اسپانسر

کمی هم جدی حرف بزنیم

تماس با ادمین

نویسندگان محترم وبلاگ اگر سئوال یا پیشنهاد در مورد کار با وبلاگ دودردو داشتند میتوانند مستقیم مطرح فرمایند.
eMail: doxdo@doxdo.com

UserOnline

وبلاگهای به روز شده

بلاگ نیوز  - پونه  - وبلاگ پويا  - آلوچه خانوم  - نيک آهنگ کوثر  - تک تير  - پابرهنهِ برخط  - پژواک ترديدها  - زیر چتر چل تیکٌه  - من آدرس میدم بقیش با تو  - پژ  - بن بست ابهام  - حال من  - آسمون خاکستری  - شاد باشید  - باسيدعلي‏تافتح‏قدس‏ومكه  - عکس نوشت  - غوغای عشق در دفتر عشق  - کدوم راه  - عدالتخواهان  - مطرود  - | ادامه ...

نوشته‌های بخش 'شعر'


خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید

یک لحظه چشم­هایتان را ببندید و به مرگ خودتان فکر کنید. نه! به اینکه بعد از مرگ چه اتفاقهایی ممکن است برایتان بیفتد و احتمالاً نکیر و منکر و عذاب و فشار قبر و اینها اصلاً فکر نکنید. فقط به این فکر کنید که یک روحِ رها هستید که می­تواند همه جا برود و همه را ببیند.
اول پدر و مادر و خواهران و برادران و در صورت وجود، همسر و فرزندان خود را می­بینید. ضجه و زاری می­زنند. حالشان خیلی بد است. به مرزهای جنون نزدیکند. مادرتان که اصلاً طاقت به هوش ماندن را ندارد. اوضاع خیلی خراب است. بغض می کنید. دیگر تحمل دیدن این صحنه­ها را ندارید.
حالا نوبت دوستان است. وقتی خبر را می­شنوند از درد فریاد می­کشند. ناگهان همه خاطراتِ با هم بودن­هایتان برایشان تداعی می­شود. اشک نمی­تواند پاسخگوی دلتنگی­شان شود. این خبر تلخ را باور ندارند. بغض حالا دیگر گلویتان را بدجوری می­فشارد.
محل کارتان را می­بینید. یک نفر تلفنی خبر را به همکارانتان می­گوید. کسی که با تلفن حرف می­زند ناگهان ساکت می­شود. گوشی از دستش می­افتد و اشک است که بی­اختیار سرازیر می­شود. طولی نمی­کشد که همه می­فهمند. همه بهت زده­اند و نمی­دانند باید چه بکنند. حالا دیگر به وضوح دارید گریه می کنید!
 
گاه می­­اندیشم
خبر