نوشتههای بخش 'تاريخ'
تحقیقی در باب آنچه در کتابهای درسی تاریخ کشورهای عرب همجوار بعنوان تصویر ایران و ایرانی به نمایش گذارده است،نکته ای شگرف از حماقت بشری را آشکار کرده است،که بجاست گر به گوش خرد بشنویم و دست ازعناد و تضاد به بهانه حماقتهای تاریخی مان برداریم.
آنچه مشهود است ،تصویر ایرانیان در اذهان عمومی ملتهای عرب، از کودکی و زمان تحصیل به باورهای غلط و درستی مرتبط با تاریخ جنگها و کشورگشاییهای این دو ملٌت،آغشته است و بی ربط نخواهد بود،اگر با کودکی با چنین ذهنیتی سالیان بعد در یک نقش یک دولتمرد ایران و ایرانی را دشمن ملٌت و خاک عرب بداند!،از طرف دیگر تاریخ ایران نیز از چنین روایتهایی خالی نیست و عرب و ترک و مغول و افغان و یونانی را به انواع صفتهای مختلف منتسب کرده و کودکی ما نیز از تصاویر این چنین خالی نیست.
آیا براستی تمامی وقایع تاریخی با همین حدت و عصبیت اتفاق افتاده؟آیا تمامی حقایق بازگو شده است؟آیا قضاوت پس از گذشتن زمانی به طولانی یک دوره تاریخی دردی از خود واقعه تاریخی دوا می کند؟آیا تاریخ به جز عبرت بایستی دستمایه چیزهای دیگری نیز قرار بگیرد؟
نگاهی به جنگها و منازعات تاریخی (که متاسفانه هرآنچه از تاریخ برایمان
در مقاله دوست عزیز ماندانا خانم،به چند حقیقت غیر مرتبط اشاره شد که جمع آنها به نتیجه گیری ناصوابی از گذشته ایران و ایجاد توهمی در مورد جایگاه زن ایرانی منجر خواهد شد،دلایل ذیل از میان نظرات و آراء باستانشناسان و سایتهای معتبری که لینک داده شدند فراهم آمده است و نشان میدهد که زن ایرانی دوران باستان در پستو پنهان نبوده است! (حداقل در دوره ای که عرض می کنم) و اینکه چه روندی از حکومتها در طی تاریخ 5000 سال گذشته و با چه نگرشهای جنسیتی در ایران و جهان حکومت داشته اند و هنر مجسمه سازی و پیکره تراشی دارای چه مشخصاتی در ایران و یونان باستان بوده است…
گونه های متفاوت پیکره های یونانی و رومی بنا به اسناد تاریخی در دوران متفاوتی ازدوره Archaic period (8th to early 5th century BC)تا دوره Classical period (5th to 4th century BC)وسپس دورانHellenistic period (late 4th - 1st century BC) شکل گرفته اند و مقایسه بدون آدرس دهی این آثار مخاطب رو دچار ابهام خواهد کرد.در دوران Archaicپیکره ها کاملاً در نمای روبرو و نمای نیمرخ طراحی و تراشیده میشدند و خبری از زیباشناسی و دیدگاه های
انگیزهی این یادداشت جدا از فیلم سیصد و بحثهای حاشیهایِ آن، این طنز نوشتهی اکساویچه هم هست.
اینجانب در حوضهی علوم انسانی همانقدر اطلاعات دارم که یک آمیب تک سلولی ممکن است داشته باشد! اطلاعات تاریخیام هم محدود است به کتابهای درسی دوران خودم و حتی کمتر از آن! اما تا وقتی اظهار نظر مفت است ما هم نطق خودمان را ایراد میکنیم! فکر میکنم این توضیحات لازم بود.
اغراق نیست ولی هر ایرانیای که ویرانههای هخامنشیان را در استان فارس از نزدیک ندیده باشد، حداقل چندتا تصویر از آنها دیده، پس موضوع بحث را همه میشناسیم. حالا شاید عدهی کثیری هم این سوال به ذهنشان آمده باشد که پس چرا هیچ اثری از زنان این امپراطوری در آنچه ما میبینیم نیست؟ این موضوع مدتها برای من سوال بود تا اینکه در دوران دبیرستان اولین و آخرین جوابم را که قانع کننده هم نبود در کتابی با عنوان “از زبان داریوش” نوشتهی خانم پروفسور هاید ماری کخ گرفتم. این کتاب یک فصل کامل تحت عنوان “زن در شاهنشاهی هخامنشی” دارد که تمام آثار بدست آمده که مرتبط با زنان هستند را مورد بررسی قرار داده.
از

روزهای آخر اسفند بود که مفتخر به دیدار روی ماه اسکناس جدید شدم! اولین اسکناس 5000 تومانی یا به عبارتی 50 هزار ریالی ایران در طول تاریخ! اولین چیزی که تو ذهنم تداعی شد پولهای ترکیه بود و برزیل، همیشه اسکناسهاشون پر از صفر بود، یک دونه یک یا دو یا پنج اون سمت چپ و بعدش هَفَش دهتا صفر خیلی دوسشون داشتم چون به نظر کلی پول میومد.
بچه که بودم فکر میکردم که اونا پولای باکلاستری هستن و آرزو میکردم یه روز ما هم پولامون اونطوری بشه، خوشبختانه از اونجا که آرزوهای درپیت و بدردنخور زود محقق میشن و آدم رو آرزو به دل! نمیگدارن، نمردم و اون روز رسید.
از آرزوهای پر از صفر من که بگذریم میخواستم یه چیزایی درباره این اسکناس بگم.
1. یک روی اسکناس با خط نستعلیق یک حدیث نوشته (با چاپ این حدیث ما داریم اعلام میکنیم که ما به دانش هستهای دست پیدا کردیم و این کار خیلی هم سخت بود)
2. درجوار حدیث یک نشان مربوط به انرژی هستهای هست، (از همین الکترونها که دور یه چیزی میچرخن) خیلی واضحه که منظور از این نشان همون
> چند فیلم تاریخی در 30 سال اخیر در ایران تولید شده است که چهره مثبتی از پادشاهان ایرانی نشان دهد؟
> چند ماجرای تاریخی در کتب تاریخ دوران تحصیل خود به یاد دارید که پادشاهان خونریز یا احمق یا ستمگر معرفی نشده باشند؟
> آیا اعتراضهای اینترنتی توان مقابله با جادوی صوت و تصویر سینما را دارد؟
> آیا اعتراضهای ما موجب پرفروشتر شدن این فیلم نمیشود؟ (اعتراضهای مسیحیان را در مورد فیلم کد داوینچی و نتایج آن را فراموش نکردهایم!)
> چرا به جای اعتراض به فیلمی که بر اساس کتاب مصور ساخته شده به تخریب و نابودی آثار و ابنیه تاریخی در کشورمان اعتراض نمیکنیم؟:
سد هخامنشی دیده گان در شمال پاسارگاد تخریب شد
فاضلاب و زباله، سد هخامنشی شوشتر را احاطه کرد
کلیسای ایتالیایی های اندیمشک تخریب شد
ستاد اجرایی مسجد جامع تهران مسئول تخریب بنای صفوی شناخته شد
نماد شهری مشهد بدون اطلاع میراث فرهنگی تخریب شد
مدرسه قاجاری توحید رامهرمز به طور کامل تخریب شد
کورههای 3 هزار ساله پخت سفال هنگام شخمزنی تخریب شدند
بخشی از اثر ملی سرایعجم اهواز تخریب شد
محوطه 6
قضیه فیلم 300 و اعتراض ما به جاهای خندهداری رسیده.این خنده دار بودن ماجرا وقتی به اوج میرسد که فیلم را دیده باشی.از نظر من که خودم را حداقل یک فیلم بین حرفهای میدانم، 300 از نظر داستان و شخصیت پردازی در اوج کلیشه و فانتزی قرار دارد.از لحاظ بصری فیلم یادآور فیلم جذاب و خوش ساخت شهر گناه است با این تفاوت که کلیشه بودن آن باعث میشود که بعد از نیم ساعت مدام به زمان باقی مانده فیلم توجه کنی و این یعنی فاجعه.اما این برای تماشاگر تین ایجر مهم نیست.او می خواهد 2 ساعت در سالن تاریک سینما کنار دوست پسر یا دوست دخترش بشیند، چسفیل بخورد و از صحنههای فرورفتن نیزه در بدنها و پاشیدن خون به اطراف و اکشن غلو شده با گرافیک متفاوت و زوایای غریب دوربین لذت ببرد؛و به همین خاطر بعید میدانم که در پی چندوچون و اصالت تاریخی آن باشد.قبول دارم که با دیدن آدمنماهای هیولایی که راه به راه پرشین صدا زده میشوند و دیدن خشایار شاه با چهره گوگولی مگولی مقداری اذیت میشویم و احتمالا بد و بیراهی هم بگوییم.ولی بهترین و متمدنانهترین کاری که میشد کرد برای این که بگوییم پرشینها چه کسانی بودند با
از اینکه مجبور شوید در دو هفته کسانی را که سالی یکبار میبینید دو بار بینید یکبار شما به خانه آنها میروید و یکبار هم آنها به خانه شما میآید.
ماچ اجباری کسی که تمایل به بوسیدن او را ندارید ولی طرف شما را به طرف صورتش میکشد.
شنیدن حرفهای مفت در اینگونه میهمانیها مثل افزایش قیمت مسکن، افزایش قیمت بنزین، حمله احتمالی آمریکا به ایران و یا زدن پنبه افرادی از فامیل و آشنایان که در جمع میهمانی حضور ندارند.
اینکه به زور شیرینی و میوه و آجیل بخورانند و اینقدر اصرار کنند تا مثل یک حیوان خانگی به زور آن خوراکی را کوفت کنید!
اینکه دو هفته یا میهمانی بری یا منتظر میهمان باشی چون یک رسم باستانیه!
اینکه به شاد بودن تظاهر کنی و مرتب لبخند احمقانه بزنی چون عید است و همه باید شاد به نظر برسند!

بعضی سیاستمدارها رو برای شم قوی و آینده نگری و مشاورهای تیزبینی که دارند باید تشویق کرد و براشون هورا کشید،اگر چه که میدونیم این پزهای مردمی،دموکراتیک، هنری،روشنفکری برای اونها یک ابزاره نه هیچ چیز دیگه!!،چند روز پیش وقتی مسعود شلمچه با اون قیافه حق به جانب روی سن رفت و اون حرکات بامزه رو به نمایش گذاشت،اسمشو گذاشتم جوگیر شدن و تریپ کداک تیاتر! ولی در مراسم اسکار امسال دوتا سیاستمدار آمریکایی هم حضور پیدا کردن ال گور محبوب دموکراتها و ناکام مبارزات ریاست جمهوری 2 دوره قبل که همش میخواد تصویر جان اف کندی رو یک جوری زنده کنه و بگه من هم ال شون هستم! و شون مک کورمک سخنگو و معاون وزیر دولت قبلی بوش پسر که همکلاسی کامی عسگر خودمونه!، وقتی بعضی وقایع با فاصله کمی از یکدیگر با مشابهتی تام در دو نقطه بعید این کره خاکی اتفاق میوفته، واقعاً چی میشه گفت؟جز اینکه کم حافظه گی عمومی ملتها باعث میشه که این آقایون به خودشون جرات بدن که بالا رفتن از سن سینما و جشنواره ها رو محملی بدونن برای در یاد مردم ماندن و ادعای روشنفکری و هنرمند
کپی رایت چیز خوبیه،ولی وقتی ارزش ریالمون رو به حدود یورو رسوندیم!،الان تنها راه دیدن آثاری مثل Apocalypto با کیفیت نسخه DVDو دراز کشیدن روی مبل خونه دور از اغیار و غرق شدن تو معجون مل گیبسون و هموطنمون فرهاد صفی نیا فقط از طریق همین بلبشوی ایرانی و تهیه نسخه چینی-مالزیایی و پاکستانی فیلمهای خارجی است!(ولی باور کنید فیلمهای ایرانی رو از توزیع کننده معتبر با هولوگرام و برچسب کپی رایت می خرم!!)
پنجشنبه هفته ای که گذشت رفتم سراغ تامین کننده اصلیم و 3 تا مجموعه 8 فیلمه و 3تا تک فیلمه رو به مبلغ ناچیز15000تومان خریدم!اون 8 فیلمه ها عناوین قدیمی تری بودن که دوست داشتم تو کلکسیون داشته باشم ولی تک فیلم ها از این قراره: Casino Royal، Babelو همینApocalypto
بابل رو هنوز ندیدم ولی شنیدم که اثر قابل اعتنایی هست ولی آخرزمان مل گیبسون و این هموطن تازه واردمون بینهایت تاثیر گذار بود!،تلخ،چالشی،کهنه ولی نو و میتونه 6اسفند یا 25 فوریه حداقل3جایزه اسکار رو گرچه فرعی (چهره پردازی،تدوین صدا و میکس صدا) برای آخرین کار گیبسون به همراه داشته باشه،اگر چه تنها دلیل محرومیت بازیگرانش برای نامزدی در جوایز بازیگری مجموعه ای
علی رغم ظلم و ستم هایی که شاه به مردمش کرده عظمت او قابل ستایشه! اینکه میگم عظمت! منظورم پول و ثروتش نیست بلکه سیاست هاییست که در قبال کشور های خارجی داشت! واضح تر میگم. دو قطب مهم دنیا شرق و غربه! کل کشورهای دنیا یا طرف غربند و یا شرق! باید بگم تنها حکومتی که هم طرف غرب بود و هم طرف شرق، ایران بود! که انصافا نمونه است! درست نیست که میگن شاه نوکر آمریکا بود، نوکر آمریکا هیچ وقت جرئت نمی کنه با شوروی که دشمن اصلی آمریکا به حساب میومد رابطه داشته باشه اونم نه به صورت مخفیانه. اگر شاه فقط طرف آمریکا بود، پس چطور شوروی روی پروژه ساخت نیروگاه اتمی بوشهر سرمایه گذاری کرد؟! یا فکر میکنید ما ذوب آهن رو از کجا بدست اوردیم! از این رو سیاست خارجه پادشاه حرف نداشت!
خارج از گودال…
روزی که شاه برای آخرین بار از ایران خارج شد مصادف بود با آخرین روز صادرات نفت ایران به آمریکا طبق قرارداد! در جلد سوم کتاب «پهلوی ها» به کوشش فرهاد رستمی با این سند مواجه شدم!
نظرات جدید