برای نوشتن دربارهی موضوعات ماه، همهش امروز و فردا کردهم. به این امید که اگر این را هم بدانم یا دربارهی آن هم بخوانم، بهتر خواهم نوشت. اما این روند هیچ گاه تمامی ندارد و اگر برسم، همیشه دقیقه نودیام. حالا هم با خودم قرار گذاشته بودم که حداقل پنج، شش فیلمی که برای دیدن [...]
«ما آلبومهای خانوادگی را دیدهایم، اما یک سری تیپها مثل تیپ چپی،سبیل کلفت یا روسری شبیه روسری منافقین را تلویزیون اجازه نمیدهد. ضمن اینکه بازیگرها الان همزمان در چند کار بازی میکنند و نمیشود زیاد بهشان دست زد. گریمشان را زیاد تغییر داد. این، دست ما را میبندد. ما نمیتوانیم مو کوتاه کنیم. [...]
نمیدونم این ویدئوی خودزنی یکی از روحانیون شیعه* رو دیدید یا نه؟ دارم فکر میکنم اگر دلش از جایی پره و دستش کوتاه، خوب حق داره!!! تا حالا شده در مقابل فیلـــتر شدن یک صفحه جدید احساس اون شکلک یاهو رو داشته باشید که داره موهاش رو میکنه؟ همینه دیگه؛ خودخوری، خودزنی، احساس استیصال و [...]
مدتی پیش توی اتاقم دنبال چیزی میگشتم که به یه جعبه پر از کارت اینترنت مصرف شده که در گذشته استفاده میکردم برخوردم! خواستم بندازمشون دور ولی بعدا با خودم گفتم بذار یه روز بشینم و یه محاسبهای بکنم ببینم چقدر طی اون مدت بابت اعتیادم پیاده شدهم! گذشت تا اینکه دیروز توی نیازمندیهای روزنامهی [...]
من برای موضوع ماه که حول و حوش موسیقی زیرزمینی یا همون بدون مجوز هست، رپ رو انتخاب کردم. نه به این خاطر که بهش علاقه دارم و از طرفدارانش هستم، بلکه فقط از روی کنجکاوی خواستم ببینم در این دنیای نوپای موسیقی در ایران چه خبره و کی به کیه! دلیل این [...]
اعدام صدام اونقدری برام اهمیت نداشت که بخوام در موردش بنویسم. دلیل این نوشته صحنهایه که ساعتی پیش از تلوزیون دیدم. درسته یه مدته که من اشکم دمِ مشکمه اما این صحنه به نظرم خیلی دردناک بود. مربوط به زمانی بود که مردم عراق با شادمانی مجسمهی عظیم صدام رو پائین کشیدند و [...]
خودفروشی برای من هنوز مفهوم عام و بیتعریفی هست! گرچه بیشتر ممکنه کاری که یک روسپی انجام میده رو به ذهن متبادر کنه. گاهی به نظر من همهی اونهایی که در مقابل کاری که انجام میدن دستمزدی دریافت میکنن به نوعی خودفروش هستند. مثلا شما اگر بدن قوی دارید و بارکشی میکنید و درآمدتون از [...]
۲۳ آذر, ۱۳۸۵
نوشته: شَرتو در: عمومی
من از شهرهای دیگه خبر ندارم. اما سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران یه برنامه داره به اسم جشن کتاب تهران. آخرین روز جشن کتاب فردا یعنی ۲۴ آذر ماه است. به همین مناسبت فرهنگسرای دانشجو مسابقههایی مرتبط با کتاب ترتیب داد که قرار بود مهلت ارسال آثار در اونها همه تا ۲۴ آذرماه [...]
برای واژه انیمیشن فرهنگستان “پویانمایی” رو انتخاب کرده. مثلا میگن «نخستین جشنواره پویانمایی» یا «پویانمایی های نیروی انتظامی» و از این دست. حالا من فکر میکنم پویانمایی بیشتر مناسب کلمه Animating هست و پویانمایه برای Animation بهتره! یه بار هم که من با “ایه” آخر کلمات موافق بودم اینا استفاده نکردن! شما می گین [...]
امروز مثلا روز دانشجوست. ما بین دانشجوهایی که این روز رو به اسم خودشون ثبت کردند و دانشجوهای این دوره و زمونه تفاوت از زمین تا آسمان است. البته خود زمانه هم تغییراتی کرده ولی این باعث نمیشه که از بیتفاوتی و بعضا بیسوادی دانشجوهای جدید بگذریم. الان دانشجو شدن هم مثل کلاس [...]
هر کی گفته کار امروز به فردا مسپار گل گفته! پریروز با خوندن مطلب “اصطلاحات، اینترنتی، چت، ایمیل و اس ام اس” و در ادامه با پیگیری کامنتها بر آن شدم که یک مطلبی در راستا و به نوعی تکمیل یادداشت روبو بنویسم. اما دیروز تنبلی کردم و چیزی که امروز شروع کردم [...]
بهم ثابت شده که جنبه فیلم دیدن ندارم. جدیدا همینکه یه فیلم میبینم کلی میرم تو فکر! البته هر فیلمی هم که نمیبینم
حالا امروز یه فیلم دیدم که تقریبا یک کلمهش رو هم نفهمیدم، چون به زبون فرانسه بود. تازه اسمش رو هم نمیدونستم و تا آخر هم ندیدمش! بعدا [...]
واقعا متاسفم! ولی برای کی یا چی، نمیدونم! بذارید توضیح بدم شاید فهمیدم! فکر کنم دو هفته پیش بود که برای اولین بار در مورد فیلم پورنویی که از یکی از بازیگران فیلم نرگس پخش شده بود چیزی شنیدم. تنها چیزی که گفتم شاید به شوخی یه استغفرالله بود و تمام. تا اینکه دوباره [...]
این صحنه رو امروز بعدازظهر از بالای پشتِ بوم دیدم! این آقا هرقدر هم ماهر باشه این روزها تهران همه ش باد و بارون و رعد و برقِ و در یک چنین وضعیتی احتمال خطر افزایش پیدا میکنه. بگذریم که خود بالا رفتن به این شکل بدون هیچ ایمنی در یک چنین ارتفاعی خودش [...]