وبلاگ گروهی دودردو

بایگانی برای موضوع ‘گفتگو - آذر 85

  سلام اول از پیمان جونم تشکر می نمایم که دعوتم کرد آخه اگه دعوتم نمی کرد من به صورت نا خوانده و بی دعوت می پریدم وسط مهمونی ! یک پیشنهاد بدم درباره این مهمونی اگه تو این مهمونی بزن و بکوب هم بود باحال تر می شد !! از شب یلدا [...]

۲۵ آذر, ۱۳۸۵

درباره گفت-و-گو

نوشته: fanttazio در: موضوع ماه| گفتگو - آذر 85

عزی از آن آدمهایی بود که مدام به اصطلاح فلنگ را می‌بندند.هیچ‌جا بند نمی‌شد.نگاهش حالت حریص و دلواپس کسانی را داشت که فقط برای چیزی زنده‌اند که وجود خارجی ندارد و چیزهایی هم که وجود دارد هر سال بالاتر و بالاتر می‌رود،به طرف برفهایی که هیچ وقت آب نمی‌شود.لنی اول با این جوان،که یک کلمه [...]

۱۸ آذر, ۱۳۸۵

دیدگاه

نوشته: بهمنانه در: موضوع ماه| گفتگو - آذر 85

مشکل بیشتر گفتگوها ناشی از پندار پوچی‌ست که نتیجه را همان لحظه می‌خواهد. ما با هم به گفتگو نمی‌نشینیم تا بعد از پایان گفتگو، تغییر کرده باشیم. گفتگو می‌کنیم تا شناختی از اندیشه‌های‌مان را به درستی ارائه کنیم. شاید رسالت هر گفتگو، تنها جرقه‌ای باشد از کوچک‌ترین اندیشه‌های راهبردی برای رسیدن هرچه بهتر به هدفی [...]

۱۶ آذر, ۱۳۸۵

دانشجو

نوشته: جم صادق در: جامعه| گفتگو - آذر 85

«دانشجو» برای من کلمه مقدسی است. با شنیدن این کلمه به یاد پرشورترین و در عین حال پرشعورترین نسل جامعه می افتم. نسلی که پلی است بین دیروز و امروز. هم تجارب دیروز رو به یدک میکشه و هم با شرایط امروز آشناست. اما متاسفانه این ویژگی مختص همه اقشاری که به این نام [...]

 

بالاخره تونستم قضیه گفتگو رو در آخرین لحظات به یک مطلب زنده و پر جوش و خروش سنجاق کنم و بعنوان یک نمونه  عملی کارگاه گفتگو ازش استفاده کنم، یکوقت الکی متهمم نکنید که دارم از آب گل آلود ماهی میگیرم! عمراً ما اهلش باشیم اونم وسط  اونهمه جانماز آب [...]

۱۵ آذر, ۱۳۸۵

با من حرف بزن

نوشته: ماندانا در: موضوع ماه| گفتگو - آذر 85

دیشب وقتی بهش گفتم چرا حاضری در مورد هر کسی؛ مشکلاتش، اشتباهاتش، درستی و نادرستی راهی که میره، راه حلهای ممکن و هر چیزی ساعتها حرف بزنیم اما بحث من که میاد وسط همش میخوای حرف رو عوض کنی یا میذاری میری؟

گفت: “چون در مورد تو من محکومم”  

تقریبا جا خوردم! اصلا فکرش [...]

یکی از روشهای ارتباطی برای حل مشکلات فیمابینی! مذاکره یا همون چونه زدنه! تو مذاکره بر خلاف گفتگو اهدافی مشابه کسب و کار و منافع مد نظره ولی کاملاً شبیه به گفتگو هدفمداره و نتیجه گرا!.

از این جاست که سعی میکنم تفاوتها و شباهتهای این دو روشو بیشتر شرح بدم تا با هم اشتباه نگیرید [...]

گفتگو به انتقال مکالمه محدود نمیشه بلکه به هدفی بالاتر و آرمانی تر چشم دوخته، گفتگو به دنبال دریچه های تفکر مشترک می گرده و می خواد که از مخاطب ، مخاطب ناب بسازه و با هم افزایی  به رفع تعارض و نهایتاً تولید مفهوم دست پیدا کنه.

گفتگو به دنبال ایجاد رابطه است و لزوماً [...]

گاهی شبها که ادیتورهای وبلاگ دودردو از سرکار برگشتند و تازه دارند کلید اینترنت را باز میکنند (به سبک رادیوهای قدیم) و من تازه دارم از سر کار یواش یواش جمع میکنم تا برم خونه. فرصتی میشه که چند دقیقه‌ای حرف بزنیم. گاهی هم این حرف زدن تبدیل به چیزی شبیه شورای تیتر روزنامه‌ها میشود. دیشب هم شرتو مطلب زیر رو مورد توجه [...]

۰۶ آذر, ۱۳۸۵

گفت‌و‌گو در گفت‌و‌گو

نوشته: mahmood در: گفتگو - آذر 85

رابین کار سال‌ها پیش نوشت: “صدای همه ما فرق می‌کند. اصطلاحات و کلمات خاصی داریم. چه گفتن، چگونه گفتن و چه‌ وقت گفتن، شخصیت ما را مشخص می‌کنند…”

هر روز که از آشنائیم با وب میگذره فکر می کنم دیگه بدون آنلاین بودن و چرخیدن تو صفحات بیشماری که بدون وب هیچوقت برام امکانپذیر نبوده، نمی تونم زنده بمونم!

شوخی نیست که هر دفعه که برای پیدا کردن جواب سؤالی چرخی زدم چه چیزهای دیگه ای پیدا شدکه اصلاً به [...]

۰۵ آذر, ۱۳۸۵

آیینِ درویشی

نوشته: علیرضا در: گفتگو - آذر 85

«گفت-و-گو آیینِ درویشی نبود

ورنه با تو ماجراها داشتیم»

همیشه این بیتِ حافظ برام مسأله ساز بوده. راستی چرا گفت-و-گو آیینِ درویشی نبود؟ آیینِ درویشی چیه؟ تسلیمِ محض؟ «سر ببازیم و رخ نگردانیم»؟ آیا گفت-و-گو در فضایِ ماقبلِ مدرن، ضدِ ارزش بوده؟  به این ها فکر خواهم کرد و با شواهدِ بیشتر بر می گردم…

استفاده بی ربط و بی دلیل از بسیاری از مفاهیم ، باعث شده که برداشت و تعبیر مشترکی از یک واژه در نزد همگان موجود نباشه و هر کسی از ظن خود  شود یار خود! استفاده از کلماتی مانند حرف زدن،صحبت کردن،گپ زدن و گفتگو به جای یکدیگر و نرسیدن به اهداف واژه آخر اصلاً [...]

۰۴ آذر, ۱۳۸۵

قبل از گفت-و-گو

نوشته: علیرضا در: ادبيات| گفتگو - آذر 85

خوب، حالا که پیشنهاد شده درباره ی گفت-و-گو، گفت-و-گو کنیم، یک نکته در موردِ املایِ این واژه لازم به نظر می رسد. به پیشنهادِ داریوشِ آشوری، بهتر است واژه هایی را که یک ترکیب می سازند به صورتِ جدا بنویسیم، اما برایِ نشان دادنِ «مرکب» بودن آن ها، بینِ این اجزا خطِ فاصله بگذاریم. جست-و-جو، گفت-و-گو، رفت-و-آمد، [...]

۰۲ آذر, ۱۳۸۵

ماده اولیه گفتگو

نوشته: خسروبیگی در: گفتگو - آذر 85

ماده اولیه گفتگو حرف است و حرف را باید با حرف جواب گفت نه با داد و قال و هو و هیاهو و چماق و چاقو! الگوی ما امامانند. گویند روزی شخصی به منظور مسخره کردن  امام باقر سیبی بدست گرفته و نزد او رفت. با خود گفت میپرسم این سیب روزی من هست [...]



UserOnline


  • hhh: در کل طرح خوبی است الان خیلی چیزها است که یارانه دارد ولی ما از ان استفاده نمی کنیم
  • sadjad: راستی یادم رفت، منم هستم شدید
  • sadjad: فرزندم حال نمی شه ساعتش رو یه کم بیاری جلوتر! آخه ساعت ده شب همه ما که خانه هستیم و ا
  • Nima: باریکلا! واقعا خسته نباشید. اینا رو قبل از گوش کردن به کتاب صوتیت میگم. دلیل نخوند
  • Nima: خیلی مطالب خوبی بود. به نظرم همه ی دختر پسرهای 16 17 ساله باید اینارو بخونن بدیش اینه
  • محمد: عالیه این آبجیز
  • محمد: gps رو اگه کار بندازی توش که محشره

Iran's Explored Photos

  • a qusi-Autumn Winter
  • Acceptance...
  • Freedom
  • Autumn in Mellat Park of Tehran

درباره

“وبلاگ گروهی دودردو doxdo.net” در مهر ماه ۱۳۸۵ آغاز به کار کرد‌ه‌است و عضویت و نوشتن در آن برای همه آزاد است. کافی است ثبت نام کنید و آغاز کنید. خوانندگان وبلاگ گروهی دودردو منتظر شما هستند. از اینجا شروع کنید...

دی ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
« آذر    
 ۱۲۳۴۵۶
۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳
۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰
۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷
۲۸۲۹۳۰