نوشتههای بخش 'سينما'
گوگل ریدر برای ما ایرانیها و اصحاب وبلاگ چیزی مثل «عصای دست» شدهاست که هر کجا که سرک بکشی اثری از آن در وبلاگهای فارسی خواهی دید. از لوگوهای Add to Google reader تا لیستهای Share شده (تشریک شده) و اخیرا هم بلاگرولهای مبتنی بر گوگل ریدر.
و اما این اواخر، ارتباط اجتماعی گوگل ریدر هم برای خودش خیلی ترکاند! و لیستهای تشریک شده توسط دوستان در بین وبلاگهای فارسی به شدت استقبال شد. و البته خرق عادتهایی داشت و نکات مثبتی برای ما فراهم کرد، همچنان که نکات منفیای هم دارد. شاید باگ رفتاری بین کاربران. مانند مطالب تشریک شده از خود، تعداد تشریکهای بسیار زیاد در روز، مطالب به دردنخور برای دیگران، استفاده از تشریک به صورت پتیشن (!) و شاید هم اگر اغراق نباشد هوچی گری فیدی.
من به عنوان کسی که هر روز وبلاگ میخوانم و در واقع قسمتی از کسب وکار روزانه من فید وبلاگها است (به دلیل انجام کارهای سایت دودردو) باید در خواندن سریع باشم و برای همین اساس کار دودردو و من روی گوگل ریدر است و فیدهای اشتراکی دوستان را با دقت دنبال میکنم، چون تا قبل از این من مجبور بودم اغلب مطالب دودردو را بخوانم و به آنها که لازم است
“مادرم یک سال زودتر از پدرم مرده بود.یک هفته بعد از اینکه پدرم مرد من در خونهش بودم.خونهش در آرکادیا بود و من که نزدیکترین کس او بودم،چند روزی بعد از مرگش،سر راه سانتاآنیا به سرم افتاد که به خونهش سر بزنم.”(1)
این اولین پاراگراف از اولین داستانِ کتاب موسیقی آب گرم نوشته چارلز بیکافسکی است.دو سال پیش بود که وقتی همین اولین پاراگراف را خواندم کتاب را خریدم و در راه
خانه تمامش کردم.بعدها متوجه شدم وقتی از نویسندهای چیزی میخوانم بی اختیار یاد بیکافسکی میافتم.او حالا در کنار سلینجر و همینگوی،از محبوبترین داستان نویسان آمریکایی برای من است.بیکافسکی در سال 1920 از مادری آلمانی و پدری لهستانی-آمریکایی در آندرناخت آلمان متولدشد.در سال 1932 به علت وضعیت وخیم اقتصادی بعد از جنگ جهانی اول، خانواده بیکافسکی به بالتیمور آمریکا مهاجرت کردند.او کودکی خوبی نداشت چون پدرش اغلب اوقات بیکار بود و چارلز آن طور که در داستان Ham On Rye به آن اشاره کرده به طور زبانی و فیزیکی از پدرش آزار دید.در نوجوانی آکنههای بدخیم باعث شد که او صورت بد شکلی پیدا کند که آثار آن تا آخر عمر با او بود و این اتفاق باعث شد که
Unveiled داستان فریبا تبریزی است که به خاطر مجازات داشتن ارتباط عاشقانه با زنی به نام شیرین از ایران فرار کرده و به آلمان پناهنده میشود اما پناهندگی او پذیرفته نمیشود و او برای این که از آلمان اخراج نشود مجبور به تغییر هویت میشود.اگر از تصویر اغراق آمیزی که فیلم گاهی اوقات از اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران نشان می دهد چشم پوشی کنیم(البته اگر فیلم تاریخی را برای اتقاقاتش ذکر میکرد میشد دید بهتری پیدا کرد)، Unveiled فیلم خوش ساخت و بیادعایی است که درد و رنج پناهندگان و به خصوص یک زن ایرانی همجنسخواه را تقریبا بدون لکنت تعریف میکند و یاسمین طباطبایی این نقش را راحت و روان اجرا میکند ، طوری که میتوانیم خفقان و دلتنگیو رنج فریبا را ما نیز احساس کنیم .فیلم Unveiled به خاطر موضوعی که برای تماشاگر غربی تازه است،جذابیت بیشتری دارد اما برای مای تماشاگر ایرانی که همیشه به تصویر خود در رسانههای غربی حساس بودهایم نیز تجربه تلخ ولی قابل باوری است.فیلم داستان تنهایی،غربت،دلتنگی،عشق است.داستان دست و پازدن آدمهایی است که میخواهند عاشق باشند تا زندگیشان معنایی داشته باشد.
چند سال پیش برنامهای پخش میشد از شبکهِ دو سیما-ن- به نام “فیلم کوتاه”، بخشی از این برنامهِ هفتگی هم مختص فیلمی کوتاه بود به نام La Linea؛ یک نقاشی متحرک خیلی ساده، یک آقای دَهَنصاف بیتربیت -بلانسبت همهِ آقایان مودب و غیر دَهَنصاف- که با مداد کشیده میشد و معمولا طی ماجراهایی که حدود 2-3 دقیقه هم بیشتر طول نمیکشید بطور کامل مفتضح میشد میرفت پی کارش.
هفتهِ پیش در یوتیوب رسیدم به یک قسمت نمایش داده نشده -یا نمایش نداده شده- و خاطرات آن روزها تکرار شد. نوشتم که شما هم بینصیب نمانید از این همه ذوق و هنر آقای Osvaldo Cavandoli.
» نتیجهِ جستجو در سایت Answers
» فیلم کذایی مربوطه
» چندتایی دیگر از فیلمهای La Linea روی یوتیوب
نظرات جدید