نوشتههای بخش 'عمومی'
به دلیلی که در ادامه می آید با حرص همشهری جوان رو ورق می زدم و آماده ی گیر دادن بودم که سوژه پیدا شد! تصویر زیر: (نشست مدیر مسئول دو هفته نامه ی موفقیت و طرفداران نشریه - همشهری جوان شماره 164 صفحه های 44 و 45)

حالا عکسی رو ببینید که من روش برچسب زدم. هیچ توضیح دیگه ای ندارم. فقط ببینید!

—
اما دلیل عصبانیت همانا ناتور دشت بود و بس! بعد از عمری نشستیم سر ضبط با کلی انرژی مثبت و اینا! آخرش چی موند؟ یه منِ عصبانی، 4 عدد هد ستِ نویز زا، یک عدد لپ تاپ با کارت صدای مزخرف، یک عدد PC زپرتی که کمکی به حل مسئله نکرد، فصل بیست ناتور دشت که باز مونده بود و یک لیوان چهارتخمه که بعد از یک ساعت سرو کله زدن با نویز (نویز که میگم فکر نکنید یک وز وز بی بخار بود! صدای طوفان!!) به همان صورت یخ کرده سر کشیده شد! اگر تا
من معذرت! شکلک خجالت به توان بینهایت! عید همه مبارک! D:
ناتور دشت فصل نوزدهم - حجم 3 مگابایت - تقریبا 11 دقیقه
برای گپ سوم یک بانوی محترم معمار را دعوت کردم که درباره چیزهایی که هنوز نمیدانم چیستند حرف بزنیم 
بانو حمیرا یک معمار میانسال ایرانی است که به اتفاق مهربان همسر در تهران زندگی میکند و اولین بار ایشان را از وبلاگ «همیشه در حال ساخت»شان شناختم. اولین نکته مهم اینجاست که ایشان به شدت به انگلیسی مسلطند و در مقابل به ادبیات ایران و زبان سلیس فارسی هم مجهزند.
بزرگترین علاقهی اینترنتی ایشان پیگیری اخبار مربوط به ایران در رسانههای انگلیسیزبان است. جالبی کار اینجاست که این بانو به مقابله به مثل در مقابل سیاهنمایی رسانههای خارجی در مورد خطر ایران، یک حرکت جالب میکنند و آن پوشش فرهنگی-هنری ایران و ایرانیان در وبلاگشان است و از طرف دیگر شرکت در پتیشنها و ارسال ایمیلها و تلاشهای ضدجنگ اینترنتی و صلحدوستی و هر کاری که اغلب وبلاگنویسان دیگر ازش نا امید شدهاند، کار روزانهی بانو است و هیچ خسته نمیشود از فوروارد کردن این ایمیل و آن خبر و این سایت و آن وبلاگ.
اغلب مواقع بانو ایمیلهاشان را با H E امضا میکنند و بین من و ایشان رسم شده که ایشان را Lady H خطاب بکنم و اینجا هم خیلی دوست دارم که ایشان را بانو خطاب کنم
گوگل ریدر برای ما ایرانیها و اصحاب وبلاگ چیزی مثل «عصای دست» شدهاست که هر کجا که سرک بکشی اثری از آن در وبلاگهای فارسی خواهی دید. از لوگوهای Add to Google reader تا لیستهای Share شده (تشریک شده) و اخیرا هم بلاگرولهای مبتنی بر گوگل ریدر.
و اما این اواخر، ارتباط اجتماعی گوگل ریدر هم برای خودش خیلی ترکاند! و لیستهای تشریک شده توسط دوستان در بین وبلاگهای فارسی به شدت استقبال شد. و البته خرق عادتهایی داشت و نکات مثبتی برای ما فراهم کرد، همچنان که نکات منفیای هم دارد. شاید باگ رفتاری بین کاربران. مانند مطالب تشریک شده از خود، تعداد تشریکهای بسیار زیاد در روز، مطالب به دردنخور برای دیگران، استفاده از تشریک به صورت پتیشن (!) و شاید هم اگر اغراق نباشد هوچی گری فیدی.
من به عنوان کسی که هر روز وبلاگ میخوانم و در واقع قسمتی از کسب وکار روزانه من فید وبلاگها است (به دلیل انجام کارهای سایت دودردو) باید در خواندن سریع باشم و برای همین اساس کار دودردو و من روی گوگل ریدر است و فیدهای اشتراکی دوستان را با دقت دنبال میکنم، چون تا قبل از این من مجبور بودم اغلب مطالب دودردو را بخوانم و به آنها که لازم است
نظرات جدید