دانشجو : ببخشید نرمافزار جستجوی کتابخانه ارور میدهد میشه درستش کنید؟
کتابدار: از شبکه قطع شده، باید صبر کنید تا درست بشه؟
دانشجو : کی وصل میشه؟
کتابدار: به ما مربوط نیست! از شبکه قطع شده!
دانشجو : ببخشید میشه این کتابها را پس بگیرید و کتابهایی که در این برگهها را نوشتیم را به من بدهید؟
کتابدار : کی گرفتی؟
دانشجو : ۲ روز پیش.
کتابدار: پس نمیگیرم! کتابها را هفتگی میدهیم و هفتگی هم تحویل میگیریم.
دانشجو : آخه این هفته استادهای دوتا درسها تحقیق دادند، با یک کتاب هم که نمیشه تحقیق نوشت!
کتابدار: به ما مربوط نیست!
دانشجو : کامپیوتر کتابخانه کجاست؟ میخوام اسم چند تا کتاب را سرچ کنم.
کتابدار: چون شبکه برای انتخاب واحد مشغوله و فعلاً وصل نیست، کامپیوتر را هنوز وصل نکردیم!
دانشجو : پس چطور کتاب انتخاب کنم؟
کتابدار: از توی کارتهایی که تو اون کشوهاست!
دانشجو : آخه مشخصات کتابهای جدید که چند ساله به اون کارتها اضافه نمیشه!
کتابدار: به ما مربوط نیست!
دانشجو : کتابهایی که در این برگهها را نوشتیم را برایم بیاورید؟
کتابدار: نه برای اینکه برق نیست چشمام نمیبینه! (انگار میخواد از ته غار کتاب بیاره)
دانشجو : پس من چی کار کنم خیلی به اون کتابها نیاز دارم! میشه کتابها را برایم بیارید؟
کتابدار: صبر کن برق بیاد! چه انتظارایی دارید؟
پی نوشت :
این برخورد (خوشبختانه یا بدبختانه) شخصی نیست و با همه دانشجویان همین برخورد را دارند، برای همین از کلمه دانشجو استفاده کردم.
ساعت ۱۲ به مدت یک ساعت کتابخانه برای نماز و ناهار تعطیل است!
ساعت ۱۵ کتابخانه تعطیل میشود (آخه کتابدارها هم زن و بچه دارند)
این مثلا کتابخانه دانشگاه است خدا به داد کتابخانههای عمومی برسد!
پیش به سوی جهش علمی و جنبش نرم افزاری!



