وبلاگ گروهی دودردو

بایگانی برای موضوع ‘اخلاق

۲۷ تیر, ۱۳۸۷

دنیای عجیبی شده!

نوشته: ماندانا در: اخلاق| جامعه| مذاهب-اعتقادات

امروز داشتم این نوشته ی آق بهمن رو میخوندم. چقدر اون پاراگراف آخرش آشنا بود:
لامصب فضا یک‌جوری شده آدم می‌خواهد بنویسد حضرت علی دستش می‌لرزد. یکی از دوستانم می‌گفت نمی‌دانم به خیلی‌ها باید بگویم خداحافظ یا نه؟ گفتم چطور؟ گفت آخر فکر می‌کنم که شاید خدا را قبول نداشته باشند. به جایش می‌گویم تا بعد [...]

۰۴ آبان, ۱۳۸۶

سه گانه ی این روزهای ذهن ام

نوشته: ماندانا در: اخلاق| جامعه| شخصی

پرده اول:
من عوض شده ام یا دید تو و پیش فرض های ذهنی ات؟
خیلی سخت باشد شاید، ولی لازم است که همیشه پیش از قضاوت، زاویه دید خودمان را بسنجیم. فقط کافی است پر هفت رنگ بعضی پرندگان را یادمان بیاوریم؛ من از اینجا آبی میبینمش و تو از جایی که ایستاده ای بنفش و [...]

قبل از اینکه بریم سراغ فایل ها و توضیحات لازم شون می خوام پیام اخلاقی بدم!
بیاد حلقه ی آخر زنجیر باشیم!!!
حالا این که گفتم یعنی چه؟ ایشون در مورد فیلم های موبایلی گفته. بعضی از این فیلم ها خوب کلیپ های معمولی هستند و به قصد انتشار و دیده شدن و کاملا آگاهانه ساخته [...]

۱۱ مهر, ۱۳۸۶

بی پرده!

نوشته: روزهای بی خاطره در: اخلاق

آدم ها هم تاریخ مصرف دارند. وقتی تاریخشان می گذرد باید بی درنگ انداختشان دور! اما و اگر ندارد. کوچکترین درنگی برابر است با مریضی. هزینه آن را می پذیرید؟!
 
 
پ.ن: نمی توانید مرا متهم کنید. همه شما خودتان متهم ردیف اولید!
 

۰۷ مهر, ۱۳۸۶

ایمان

نوشته: omid در: اخلاق

ایمان مثل کوله باری از بلور هست که توی جاده پر از دست اندازی باید حمل بشه! شیطان هم مثل بچه بازیگوشی میمونه که دائما به سمت این بار و بنه سنگ و تیله پرتاب میکه! (دیالوگی از علی نصریان در سریال میوه ممنوعه)
آقا صدای شکستن بدجوری به گوش میرسه!

۲۹ شهریور, ۱۳۸۶

اخلاقمان توپ شد!!!

نوشته: پیمان در: اخلاق| جامعه| شخصی| مذاهب-اعتقادات

همین الان از محیطی روحانی و پر از فضایل اخلاقی بر می گردم،سیٌد هم شاهده که دروغ نمی گم!.یاد گرفتم که سایر مذاهب و ادیان ول معطلند و دکون دستگاه دارند و باید بیان مسلمون بشن!. همچنین شنیدن کلمات سنگین و عرفانی از اهل صنعت نفت بعیده! و اینها را به این وادی راهی نیست!،قلب [...]

ببین من هم مثل شما ضعف اخلاقی دارم و آدم کامل نیستم. هیچ کس نیست. من هم اولش که دیدم از ته دل خنده‌ام گرفت. و تلافی مدتی که نخندیده بودم در اومد ولی بعدش یکم خشکم زد. اینکه یک انسان یک بچه اردک را با فرکانس بالای ساب ووفر کر بکند یا بکشد چیزی [...]

این فیلم کوتاه موبایل  توسط اشخاص ناشناسی منتشر شده  و از طریق ایمیل به دست من رسیده. فیلم در چند ثانیه افراد شتابان و صدای آژیر فروشگاه  و درب ورودی شهروند حکیمیه تهران رو نشون میده که مردم در حال حمله فروشگاه و خروج با اجناس فروشگاه (از عروسکهای بزرگ تا لباس) هستند. و ظاهرا [...]

۱۲ تیر, ۱۳۸۶

۱۰ راه گند زدن به اولین قرار

نوشته: کبریا در: اخلاق| جامعه

۱-
شبیه عکستون نباشید:
عکستون مال اون دورانی باشه که لاغر بودید یا موی بیشتری داشتید. حتی میشه عکس یکی دیگه رو استفاده کنید: دخترتون! (ملت هم حتماً پیش خودشون میگن دوقلو هستند! نه؟! ) یا عکس یه مانکن که از یه سایت کش رفتین (قبلاً گفته بودین که همیشه دوست داشتین [...]

دلم میخواست یک دوربین مخفی بود که وقتی یک مدیر عالیرتبه دولتی داره از متقاضی یک رانت چرب و چیلی ، باج سیبیل میگیره رو شکار کنه…

وقتی یک حاج آقا با سه من غبغب و ۳ چارک ریش و پشم داره هیز بازی در میاره یا با اتکاء به شغل شریفش! از یک [...]

فکر نکنم این دید حیوانی،کثیف،مهوع و غیر انسانی که برادر‌های ارزشی ما،در ایران نسبت زن دارند در هیچ کجای دنیا وجود داشته باشد. سوای مضحکه‌ای که آقایان در کوچه و خیابان به خاطر برخورد با بد حجابی به راه انداخته‌اند،دیشب متوجه نکته‌ای شدم.مهمان دیشب برنامه شب شیشه‌ای خانم هانیه توسلی بود.باور کردنش برایم سخت بود ولی [...]

۰۱ اردیبهشت, ۱۳۸۶

نامه ای به محضر استاد رشیدپور

نوشته: کبریا در: اخلاق| تلویزیون| طنز

سرم گرم کار خودم بود که یهو آقام با یه مطلب وارد شد! اول می خواست این حرفارو تو دهن من بذاره که التماسش کردم و با خواهش و تمنا از مخدوش کردن هویت من منصرف شد. خلاصه هر چی که نوشته به خودش مربوطه و من کاری به این کارا ندارم که [...]

۱۰ دی, ۱۳۸۵

گریه نکردم

نوشته: lazarus در: اخلاق

اولین چیزی که امروز فهمیدم این بود که صدام اعدام شد وانقدر اینو شنیدم و خوندم و دیدم که اگر هر چیز دیگه ای بود حتما بالا میاوردم ولی خوب انگار حالم زیاد خوب نیست چون نه تنها بالا نیاوردم بلکه کلی احساسات از خودم بروز دادم بعد از مدتهای مدید انقدر این احساساتم شدید [...]

۰۹ دی, ۱۳۸۵

و کتاب تاریخ ورق می‌خورد

نوشته: شَرتو در: اخلاق| جهان

اعدام صدام اون‌قدری برام اهمیت نداشت که بخوام در موردش بنویسم. دلیل این نوشته صحنه‌ایه که ساعتی پیش از تلوزیون دیدم. درسته یه مدته که من اشکم دمِ مشکمه اما این صحنه به نظرم خیلی دردناک بود. مربوط به زمانی بود که مردم عراق با شادمانی مجسمه‌ی عظیم صدام رو پائین کشیدند و [...]

نگاه کردن به فیلمهای ژاپنی و روبرو شدن با خود ژاپنیها فقط یک حقیقت رو به ذهن منتقل می کنه:

موجودات متفاوت، فرهنگ متفاوت و دستاوردهای متفاوت!

در یکی از این سمینارهای ژاپنی با گروهی از مدیران و سرپرستاشون برخورد داشتم و از نزدیک حس کردم که چیز متفاوتی نسبت به ایرونیها تو وجودشون هست و دلیل [...]



UserOnline


  • hhh: در کل طرح خوبی است الان خیلی چیزها است که یارانه دارد ولی ما از ان استفاده نمی کنیم
  • sadjad: راستی یادم رفت، منم هستم شدید
  • sadjad: فرزندم حال نمی شه ساعتش رو یه کم بیاری جلوتر! آخه ساعت ده شب همه ما که خانه هستیم و ا
  • Nima: باریکلا! واقعا خسته نباشید. اینا رو قبل از گوش کردن به کتاب صوتیت میگم. دلیل نخوند
  • Nima: خیلی مطالب خوبی بود. به نظرم همه ی دختر پسرهای 16 17 ساله باید اینارو بخونن بدیش اینه
  • محمد: عالیه این آبجیز
  • محمد: gps رو اگه کار بندازی توش که محشره

Iran's Explored Photos

  • a qusi-Autumn Winter
  • Acceptance...
  • Freedom
  • Autumn in Mellat Park of Tehran

درباره

“وبلاگ گروهی دودردو doxdo.net” در مهر ماه ۱۳۸۵ آغاز به کار کرد‌ه‌است و عضویت و نوشتن در آن برای همه آزاد است. کافی است ثبت نام کنید و آغاز کنید. خوانندگان وبلاگ گروهی دودردو منتظر شما هستند. از اینجا شروع کنید...

دی ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
« آذر    
 ۱۲۳۴۵۶
۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳
۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰
۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷
۲۸۲۹۳۰