است و همه از اوست و به سوی اوست. می خواهی بگو: تمامی معروف پله هایی است از نردبان وصول به او – جل و علا – و همه منکرات بازدارندگان راه وصول هستند و عالم همه سرگشته او و پروانه جمال جمیل اویند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p528/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ابهامات آیین نامه محدودیت بر اینترنت در ایران</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p515</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p515#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Dec 2006 05:17:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p515/</guid>
		<description><![CDATA[در بی بی سی خواندم که &#8220;به موجب آیین نامه ای که شنبه یازدهم آذر ابلاغ شد، پایگاههای اطلاع رسانی اینترنتی که فعالیت خود را قبل از ابلاغ این تصویبنامه آغاز کرده اند، حداکثر دو ماه فرصت دارند خود را به ثبت برسانند وگرنه به عنوان پایگاه اطلاع رسانی با هویت نامعلوم شناخته می شوند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در <a title="" href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/12/061206_mf_internet.shtml">بی بی سی </a>خواندم که &#8220;به موجب آیین نامه ای که شنبه یازدهم آذر ابلاغ شد، پایگاههای اطلاع رسانی اینترنتی که فعالیت خود را قبل از ابلاغ این تصویبنامه آغاز کرده اند، حداکثر دو ماه فرصت دارند خود را به ثبت برسانند وگرنه به عنوان پایگاه اطلاع رسانی با هویت نامعلوم شناخته می شوند و پس از طی تشریفات قانونی مسدود می گردند.این آیین نامه ای به مصوبه ای که ۲۹ مرداد گذشته به پیشنهاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و به منظور نظارت بیشتر بر پایگاههای اینترنتی به تصویب هیئت وزیران رسید، قدرت اجرایی می بخشد. بنابر این تصویبنامه، پایگاه اینترنتی شامل سایت و <b>وبلاگ </b>است و انتشارو نگهداری هر گونه داده اعم از نوشته، تصویر، فیلم، کاریکاتور، پویانمایی (انیمیشن)، نمودار و غیره در آنها می تواند شامل ممنوعیتهای مندرج دراین آیین نامه باشد.از این تاریخ نه تنها پایگاههای موجود برای ادامه فعالیت خود باید به ثبت برسند، بلکه هر شخص حقیقی یا حقوقی که بخواهد جایی در اینترنت داشته باشد باید قبلاً مجوز لازم را از وزارت ارشاد دریافت کند.&#8221;
</p>
<p>اولا با <a title="" href="http://doxdo.net/sharto/p511/">شرتو </a>موافقم که باید بنویسیم &#8220;پویا نمایه&#8221;. در ثانی عنوان خبر در بی بی سی هم همین عنوان پست من هست و من از بی بی سی هم متعجبم. چون معمولا بی بی سی اطلاعات رو کامل میده و حتی به سوابق موضوع هم اشاره میکنه. حالا&nbsp; احتمالا برای بی بی سی هم مبهم بوده که چیزی ننوشته! البته فکر می کنم برای خود تصویب کنندگان هم مبهم باشه و مثل همیشه دقیقا ندونند که چی میخوان و چکار میخوان بکنن؟! شاید هم اصلا نمیدونند که <b>وبلاگ </b>چیه؟!!! در هر صورت برای من مبهمه و امیدوارم ابهامات هم هر چه زودتر رفع بشه. جالبه که بعضی از قسمتهای سایت <a title="" href="http://www.persiantools.com/">پرشین تولز</a> هم (که من فضای هاستمو از اونجا گرفتم) مسدود شده!!!<br />
  
</p>
<div align="right">
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p515/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حظ وافر ۲</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p484</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p484#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 29 Nov 2006 18:31:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اينترنت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p484/</guid>
		<description><![CDATA[من در حوزه کار تخصصی یعنی آی تی (فناوری اطلاعات) دو بار خیلی حظ کردم. وصف ناشدنی! بار اول وقتی بود که اولین شبکه کامپیوتری ناول را نصب کردم و با یک ایستگاه کاری به سروری که نصب کرده بودم وصل شدم و روی هارد سرور فایل کپی کردم. نمیدانید چه لذتی می بردم؟ تصور [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من در حوزه کار تخصصی یعنی آی تی (فناوری اطلاعات) دو بار خیلی حظ کردم. وصف ناشدنی! بار اول وقتی بود که اولین شبکه کامپیوتری ناول را نصب کردم و با یک ایستگاه کاری به سروری که نصب کرده بودم وصل شدم و روی هارد سرور فایل کپی کردم. نمیدانید چه لذتی می بردم؟ تصور اینکه الآن پشت این کامپیوتر نشستم و دارم با هارد یک کامپیوتر دیگر کار می کنم برام خیلی لذت بخش بود. و اما بار دوم وقتی بود که <a title="" href="http://khosrobaigy.blogfa.com/post-8.aspx">اولین پستم </a>را در وبلاگستان نوشتم. تصور اینکه الآن این مطلب در حوزه ی وسیعی از جهان منتشر گردیده و به صورت بالقوه در دسترس همه آحاد بشریت می تواند باشد، مرا در بالای ابرها به پرواز در آورده بود.
</p>
<p>شاید برای دانشجویانی که در دوره تحصیل خود با شبکه های کامپیوتری و اینترنت سر و کار داشته اند، اینها حاوی لذت خاصی نباشد. ولی برای ما که با اولین دیسکت حاوی برنامه کامپیوتری (ارسالی توسط&nbsp; شرکت های خارجی)&nbsp; قیافه میگرفتیم (درحالی که کل pc&nbsp; های دانشگاه ما آنموقع به ۱۰ دستگاه نمی رسید) این چیزها خیلی لذت داشته. امیدوارم برای جوانان امروز هم&nbsp; تکنولوژی جاذبه های جدید اینچنینی داشته باشد یا بیاورد. شادکام باشید.<br />
  
</p>
<div align="right">
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p484/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>همه استعدادها</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p482</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p482#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 29 Nov 2006 10:25:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p482/</guid>
		<description><![CDATA[چند روز پیش یکی از دوستان میگفت: تو آمریکا از همه استعدادها استفاده میکنند. مثلا کسی که چاقوکشه میگیرندش، استخدامش میکنند، میبرند آموزش میدهند، حقوق بهش میدهند، خانواده اش رو تامین میکنند و میگن: تو چاقو کشی؟! عیب نداره! ولی بیا برای ما چاقو بزن. میفرستنش عراق و &#8230; میگن بجای اینکه چاقو بزنی تو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چند روز پیش یکی از دوستان میگفت: تو آمریکا از همه استعدادها استفاده میکنند. مثلا کسی که چاقوکشه میگیرندش، استخدامش میکنند، میبرند آموزش میدهند، حقوق بهش میدهند، خانواده اش رو تامین میکنند و میگن: تو چاقو کشی؟! عیب نداره! ولی بیا برای ما چاقو بزن. میفرستنش عراق و &#8230; میگن بجای اینکه چاقو بزنی تو شکم ملت خودمون برو عراقیها رو بکش که مثلا دشمنای مایند!
</p>
<p>ما از همه استعدادها استفاده نمی کنیم. مثلا اگر کسی استعداد خوبی در طنز نویسی داره با کمی بی مهری طرد میشه و بعد میره بر علیه مون مینویسه. در صورتی که اگه کمی بهش بها داده بشه و به کاراش جهت داده بشه میتونه برای مملکت و مردم خیلی مفید باشه و در آینده بکار بیاد. کلا دافعه ما بیشتر از جاذبه ماست و این خیلی بده. به نظر من مسئولین ما باید بر شناسایی و استفاده از استعدادهای افراد بیش از پیش همت بگمارند. چنین باد.<br />
  
</p>
<div align="right">
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p482/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیگیری</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p478</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p478#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 29 Nov 2006 07:17:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p478/</guid>
		<description><![CDATA[ شما یک کار کوچک اداری دارید ، حداقل یک روز طول میکشه! درصورتی که در کشورهای پیشرفته و حتی نه چندان پیشرفته ممکنه انجام همون کار یا کاری در حد اون (مخصوصا با کمک اینترنت) به ثانیه هم نکشه! مثلا شما میخواهید گذرنامه بگیرید یا یک گواهی سابقه کار از دانشگاهی که در اون [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> شما یک کار کوچک اداری دارید ، حداقل یک روز طول میکشه! درصورتی که در کشورهای پیشرفته و حتی نه چندان پیشرفته ممکنه انجام همون کار یا کاری در حد اون (مخصوصا با کمک اینترنت) به ثانیه هم نکشه! مثلا شما میخواهید گذرنامه بگیرید یا یک گواهی سابقه کار از دانشگاهی که در اون تدریس می کنید بگیرید یا &#8230; آقا دور از جون پدرتون در میاد! میدونید چرا؟ چون باید پیگیری کنید!!! اگر پیگیری نکنید که هیچی. یا اصلا کارتون انجام نمیشه و کسی سراغی ازتون نمی گیره یا کار (بعنوان مثال رفتن یک نامه از اطاقی به اطاق دیگر در همان طبقه همان ساختمان) یک ماه طول میکشه! باید یاد بگیرید که کارتان را پیگیری کنید و به دیگران و فرزندانتان هم یاد بدهید. خوب به بچه خودت میگی بابا اگر کسی باهات کار داشت باید فوری کارشو انجام بدی و معطلش نکنی. این بچه بعدا که بزرگ شد میبینه دیگران همین برخوردو باهاش نمی کنن و باید پیگیری کنه! حالا چطور میشه انتظار داشت که اون خودش به توصیه شما عمل کنه؟ امان از پیگیری! این بی فرهنگی در روش مدیریت و ارزیابی کارکنان هم تاثیر گذاشته. بعنوان یکی از مولفه های ارزیابی عملکرد و شخصیت کاری پرسنل، &#8220;پیگیری کار تا پایان انجام آن&#8221; مطرح شده و از کارمندا هم انتظارش میره. خوشا بحال مدیری که کارمنداش اتوماتیک پیگیر کار تا پایان انجام آن هستند و دائم لازم نیست هی بهشون این مطلبو تذکر داد!<br />
</p>
<div align="right">
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p478/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماده اولیه گفتگو</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p457</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p457#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Nov 2006 06:29:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[گفتگو - آذر 85]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p457/</guid>
		<description><![CDATA[ ماده اولیه گفتگو حرف است و حرف را باید با حرف جواب گفت نه با داد و قال و هو و هیاهو و چماق و چاقو! الگوی ما امامانند. گویند روزی شخصی به منظور مسخره کردن&#160; امام باقر سیبی بدست گرفته و نزد او رفت. با خود گفت میپرسم این سیب روزی من هست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> ماده اولیه گفتگو حرف است و حرف را باید با حرف جواب گفت نه با داد و قال و هو و هیاهو و چماق و چاقو! الگوی ما امامانند. گویند روزی شخصی به منظور مسخره کردن&nbsp; امام باقر سیبی بدست گرفته و نزد او رفت. با خود گفت میپرسم این سیب روزی من هست یا نه؟! اگر گفت آری آنرا له میکنم و اگر گفت نه، آنرا میخورم. امام که علم غیب داشت گفت: اگر از گلوی شما پایین برود پس معلوم است که روزی شماست. شاید اگر ما بودیم و قصد طرف را هم می دانستیم او را به جرم اهانت به مقامات مملکتی یا مذهبی اعدام میکردیم! در حالی که امام با حرف منطقی و بدون اهانت و جار و جنجال پاسخ دادند!<br />
</p>
<div align="right">
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p457/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بر آستان جانان</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p456</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p456#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Nov 2006 06:28:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[شعر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p456/</guid>
		<description><![CDATA[راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد

شعری بخوان که با آن رطل گران توان زد

شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست

گر راهزن تو باشی صد کاروان توان زد

بر آستان جانان گر سر توان نهادن

گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد

درویش را نباشد برگ سرای سلطان

مائیم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد

قد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
</p>
<p>شعری بخوان که با آن رطل گران توان زد
</p>
<p>شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست
</p>
<p>گر راهزن تو باشی صد کاروان توان زد
</p>
<p>بر آستان جانان گر سر توان نهادن
</p>
<p>گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
</p>
<p>درویش را نباشد برگ سرای سلطان
</p>
<p>مائیم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد
</p>
<p>قد خمیده ما سهلت نماید اما
</p>
<p>بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد
</p>
<p align="left">برگزیده از کاست آستان جانان استاد شجریان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p456/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا وبلاگنویس شدم؟</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p447</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p447#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Nov 2006 12:22:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمای-وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p447/</guid>
		<description><![CDATA[بنظر من هر چیزی در دنیا(در آخرت اینجوری نیست) محاسن و معایبی داره. منتهی بعضی چیزها حسنشون بیشتره و بعضی چیزا عیبشون بیشتره. بعنوان مثال قرآن در پاسخ کسانی که در مورد شراب و قمار می پرسند میگوید: قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما (ویسئلونک ماذا ینفقون قل العفو) [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right">بنظر من هر چیزی در دنیا(در آخرت اینجوری نیست) محاسن و معایبی داره. منتهی بعضی چیزها حسنشون بیشتره و بعضی چیزا عیبشون بیشتره. بعنوان مثال قرآن در پاسخ کسانی که در مورد شراب و قمار می پرسند میگوید: قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما (ویسئلونک ماذا ینفقون قل العفو) یعنی بگو در این دو کار گناهی بزرگ است و فوایدی هم برای مردم دارند لیکن زیان گناهی که بر آنها مترتب است بیشتر از منافعشان است (و مردم می پرسند از چه انفاق کنیم بگو از عفو)<br />
  <br />خوب، وبلاگنویسی هم مزایا و معایبی داره (وبلاگنویسی <a title="" href="http://www.khosrobaigy.com/archives/318">گروهی</a> هم مزایا و معایبی داره). من نمی خوام به عیباش بپردازم و زیادم در این مورد فکر نکردم (و دوست دارم اگه کسی عیوبی به نظرش میرسه تذکر بده). همه حسناشم نمی دونم چیه ولی یکی از مزایاش <b>برای من</b> اینه که به عنوان یک منبع حافظه خوب (در شرایطی که به اینترنت دسترسی داشته باشی)&nbsp; مورد استفاده داره. حالا چرا گفتم برای من؟ چون من حافظه ام ضعیفه. مطالب جالبی که به ذهنم میرسه و یا میشنوم و میخونم در وبلاگ جمع آوری می کنم. کلا انسانها فراموشکارند! میگن کلمه انسان با نسیان یعنی فراموشکاری هم خانواده است! خدا هم در قرآن گفته که یکی از وظایف پیامبران تذکر و یادآوری است (فذکر انما انت مذکر). اصلا خود فراموشکاری هم خوبی و بدی داره. بنظر من خوبی فراموشکاری برای فراموشی خاطرات تلخه و بدی اون هم برای فراموشی چیزای خوب. من، یکی بخاطر اینکه از این بدی کمی خودمو دور کرده باشم وبلاگنویس شدم. البته دلایل متعدد دیگری هم داره که فعلا نمی خوام بهش بپردازم.<br />
  <br />حالا ممکنه بپرسید که چی شده که یاد یکی از دلایل وبلاگنویس شدنت افتادی؟ موضوع برمیگرده به نوشتن در <a title="" href="http://doxdo.net">دودردو </a>و مسائل مربوط به اون. خوب، خیلی وقت پیش یکی از دوستان به من گفت <a title="" href="http://doxdo.com">دودردو </a>وبلاگ خوبیه. من هم یه لینک روزانه بهش دادم تا هر از گاهی یه نگاه بهش بندازم و ضمنا آدرس وبلاگ خودمو هم ثبت کردم. بعد هم فرصت نکردم نگاه کنم و هم اینکه مدتی دسترسی درست حسابی به اینترنت نداشتم. تا اینکه بعد از مدتی <a title="" href="http://www.khosrobaigy.com/archives/255">دیدم </a>آدرس و ترکیبش عوض شده و با این آدرس جدید کار میکردم. حتی شاهدم هم اینه که یه پیام (یادم نیست کامنت بود یا ایمیل) نوشتم که چرا لینک وبلاگها رو حذف کردید؟ حالا نگو این دودردویی که داشتم میدیدم یه دودردوی دیگست! و هنوز اون دودردوی سابق وجود داره. بعدشم نمیدونستم که دودردوی قبلی در واقع مطالب منتشره در سایر وبلاگها رو ایندکس میکنه. وقتی تصمیم گرفتم در دودردو بنویسم از آقای حکیمی سوالی کردم و با توجه به جوابی که آقای حکیمی به سوال من با ایمیل داده بود (سوال: یه سوال اساسی دارم و اونم اینه که اگه من ثبت نام کنم مطلب رو باید علاوه بر وبلاگ خودم به وبلاگ شما هم پست کنم؟ جواب: اگر دوست داشتید. بله. اگر نه نخیر. میتوانید در این وبلاگ یک موضوع خاص رو بنویسید در وبلاگ خودتان هم موضوعات دیگر رو بنویسید. میتوانید مطالب را در هر دو پست بکنید.) چند تا مطلب رو در هر دو وبلاگ (یعنی هم وبلاگ خودم و هم دودردو) پست کردم. تا اینکه یکی از پستهامو آقای حکیمی بعد از انتشار در دودردو حذف کرد و من ناراحت شدم و مکاتبه کردم. دلیل حذف رو تکراری بودن و اینکه دوبار در دودردوی قدیمی ایندکس میشه ذکر کردند. البته من گفتم اگر لازمه پست رو با توضیح مناسب از وبلاگ خودم حذف کنم که بدون نیاز به اینکار قبول کردند که منتشرش کنند و کردند. من هم قول دادم که علیرغم اینکه اونموقع جزو قوانین دودردو نبود (و حالا <a title="" href="http://doxdo.net/admin/p444/">هست </a>– بند ۱۴) تکراری پست نکنم و نکردم. تا اینکه جدیدا یه پست دیگر را (که تکراری هم نبود) حذف کردند و من که مشکل حافظه دارم با مدتی فکر کردن مجدد تونستم شبیه اونو (چون خودم ذخیرش نکرده بودم) دوباره بنویسم و در وبلاگ خودم منتشر کنم. من برای آقای حکیمی با ایمیل نوشتم و اینجا هم تکرار و تکمیل کنم که:<br />
  <br />من به هیچ عنوان موافق حذف یک پست پس از انتشار نیستم. بنظر من باید پس از انتشار متن پست رو با توضیح مناسب تغییر داده&nbsp; و یا پی نوشت زد. در گذشته که با بلاگفا کار میکردم خیلی ناراحت بودم. میدانید چرا؟ بخاطر اینکه امکان ادیت کامنت ها نبود و بنابراین نمی توانستم بعضی از آنها را برای نمایش تایید کنم. خوشبختانه با وردپرس این امکان هست و من هم اعلام کرده ام که (فوق آخرش، در صورت نیاز، با تعدیل) متن همه کامنتها&nbsp; را منتشر میکنم. من در این مورد از برخی سایت ها و وبلاگهای دیگر از جمله بی بی سی الگو گرفتم. من کامنتهای حاوی برخی کلمات نامناسب (مثلا احمق) برای بی بی سی گذاشتم و اونها با تعدیل منتشرش کردند (البته انتقاداتی هم به بی بی سی دارم ولی فکر میکنم آنها دید بازتری از ماها دارند و باید هم اینطور باشه یعنی باید دیدها بازتر بشه و تنگ نظری کمتر). ما باید به نظرات دیگران (چه به صورت پست یا به صورت کامنت ) احترام بذاریم. فوقش ازشون بخواهیم تعدیلش کنند یا خودمون با اعلام قبلی اینکارو کنیم !<br />
  <br />بند ۱۴ قوانین دودردو را خواندم. خوب است. ولی باز بنظر من قوانین ناقص است. نمی دانم شما با سیستمهای مدیریت کیفیت ایزو آشنایی دارید یا نه؟ در ایزو میگن هر کاری می کنی بنویس و هر کاری رو که نوشتی انجام بده. یعنی اینکه در مدیریت یک وبلاگ گروهی، مشخص کن (بنویس) که اگر متن پستی رو مناسب تشخیص ندادی باهاش چکار می کنی؟ ببینید مهم نیست چکار می کنی؟ ولی باید شفاف بنویسی و وقتی هم که نوشتی اجراش کنی. ضمنا بنظر من باید محدوده خط قرمزها رو کم و کمتر کنیم. من در نوشتن مطالب در وبلاگ خودم به نویسندگان آزادی کامل دادم. چون هر کس مسئول و پاسخگوی نوشته های خودشه. البته اصول و چارچوب کلی رو مشخص کردیم و روی اونها توافق داریم. ولی من به نویسنده ها اعتماد دارم و اونا هم سعی میکنن از این اعتماد سوء استفاده نکنند. امیدوارم روحیه کار جمعی روز به روز در این مملکت بیشتر و بیشتر گردد. ببخشید که این پست طولانی شد!</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p447/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>داستانی شگفت انگیز از اسرار زندگی و جهان پس از مرگ ۲</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p445</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p445#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Nov 2006 08:28:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[كتاب و معرفی كتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p445/</guid>
		<description><![CDATA[ گویند آخوندی بود که همواره بر منبر وصف بهشت میکرد! او را گفتند چرا از جهنم نمی گویی؟ گفت جهنمو خوب همه مون میریم میبینیم! بهشتو که نمی بینیم توصیف کنیم. حالا شده حکایت نویسنده کتاب سفر یک روح. چندان اشاره ای به جهنم نکرد! سه فصل دیگر را هم خواندم. کتاب بسیار جالبی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right"> گویند آخوندی بود که همواره بر منبر وصف بهشت میکرد! او را گفتند چرا از جهنم نمی گویی؟ گفت جهنمو خوب همه مون میریم میبینیم! بهشتو که نمی بینیم توصیف کنیم. حالا شده حکایت نویسنده کتاب <a title="" href="http://doxdo.net/khosrobaigy/p440/">سفر یک روح</a>. چندان اشاره ای به جهنم نکرد! سه فصل دیگر را هم خواندم. کتاب بسیار جالبی است که توصیه می کنم حتما بخونید و مطمئن هستم که لذت خواهید برد. در قسمت های دیگری از کتاب آمده:<br />
  <br />&nbsp;بخاطر داشته باش که دانش اعطا شده به شما فقط اختصاص به خود شما ندارد، بلکه شما در قبال کسانی که دارای چنین اقبالی نبوده اند مسئولیت داری تا علم و دانسته های خود را به آنان نیز منتقل کنی و من اطمینان دارم که در این مورد کوتاهی نخواهی کرد. در حقیقت دانش واقعی را باید با دیگران قسمت کرد نه اینکه آنرا برای خود نگه داشت. انتقال دانش علاوه بر اینکه به دیگران کمک می کند، باعث خوشحالی و خوشبختی انتقال دهنده نیز می شود. هر چند ممکن است کسانی باشند که از دریافت آن استقبال نکنند، ولی اینها کسانی هستند که هنوز آماده ی دریافت چنین علمی نیستند. به هر حال شما نباید دلسرد شوی و آنها را از فرصت شنیدن دانسته هایت محروم کنی.<br />
  <br />&#8230;<br />
  <br />هر یک از سه دوره رشد هفت ساله انسانی دارای مشخصاتی است: تولد یا تکمیل شدن بدن اتری و بیرون آمدن دندانهای اصلی فرد در سن هفت سالگی، تکمیل بدن ستاره ای یا احساسی فرد و بلوغ او در سن ۱۴ سالگی و نهایتا رشد کامل و رسیدن به کمال فعالیت بدن ذهنی او در سن ۲۱ سالگی. &#8230;..<br />
  <br />[شنیده ام که امام صادق علیه السلام فرموده اند: در ۷ سال اول زندگی بچه، باید هر کاری که او می گوید (در صورتی که برای خودش یا دیگران ضرر قابل توجهی نداشته باشد) انجام دهید. در ۷ سال دوم، او باید گوش به فرمان شما باشد و در ۷ سال سوم او را به مشورت بگیرید. ]<br />
  <br />والدین باید بدانند که بچه ها اسباب بازی نیستند تا هر کاری را که بخواهند با آنها بکنند بلکه موجوداتی همانند خود آنها هستند که خداوند به صورت امانت به ایشان سپرده تا به مواظبت و راهنمایی شان بپردازند. یکی از بزرگترین وظایف جامعه انسانی هدایت و راهنمایی مناسب و شایسته ی این موجودات است، به طوری که بر طبق قانون <b>کارما </b>والدین نسبت به نحوه ی انجام این کار مسئولیت دارند و سرعت یا کند شدن روند سفر تکاملی آنها به چگونگی انجام این وظیفه بستگی دارد.<br />
  <br />&#8230;. کلید اصلی مذهب مسیحیت، عشق است &#8230;.. کلید اصلی مذهب بنا نهاده شده توسط بودا، خرد می باشد &#8230;&#8230; کلید اصلی مذهب بزرگ هندوییسم &#8230;&#8230;.&nbsp; کلید اصلی مذهب اسلام برای رستگاری شجاعت است، که پیروانش هم بطور مشخص دارای این فضیلت بوده اند&#8230;&#8230; فکری که در حال تماس با من بود هر نوع تبلیغ جهت تغییر دادن دین یک فرد، توسط سایر انسانها را مورد انتقاد قرار داد و &#8230;.</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p445/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>داستانی شگفت انگیز از اسرار زندگی و جهان پس از مرگ</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p440</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p440#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 20 Nov 2006 08:31:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[كتاب و معرفی كتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p440/</guid>
		<description><![CDATA[ این روزها مشغول مطالعه کتاب &#8220;سفر یک روح&#8221; اثر پیتر ریشیلیو و ترجمه غلامحسین خانقائی از انتشارات نسل نو اندیش هستم. کتاب داستان وار و جذاب و حاوی نکات علمی فراوانی است. در خود کتاب توصیه شده که چیزی را که می شنوید براحتی قبول یا رد نکنید! بیشتر توضیحاتی که تا اینجای کتاب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> این روزها مشغول مطالعه کتاب &#8220;سفر یک روح&#8221; اثر پیتر ریشیلیو و ترجمه غلامحسین خانقائی از انتشارات <a title="" href="http://www.naslenowandish.com">نسل نو اندیش </a>هستم. کتاب داستان وار و جذاب و حاوی نکات علمی فراوانی است. در خود کتاب توصیه شده که <b>چیزی را که می شنوید براحتی قبول یا رد نکنید!</b> بیشتر توضیحاتی که تا اینجای کتاب (یعنی نه فصل خوانده شده) داده شده توصیف خوب از جهان ستاره ای و زیباییهای بهشت گونه آن است و چیزی که تا کنون تشریح نشده عذاب و جهنم است! شاید در سه فصل باقیمانده به این موضوع هم بپردازد! ضمن تشکر از همکاری کننده در تایپ، برای نمونه بخشی از کتاب را بخوانید:<br />
<br />زمانی که می‌شنویم کسی می‌گوید : «چقدر مایه‌ی تأسف است که «جان» با «مری» ازدواج کرد، زیرا آنها هیچ وجه مشترکی با هم ندارند.» باید دقت کنیم که اگر گوینده‌ی این حرف تجربه‌ی بیشتری داشت می‌دانست که در سرنوشت این زوج جوان چنین پیش‌بینی شده که چند سالی را با هم بگذرانند. اما به هر حال نتیجه‌ی اولیه‌ی چنین پیوند نامناسبی احتمالاً مجموعه‌ای از مشکلات برای هر دوی آنها خواهد بود؛ زیرا همیشه نوعی برخورد منافع بین آنها وجود خواهد داشت. ممکن است که مرد در ابتدا به خاطر جاذبه‌های فیزیکی زن به او علاقمند شده باشد. طبیعی است که بعد از مدتی این قبیل جاذبه‌ها کم رنگ‌تر خواهند شد (گو این که هیچ وقت به طور کامل از بین نمی‌روند) و در نتیجه دو طرف به عنوان تنها حلقه‌ی ارتباط، به رابطه‌ی همکاری با یکدیگر پناه می‌برند، ولی همکاری کردن در زمانی که سلیقه‌ها و تمایلات دو نفر کاملاً متفاوت است، آسان نخواهد بود. در این صورت چنانچه مرد تکامل یافته‌تر باشد در مطالعه‌ی کتاب و علم موسیقی و جنبه‌های جدی‌تر زندگی به دنبال علایق خود خواهد رفت، در حالی که زن مایل به بودن در مکانهای سرگرم کننده و همنشینی با دوستانش خواهد شد. به این ترتیب برخورد عقایدی که بین آنها پیش می‌آید بحث و جدلهای زیادی می‌آفریند. حال در صورتی که پای بچه‌ای در میان نباشد احتمالاً ازدواج آنها صرفاً به علت عدم سازش و نبود تفاهم به هم می‌خورد؛ گو این که چنین اتفاقی باعث تأسف زیاد خواهد شد، زیرا در واقع این عدم تعادل و اتفاق نظر بین آن دو نفر است که می‌تواند دانش و تجربه‌ی فراوانی را برای آنها به همراه داشته باشد. مرد باید روشی را پیش بگیرد که بر طبق آن یک حالت تعادلی را با همسرش برقرار کند. زمانی که او در مورد کاربرد راهها و ابزارهای موجود برای این کار تفکر کند، درخواهد یافت که باید علایق همسرش را هم به سطح دانایی خود جلب نماید و در عین حال طوری عمل کند که همسزش به منظور اصلی او پی نبرد، زیرا در این صورت او فوراً دچار عقده‌ی حقارت خواهد شد. مرد باید یاد بگیرد که وقتی همسرش به علت بی‌تجربگی خود برای خواسته‌هایی که مناسب و لازم نیستند پافشاری می‌کند، صبور و بردبار باقی بماند. گاهی اوقات او حتی با علم به این که می‌داند عمل کردن بر طبق نظر همسرش اشتباه است، باید به انجام آن نظر اقدام کند تا همسرش نتیجه‌ی آن خواسته‌ی اشتباه را ببیند. به هر صورت زن در حالی که به طرز ناخودآگاه می‌داند که شوهرش عاقل‌تر از اوست، ولی در ظاهر نمی‌خواهد که همیشه توسط دیگری راهبرده شود. بنابراین اگر چنین افرادی بتوانند یک دوره از زندگی را با هم بگذرانند منافع زیادی از این راه عایدشان خواهد شد، زیرا زن می‌تواند از مزیت هوش بالا، عقل زیاد و تجربیات گوناگون شوهر برای راهنمایی، هدایت و پرورش شخصیتی خود بهره‌مند شود؛ در حالی که مرد هم فرصتی به دست می‌آورد تا ارزش بردباری و صبر، درایت و کاردانی و لزوم مشاهده کردن از موضع دیگران که به علت تجربه‌ی کمتر دید محدودتری هم دارند را بیاموزد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p440/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بانکداری الکترونیک</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p439</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p439#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 20 Nov 2006 07:42:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اينترنت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p439/</guid>
		<description><![CDATA[پا برهنه بر خط هم به این موضوع پرداخته. چند روز پیش در عصر ارتباط گزارش مفصلی از وضعیت بانکداری الکترونیک خواندم و خندیدم! مسئول مربوطه کلی آمار و ارقام داده بود از تعداد خودپردازها در بانکها و اینکه کدام بانک کمترین و بیشترین خودپرداز را داره و کدام بانک کمترین و بیشترین افزایش در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.moniri.com/">پا برهنه بر خط</a> هم به این موضوع پرداخته. چند روز پیش در <a href="http://www.ictnews.ir/">عصر ارتباط</a> گزارش مفصلی از وضعیت بانکداری الکترونیک خواندم و <b>خندیدم</b>! مسئول مربوطه کلی آمار و ارقام داده بود از تعداد <a href="http://www.khosrobaigy.com/archives/142">خودپرداز</a>ها در بانکها و اینکه کدام بانک کمترین و بیشترین خودپرداز را داره و کدام بانک کمترین و بیشترین افزایش در تعداد خودپردازها را داشته و تا آخر سال یا تا چند ماه بعد از شروع سال جدید تعداد آنها چقدر باید بشود و آیا می شود یا نمی شود؟ و &#8230;&#8230;&#8230;. خلاصه سرتونو درد نیارم من هم مثل شما هی خواندم تا ببینم آخرش چی میخواد بگه و مثل شما هیچ چیزی غیر از خودپرداز پیدا نکردم. خوب وقتی نگاه ما به بانکداری الکترونیک این باشه نتیجه همونی میشه که پابرهنه بر خط بهش برخورده!
</p>
<p>یادمه چند وقت پیش در یک سمیناری بودیم. سخنران که متاسفانه یادم نیست کی بود سوالی را از حضار پرسید (شما فکر می کنید یک فرآیند بانکی از کجا شروع میشه و به کجا ختم میشه؟) اغلب حاضران با توجه به محیطی که در آن زندگی می کنند گفتند که از پشت پیشخوان بانک شروع میشه و در پشت پیشخوان بانک هم تموم میشه! سخنران گفت اون خارجیه که بانکداری الکترونیک رو پایه گذاری کرد اینجوری فکر نکرد! اون با خودش فکر کرد که یک فرآیند بانکی از وقتی شروع میشه که شما تصمیم می گیرید یک کار بانکی بکنید. بعد گفت خوب این وقت ممکنه خارج از ساعت کاربانک (بعد از ظهر یا در یک روز تعطیل) یا حتی در نیمه شب&nbsp; باشه. حال چطور میشه کاری کرد که این فرآیند <font color="#ff0000">معطل </font>نمونه؟ بنابراین اومد و به استفاده از <font color="#0000ff">اینترنت </font>برای این منظور فکر کرد و اینکه چه جوری امکانی فراهم کنه که فرد حتی بدون نیاز به مراجعه به بانک در خانه و با استفاده از کامپیوتر کار خودشو انجام بده. بقول سخنران مذکور الآن بانکهای ما در واقع صندوق هستند نه بانک و بیشتر توان و وقتشونو به در یافت فیش آب و برق و &#8230; یا پرداخت حقوق مشغولند!<br />
  <br /> &nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p439/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ادبیات وبلاگی</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p427</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p427#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Nov 2006 14:40:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p427/</guid>
		<description><![CDATA[ خوب اینکه در وبلاگ با چه ادبیاتی بنویسیم شاید خیلی مهم نباشد. ولی به نظر من باید املای کلمات حتما درست باشد. همین!



]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> خوب اینکه در وبلاگ با چه ادبیاتی بنویسیم شاید خیلی مهم نباشد. ولی به نظر من باید املای کلمات حتما درست باشد. همین!<br />
</p>
<div align="right">
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p427/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
