<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	>

<channel>
	<title>وبلاگ گروهی دودردو &#187; ماندانا</title>
	<atom:link href="http://wp.doxdo.net/author/mandana/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://wp.doxdo.net</link>
	<description>doxdo.net</description>
	<pubDate>Sun, 04 Jan 2009 18:04:39 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.7</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>تصاویری از آخرین روز سال ۲۰۰۸</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1415</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1415#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Jan 2009 21:16:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[جهان]]></category>

		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>

		<category><![CDATA[31 Dec 2008]]></category>

		<category><![CDATA[Photo]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1415</guid>
		<description><![CDATA[بعد از ۳ روز دیگه وقتش شده که تصاویر دریافت شده منتشر بشن. البته تصاویر زیادی دریافت نکردم. یعنی در واقع تصاویر بسیار کمی دریافت شد که همین هم جای قدردانی داره و از اون هایی که حال و هوای اون لحظه شون رو قسمت کردن خیلی ممنونم. تصاویر رو به ترتیب زمان دریافت میذارم. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از ۳ روز دیگه وقتش شده که تصاویر دریافت شده منتشر بشن. البته تصاویر زیادی دریافت نکردم. یعنی در واقع تصاویر بسیار کمی دریافت شد که همین هم جای قدردانی داره و از اون هایی که حال و هوای اون لحظه شون رو قسمت کردن خیلی ممنونم. تصاویر رو به ترتیب زمان دریافت میذارم. دو تا تصویر اول رو حتی قبل از اینکه فرصت کنم عکسی رو که خودم گرفته بودم روی صفحه مانیتور ببینم دریافت کردم. همونطور که میبینید یکی از عللش میتونه این باشه که هر دو عکاس در اون زمان پای کامپیوتر بودند و عکسی رو که گرفتند فوری فرستادند.<br />
عکس اول رو خانم سارا باقری نویسنده وبلاگ &#8220;<a href="http://daftaretajrobeha.blogfa.com/">دفتر تجربه ها</a>&#8221; فرستادند.</p>
<p><a href="http://wp.doxdo.net/uploads/2009/01/11-dey.jpg"><img src="http://wp.doxdo.net/uploads/2009/01/11-dey-300x225.jpg" alt="11-dey" title="11-dey" width="300" height="225" class="aligncenter size-medium wp-image-1416" /></a></p>
<p>عکس دوم رو آقای صالح آرا نویسنده وبلاگ <a href="http://weblog.salehoffline.com/">در جستجوی کلمات</a> فرستادند</p>
<p><a href="http://wp.doxdo.net/uploads/2009/01/image017.jpg"><img src="http://wp.doxdo.net/uploads/2009/01/image017-300x225.jpg" alt="image017" title="image017" width="300" height="225" class="aligncenter size-medium wp-image-1417" /><br />
</a><br />
عکس سوم که تقلب کردم و ادیتش کردم رو خودم گرفتم. </p>
<p><a href="http://wp.doxdo.net/uploads/2009/01/fireworks.jpg"><img src="http://wp.doxdo.net/uploads/2009/01/fireworks-300x225.jpg" alt="fireworks" title="fireworks" width="300" height="225" class="aligncenter size-medium wp-image-1418" /></a></p>
<p>عکس چهارم رو هم آقای مهدی حکیمی نویسنده وبلاگ <a href="http://robo2.wordpress.com/">Robo II</a> فرستادند. </p>
<p><a href="http://wp.doxdo.net/uploads/2009/01/shamshir-neshan-2.jpg"><img src="http://wp.doxdo.net/uploads/2009/01/shamshir-neshan-2-300x225.jpg" alt="shamshir-neshan-2" title="shamshir-neshan-2" width="300" height="225" class="aligncenter size-medium wp-image-1419" /></a></p>
<p>برای دیدن سایز بزرگتر عکسها میتونید روی هر کدوم کلیک کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1415/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>فراخوانِ عکسِ همزمان در سراسر جهان!</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1405</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1405#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Dec 2008 03:43:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[جهان]]></category>

		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1405</guid>
		<description><![CDATA[اصل مطلب: 
عنوان یه کمی زیادی بزرگه واسه این موضوع. اصلش اینه که از همینجا میخوام از هر کسی که این مطلب رو میخونه و یه وسیله عکاسی داره دعوت کنم که اگر علاقه مندِ، ساعت ۱۸ و ۳۰ دقیقه روز ۳۱ دسامبر سال ۲۰۰۸ میلادی به وقت گرینویچ در هر کجای دنیا که هست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>اصل مطلب: </strong></p>
<p>عنوان یه کمی زیادی بزرگه واسه این موضوع. اصلش اینه که از همینجا میخوام از هر کسی که این مطلب رو میخونه و یه وسیله عکاسی داره دعوت کنم که اگر علاقه مندِ، ساعت ۱۸ و ۳۰ دقیقه روز ۳۱ دسامبر سال ۲۰۰۸ میلادی به وقت گرینویچ در هر کجای دنیا که هست و مشغول هر کاری که هست اون لحظه رو با یه عکس ثبت کنه. به وقت تهران میشه ۱۰ شب چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸۷ (از قضا روز سوم سال ۱۴۳۰ قمری هم هست). عکسها رو هم به ایمیل من بفرستید:</p>
<p>captain[dot]blue[at]yahoo[dot]com</p>
<p>این دعوت هیچ نفعی به حال هیچ کس نداره و فقط اگر عکسی یا عکسهایی دریافت بشه همینجا در یک یادداشت جداگانه به نام عکاس نمایش داده میشه.</p>
<p><strong>پشت صحنه: </strong></p>
<p>قصه از اونجا شروع شد که من <a href="http://www.akkasee.com/news/13055/" target="_blank">این مطلب</a> رو روی وب دیدم. خوشم اومد و به گردانندگان وبلاگ گروهی ایمیل زدم که این ایده رو به شکلی دیگه توی وبلاگ پیاده کنبم و مورد استقبال هم واقع شد و حتی روی شب یلدا تفاهمکی(!) هم داشتیم. ولی دست آخر جناب آقای حکیمی گفتند که &#8220;کار باید به نحو احسن انجام شود &#8230; من فکر نمیکنم این کار به نحو احسن انجام بشه&#8221; و اینطوری شد که کل قضیه فراموش شد تا &#8230;</p>
<p>امشب که از آن شب هایی بود که بیخوابی به سر من میزنه و در تلاش برای خواب فکرم به همه جا میره. حتی به اینکه شرقی-ترین شهر زمین* کجاست؟ و همینطور ادامه پیدا میکنه به اینکه اولین طلوع آفتابِ یک روز کجا زودتر دیده میشه. کجای دنیا اول سال ۲۰۰۹ میشه! بعد یهو به مغز آدمِ عجولی که می خواد ایده ای رو پیاده کنه میرسه که اولین طلوع سال ۲۰۰۹ هم موضوع خوبیه ها! این میشه که از رختخواب میاد بیرون و کامپیوتر رو روشن میکنه و یک ساعتی با نقشه و محاسبات و خودش کلنجار میره تا دست آخر روی <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Tarawa" target="_blank">تاراوا</a> پایتخت جمهوری <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Kiribati" target="_blank">کیـریباتی</a> (البته کیـراباس تلفظ میشه) با خودش توافق میکنه!</p>
<p>میبینید که فقط وزارت امور خارجه نیست که در کشف کشورهای جدید مهارت داره و من هم این کار رو بلدم. البته این شهر تاراوا شرقی ترین نقطه ی زمین نیست و حتی شرقی ترین شهر در مجمع الجزایر کیـریباتی هم نیست. ولی حداقلش اینه که ۱۲ ساعت از گرینویچ جلوتره. جالبه بدونید که نقاطی هم توی این مجمع الجزایر هستند که ۱۴ ساعت از گرینویچ جلوترند و بخاطر همون <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Time_zone" target="_blank">خط فرضی تقسیم زمانیِ</a> که چون از وسطِ این کشور میگذشت و نصفش دیروز بود و نصف دیگه ش امروز (با اختلاف زمانی فاحش، شما بگیرید ۲۴ ساعت. مثلا اگر تهران ساعت دوازده ظهر روز اول دی باشه، کرج همون موقع ساعت دوازده روز دوم دی هست) سال ۱۹۹۵ این خط تغییر کرد و تمام این مجمع الجزایر شرقی شدن! <a href="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/6/61/International_Date_Line.png" target="_blank">+</a></p>
<p>اما در اصل اولین منطقه مسکونی زمین که طلوع آفتاب یکم ژانویه ۲۰۰۹ رو میبینه <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Kahuitara_Point" target="_blank">کاهویتارا</a> واقع در نیوزلندِ که بخاطر نزدیک بودنش به قطب جنوب و تابستان در اون منطقه ست (دلیل اصلیش هم که میدونید دیگه محور زمین عمود بر مدار گردش به دور خورشید نیست و این میشه که روز و شب های دو نیم کره در یک زمان با هم برابر نیستند) و از نظر زمانی (توافقی) هم اول در <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Millennium_Island" target="_blank">کارولین آیلند</a> اول ژانویه میشه. یعنی کلا هر روزی اول اونجا شروع میشه!</p>
<p>خلاصه دردسرتون ندم، کلاس جغرافی که نیست! دستِ آخر با توجه به این نقشه اومدم یه جایی رو انتخاب کردم که به <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Equator" target="_blank">خط استوا </a>نزدیک تر باشه و اختلاف زمانیش با گرینویچ واقعا حول و حوش همون ۱۲ ساعت باشه و مسکونی هم باشه که میشد یکی از جزایر همون کشور مزبور و آخر سر پایتختش رو انتخاب کردم. ۶:۳۰<a href="http://www.timeanddate.com/worldclock/astronomy.html?n=675&amp;month=1&amp;year=2009&amp;obj=sun&amp;afl=-11&amp;day=1" target="_blank"> صبح اول ژانویه روز اول سال ۲۰۰۹ برای مردم تاراوا شروع میشه</a>! شما اونموقع در چه حالی هستید؟</p>
<p>با تشکر از <a href="http://en.wikipedia.org/" target="_blank">ویکی پدیا</a>، <a href="maps.google.com">گوگل مپز </a>و <a href="http://aa.usno.navy.mil/faq/docs/first_sunrise.php" target="_blank">اینجا</a></p>
<p>* این <a href="http://www.patocks.com/song/33499.htm" target="_blank">شرقی-ترین شهرِ زمین</a> ناشی از یک خطای شنیداریِ معمول از طرف من موقع گوش دادن به ترانه هاست که مثل این مورد حتی بعد از اینکه صحیح ش رو می فهمم باز هم همون اشتباه در ذهنم میمونه و رسوب میکنه!</p>
<p>پ.ن. شاید دوست داشته باشید بعضی از ترین های جهان رو هم بشناسید <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Extreme_points_of_the_world" target="_blank">۱ </a>و <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Extremes_on_Earth" target="_blank">۲</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1405/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت - ۲۵ و ۲۶ (صوت) - پایان</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1257</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1257#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Sep 2008 17:34:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1257</guid>
		<description><![CDATA[بالاخره طبق نمی دونم چندمین وعده ای که برای پایان داده بودم به هر زوری که بود تونستم کتاب رو تمومش کنم! اینبار کیفیت رو فدای قولم کردم! به نظر خودم تموم کردنش مهم تر بود توی این مورد! به هر حال هر چی که بود تموم شد! اون اولی که شروع کردم این کار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بالاخره طبق نمی دونم چندمین وعده ای که برای پایان داده بودم به هر زوری که بود تونستم کتاب رو تمومش کنم! اینبار کیفیت رو فدای قولم کردم! به نظر خودم تموم کردنش مهم تر بود توی این مورد! به هر حال هر چی که بود تموم شد! اون اولی که شروع کردم این کار رو انجام بدم اصلا فکر نمی کردم اینقدر سختم بشه و اینقدر وقفه توش بوجود بیاد که یک کتاب کوچولو یک سال طول بکشه! چند روزِ هولدن یک سال بر ما گذشت! نمی دونم توی این مدت چندتا از شنونده های اولیه ناامید شدن و رفتن و چندتا اضافه شدن! یک سال زمان کمی نیست، هر آدمی توی این مدت می تونه خیلی تغییر کنه. منم گاهی پیش می اومد که از خوندن پشیمون میشدم. خسته میشدم. دلم می خواست ادامه ندم. گاهی حتی میموندم که چطور به ایمیل ها یا کامنت هایی که میگن چی شد باید جواب بدم! حتی یه وقت هایی به خودم میگفتم من که چیزی به کسی بدهکار نیستم، پس چرا اینهمه طلبکار دارم! یه وقتایی هم خیلی تشویق میشدم! مخصوصا از فیدبک ها و مصمم میشدم که کار رو ادامه بدم! حتی هنوز اینو تموم نکرده به کتابای بعدی فکر میکردم.</p>
<p>من همیشه فکر میکردم که صدای خیلی بدی دارم! معمولا دلم نمی خواست زیاد صحبت کنم توی جمع های مختلف! وقتی سر کلاسی جایی کنفرانس داشتم همیشه تند تند حرف میزدم که زود تموم بشه و یا سعی میکردم اصلا به صدام و اینکه شنونده چی فکر میکنه درباره ی این صدا فکر نکنم. توی فصل های اولیه می تونین قشنگ ریتم تند رو حس کنید. ولی کم کم با خوندن این کتاب و راهنمایی های یه دوست خوب تونستم اعتماد به نفس لازم رو پیدا کنم. هر چند وقفه های کار خیلی بهم لطمه زد و نتونستم روند پیشرفتم رو حفظ کنم. ولی من اینو فقط میذارم پای خستگی و جریانات زندگی که به هر حال ازشون گریزی نبود.</p>
<p>اعتراف میکنم که برای خوندن فصل طولانی و خسته کننده ی ۲۵ که دیگه از اوج داستان هم فاصله گرفته بود اصلا حس و حال لازم رو نداشتم! به سختی خوندمش! برای همین فکر میکنم بخاطرش باید معذرت خواهی کنم. امیدوارم که از همه ی این اتفاقاتی که توی این یک سال افتاد درس گرفته باشم و برای آینده بهتر برنامه ریزی کنم. اما قبلش حتما به خودم استراحت خواهم داد! بیشتر روحی! در مورد کتاب بعدی هنوز تصمیمی ندارم، ولی در حال حاضر میتونم بگم که نمی خوام این کار رو کنار بذارم! همه ی بازخوردها و تشویق ها جای خودشون رو دارن، ولی چند وقت پیش اتفاقی افتاد که باعث شد بیشتر برای ادامه ی کار انگیزه داشته باشم. یکی از همکارانی که بیمار بود و مدتی بستری بود، تنها همدمش همین کتاب بود و صدای من!! به چند تا بیمارِ دیگه هم داده بود. وقتی که فکر میکنم اینطور میشه حتی یک نفر رو خوشحال کرد، چه دلیلی داره که ادامه ندم؟</p>
<p>از شما همسفرای یک ساله هم می خوام که اگر دوست دارید برام بنویسید که آیا این کار هیچگونه نفعی به حالتون داشته؟ چه حسی دارید وقتی به یه کتاب صوتی گوش میدید؟ چه جور کتاب ها یا متنهایی رو بیشتر میپسندید و کلا به قول معروف هر چی پیشنهاد و انتقاد دارید همینجا مطرح کنید. از صبوریی همه تون ممنونم و بابات عهمه ی غفلت ها معذرت می خوام!</p>
<p>در آخر یه تشکر ویژه هم دارم از یه همراهِ دائمی و صبور. کسی که خیلی مواظبِ کارم بود و همیشه کیفیت و پیشرفت من خیلی براش مهم بود. کارها رو با حوصله گوش میداد، اشکالات رو پیدا میکرد و راهنماییم میکرد و حسابی هم پیگیر بود! واقعا ازش ممنونم، شاید اگر نبود این کار به آخر نمی رسید. گرچه امشب به حرفش گوش ندادم P:</p>
<p>از همگی متشکرم</p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part25.mp3">ناتور دشت، فصل ۲۵ - حدودا ۳۲ دقیقه به حجم ۷/۶ مگابایت</a></p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part26.mp3">ناتور دشت، فصل ۲۶ - حدودا ۲ دقیقه به حجم ۰/۵ مگابایت</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1257/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part25.mp3" length="7769649" type="audio/mpeg" />
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part26.mp3" length="519264" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت - فصل ۲۴ (صوت)</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1256</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1256#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 Aug 2008 17:38:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1256</guid>
		<description><![CDATA[حجم این فصل کمی زیادتر از معمول شد، امیدوارم توی دانلودش مشکلی نداشته باشید. ضمنا دوستانی که می خوان همه فصل ها رو یک جا ببینند و دسترسی مستقیم داشته باشند ( نه از طریق یادداشت ها) می تونند فعلا به این صفحه مراجعه کنند.
ناتور دشت - فصل ۲۴ حدودا ۲۲ دقیقه به حجم ۵/۳ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حجم این فصل کمی زیادتر از معمول شد، امیدوارم توی دانلودش مشکلی نداشته باشید. ضمنا دوستانی که می خوان همه فصل ها رو یک جا ببینند و دسترسی مستقیم داشته باشند ( نه از طریق یادداشت ها) می تونند فعلا به <a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/" target="_blank">این صفحه</a> مراجعه کنند.</p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part24.mp3">ناتور دشت - فصل ۲۴ حدودا ۲۲ دقیقه به حجم ۵/۳ مگابایت</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1256/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part24.mp3" length="5517129" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت - فصل ۲۳ (صوت)</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1253</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1253#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 15:51:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1253</guid>
		<description><![CDATA[فصل ۲۳ به نسبت کوتاهِ، برای همین فصل ۲۴ رو هم خوندم که حدود ۲۰ دقیقه و طولانی بود. ولی از اونجایی که اینها رو در دوران نقاهت بعد از یک گرما خوردگی (همون سرماخوردگی در چله ی تابستون) خوندم صدام تو دماغیه! فصل ۲۳ قابل تحملِ و زیاد مشخص نیست! ولی فصل ۲۴ چیزی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فصل ۲۳ به نسبت کوتاهِ، برای همین فصل ۲۴ رو هم خوندم که حدود ۲۰ دقیقه و طولانی بود. ولی از اونجایی که اینها رو در دوران نقاهت بعد از یک گرما خوردگی (همون سرماخوردگی در چله ی تابستون) خوندم صدام تو دماغیه! فصل ۲۳ قابل تحملِ و زیاد مشخص نیست! ولی فصل ۲۴ چیزی در حد یک فاجعه ست! برای همین قرارِ بازخوانی بشه و از ارائه ش فعلا معذورم D: یه جوریه که اگه گوشش بدین همه ش دلتون میخواد فین کنید!</p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part23.mp3">ناتور دشت - فصل ۲۳ (صوت) حدودا ۱۰ دقیقه با حجم ۲/۳۴ مگابایت</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1253/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part23.mp3" length="2463256" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>توضیح خبر توقیف همشهری جوان!</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1252</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1252#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 21 Aug 2008 11:37:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ايران]]></category>

		<category><![CDATA[رسانه]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1252</guid>
		<description><![CDATA[از اونجایی که توی این مملکت هیچی حساب و کتاب نداره، همشهری جوان همچچنان منتشر میشه و بعد از خبر توقیف موقت تا دو شماره منتشر کرده. در شماره ی آخر که ۱۸۰ باشه خود مجله یک توضیحی درباره ی خبر توقیف چاپ کرده که اون رو هم اسکن کردم و میذارم که هر کسی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a title="برای دریافت تصویر بزرگتر کلیک کنید" href="http://mandana.doxdo.net/mag/HJ/180/hj180-c.jpg" target="_blank"><img class="alignleft" style="float: left;" src="http://mandana.doxdo.net/mag/HJ/180/hj180-c-s.jpg" alt="" width="200" height="280" /></a>از اونجایی که توی این مملکت هیچی حساب و کتاب نداره، همشهری جوان همچچنان منتشر میشه و بعد از خبر توقیف موقت تا دو شماره منتشر کرده. در شماره ی آخر که ۱۸۰ باشه خود مجله یک توضیحی درباره ی خبر توقیف چاپ کرده که اون رو هم اسکن کردم و میذارم که هر کسی علاقه داشت بخونه. برای دریافتِ اون صفحه روی تصویر کلیک کنید. چیزی در حد ماستمالیزاسیون!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1252/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>بهانه ی توقیف همشهری جوان</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1250</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1250#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 Aug 2008 14:25:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ايران]]></category>

		<category><![CDATA[رسانه]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1250</guid>
		<description><![CDATA[دیشب خوندم که همشهری جوان توقیف شده تا امروز که توی خبر رادیو زمانه دیدم نمی دونستم دلیل توقیفش چیه. ولی حالا فهمیدم که موضوع ویژه ی شماره ۱۷۱ مورخ ۱ تیر ۸۷ (دقت دارید که حدود دو ماه قبل!) که در مورد عاشقی بوده باعث شده که این نشریه به جرم &#8220;انتشار مطالب غیر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignleft" style="float: left;" src="http://wp.doxdo.net/uploads/2008/08/hj-love.jpg" alt="روی جلد شماره ای که دلیل توقیف عنوان شده" width="206" height="281" />دیشب خوندم که همشهری جوان توقیف شده تا امروز که توی <a href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/08/post_5963.html" target="_blank">خبر رادیو زمانه</a> دیدم نمی دونستم دلیل توقیفش چیه. ولی حالا فهمیدم که موضوع ویژه ی شماره ۱۷۱ مورخ ۱ تیر ۸۷ (دقت دارید که حدود دو ماه قبل!) که در مورد عاشقی بوده باعث شده که این نشریه به جرم &#8220;انتشار مطالب غیر اخلاقی&#8221; توقیف موقت بشه. عجب! من که این رو چیزی جز بهانه نمیبینم! از اون طرف فریدالدین حداد عادل میگه که ما قصد شکایت نداریم. این موضوع رو باز مشکوک تر میکنه! من خودم هنوز اون مطلب رو نخوندم ولی <a href="http://mandana.doxdo.net/mag/HJ/171/" target="_blank">صفحاتش رو می ذارم برای دانلود</a> تا هرکس علاقه داره بخونه و خودش قضاوت کنه. البته با شناختی که من از همشهری جوان دارم اگر بنا به تعطیلیش بخاطر چنین گزارش هایی بود تا حالا ۲۰ بار باید توقیف می شد! برداشت شخص من اینه که با نزدیک شدن به انتخابات این تعطیلی کاملا طبیعیه! منتظر بودم ببینم همشهری جوان چه واکنشی نسبت به مدرک کردان نشون میده و چه طنزی توی خبر در هفته خواهم خوند که عمرش قد نداد! البته بعید نیست که در فرصت مناسب دوباره منتشر بشه!</p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/mag/HJ/171/Modern-Love.rar">دانلود کامل مطلب موضوع ویژه ی &#8220;عاشقی هر کی هر کی شده&#8221; - فرمت rar حجم حدود ۲ مگابایت</a></p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/mag/HJ/171/" target="_blank">برای دانلود صفحات به صورت جداگانه به این لینک مراجعه کنید.</a></p>
<p>کیفیت بدِ حاشیه ها بخاطر اسکنرِ منِ ولی خوندنش چندان سخت نیست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1250/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت - فصل ۲۲ (صوت)</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1248</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1248#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 Aug 2008 04:41:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1248</guid>
		<description><![CDATA[
الان اینجا چه شکلکی بذارم خوبه؟ راستش اصلا روم نمی شد بیام فصل جدید بذارم بسکه که طولش دادم! اینکه چجوری باید عذرخواهی کنم و چجوری بهانه ها رو ردیف کنم تا تبرئه بشم هم بلد نیستم!  الان مهم اینه که فصل ۲۲ هم حاضر شده! و من هم می خوام یه قولی بدم! [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img style="vertical-align: middle;" src="http://wp.doxdo.net/uploads/2008/08/bs.jpg" alt="" width="400" height="282" /></p>
<p>الان اینجا چه شکلکی بذارم خوبه؟ راستش اصلا روم نمی شد بیام فصل جدید بذارم بسکه که طولش دادم! اینکه چجوری باید عذرخواهی کنم و چجوری بهانه ها رو ردیف کنم تا تبرئه بشم هم بلد نیستم! <img src='http://wp.doxdo.net/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /> الان مهم اینه که فصل ۲۲ هم حاضر شده! و من هم می خوام یه قولی بدم! سنگ بزرگ هم نیست! ناتور دشت رو ماه رمضون پارسال شروع کردیم قول می دم که قبل از ماه رمضون امسال تموم بشه! قول شرف! <img src='http://wp.doxdo.net/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /> شما هم دعا کنید که اتفاق وقفه اندازاننده ی(!) دیگه ای نیفته تا هم من راحت بشم و هم شما! <img src='http://wp.doxdo.net/wp-includes/images/smilies/icon_razz.gif' alt=':P' class='wp-smiley' /> عکسی هم که در بالا مشاهده میکنید مواد لازم برای کارِ منِ! جهت تلطیف روح این یادداشت وارد عمل شده! و اما:</p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part22.mp3">ناتور دشت - فصل ۲۲ - حجم ۳/۸ مگابایت حدودا ۱۲ دقیقه</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1248/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part22.mp3" length="3890016" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>دنیای عجیبی شده!</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1240</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1240#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 Jul 2008 07:58:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>

		<category><![CDATA[جامعه]]></category>

		<category><![CDATA[مذاهب-اعتقادات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1240</guid>
		<description><![CDATA[امروز داشتم این نوشته ی آق بهمن رو میخوندم. چقدر اون پاراگراف آخرش آشنا بود:
لامصب فضا یک‌جوری شده آدم می‌خواهد بنویسد حضرت علی دستش می‌لرزد. یکی از دوستانم می‌گفت نمی‌دانم به خیلی‌ها باید بگویم خداحافظ یا نه؟ گفتم چطور؟ گفت آخر فکر می‌کنم که شاید خدا را قبول نداشته باشند. به جایش می‌گویم تا بعد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز داشتم <a href="http://bahmanagha.blogspot.com/2008/07/blog-post_17.html" target="_blank">این نوشته ی آق بهمن </a>رو میخوندم. چقدر اون پاراگراف آخرش آشنا بود:</p>
<blockquote><p>لامصب فضا یک‌جوری شده آدم می‌خواهد بنویسد حضرت علی دستش می‌لرزد. یکی از دوستانم می‌گفت نمی‌دانم به خیلی‌ها باید بگویم خداحافظ یا نه؟ گفتم چطور؟ گفت آخر فکر می‌کنم که شاید خدا را قبول نداشته باشند. به جایش می‌گویم تا بعد یا فعلاً. جل‌الخالق.</p></blockquote>
<p>دیروز یکی از دوستان که اصلا آدم مذهبی یا حتی معتقدی هم نیست عازم حج بود. وقتی می خواست خداحافظی کنه واکنش ها عجیب بود! مثلا به ش میگفتن از تو دیگه انتظار نداشتیم! تو هم؟! آخه چرا؟ واقعا می خوای پولت رو خرج کنی دور یه مکعب سیاه بگردی که چی؟ بیا برو ترکیه خوش بگذرون! نکنه فکر میکنی اینطوری گناهانت پاک میشه و از این حرف ها! البته اون خودش میگفت آدم باید جستجوگر باشه و یه چیزهایی رو یک بار هم که شده امتحان کنه.</p>
<p>به این فکر میکردم که اگه مثلا میگفت دارم میرم تبت توی یکی از معابد اونجا مراقبه کنم یا یه آتشکده رو در فلان جا فقط ببینم همون آدم ها چه واکنش هایی داشتند! اوه چه جالب! ایول! آره یکی از فامیلای ما هم رفته بود میگفت خیلی حس خوبی به آدم میده! خیلی جای قشنگیه حتما برو! هم فال هم تماشا یا چیزهایی از این قبیل در تشویق و تمجید!</p>
<p>این روزها خیلی راحت میتونی درباره علاقه ت به یک ستاره موسیقی، ورزش، سینما و غیره صحبت کنی و با افتخار نشون بدی که چه چیزهایی درباره زندگی و کارهاش میدونی و یا یه سیگار بذاری گوشه ی لبت و با یه ژست روشنفکرانه درباره یه مبارز یا قهرمان سیاسی حرف بزنی ولی امان از اون روزی که بخوای درباره یه اسطوره مذهبیِ تاریخی صحبت کنی حتی نه با تعصب مذهبی بلکه فقط به عنوان یه شخصیت تاریخی!</p>
<p>من خودم خیلی مخالف تعصب ها و خرافات مذهبی هستم در هر مکتب و مذهبی ولی دلیل نمیشه که کسی رو محکوم کنم بخاطر اعتقادش و یا بر سر اون موضوع بحث بی فایده راه بندازم. یادمه که یک روز در جمع دوستان یکی درباره شیری که در واقعه کربلا بالای سر جنازه امام حسین گریه کرده یا همچین چیزی صحبت میکرد و دیگران با نگاه های تمسخر آمیز همدیگه رو نگاه میکردند. گفتم تو از کجا میدونی که توی اون صحرای برهوت شیری وجود داشته؟ پرسید تو اعتقاد نداری؟ گفتم به چی باید اعتقاد داشته باشم؟ وجود یا عدم وجود اون شیر هیچ تاثیری در انسان خوب یا بد بودن من نخواهد داشت برای همین نه میخوام اثباتش کنم و نه احتیاجی دارم انکارش کنم!</p>
<p>گاهی ممکنه چیزی واقعا وجود داشته باشه ولی برای من غیر قابل باور باشه و به عقل من جور در نیاد، دلیلی ندارم که باورش کنم ولی حقی هم ندارم که از کسی که بهش باور داره بخوام که اون هم انکارش کنه! اگر دنیا قراره دنیای آزادی باشه همه باید در انتخاب چیزی که بهش اعتقاد دارن آزاد باشند مادامی که عملا لطمه ای به اجتماع وارد نکنند!</p>
<p>البته دلیل همه رفتارهای متعصبانه این طرفی و اون طرفی توی جامعه ی ما خیلی واضحه! دین زورکی!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1240/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت (صوت) - فصل ۲۱</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1228</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1228#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 May 2008 09:22:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1228</guid>
		<description><![CDATA[ناتور دشت (صوت) - فصل بیست و یکم حدودا ۱۴ دقیقه به حجم ۴/۰۳ مگابایت
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part21.mp3">ناتور دشت (صوت) - فصل بیست و یکم حدودا ۱۴ دقیقه به حجم ۴/۰۳ مگابایت</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1228/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part21.mp3" length="4228849" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت - فصل بیستم (صوت)</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1226</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1226#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 May 2008 18:01:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1226</guid>
		<description><![CDATA[اگر هنوز کسی ناتور دشت رو دنبال میکنه اینم فصل بیستم:
ناتور دشت (صوت) فصل ۲۰ حدودا ۱۲ دقیقه به حجم ۳/۶۱ مگابایت
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اگر هنوز کسی ناتور دشت رو دنبال میکنه اینم فصل بیستم:</p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part20.mp3">ناتور دشت (صوت) فصل ۲۰ حدودا ۱۲ دقیقه به حجم ۳/۶۱ مگابایت</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1226/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part20.mp3" length="3791328" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>فتوشاپ حامی تبرج زدایی!</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1218</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1218#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 02 May 2008 09:05:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ايران]]></category>

		<category><![CDATA[رسانه]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1218</guid>
		<description><![CDATA[به دلیلی که در ادامه می آید با حرص همشهری جوان رو ورق می زدم و آماده ی گیر دادن بودم که سوژه پیدا شد! تصویر زیر: (نشست مدیر مسئول دو هفته نامه ی موفقیت و طرفداران نشریه - همشهری جوان شماره ۱۶۴ صفحه های ۴۴ و ۴۵)

حالا عکسی رو ببینید که من روش برچسب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به دلیلی که در ادامه می آید با حرص همشهری جوان رو ورق می زدم و آماده ی گیر دادن بودم که سوژه پیدا شد! تصویر زیر: (نشست مدیر مسئول دو هفته نامه ی موفقیت و طرفداران نشریه - همشهری جوان شماره ۱۶۴ صفحه های ۴۴ و ۴۵)</p>
<p><a href="http://wp.doxdo.net/uploads/2008/05/asl.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1219" style="vertical-align: middle;" title="برای دیدن سایز بزرگ کلیک کنید" src="http://wp.doxdo.net/uploads/2008/05/asl-300x198.jpg" alt="برای دیدن سایز بزرگ کلیک کنید" width="300" height="198" /></a></p>
<p>حالا عکسی رو ببینید که من روش برچسب زدم. هیچ توضیح دیگه ای ندارم. فقط ببینید!</p>
<p><a href="http://wp.doxdo.net/uploads/2008/05/taged.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1220" title="برای دیدن سایز بزرگ کلیک کنید" src="http://wp.doxdo.net/uploads/2008/05/taged-300x198.jpg" alt="برای دیدن سایز بزرگ کلیک کنید" width="300" height="198" /></a></p>
<p>&#8212;</p>
<p>اما دلیل عصبانیت همانا ناتور دشت بود و بس! بعد از عمری نشستیم سر ضبط با کلی انرژی مثبت و اینا! آخرش چی موند؟ یه منِ عصبانی، ۴ عدد هد ستِ نویز زا، یک عدد لپ تاپ با کارت صدای مزخرف، یک عدد PC زپرتی که کمکی به حل مسئله نکرد، فصل بیست ناتور دشت که باز مونده بود و یک لیوان چهارتخمه که بعد از یک ساعت سرو کله زدن با نویز (نویز که میگم فکر نکنید یک وز وز بی بخار بود! صدای طوفان!!) به همان صورت یخ کرده سر کشیده شد! اگر تا آخر هفته راهی پیدا نکردم با موبایل ضبط میکنم!! قول میدم!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1218/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت (صوت) - فصل ۱۹</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1215</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1215#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Apr 2008 16:58:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/?p=1215</guid>
		<description><![CDATA[من معذرت! شکلک خجالت به توان بینهایت! عید همه مبارک! D:
ناتور دشت فصل نوزدهم - حجم ۳ مگابایت - تقریبا ۱۱ دقیقه
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>من معذرت! شکلک خجالت به توان بینهایت! عید همه مبارک! D:</p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part19.mp3" target="_blank">ناتور دشت فصل نوزدهم - حجم ۳ مگابایت - تقریبا ۱۱ دقیقه</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1215/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part19.mp3" length="3232165" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت - فصل ۱۸ (صوت)</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1211</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1211#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 13 Mar 2008 20:00:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/mandana/p1211/</guid>
		<description><![CDATA[ناتور دشت فصل هجدهم (صوت) تقریبا ۱۱ دقیقه به حجم ۲/۵ مگابایت
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part18.mp3">ناتور دشت فصل هجدهم (صوت) تقریبا ۱۱ دقیقه به حجم ۲/۵ مگابایت</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1211/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part18.mp3" length="2591005" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت - فصل ۱۷ (صوت)</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1210</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1210#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 10 Mar 2008 18:57:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/mandana/p1210/</guid>
		<description><![CDATA[خوب دیگه میتونیم شمارش معکوس داشته باشیم! ۱۷ فصل از ۲۶ فصل رفته ولی هیچ امیدی به اتمام کار در سال ۸۶ ندارم! این هم ناتور دشت هفدهم با یک صدای خش دار و خسته از فشار کار آخر سال و بی رمق از فرط دوری مسیر و ترافیک سنگین! مظلوم نمایی میکنیم!  
ناتور [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خوب دیگه میتونیم شمارش معکوس داشته باشیم! ۱۷ فصل از ۲۶ فصل رفته ولی هیچ امیدی به اتمام کار در سال ۸۶ ندارم! این هم ناتور دشت هفدهم با یک صدای خش دار و خسته از فشار کار آخر سال و بی رمق از فرط دوری مسیر و ترافیک سنگین! مظلوم نمایی میکنیم! <img src='http://wp.doxdo.net/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /> </p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part17.mp3">ناتور دشت فصل هفدهم به حجم ۴/۳ مگابایت و تقریبا ۱۸ دقیقه </a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1210/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part17.mp3" length="4393221" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت - فصل ۱۶ (صوت)</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1207</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1207#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 02 Mar 2008 18:16:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/mandana/p1207/</guid>
		<description><![CDATA[قرار بود توضیح بدم علت تاخیرها و اینا رو دیگه! خوب خیلی ساده ست! الگو برداری از جامعه! D: یه روز قیف نیست، یه روز قیر نیست، یه روز هیزم نیست آتیش درست کنیم، یه روز متصدی جهنم نیست (خودم دیگه! D:) اینطوریاست! خلاصه یه روز هم که همه چی از طرف ما جوره اینجوری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>قرار بود توضیح بدم علت تاخیرها و اینا رو دیگه! خوب خیلی ساده ست! الگو برداری از جامعه! D: یه روز قیف نیست، یه روز قیر نیست، یه روز هیزم نیست آتیش درست کنیم، یه روز متصدی جهنم نیست (خودم دیگه! D:) اینطوریاست! خلاصه یه روز هم که همه چی از طرف ما جوره اینجوری میشه که گوش کنید:</p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Natoor-Behind-the-Scene.mp3">پشت صحنه</a></p>
<p>حالا کی دلش میاد همچین فایلی به خورد خواننده بده؟ من؟! عمرا! D: اینه که طول میکشه خوب! صبر پیشه کنید یا برام یه استودیوی ضبط بخرید! D:</p>
<p>اینم فصل ۱۶:</p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part16.mp3">ناتور دشت - فصل شانزدهم حدودا ۱۶ دقیقه به حجم ۳/۷ مگابایت</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1207/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Natoor-Behind-the-Scene.mp3" length="166845" type="audio/mpeg" />
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part16.mp3" length="3700998" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت - فصل ۱۵ (صوت)</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1203</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1203#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 17 Feb 2008 18:10:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/mandana/p1203/</guid>
		<description><![CDATA[با عرض پوزش فراوان! فعلا بدون هیچ توضیح اضافه ای فصل ۱۵ رو داشته باشید! توضیحات متعاقبا اعلام میشود! D:
ناتور دشت - فصل پانزدهم به حجم  ۴/۴۵ مگابایت و حدودا ۱۴ دقیقه
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض پوزش فراوان! فعلا بدون هیچ توضیح اضافه ای فصل ۱۵ رو داشته باشید! توضیحات متعاقبا اعلام میشود! D:</p>
<p><a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part15.mp3">ناتور دشت - فصل پانزدهم به حجم  ۴/۴۵ مگابایت و حدودا ۱۴ دقیقه</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1203/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part15.mp3" length="4345017" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت (صوت) - فصل ۱۴</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1193</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1193#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Jan 2008 19:03:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/mandana/p1193/</guid>
		<description><![CDATA[گاهی بدم نمیاد یه تیر دو نشون بزنم! هم فصل جدید رو آپلود کنم و هم مثلا یه مطلب بی سر و ته بنویسم که به تنهایی کامل نیست و دو تا یکیشون کنم! مثلا امروز میخوام درباره چیزی که چند روزه ذهنمو مشغول کرده دو سه خطی بنویسم. درباره اعتماد!
پریروز میخواستم مجله بخرم که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گاهی بدم نمیاد یه تیر دو نشون بزنم! هم فصل جدید رو آپلود کنم و هم مثلا یه مطلب بی سر و ته بنویسم که به تنهایی کامل نیست و دو تا یکیشون کنم! مثلا امروز میخوام درباره چیزی که چند روزه ذهنمو مشغول کرده دو سه خطی بنویسم. درباره اعتماد!</p>
<p>پریروز میخواستم مجله بخرم که صحبت دو تا پسر جوون جلوی دکه توجه مو جلب کرد.</p>
<p>- پیپی که دوست دخترم بهم کادو داده بود رو از پنجره انداختم بیرون!</p>
<p>- چی؟</p>
<p>- اون پیپه بود که فلانی برام آورده بود، اعصابم خورد بود از پنجره پرتش کردم بیرون!</p>
<p>- اِ!</p>
<p>- خدا میدونه چقدر پولشو داده بود! خاتم کاری بود، از اصفهان سوغات آورده بود! گور باباش! به این دخترها اصلا نمیشه اعتماد کرد!</p>
<p>- به هیشکی نمیشه اعتماد کرد!</p>
<p>- چی؟</p>
<p>- میگم به کی میشه اعتماد کرد دیگه؟!!</p>
<p>ممکنه هر روز این جمله رو از دهان افراد مختلف بشنویم! این که <em>به هیشکی نمیشه اعتماد کرد</em>! <em>آدم به چشم خودش هم دیگه نمی تونه اعتماد کنه</em> و از این حرفا! دخترا در مورد پسرا، پسرا در مورد دخترا، همکارها در مورد هم، همسایه ها و نژادها و قوم ها و خیلی های دیگه در مورد هم این نظر رو دارن ولی با اینحال باز هم شاهد این هستیم که مردم به هم اعتماد میکنن! چرا؟ شاید چون برای انجام بعضی از امور اعتماد لازمه، حتی اگر بی پایه باشه! اما ملاک های اعتماد چیا هستن؟ چطوری درکشون میکنیم؟ برای چی؟ چطوری از بین میره؟ فکر میکنم نمیشه جواب دقیقی به این سوال داد! حداقل من که دارم بهش فکر میکنم! یه جمله ای هست میگه:</p>
<p><em><font size="-1">It takes years to build up trust, and only seconds to  destroy it</font></em></p>
<p>به نظر میاد خیلی حقیقت داره ولی خیلی وقت ها هم درست برعکس این جمله ممکنه برامون پیش بیاد! شاید بعدا که به نتیجه ای رسید فکرهام دربارشون نوشتم!</p>
<p>اینم ازفصل چهاردهم:</p>
<p><a href="http://www.esnips.com/doc/a1c624ec-d707-4f29-a02d-3b8de9efd539/Part14">ناتور دشت - فصل چهاردهم تقریبا ۱۱ دقیقه به حجم ۳/۲۵ مگابایت</a></p>
<p>ایندفعه یه قطعه موسیقی هم داره که بخشیه از آهنگ قلعه ی تنهایی فرامرز اصلانی. راستی لطفا برام بنویسید که تا اینجای کار داستان رو چطور دید؟ حال و هواش رو میگم! به نظرتون چجور موزیکی بهش میاد؟ D:</p>
<p>آدرس جدید برای دانلود: <a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part14.mp3">کلیک کنید </a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1193/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part14.mp3" length="3409797" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت (صوت) - فصل ۱۳</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1192</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1192#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 Jan 2008 15:49:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/mandana/p1192/</guid>
		<description><![CDATA[خوب! به نیمه راه رسیدیم بعد از ۴ ماه! D: یک نکته درباره فایل اخیر ضروریه که صدای تق و توق هایی که احتمالا میشنوید ناشی از قراضه بودن میکروفنه! میکروفن خودم خراب شد باید دنبال یه خوبش باشم.
ناتور دشت - فصل سیزدهم - تقریبا ۱۷ دقیقه به حجم ۳/۸۶ مگابایت
آدرس جدید برای دانلود: کلیک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خوب! به نیمه راه رسیدیم بعد از ۴ ماه! D: یک نکته درباره فایل اخیر ضروریه که صدای تق و توق هایی که احتمالا میشنوید ناشی از قراضه بودن میکروفنه! میکروفن خودم خراب شد باید دنبال یه خوبش باشم.</p>
<p><a href="http://www.esnips.com/doc/69d41e01-e4f3-4fc0-95ba-59170089307c/Part13">ناتور دشت - فصل سیزدهم - تقریبا ۱۷ دقیقه به حجم ۳/۸۶ مگابایت</a></p>
<p>آدرس جدید برای دانلود: <a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part13.mp3">کلیک کنید</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1192/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part13.mp3" length="4049918" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>ناتور دشت (صوت) - فصل ۱۲</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p1191</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p1191#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Jan 2008 17:07:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/mandana/p1191/</guid>
		<description><![CDATA[باور کنید که خودم خیلی دلم می خواست توی این چند روز تعطیلی غیر مترقبه(!) ناتور رو جلو بندازم ولی خوب هم خیلی سرفه میکردم و هم صدام مناسب خوندن نبود! با انواع و اقسام خوراکی ها روش کار کردم تا فصل دوازده آماده شد! سعی میکنم هفته ی اینده جبران کنم! اصلا فکرش رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>باور کنید که خودم خیلی دلم می خواست توی این چند روز تعطیلی غیر مترقبه(!) ناتور رو جلو بندازم ولی خوب هم خیلی سرفه میکردم و هم صدام مناسب خوندن نبود! با انواع و اقسام خوراکی ها روش کار کردم تا فصل دوازده آماده شد! سعی میکنم هفته ی اینده جبران کنم! اصلا فکرش رو نمیکردم روند خوندن این کتاب اینقدر طولانی و کشدار بشه! می دونم مخاطب اینجوری اذیت میشه ولی چاره ی دیگه ای ندارم! بدون صدا که نمی تونم بخونم! P: از همه تون ممنونم که این وضعیت رو تحمل می کنید، جهت اطلاعتون باید بگم که هنوز ۱۴ فصل دیگه مونده! D: کل کتاب ۲۶ فصله!</p>
<p><a href="http://www.esnips.com/doc/83d79b14-3e39-4c90-8643-28c845317376/Part12"> ناتور دشت - فصل دوازدهم - حدودا ۱۲ دقیقه به حجم ۲/۷ مگابایت </a></p>
<p>این بار استثناءً روی سرور دودردو آپلود نکردم! به احتمال زیاد بعدا آدرس دانلود عوض میشه!</p>
<p>آدرس جدید برای دانلود: <a href="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part12.mp3">کلیک کنید </a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p1191/feed</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://mandana.doxdo.net/Audio/Natur/Part12.mp3" length="2803686" type="audio/mpeg" />
		</item>
	</channel>
</rss>
