<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>وبلاگ گروهی دودردو &#187; زنان</title>
	<atom:link href="http://wp.doxdo.net/category/science/social/women/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://wp.doxdo.net</link>
	<description>doxdo.net</description>
	<lastBuildDate>Sat, 31 Jul 2010 04:04:58 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>گپ سوم با بانوی معمار بلاگر</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/admin/p1209</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/admin/p1209#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Mar 2008 10:46:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mehdi</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://wp.doxdo.net/admin/p1209/</guid>
		<description><![CDATA[برای گپ سوم یک بانوی محترم معمار را دعوت کردم که درباره چیزهایی که هنوز نمیدانم چیستند حرف بزنیم 
بانو حمیرا یک معمار میانسال ایرانی است که به اتفاق مهربان همسر در تهران زندگی میکند و اولین بار ایشان را از وبلاگ «همیشه در حال ساخت»شان شناختم. اولین نکته مهم اینجاست که ایشان به شدت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>برای گپ سوم یک بانوی محترم معمار را دعوت کردم که درباره چیزهایی که هنوز نمیدانم چیستند حرف بزنیم <img src='http://wp.doxdo.net/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
بانو حمیرا یک معمار میانسال ایرانی است که به اتفاق مهربان همسر در تهران زندگی میکند و اولین بار ایشان را از وبلاگ «<a href="http://homeyra.wordpress.com/">همیشه در حال ساخت</a>»شان شناختم. اولین نکته مهم اینجاست که ایشان به شدت به انگلیسی مسلطند و در مقابل به ادبیات ایران و زبان سلیس فارسی هم مجهزند.<br />
بزرگترین علاقه‌ی اینترنتی ایشان پیگیری اخبار مربوط به ایران در رسانه‌های انگلیسی‌زبان است. جالبی کار اینجاست که این بانو به مقابله به مثل در مقابل سیاهنمایی رسانه‌های خارجی در مورد خطر ایران، یک حرکت جالب میکنند و آن پوشش فرهنگی-هنری ایران و ایرانیان در وبلاگشان است و از طرف دیگر شرکت در پتیشن‌ها و ارسال ایمیلها و تلاشهای ضدجنگ اینترنتی و صلح‌دوستی و هر کاری که اغلب وبلاگنویسان دیگر ازش نا امید شده‌اند، کار روزانه‌ی بانو است و هیچ خسته نمیشود از فوروارد کردن این ایمیل و آن خبر و این سایت و آن وبلاگ.<br />
اغلب مواقع بانو ایمیلهاشان را با H E امضا میکنند و بین من و ایشان رسم شده که ایشان را Lady H خطاب بکنم و اینجا هم خیلی دوست دارم که ایشان را بانو خطاب کنم که حس خوبی بهم میدهد. بانو البته خارجه تحصیل کرده‌اند ولی آن موقعها برای بودن کنار مادر به ایران برگشته‌اند و کار معماری را پیش گرفته‌اند. (آن کتاب زویا پیرزاد را خواندید؟ همان که یک خانم معمار افسانه‌ای داشت؟ البته این بانوی ما مثل آن سوپر-زن قرار نیست خیالی باشد. او واقعی است و وجود دارد. همین خودش خیلی است. بودن.)</p>
<p><strong>صفر) آره بانو، دوست دارین بیشتر از خودتان بنویسید؟ از اینکه چه کارها کردین و چه کارها در سر دارین؟</strong></p>
<p><img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> آفا روبوی عزیز، با تشکر از لطف و سایتهای خوب شما، زندگی من عبارت از کار، رسیدگی به روزمره و زنگ تفریح من سیر سفر در اینترنت است. رسیدگی به روزمره من در حد حداقل است یعنی متاسفانه از غذاهای لذیذ ایرانی خیلی خبری نیست، کارم در حال حاضر یک سری ﭘروژه های کوچک خصوصی از طریق یا برای دوستان و آشنایان است.</p>
<p><strong>یک) بعد میخوام از عادات وبلاگخوانی و وبلاگنویسی شما بپرسم؟ مصرف اینترنت شما چقدر است؟ چند ساعت در روز مطالعه اینترنتی دارین؟ چقدر فارسی چقدر انگلیسی؟ از چه ابزارهایی استفاده میکنید؟ حس‌تان در مورد وقتی که روی اینترنت میگذارید چیه؟</strong></p>
<p><img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> اینترنت جذبه خیلی زیادی برای من دارد: در خانه خود با بای برهنه نشسته اید و دنیا در دسترس شماست. البته مدتی طول می کشد تا هرکسی سایت های باب دندانش را بیابد. مصرف اینترنت من خیلی زیاد است. و تقریبا تمام ساعات بیداری و در منزل، بقول یک طنزنویس، جزو امت همیشه آنلاین هستم. حتی وقتی که مشغول به کارهم باشم، اکثرا با کامپیوتر، باز به اینترنت وصل هستم. اهل چت و معاشرت اینترنتی نیستم- شاید به دلیل آنکه دوستانم اینکاره نیستند  و بیشتر در حال خواندنم.<br />
در حال حاضر حدودا هفتاد درصد به انگلیسی و سی درصد به فارسی میخوانم. البته این درصد متغیر است و بستگی به خبرهای روز و جذابیت مطالب و یا آشنایی با سایت های جدید دارد.<br />
درمورد ابزار خیلی وسواسی ندارم. راستش اطلاعات زیادی هم ندارم!  بیشتر مستقیما به سایت ها مراجعه می کنم. مقدار زیادی google alert برای خودم ردیف کرده ام و اگر یکی دو روز ایمیل خود را نگاه نکنم &#8220;این باکس&#8221; اون باکس می شود <img src='http://wp.doxdo.net/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
از گوگل ریدر هم برای دیدن تعدادی از سایتها استفاده می کنم.<br />
در مورد عادات وبلاگنویسی هم باید بگویم که یک وبلاگ نویس اتفاقی هستم و شاید هم یک وبلاگ نویس واقعی نباشم. به این معنا که مطالب من خیلی شخصی نیستند و بیشتر نقل (تا نقد) مطالب است.</p>
<p><strong>دو) آه جذبه خیلی زیاد! بله دقیقا. و اتفاقا ما نسل کوچکتر از شما سر موضوع جذبه اینترنت مشکلهای خاصی داریم. (اعتیاد مدرن و اعتیاد به اینترنت و اینا) یکی از مشکلات جالب مثلا «هوو» احساس شدن کامپیوتر و اینترنت برای اهل منزل است! یعنی میخوام بپرسم  همسر محترم در مقابل هیجانات شما در دیدن یک خبر، یا یک مطلب، وقتی به‌شون با هیجانات زائدالوصف تعریف میکنید، چه میکنند؟ هیچ شده دعای «دی سی» برای کامپیوتر منزل بخوانند؟ یا ایشان هم پیگیر و علاقمند بیزینس خبری شما هستند؟</strong></p>
<p><img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> <img src='http://wp.doxdo.net/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />    اول خنده! دوما احوال حاج آقا خیلی بهتر از من نیست! آنقدر خسته از کار برمی گردد که دنبال موضوعات جدی نیست. در این سن و سال می تواند مثل بچه ها ساعتها پشت کامپیوتر بازی کند و یا دنبال موضوعات مورد علاقه اش باشد. من با تلویزیون – چه داخلی چه خارجی – میانه ای ندارم. تلویزیون قدیمی ما نصف کانال ها را هم نمی گیرد. هر بار هم که او پیشنهاد داد که فکری برای این قضیه بکنیم با وتوی من روبرو شد. ناچارا او نیز جز کامپیوتر و یا مطالعه سرگرمی خانگی دیگری ندارد. بیشتر از من هم اهل چت با دوستان آنور آبی است.<br />
اگر من با، بقول شما، هیجانات زائدالوصف مطلبی را تعریف کنم به احتمال قوی با یک نگاه گنگ روبرو می شوم که نیم ساعت بعد ممکن است سوال کند: راستی داشتی چی می گفتی؟<br />
باید هم بگویم که انگلیسی او خیلی عالی است. و اگر بخواهم متن طولانی تر از معمول را بنویسم حتما می دهم او بازخوانی کند. تا این حد اجبارا کار مرا دنبال می کند.</p>
<p><strong>سه) تاثیر ابزارهایی که استفاده میکنید در مطالعه و تولید محتوای شما چیه؟ همین گوگل آلرتز چند درصد از محتوای تولیدی شما رو تامین میکنه؟ یا ابزارهای دیگر؟</strong></p>
<p><img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> فکر کنم از ساده ترین ابزارها استفاده می کنم.<br />
هرچیزی که برایم جالب باشد اول  از طریق &#8220;گوگل&#8221; و حتی &#8220;گوگل image&#8221; سرفصلهایی پیدا میکنم. و یک فولدر درست می کنم و ممکن است ده بیست یا سی چهل  لینک را برای مراجعه بعدی نگه دارم.<br />
صفحات ویکی پدیا نیز معمولا آدم را به لینک های خیلی خوبی هدایت می کند.<br />
گاهی مطالبی را که می یابم را در یک فایل ورد Word   کپی می کنم که بعد سر فرصت آنرا بخوانم و قسمتهایی که برایم مهم هستند را  &#8220;high light&#8221; کنم و شاید این مباحث جدید را جداگانه search کنم.<br />
در حقیقت همان کاری را که آدم در یک برنامه تحقیقاتی انجام می دهد. آلان که می نویسم متوجه می شوم که تفریح و کارم خیلی مشابه هستند!<br />
و نهایتا از طریق بلاگ خود سعی می کنم الینکهایی که به نظرم جالب هستند را در اختیار بقیه قرار دهم. و یا برای رجوع بعدی خودم نگه دارم.<br />
اگر مطلبی جذبه بیشتری داشت یک کوگل آلرت comprehensive هم درست می کنم.و در صورت امکان لا اقل هر روز نگاهی به سرفصلهای آن می اندازم. خیلی از آنها تکراری هستند در غیر آنصورت اگر موضوع جالب بود پست قبلی را به روز می کنم.  به طور کلی بیشتر از اطلاعات موجود روی نت استفاده می کنم.<br />
ابزار برایم فقط ابزار است.  و به اصطلاح دنبال &#8220;ابزار برای ابزار&#8221;‌ بر وزن  &#8220;هنر برای هنر&#8221;‌  نیستم.!</p>
<p><strong>سئوال رو یک جوری عوض بکنیم. دوست داشتین چه نوع ابزاری داشته‌باشین که کار خواندن و پیدا کردن محتوای مورد نظر راحتتر میشد؟</strong><br />
راستش تا به حال به جز مشکل کندی سرعت اینترنت چیز دیگری به نظرم نیامده است. گاهی دوستان لینکهایی به برنامه های مختلفی می فرستند که به دلیل کندی حاصله از خیر آن می گذرم.</p>
<p><strong> چهار) از اطلاعات گوناگونی که به دست می‌آورید چه نفعی میبرید؟ (مثلا ماها که کارهای طراحی میکنیم، قسمتی از عواید وبگردیمان آموزش طراحی و الگوها و موادخام است) آیا برای شما هم در کارهای تجاریتان چیزی در بر دارد؟</strong></p>
<p><img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> اولین وبگردی های من برای کارم بوده است. چند گزارش باید تهیه می کردم که از طریق اینترنت مطالب بسیار جالبی را یافتم و از آنها استفاده کردم. یعنی همان کاری که قبلا در یک کتابخانه انجام می دادیم.<br />
از آن به بعد استفاده از اینترنت برای من خیلی طبیعی  شده است، مثل استفاده از آب و برق. به عنوان مثال اگر یک فیلم خوب ببینم یا یک کتاب خوب بخوانم یا در مورد مطلب جالبی چیز بشنوم، در اولین فرصت سری به اینترنت می زنم تا ببینم که مثلا نویسنده یا کارگردان آن کیست قبلا چه کار هایی کرده است، نقدهای مختلف و یا مصاحبه ها را بخوانم و غیره.  حتی در مورد چیزهای خیلی پیش و پا افتاده رجوع به اینترنت برایم خیلی عادی است.</p>
<p><strong>ها ها! این پیش‌پا‌افتاده رو درک میکنم! پریشب داشتم شام گرم میکردم. تو یخچال قارچ هم بود. ولی یکم ریخت و قیافه‌ش جالب به نظر نمی‌اومد! اولین پیش‌فرض ذهنیم این بود که سرچ کنم که قارچ فاسد شده چه نشونه‌هایی داره <img src='http://wp.doxdo.net/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> )</strong></p>
<p><strong>پنج) بانو، یکی از چیزهای مهم برای من، این است که کاربران بتوانند راستی و درستی بین رسانه‌ها را تمییز بدن، و بتونن خبر واقعی رو برداشت بکنن، شما برای فهمیدن صداقت رسانه‌ای که ازش دارین محتوا میگیرین چه میکنید؟</strong></p>
<p><img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> هزاران هزار مطلب خوب و بد و نیم بند در دسترس است  و بسیار صبر و حوصله و البته وقت می خواهد تا هرکسی به هدف خود برسد و مراجعی که در باره موضوع مورد نظر قانع کننده هستند را تشخیص بدهد. الان شما می توانید نه تنها در باره خبر مورد نظر، بلکه در مورد نویسنده آن نیز اطلاعات زیادی به دست بیاورید: تحصیلات و تخصصش، مواضع و نوشته های قبلی او، منتقدان و طرفدارانش چه می گویند و که هستند؟ برای چه منابع خبری کار کرده است و غیره. این زحمت و کار و وقت هم، که شیرینی خودش را هم دارد، جزوی جدانشدنی از فراوانی اطلاعات است و به نظر من نمی شود میانبر زد.<br />
وجه دیگر هم البته معلومات و درک و تجربه خود شخص است. هرچقدر مطالعه و تفکر خودمان بیشتر باشد قوه تشخیص مان بهتر خواهد بود.<br />
باید در نظر داشته باشیم که فرضا اگر در مورد چیزی اطلاعات غلطی داشته باشیم خیلی راحت می شود در اینترنت چندین و چند مطلبی را یافت که همان اطلاعات غلط را تایید می کنند. و ماندن در این دور باطل خیلی راحت است. گرایش طبیعی  هرکسی این است که فقط مطالبی را بخواند که با نظر خودش سنخیت دارد.<br />
تعدد مراجع اینترنتی هم می تواند فرد را به چند بعدی بودن و وسعت فکر تشویق کند و هم می تواند محدودیت فکری را تقویت کند.<br />
&#8230;</p>
<p><strong>شش) میگم چه طور شد اصلا وبلاگ نوشتین؟ و چرا وبلاگ فارسی نمینویسین؟</strong></p>
<p><img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> خیلی خیلی اتفاقی. تا کمتر از دوسال ﭘیش اصلا نمی دانستم که بلاگ شخصی چیست.  هیچ کس از طرافیانم نه بلاگ خوان و نه بلاگ نویس بود. وبلاگ خوانی را با دنبال کردن خبر انوشه انصاری شروع کردم، آنهم زمانی که مادرم دچار بیماری بد و طولانی شد و من تقریبا از خانه بیرون نمیرفتم. این بلاگ ﭘرخواننده برای یک تازه وارد نقطه شروع خوبی بود، ضمنا حال و هوای من همراه بیمار را عوض می کرد.<br />
هرروز عده ای از هر طرف دنیا ابراز عقاید بسیار متفاوتی می کردند. یکی از شهرستان شعر مینوشت، یکی انتقاد میکرد و این ابراز احساسات این جمع ﭘراکنده برایم همانقدر یا بیشتر از اصل قضیه جذبه داشت. تا به حال چنین جمعی را ندیده بودم و این بلاگ سرنخی شد تا به بلاگهای دیگر مراجعه کنم اعم از ایرانی و غیر ایرانی و از آنجا باز به دیگران. صفحه بلاگ، برای کسی که تجربه ای ندارد، اول کمی نامانوس است. نه میدانید که کامنت چیست و لینک چیست و غیره. طبق روال کنجکاو خودم هر چیز قابل کلیک را امتحان می کردم تا روزی که متوجه شدم ﭘایین صفحه نوشته &#8220;یک بلاگ مجانی برای خود درست کنید&#8221;. از روی کنجکاوی ثبت نام کردم ، فورمت موجود هم انگلیسی بود و من هم همین صفحه ای را که امروز می بینید را سرهم کردم و فکر کردم خوب این هم یک تجربه مفت و مجانی است و یک چیزهایی یاد می گیرم و هر وقت کنجکاوی خودم ارضا شد فوقش بلاگ را ﭘاک می کنم. که هنوز آنروز نرسیده است.<br />
همانطور که میدانید بلاگ نویسهای ایرانی یک یا دو نسل جوانتر از من هستند و راستش کمی در این محیط احساس غریبی میکردم. نحوه محاوره فرق دارد. ولی الان احساس می کنم که  آمادگی درست کردن یک بلاگ فارسی را دارم و دوست دارم که اینکار را بکنم می ماند مشکل وقت. انشالله در یک فرصت دیگر.</p>
<p><strong>هفت) هر آدم حرفه‌ای برای کارش دستمزد میگیره، اغلب کارهای اینترنتی ولی داوطلبانه و بیمزده، شما برای کارهای داوطلبانه اینترنتی (مثلا شرکت در پتیشنها، تحقیق و پیدا کردن مطلب، انتشار مطلب، معرفی هنر ایرانی، هنرمند ایرانی و&#8230;) چقدر مزد میگیرن؟ اون مزد اصلا چی هست؟</strong></p>
<p><img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> این بلاگ تبدیل به یک دفترچه یادداشت شده است. چیزهای زیادی برایم جالب هستند و دوست دارم که درباره آنها بیشتر بدانم. بلاگ به نوعی به کنجکاویهای من نظم می دهد و ضمنا این محل مچازی به نوعی با دوستان یا فامیلهایی که دورهستند ارتباط برقرار می کنم. ضمنا آزادی عمل خود را دارم و هروقت لازم باشد برای مدتی بلاگ تعطیل می شود. و البته خوشحال می شوم که مطلبی که جمع آوری کرده ام یا نوشته ام برای سایرین جالب باشد  و  دریچه ای را برای آنان باز کند. این حداقل کاری است که می شود برای دیگران انجام داد.  برای کاری که فعلا انجام می دهم دستمزد بیشتری لازم ندارم.<br />
فکر می کنم که سایت های ایرانی جای توسعه خیلی زیادی دارد که یک برنامه ریزی حرفه ای می خواهد.</p>
<p><strong>جواب جالبی بود بانو! همینو میخواستم بدونم که شما چه جوری وقتی رو که پای اینترنت میره حساب کتاب میکنین.</strong></p>
<p><strong>هشت) حالا یک مساله دیگر، فکر میکنین وبلاگ (فرضا وبلاگ شما) که داره به نفع ملت ایران تبلیغ فرهنگی میکنه، میتونه قسمتی از نظرات ملت جهان را در مورد ایران عوض بکنه؟</strong></p>
<p><img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> قبلا  گفتم که بلاگرهای ایرانی نسل جوان هستند و راستش متوجه شدم که خود من ایرانی این نسل را خوب نمی شناسم و مقداری از طریق خواندن با ذهنیتش آشناتر شدم، چه برسد به خارجی ها. هرچه حضور ایرانی ها بیشترباشد مسلما تاثیر گذار خواهد بود. یک بلاگ در حد خواننده های خود اثر دارد. ولی خوب &#8220;ملت جهان&#8221; خیلی  خیلی زیادتر از این حرفها هستند!</p>
<p><strong>نه) اون بالا به سرعت اینترنت اشاره کردین، ایده شما و نیاز سرعت اتصال ایده‌آلتون چقدره مثلا؟ برای مثال دوست دارین یک فیلم یوتوب رو در مورد معماری یک کلیسا در رم ببینید، که حجم فرضی ۵۰ مگابایت رو داره، (کمتر از سی دقیقه نمایش) با اینترنت دیال‌آپ که نمیشه دید. با سرعت پایه ADSL در ایران  که ۶۴ کیلوبیت در ثانیه است، حدود دو ساعت و با ۱۲۸ حدود یکساعت. با ۲۵۶ حدود نیم ساعت و با ۵۱۲ یک ربع  وقت خواهدبرد که فایل دانلود بشود. و اگر سرعت شما یک مگابیت در ثانیه باشه، با سرعت نمایش فیلم و بدون فاصله زمانی تصاویر رو (در حد اندازه یوتوب) خواهید دید.<br />
حالا شما کدوم خط رو دارین؟ به کدومش احساس نیاز میکنین؟ و هزینه‌ای که حاضرین براش منطقی پرداخت کنین چقدره؟</strong></p>
<p><img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> هم به دایال‌آپ و هم به ADSL دسترسی دارم. به نظرم نمی آید که ADSL به طور فاحشی بهتر باشد. باید بگویم از اشخاصی هستم که هفت هشت صفحه را با هم باز می کنم. در مثالی که آورده اید البته هرچه سریعتر بهتر. حالا ده دقیقه بشود یک ربع ایرادی ندارد ولی واقعا دوساعت زیاد است. با قیاس با کشورهای دیگر فکر نکنم هزینه سرعت بیشتر خیلی زیاد باشد.</p>
<p><strong>حالا شما فکر میکنید هزینه ماهی مثلا ۳۰هزارتومان برای دیدن فیلم هم زمان چطوره؟ هزینه‌ای که الان میدین چقدره؟ اگه سرعتتون به اینی که گفتیم برسه، چقدر تو کیفیت زندگی اینترنتی شما تاثیر میزاره؟ و به نظرتون چرا تا حالا این سرعت به دستتون نرسیده؟</strong></p>
<p><img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> فکر می کنم هزینه ماهیانه ما حدود همان سی هزار تومان است. در حال حاضر که به وضعیت موجود عادت کرده ام. چند صفحه را باز می کنم، بعضی از صفحه ها خیلی طول می کشند تا باز شوند، در این فرصت به کارهای دیگری،  چه ﭘشت کامپیوتر چه جای دیگر، می ﭘردازم&#8230;  به هرحال کاری خود را انجام می دهم  البته منهای دیدن بیشتر فیلمها. نمی توانم بگویم که سرعت بیشتر برای استفاده فعلی شخص من فرق خیلی خیلی زیادی ایجاد کند ولی مسلما راحت ترخواهد بود.  ظاهرا سرعت بیشتری از طریق شرکتهای خدمات اینترنتی ارائه نمی شود.</p>
<p><strong>بانو جان در کل میشه گفت اغلب کاربران ایرانی چون تجربه سرعت بالا رو نداشتن، به دیال آپ و سرعتهای پایین ADSL قناعت میکنند و این اصلا به نظر من خوب نیست. این نیاز باید توسط کاربران به متولیان منتقل بشه. وگرنه وزیر ICT حق داره بگه کاربران سرعت بالاتر نمیخوان. حالا! با تبسم ازش بگذریم <img src='http://wp.doxdo.net/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> )</strong></p>
<p><img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> کاملا حق با شماست و به اصطلاح با یک دوچرخه نمی شود حریف یک قطار سریع السیر شد. به عنوان یک بلاگر معمولی محدودیت سایرین را دارم و همینی است که هست ولی اگر فکر کنم که فرضا یک سایت حرفه ای برای مثلا گردآوری آثار معماری درست کنم که نیازمند فایل های سنگین گرافیک و عکس می باشد کار خیلی سخت می شود.</p>
<p><strong>بانو حمیرای معمار ایرانی، بسیار سپاسگذارم که دعوتم را قبول کردین و وقتتون رو به ما دادین. براتون روزهای شاد و خبرهای خوب و اینترنتی پرسرعت در حد حداقلهای امروز اروپا و دیگر جاهای خاورمیانه آرزو میکنم. چرا که فکر میکنم هرچه سرعت و کیفیت ارتباطی افرادی مثل شما بالاتر باشه به نفع ایران و اینترنت ایرانی است <img src='http://wp.doxdo.net/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> )</strong><br />
<strong> موفق باشین.</strong><br />
<img src="http://wp.doxdo.net/wp-content/uploads/2008/03/homeyra-48.jpg" alt="homeyra-48.jpg" align="right" /> آقای روبوی عزیز من هم از شما ممنونم، و همیشه از سایتهای خوب شما استفاده کرده ام و اگر دلتان خواست بازهم با من مصاحبه کنید <img src='http://wp.doxdo.net/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />  فقط بگویید. آرزوی موفقیت شما و همکارانتان را دارم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/admin/p1209/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>منشور حقوقی زنان  و فراز و نشیب‌های پیش روی آن</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/webgasht/p987</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/webgasht/p987#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 May 2007 11:44:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>webgasht</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب - اردبیبهشت 86]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[علمی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.doxdo.net/webgasht/p987/</guid>
		<description><![CDATA[ نوشتن از حقوق انسان‌ها و یا ایجاد گفتمانهایی برای رسیدن به یک عدالت و برابری فطری میان انسانها وظیفه‌ایست که بر دوش هر انسانی خود نمایی می‌کند. در دنیای امروز بعد از برچیده شدن برده داری (که منجر به برابری میان نژادهای سفید و سیاه و سرخ و زرد شد) یکی از حاد ترین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> نوشتن از حقوق انسان‌ها و یا ایجاد گفتمانهایی برای رسیدن به یک عدالت و برابری فطری میان انسانها وظیفه‌ایست که بر دوش هر انسانی خود نمایی می‌کند. در دنیای امروز بعد از برچیده شدن برده داری (که منجر به برابری میان نژادهای سفید و سیاه و سرخ و زرد شد) یکی از حاد ترین مسائل انسانی ایجاد تعادل بین حقوق میان زنان و مردان در جوامع انسانی می‌باشد. تعیین مصداق‌های برابری میان زنان و مرد کار بسیار دشوار است که همواره به یکی از دغدغه‌های انسانی بسیاری در یک جامعه معدنی و انسانی تبدیل شده است. نوشتن یک مجموعه قوانین مدول در مورد حقوق طیف خاصی از جامعه تنها نیازمند مشارکت عمومی در تبعیین اینگونه قوانین و همینطور ابراز نظر در مورد نوع و نحوه ایجاد و اجرای اینگونه قوانین است.
</p>
<p> در جامعه امروز متاسفانه بعضی از گروه‌هایی که خود را فعالین امور زنان می‌دانند با تنیدن تار های در دور خود و مرز بندهای مشخص به تنها طیفی فیلتر شده اجازه حضور و یا نظر دهی در مورد حقوق زنان و یا&#8230; می‌دهند و با حمله به هرگونه حرکتی که در این زمینه باشد و یا با ایجاد یک بایکوت خبری سعی در خنثی کردن این گونه حرکت‌ها که خواهان ایجاد برابری کامل میان زن و مرد هستند سعی در گسترش این تفکر دارند که تنها عده‌ای خاص که زیر چتر حمایتی اینگونه گروه‌ها حضور دارند در جامعه به دنبال حقوق برابر زنان می‌باشند ولا غیر. باید گفت که تاریخ همواره نشان داده است که انسانهای انحصار طلب همواره با قلمداد کردن یک نوع تفکر خاص به عنوان یک تفکر آرمانی و عدم اجازه به نقد این تفکر و یا ایجاد گفتمان میان تفکر مورد نظر با دیگر تفکرهای مواز و یا همجوار خود به جای قدم نحادن به جاده برابری به سوی سرابی که خود در ناکجا آباد نابرابری و برتری‌جویی ساخته اند حرکت می کنند.حال باید پرسید که در این جام هفت رنگ تفکرها آیا واقعا گروه‌های انحصار طلب به دنبال برابری بدون حد مرض میان زن مرد هستند و یا در لقای تفکرهای برابر خواهانه در جستجوی هدفی موازی با بیانات خود می‌باشند؟ شاید یکی از حرکتهای که بتواند مشارکتهای عمومی را در مورد ایجاد یک نوع برابری کامل میان زن مرد به خود جلب کند <a href="http://www.webgasht.net/manshor.htm">منشور حقوقی زنان</a> باشد. منشوری که به دنبال ایجاد مجموعه‌ای از حقوق برابر میان زن و مرد است که با اطمینان می توان گفت: این مجموعه از قوانین یکی از بزرگترین نیازهای امروز جوامع انسانی به شمار می‌رود.
</p>
<p> مشارکت در تبعیین اینگونه پیشنهادها و یا<a href="http://www.webgasht.net"> نقد و نظر</a> دهی در مورد آن می تواند نمایه هایی که به عنوان دغدغه‌های اجتماعی میان زن مرد است و از نظر نویسنده اولیه پنهان مانده است را رو نمایی کند. اینگونه مشارکتها می‌تواند موثر ترین و بزرگترین گام را در جهت رسیدن به یک جامعه انسانی کاملا برابر باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/webgasht/p987/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دوربین مخفی ۲۰:۳۰و آرزوهای من</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/peyman/p982</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/peyman/p982#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Apr 2007 04:04:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پیمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب - اردبیبهشت 86]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/peyman/p982/</guid>
		<description><![CDATA[
  دلم میخواست یک دوربین مخفی بود که وقتی یک مدیر عالیرتبه دولتی داره از متقاضی یک رانت چرب و چیلی ، باج سیبیل میگیره رو شکار کنه&#8230;

وقتی یک حاج آقا با سه من غبغب و ۳ چارک ریش و پشم داره هیز بازی در میاره یا با اتکاء به شغل شریفش! از یک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>
  <img alt="" src="http://www.deardad.net/sds-material/07_CityCatTV.jpg" align="left" border="0" height="257" hspace="0" width="210" />دلم میخواست یک دوربین مخفی بود که وقتی یک مدیر عالیرتبه دولتی داره از متقاضی یک رانت چرب و چیلی ، باج سیبیل میگیره رو شکار کنه&#8230;
</p>
<p>وقتی یک حاج آقا با سه من غبغب و ۳ چارک ریش و پشم داره هیز بازی در میاره یا با اتکاء به شغل شریفش! از یک زن یا دختر بی پناه به زور کامجویی میکنه ثبت مشخصات کنه&#8230;
</p>
<p>وقتی یک مامور&nbsp; نظم و امنیت میاد جلو و لای برگه جریمه یا هر چیز دیگه ای حق و حساب رو میگیره و مجرم با لبخند صحنه جرم رو ترک میکنه&#8230;
</p>
<p>وقتی یک کارمند دولتی پول چایی طلب میکنه و بعد از گرفتنش تا کمر خم میشه &#8230;
</p>
<p>وقتی که عالیجنابان پشت صحنه در مورد قراردادهای چند میلیارد تومنی یا دلاری یا یورویی به توافق میرسن&nbsp; و با احساس خوبی از یک معامله خوب توی جکوزی های گرون قیمتشون غوطه ور میشن و و و&#8230;.
</p>
<p>و بعد یک شب فیلم این جور چیزها رو در اخبار ۸:۳۰ کانال دوم صدا و سیمای محترم و حافظ آبروی مردم پخش بشه تا من هم باور کنم که اینها حق دارن چهره زنها و دخترانی که گناهی جز انتخاب لباس تنشون ندارن رو در نقش متهمینی که جرمشون از فسق و فجور و دزدی و خیانت بدتره !، نشون بدهند&#8230;!!!
</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/peyman/p982/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نمک پاش دل ریشم چرایی؟؟؟</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/peyman/p976</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/peyman/p976#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Apr 2007 12:58:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پیمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب - اردبیبهشت 86]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب-اعتقادات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/peyman/p976/</guid>
		<description><![CDATA[
مطلب قبلی اشاره به این داشت که در فضای حاکم بر شروع انقلاب و حضور بزرگانی که میتونستند نقش وزنه رو برای هر رویکردی بازی کنند،نظر آقایان عظام بر غیر اجباری بودن و عدم اصرار بر&#160; حکمی که موجب اکراه در دین می شود، بوده و لذا تا قبل از فوت مرحوم طالقانی نیز اجباری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img id="image977" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/04/namaz_taleghani.jpg" alt="namaz_taleghani.jpg" align="left" /></p>
<p><a href="http://doxdo.net/peyman/p971/">مطلب قبلی</a> اشاره به این داشت که در فضای حاکم بر شروع انقلاب و حضور بزرگانی که میتونستند نقش وزنه رو برای هر رویکردی بازی کنند،نظر آقایان عظام بر غیر اجباری بودن و عدم اصرار بر&nbsp; حکمی که موجب اکراه در دین می شود، بوده و لذا تا قبل از فوت مرحوم طالقانی نیز اجباری بوجود نیامد،و حتی تا پیش از انقلاب فرهنگی و بحرانهای سال ۶۰ و ۶۱ نیز هنوز بحث حجاب چنین معانی و حکمتهایی پیدا نکرد&#8230;
</p>
<p>بنا به آرای بسیاری از آقایان در زمان حاضر نیز حجاب کامل یا ارزشی معنای عرف حاکم بر جامعه و موکداً مکان جغرافیایی محل استفاده آن را دارد(اشاره به قوانین مختلف دانشگاه آزاد اسلامی برای اجبار چادر در بعضی مناطق و عدم سختگیری در مراکز استانهای بزرگ).
</p>
<p>با توجه به ترکیب جمعیتی ناهمگونی که در بسیاری از مناطق و حتی شهرهای بزرگ نیز به چشم می خورد،با تکیه به همین حکم کلی نیز حجاب نمیتواند در قالبی اجباری و سختگیرانه به اجرا در آید،و با در نظر گرفتن عرف موجود میتواند از قالبی کاملاً متفاوت و نهایتاً به صورت کاملاً غیر اجباری(با در نظر گرفتن حداقلها!)در آید.
</p>
<p>بحث بهداشت پوست و مو برای زنان یکی دیگه از عواملی است که خصوصاً در فصلهای گرم&nbsp; به صورت اضطرار در عدم استفاده از مصادیق حجاب کامل و یا ارزشی! در می آید و حکمی که میتواند اینگونه به اضطرار فصل و موقعیت جغرافیایی و سلامت انسان دچار تغییرهای موقعیتی گردد چه نسبتی با واجبات دارد؟؟،امیدوارم بعضی از این آقایان و خانمهایی که اصرار بر این اجبار دارند و بهداشت شخصی را نیز به حکم دین واجب می انگارند،در فرصتی از ساعات گرم روز در مکانی دربسته مثل مترو یا اتوبوس و مکانهای عمومی در همسایگی زنانی قرار گیرند که از شدت گرما و تعرق و بوی بدی که به هیچ وجه با هیچ عطر و خوشبو کننده ای قابل رفع نیست ساعتی همنشین باشند!،شاید از این طریق متوجه شوند چه بر سر صاحب بو و متحملین علیه!! می آید.
</p>
<p>مطمئن هستم که حضرات صبیه هم دارند و دانش آموز هم در بین آنها وجود دارد،آیا چیزی در مورد بیماریهای مو و شیوع&nbsp; وحشتناک ریزش مو،خوره و شکنندگی مو،شوره سر و کچلی در میان دختران دانش آموز این خاک و دیار می دانید؟اگر نمی دانید به آمار وزارت محترم آموزش و پرورش در بخش بهداشت نظری بیاندازید،به قدری جریان شور است که معلمین و بعضی مدیران خوش فکر در مدارس و در مکانهای به قولی حریم! دانش آموزان را آزاد میگذارند تا مقنعه و چادر را کنار بگذارند و نفسی بکشند!.
</p>
<p>آقایان عزیز چیزی که شما از آن تعبیر به بدحجابی می کنید و شاید در نوع بسیار غیرقابل کنترل آن مصداق ناقض عفت عمومی باشد،انعکاس به گوش نگرفتن سخنان بزرگان انقلاب&nbsp; است که می دانستند خرده گرفتن و به هم آمیختن سلیقه و حکم دینی چه بر سر&nbsp; جامعه خواهد آورد و آنچه در جامعه میگذرد عرفی است که مردم خود به خلق آن پرداخته اند و عرف با مانور و طرحهای شتابزده سامان نمی گیرد!!،عرف نیازمند تسهیل و بزرگ منشی است .توجه به شان انسانی که خود در محیطی آرام و امن خواهد توانست بهترین انتخاب را برای زندگی و کردار خودش داشته باشد و از سطح عوام و مهجورین بالاتر بایستد،به تنهایی مرهم این زخم ناسور است، پس بر این زخم نمک نپاشید!!
</p>
<p>پ.ن:نگاهی به گزارشات این دو روز اخیر و رسم ناپسند عکس گرفتن از دختران،زنان و مادرانی که چه بسا رضایتی از این کار ندارند و به گمانم شرع و قانون نیز اجازه نشر و پخش چنین عکسهایی را با توجه به سابقه اشاعه سوءبهره برداری از اطلاعات خصوصی اشخاص در این دیار نمی دهد،این شبهه را بوجود می آورد که کار توسط تفکر سلیقه ای و کارشناسی نشده بخشی از بدنه حکومت انجام می گیرد که&nbsp;&nbsp; &nbsp;می خواهد عرض اندامی مقابل خواسته های ابتدایی و به حق زنان و اتفاقات اخیر داشته باشدو ثابت کند ما می توانیم از طرق مختلف ضرب شصت نشان بدهیم!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/peyman/p976/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاره‌های ایران باستان</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/mandana/p954</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/mandana/p954#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Apr 2007 18:15:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ماندانا</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[تاريخ]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/mandana/p954/</guid>
		<description><![CDATA[
  انگیزه‌ی این یادداشت جدا از فیلم سیصد و بحث‌های حاشیه‌ایِ آن، این طنز نوشته‌ی اکساویچه هم هست.&#160;

اینجانب در حوضه‌ی علوم انسانی همان‌قدر اطلاعات دارم که یک آمیب تک سلولی ممکن است داشته باشد! اطلاعات تاریخی‌ام هم محدود است به کتاب‌های درسی دوران خودم و حتی کم‌تر از آن! اما تا وقتی اظهار نظر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="DIRECTION: rtl" align="justify">
  <img alt="" hspace="8" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/04/w1.jpg" align="left" vspace="2" border="0" />انگیزه‌ی این یادداشت جدا از فیلم سیصد و بحث‌های حاشیه‌ایِ آن، <a href="http://ideaslittle.blogspot.com/2007/04/blog-post_11.html">این طنز نوشته‌ی اکساویچه</a> هم هست.&nbsp;
</p>
<p style="DIRECTION: rtl" align="justify">اینجانب در حوضه‌ی علوم انسانی همان‌قدر اطلاعات دارم که یک آمیب تک سلولی ممکن است داشته باشد! اطلاعات تاریخی‌ام هم محدود است به کتاب‌های درسی دوران خودم و حتی کم‌تر از آن! اما تا وقتی اظهار نظر مفت است ما هم نطق خودمان را ایراد می‌کنیم! فکر می‌کنم این توضیحات لازم بود.
</p>
<p style="DIRECTION: rtl" align="justify">اغراق نیست ولی هر ایرانی‌ای که ویرانه‌های هخامنشیان را در استان فارس از نزدیک ندیده باشد، حداقل چندتا تصویر از آن‌ها دیده، پس موضوع بحث را همه می‌شناسیم. حالا شاید عده‌ی کثیری هم این سوال به ذهن‌شان آمده باشد که پس چرا هیچ اثری از زنان این امپراطوری در آن‌چه ما می‌بینیم نیست؟ این موضوع مدت‌ها برای من سوال بود تا این‌که در دوران دبیرستان اولین و آخرین جواب‌م را که قانع کننده هم نبود در کتابی با عنوان &#8220;<a title="" href="http://www.karangbooks.com/new/azzabanedariush.htm" target="_blank">از زبان داریوش</a>&#8221; نوشته‌ی خانم پروفسور هاید ماری کخ گرفتم. این کتاب یک فصل کامل تحت عنوان &#8220;زن در شاهنشاهی‌ هخامنشی&#8221; دارد که تمام آثار بدست آمده که مرتبط با زنان هستند را مورد بررسی قرار داده.
</p>
<p align="justify">از جایگاه و نقش زنان در جامعه‌ی آن‌روز که بگذریم، جالب‌ترین موضوع برای من همین اندک نگاره‌های به جا مانده از زنان است. واقعا اگر بخواهیم بدانیم زنان آن دوران چه ظاهری داشته‌اند و یا تصویر یک زن کامل و مطلوب (از نظر ظاهری) به چه صورت بوده‌است منابع بسیار کمی داریم. این مسئله قبل از هر چیز می‌تواند بیان گر این باشد که از همان زمان (خیلی پیشتر از اسلام) ایرانی‌ها علاقه‌مند نگاه داشتن زنان در پستوها بوده‌اند و دوست نداشته‌ند این دارایی‌شان(!) را به نمایش بگذارند (حجاب؟!) اما همان اشیاء کم تعداد بدست آمده هم مانند مجسمه های غول پیکر مردان آن شاهنشاهی نبوده‌اند بلکه محدود می‌شوند به تعدادی مهر و مجسمه‌ی زینتی کوچک که آن‌ها هم متعلق به خود زنان بوده‌اند. یعنی مثلا زن شاهزاده‌ای که برای خودش شخص محترم و بزرگی بوده مهری داشته که نقش‌های این مهرها را تصاویر زنان شکل می‌داده‌اند.
</p>
<p align="justify">برای روشن‌تر شدن قضیه چندتای دیگر از این مهرها که تصاویرشان در کتاب مذکور آمده است را در زیر می‌بینیم.
</p>
<p align="center">
  <img src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/04/w2.jpg" />
</p>
<p align="center">
  <img src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/04/w3.jpg" />
</p>
<p align="center">
  <img src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/04/w4.jpg" /><br />
  
</p>
<p align="justify">برای اطلاعات بیشتر در مورد این مهرها، مکان کشف‌شان و محل نگه‌داری‌شان به <a title="" href="http://www.derafsh-kaviyani.com/books/zan3.html" target="_blank">متن کامل&nbsp;فصل شش&nbsp;کتاب روی این سایت</a> مراجعه کنید.
</p>
<p align="justify">خب، حتما شما هم متوجه شدید که زیبایی‌شناختی ایرانی در طول قرن‌ها تغییر نکرده و همان است که مطلوب مردان عالم است! یک سری برجستگی‌ها که وقتی در به تصویر کشیدن‌شان اغراقی صورت می‌گیرد مفهوم‌ش آن است که لابد وجودشان خیلی لازم است و مهم‌ترین نشانه‌ی زنانگی به شمار می‌آیند. اما حالا مقایسه کنید این تصاویر را با مجسمه‌های باقی مانده از یونان و روم آن دوران. آناتومی بدن الهه‌های آن‌ها را ببنید. مثلا <a title="" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Venus_%28mythology%29" target="_blank">ونوس </a>الهه‌ی عشق(<a title="" href="http://www.crystalinks.com/venustatue.jpg" target="_blank">+</a>) یا<a title="" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Diana_%28mythology%29" target="_blank"> دایانا</a> الهه‌ی شکار. البته زیبایی به زعم خیلی‌ها امری سلیقه‌ای است. اما حداقل از نظر من آن‌چه آن‌ها نشان داده‌ند به کمال بدن آدمی نزدیک‌تر است. چیزی که حتی در قرن حاضر هم پسندیده است و خیلی‌ها برای رسیدن به آن تلاش می کنند. شاید هم فقط یک تفاوت نژادی باشد و چاره‌ی دیگری ندارد!
</p>
<p align="center">یکی از ایرادهایی که به فیلم سیصد می گیرند این است که چرا این قدر یونانی‌ها را خوش‌تراش و خوش استیل تصویر کرده‌ند ولی ایرانی‌ها را نه (البته من فیلم را ندیده‌ام، علاقه‌ای به دیدن‌ش ندارم). راست‌ش فکر می‌کنم اگر قرار بود کاراکترها را من بسازم هم با معیار قرار دادن تصاویر بجا مانده چاره‌ای جز این‌که اسپارتی‌ها را خوش هیکل نشان دهم نداشتم! همیشه هم این آناتومی مجسمه‌های آن‌ها برای‌م سوال بوده و این‌که چرا آن‌ها همیشه عریان هستند تا عضله‌های کامل‌شان نمای‌ش داده شود ولی مجسمه‌های غول پیکر شاهان و سربازان ایرانی در لباس‌های فاخری که اندام را می‌پوشاند تصویر شده؟ یک جایی در همین وبلاگ‌ها خواندم اندام نداشتن مجسمه‌های شرقی برای این است که اصل روح بوده و قرار نیست جسم مجسمه توجه بیننده را از روح بگیرد و به خود معطوف کند! تقریبا یک همچین توضیحی بود، دقیق‌ش را به خاطر ندارم!
</p>
<p align="center">
  <img src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/04/p1.jpg" />
</p>
<p align="justify">مجسمه‌ی برنزی بالا مربوط به یک مرد پارسی است، خودتان درموردش قضاوت کنید. کمی شبیه به سپاه خشایارشاه در فیلم سیصد نیست؟ البته این نوشته به این معنا نیست که من با فیلم سیصد موافقم و با اعتراض مخالف. اتفاقا با کاری که<a title="" href="http://legofish.com/persiblog/" target="_blank"> لگوفیش</a>&nbsp;شروع کرد&nbsp;شدیدا موافقم. بهترین شیوه‌ای بود که برای اعتراض می‌شد پیش گرفت، هر چند شاید فیلم ارزش اعتراض کردن را نداشته باشد اما بهانه‌ای شد برای <a title="" href="http://300themovie.info/" target="_blank">گردآوری اطلاعات و آثار جالب در یک سایت</a> که کاری‌ست بس ا‌رزشمند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/mandana/p954/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>والنتاین ترافیک</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/hardabusive/p807</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/hardabusive/p807#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 15 Feb 2007 09:56:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Hard Abusive</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/hardabusive/p807/</guid>
		<description><![CDATA[ چون نمی دونستم که موضوع این ماه دودردو «تا نمرده ای بدان» یعنی چه ؟ گفتم من تا نمرده ام در این وبلاگ بنویسم. فکر کنم دیشب را هر جایی که بودید و هر چقدر هم شامتون طول کشیده باشه ؛ این موقع ها دیگه از خواب بیدار شده باشید. باور کنید دیروز ، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> چون نمی دونستم که موضوع این ماه دودردو «تا نمرده ای بدان» یعنی چه ؟ گفتم من تا نمرده ام در این وبلاگ بنویسم. فکر کنم دیشب را هر جایی که بودید و هر چقدر هم شامتون طول کشیده باشه ؛ این موقع ها دیگه از خواب بیدار شده باشید. باور کنید دیروز ، اونهایی که نمی دونستند ولنتاینه ،بخاطر ترافیک عجیب غریبی که ایجاد شده بود خیلی قاطی و متعجب بودند ، اغلب ماشینها دو نفر سرنشین داشتند. دیدن اون همه آدم عاشق(؟) یه جایی،خیلی چسبید. پسرهایی با دسته گل های بزرگ و دخترهای شکلات بدست. البته خیلی در پاچه ام رفته ولی خب انگار در این زمینه هم ما ایرانیها باید کوری چشم همسایه و رفیق و آشنا را در نظر بگیریم. جالب تر اینکه حتی اونهایی که هم را نمی شناختند هم از توی ماشینها ، کادوهای هم را ورانداز میکردند.(اشاره به ماشین های بغل دستی ما). تازه یک موجی هم در اون ور راه افتاده که نمی دونم هنوز به این ور رسیده یا نه! خریدن الماس ها و جواهرات پاک ؛ به این معنی که از سرزمینهایی دور از جنگ و غیر ستیزه جو استخراج شده باشند. امیدوارم ما به همین طلاهای ناپاک رضایت بدیم! رستوران ها ، برگری ها ، خصوصا سفره خونه ها در حال ترکیدن بودند. پسرها و دخترهای کم سن و سال ؛ دانشجوها، مایه دارها ، حتی سن وسال دارها ، پیرمرد و پیرزن های باحال و امروزی و جای تاسف آور قضیه : مردان خیکی طاس پولدار و دخترها . اما با این همه یه جور تصنع تو همه کارهای این روز ، تو ایران ، موج میزنه . یعنی من که اصلا نتونستم خودم را راضی کنم که همه ماها که این روز را جشن گرفتیم ؛ عاشقانی با احساسات پاک باشیم. وقتی از سفره خونه بیرون اومدیم با اینکه تمام سعی ام را کرده بودم که از نگاه کارگرهای اونجا بی تفاوت بگذرم ولی نگاه پسربچه ی آدامس فروش دم در بدجوری منو گرفت. ترافیک ولنتاین که بدجوری کلافه کننده بود ؛ سپند مذگان هم همینقدر ترافیک ایجاد میکنه ؟ </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/hardabusive/p807/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کشف جالبی در ویکی پدیا برای اثبات رنگ آسمان در جاهای دیگر</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/peyman/p804</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/peyman/p804#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Feb 2007 08:04:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پیمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/peyman/p804/</guid>
		<description><![CDATA[
  

ساخت اجتماعی ایران بدون تردید زمینه های خیلی مشترکی با قومیت گرایی و خویشاوند گرایی داره، شکی نیست که حوزه های قدرت به گونه ای محسوس بر پایه ایل، عشیره، قوم ، قبیله و نسبتهای خانوادگی بنا میشوند و تبار خونی ضامن بقا در ساختار قدرته، پس بحثی در این مورد نداریم &#8230;&#8230;



هیچ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right">
  <img src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/02/hbvfaebbwmg_pxgen_r_ax270.jpg" alt="hbvfaebbwmg_pxgen_r_ax270.jpg" align="right" />
</div>
<p align="right">ساخت اجتماعی ایران بدون تردید زمینه های خیلی مشترکی با قومیت گرایی و خویشاوند گرایی داره، شکی نیست که حوزه های قدرت به گونه ای محسوس بر پایه ایل، عشیره، قوم ، قبیله و نسبتهای خانوادگی بنا میشوند و تبار خونی ضامن بقا در ساختار قدرته، پس بحثی در این مورد نداریم &#8230;&#8230;
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">هیچ عجیب نیست وقتی فلان آقا به وزارت رسید از طبقه چهارم وزارت خونه اش به بالا زبان رسمی شد آذری!! و اگه بلد نبودی که کلاهت پس معرکه بود..یا خیلی از مدیران کلی که پس از تشریف فرماییشون به تخت مدیریت به شغل آبدارچی هم رحم نمیکردند وبایستی یکی از نزدیکان رو اونجا مشغول می کردند، تو خیلی از ادارات میشنویم که مثلاً الان زبان رسمی چیه؟ یکی میگه لریه، یکی میگه کردیه،یکی میگه آذریه و الخ&#8230;.
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">بعد از انقلاب داماد یکی ازاین حاج آقاهای ذینفوذ مقیم قم شدن هم شد بلیط بخت آزمایی با ضمانت ۱۵۰٪ برنده شدن!، یک دوست داشتیم که بی ستاره تر از خودمون بود و تو همون دوران دانشکده سپرد یکی از صبیه های یک حاج آقای مقیم قم رو براش در نظر بگیرند، بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی رفت شد مشاور یکی از مدیران وزارت خونه!!! ما کفمون برید ولی عنان از کف ندادیم!(ایهام و جناس رو حال می کنید؟؟؟!!)
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">بر خلاف اون چیزی که خیلی از قومیتهای ایرانی در مورد محرومیتشون میگن، فارسها از همه محرومترند چون به اسمشون دیگرون بر خوان نعمت نشستن! خلاصه که تبعیض و عدم توزیع عادلانه فرصت این اقوامو به جایی رسونده که خودشون وقتی دستشون میرسه از همه بدترند!!!
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">این حرفهارو نگفتم که برسونمتون به منزل اول!، قصدم چیز جالبیه که تو گشت و گذار تمام نشدنیم تو <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Main_Page">ویکی پدیای</a> عزیز!(<a href="http://moniri.blogspot.com/">طبقه پایینی</a> نشنوه، دوباره گیر میده که نون دونی منه!) پیدا کردم و شاید کمتر کسی بدونه!!!
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">من ساده وبا صداقت!! فکر میکردم این رنگ آسمون مملکته خودمونه که کمی زیادی این رنگیه ولی نه !اونور آب هم بیخ گوش دموکراسی و حقوق بشر هم همچین کمرنگتر نیست!، داشتم <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_famous_Persian_women">وصف حال زنان بزرگ! ایرانی</a> رو به روایت لیستی تو ویکی پدیا زیر و رو میکردم که رسیدم به یک اسم و من کلاً با نامهای فامیلی یک مشکل دارم!، از یادم نمیرن و سریعاً لینکشون میکنم به آبا اجداد اصلیشون!!!
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">در میان <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_famous_Persian_women#In_the_news">زنان خبر ساز ایرانی</a> نام کسی رو دیدم به نام <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Minu_Barati">مینو براتی</a> که دستی هم در سینما و هنرپیشگی داره و فامیلیش باعث شد جلوتر برم و دیدم بله، ایشون پنجمین علیامخدره ای هستن که اسمشون رو توی قلب و شناسنامه سیاستمدار آلمانی <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Joschka_Fischer">یوشکا فیشر</a> حک کردن!!، حالا بماند که ایشون وزیر امور خارجه <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Gerhard_Schr%C3%B6der">گرهارد شرودر صدراعظم قبلی آلمان</a> بودن و تا سال ۲۰۰۵ هم در این سمت قرار داشتن و تو <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Joschka_Fischer#Green_politician">حزب سبزها</a> هم یلی هستند! از فاصله سنی و ظاهری این دو هم که بگذریم، یک موضوع جالب دیگه هست و اون اینکه مینو خانم پدری دارن به نام <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Democratic_Party_of_Iranian_Kurdistan">دکتر مهران خان براتی</a> که شاید دیدید مدعو صدای امریکاست از آلمان و یکی از جان به سلامت برده های <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Mykonos_restaurant_assassinations">کافه معروف میکونوس در برلین</a>!!!!
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">همه این چیزها کنار هم نشون میده که عشق هم بوی سیاست میگیره و دموکراسی هم قربانیه خوبی برای مطامع شخصی و آسمون همون جوری که گفتم انور آب هم همچینی یکهوا هم رنگه! و میشه روابط خانوادگی رو تا سطح سیاستگذاریهای بین المللی هم بسط&nbsp; داد!!!!!!
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right"><a href="http://onlineproxy.co.uk/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5qZWJoZW1lbGxpLm5ldC9odGRvY3MvTmF0aW9uYWxfSXNzdWVzL0JlaGdhcl9FdGhuaWNzX0lzc3Vlcy5odG0=--&amp;hl=1111101001">مقاله</a> قشنگی هم در مورد&nbsp; یک تحقیق پیرامون تاریخچه قومیت و ساختار قومی –قبیله ای ایران خوندم که اونم توصیه میکنم بخونید.اینها همه رو کنار هم بذارید تصویر قشنگتری از جهانی که در آن هستیم میبینید&#8230;.
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">من در کجای جهان ایستاده ام
</p>
<div align="right">
</div>
<p align="right">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سرزمین من چه بیدریغ بود&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/peyman/p804/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مبارزه با مردسالاری از طریق نهنگ سواریWhale Rider</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/peyman/p792</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/peyman/p792#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 Feb 2007 09:25:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پیمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[سينما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/peyman/p792/</guid>
		<description><![CDATA[
   

من شرمنده ام که تعداد فیلمهایی که گرفتم ۲۷ تاست! و به این زودیها هم تموم نمیشه! در نتیجه گزارشهای فیلم دیدن من رو فعلاً باید تحمل کنید، Whale Rider یا نهنگ سوارمحصول ۲۰۰۲ رو مخصوص فمینیستهای دو آتشه ای مثل فرناز ساختن و من توصیه می کنم هر دختر خانم یا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right"><a title="" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Image:Whale_Rider_movie_poster.jpg"><br />
  <img alt="200px-whale_rider_movie_poster.jpg" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/02/200px-whale_rider_movie_poster.jpg" align="right" /> </a>
</p>
<p align="right">من شرمنده ام که تعداد فیلمهایی که گرفتم ۲۷ تاست! و به این زودیها هم تموم نمیشه! در نتیجه گزارشهای فیلم دیدن من رو فعلاً باید تحمل کنید، <b><i><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Whale_Rider">Whale Rider</a></i></b> یا نهنگ سوارمحصول ۲۰۰۲ رو مخصوص فمینیستهای دو آتشه ای مثل <a href="http://www.farnaaz.info/">فرناز</a> ساختن و من توصیه می کنم هر دختر خانم یا عضو محترم جماعت نسوان! که فکر میکنه اینقدر از درون پر شده که میتونه مقابل جماعت مردسالار قد علم کنه و ساختارشکنی کنه و نگاهش&nbsp; رو به آینده ای دوخته که هیچ زنی به حکم نا آگاهی و جهل زمونه از فرصتهای برابر عقب نمونه!(چه سجعی!) این اثر زیبا و تحسین برانگیز رو از سینمای مستقل نیوزلند ببینه، خواهید دید که آسمون همه جا فعلاً همین رنگه ولی دلیلی نداره همین رنگ باقی بمونه!
</p>
<p align="right">پایکی دختر ۱۲ ساله ای است از نژاد <a href="M%C4%81ori">مائوری</a>(اجداد اقوام اقیانوسیه) که از شانس بد یا خوب! به همراه برادر دوقلوی ناکامش! از زهدان عروس اول رئیس یک قبیله مائوری نسب و بسیار سنتی متولد میشه که پدر بزرگش فقط به دنبال فرزند ذکور اولی هست که بتونه در نقش جانشین اون هدایت قبیله رو به عهده بگیره!
</p>
<p align="right">فلک غدٌار به عروس و نیمه پسر رحم نمیکنه و فقط دختری از پسر اول باقی میمونه که همیشه مورد بی مهری وبی توجهی پدر بزرگ قرار میگیره، پسر بزرگ هم از ناراحتی رفتار جنسیتگرا و مردسالارانه پدر خونه و زندگی و نوزاد رو میذاره و از اونجا میره،تربیت نوراد به مادربزرگ ستم کشیده پایکی و عموی جوانش که مردی مهربونه سپرده میشه،پایکی بزرگ میشه در حالیکه کسی متوجه نیست که در درونش چه چیری شکل گرفته و تا پایان فیلم همه رو و مخصوصاً پدربزرگش رو به تحسین و پذیرفتن نقشش به عنوان رهبر آینده قبیله وا میداره&#8230;&#8230;..
</p>
<p align="right">اگرچه من فیلم رو قبلاً از طریق شبکه های داخلی با کمی دخل و تصرف دیده بودم ولی شباهت &nbsp;رفتارپایکی به &nbsp;کسایی مثل گرداننده وبلاگ امشاسپندان ، باعث شد به یاد بیارم که جریان جنسیتی، یک واقعیت جهانی است و منحصر به ساختار&nbsp; فرهنگی یا مذهبی ما هم نمیشه، ولی دوره اون فرا رسیده که حتی متعصبترین مردها هم مقابل&nbsp; تواناییهای غیرقابل انکار زنانمون کوتاه بیان، درهای تمامی اون فرصتهای ویژه بایستی به روی خانمها باز بشه،شاید انتهای کار بشریت فقط از طریق&nbsp; زنها ختم به خیر بشه&#8230;
</p>
<p align="right">فیلم طی سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ جوایز بسیاری از فستیوالهای معتبر دنیا رو به خودش اختصاص داده، و هنرپیشه نقش اولش همون دختر مائوری نسب<a title="Keisha Castle-Hughes" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Keisha_Castle-Hughes">Keisha Castle-Hughes</a> &nbsp;جوونترین&nbsp; نامزد اسکار نقش اوله وهمین اواخربه نقش مریم مقدس در کنار <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Shohreh_Aghdasholou">شهره آغداشلو</a> به نقش الیزابت مادر یحیی تعمید دهنده درفیلم<i><a title="The Nativity Story" href="http://en.wikipedia.org/wiki/The_Nativity_Story">The Nativity Story</a></i> نقش آفرینی کرده.
</p>
<p align="right">پ.ن: جوایزی که فیلم گرفته از این قراره:
</p>
<ul>
<li>
<div align="left">the <a title="Toronto International Film Festival" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Toronto_International_Film_Festival">Toronto International Film Festival</a>&#8217;s AGF Peoples Choice award in September 2002
    </div>
</li>
<li>
<div align="left">the World Cinema Audience award at the January 2003 <a title="Sundance Film Festival" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Sundance_Film_Festival">Sundance Film Festival</a> in the <a title="United States" href="http://en.wikipedia.org/wiki/United_States">United States</a>
    </div>
</li>
<li>
<div align="left">the Canal Plus Award at the January 2003 <a title="Rotterdam Film Festival" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Rotterdam_Film_Festival">Rotterdam Film Festival</a>.
    </div>
</li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/peyman/p792/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به بهانه بی مرگی نامهای بزرگ و موضوع بهمن ماه: جاودانگی</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/peyman/p759</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/peyman/p759#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 31 Jan 2007 08:25:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پیمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات]]></category>
		<category><![CDATA[تا نمرده‌ای بدان... بهمن 85]]></category>
		<category><![CDATA[تاريخ]]></category>
		<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب-اعتقادات]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/peyman/p759/</guid>
		<description><![CDATA[ 

هیچکسی نیست که از لحظه توانا شدن وپیوستن به جرگه &#8221; من می توانم، من هستم&#8221; به بعد، به واقعیت تلخی&#160; به اسم مرگ و فناپذیری و رویای شیرین تا انتهای خلقت ماندن، فکر نکرده باشه، جاودانگی و بی مرگی وسوسه ای داره از عهد باستان ، از عهد اسطوره ها و خدایان رومی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> <a class="imagelink" href="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/01/250px-ouroboros.png" title="250px-ouroboros.png"><br />
<img id="image760" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/01/250px-ouroboros.thumbnail.png" alt="250px-ouroboros.png" align="right" /></a></p>
<p>هیچکسی نیست که از لحظه توانا شدن وپیوستن به جرگه &#8221; من می توانم، من هستم&#8221; به بعد، به واقعیت تلخی&nbsp; به اسم مرگ و فناپذیری و رویای شیرین تا انتهای خلقت ماندن، فکر نکرده باشه، جاودانگی و بی مرگی وسوسه ای داره از عهد باستان ، از عهد اسطوره ها و خدایان رومی و یونانی تا نیمه خدایگانی چون <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Achilles">آشیل</a> که بواسطه خون الهه<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Thetis"> تتیس</a> &nbsp;و شاه<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Peleus"> پلوس</a> از آینده ای متفاوت با سایر خدایگان برخوردار بود و به سعی بی فایده مادرش با شسته شدن در رود <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Styx_%28mythology%29">استیکس</a> روئین تن شد ولی بنا به اصول نانوشته تمامی&nbsp; تراژدیهای عهد باستان! (کنترل کیفیت شستشوی پا در نظر گرفته نشد!!!) &nbsp;مکان تماس دست مادر با مچ پای کودک بدون پوشش روئین تنی باقی ماند! این اشتباه&nbsp; و این عضوآسیب پذیر که بیش از سایر&nbsp; توانائیهای آشیل به جا مانده و امروز تمثیل نقطه ضعف شده، در جنگ معروف تروا از طریق صحبتهای درگوشی زنانه خدایگان زن سیرت!! به گوش پاریس رسید و اجل آشیل ، پهلوان بی شکست یونان سر رسید!
</p>
<p>زیباترین فرازهای <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Iliad">ایلیاد</a> و باریک بینی <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Homer">هومر</a> بعقیده من در بخشی است که الهه تتیس فرزندش رو از رفتن به <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Trojan_War">جنگ تروا</a> منع میکنه و یادآوری میکنه که رفتن به این جنگ فنای کالبدی و بی مرگی نام تو رو به همراه داره ولی اگر به این جنگ نروی شامل زندگی بی پایان خدایگان خواهی بود ولی مرگ نام تو را فرا میگیرد و در فراموشی یادها خواهی زیست!!
</p>
<p>شباهت غریبی است بین این فراز&nbsp; و تفکر <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Alexander_the_Great">اسکندر کبیر</a>که او نیز جاودانگی رو در آنچه آیندگان از او به یاد خواهند داشت ،میدونسته &nbsp;و به نوعی او نیز حامی جاودانگی در پناه خصائل و عملکرد دوران حیات بوده،به هر تقدیر آشیل پهلوانی بی مانند و بی شکست بوده که اگر اسیر خدعه و نیرنگ الهه گان حسود قرار نمی گرفت معلوم نبود که سرنوشت خود خواسته اش چگونه رقم خواهد خورد ولی تقدیری که توسط مادرش برای او روایت شده بی تغییر بوده و او به خواست خود به کام فنا پذیری کالبدی و فناناپذیری نامش رفت، بعقیده من بدون&nbsp; تعصبهای بی مایه مذهبی حسین بن علی نیز از تفکری مشابه برخوردار بوده و تنها انگیزه درگیری در جنگی چنین نابرابر که می گویند و قتل عامی چنین&nbsp; خونین فقط در باور بی مرگی نام و خصائل باور پذیرست والا هر سودای دیگری قابل خرید و فروش بوده!
</p>
<p><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Immortality">جاودانگی</a> <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Immortality#Spiritual">روح</a> و <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Immortality#Physical">کالبد</a> خواستگاه های مذهبی و تکنولوژیکی خاص خودشون رو دارند، ودر اولی اصحاب مذهب با اتکاء به کتابهای آسمانی و اقوال موجدینشون به بازگشت ارواح در انتهای جهان برای پاسخگویی به اعمال و فنا پذیری کالبد اتفاق رای دارند و در دومی از عهد کیمیاگری تا عهد نانو تکنولوژی و سلولهای بنیادی و مهندسی بیوژنیک و بیوتکنولوژیک با آرای عقلی میکوشند تا از زوال کالبدی بکاهند و شاید با روند پیش رو تا سال۲۰۵۰ بتوانند عمر بشر رو به ۳۰۰ سال برسونند ولی بی مرگی کالبدی رویایی است سخت دور و جذاب&#8230;&#8230;&#8230;
</p>
<p>سمبل باستانی جاودانگی و سیکل بی پایان حیات موجودی است به نام <b><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Ouroboros">Ouroboros</a></b> که مار یا اژدهایی است که در حرکتی دورانی دم خود را بلعیده و به شکل دایره ای در آمده است که در بالای همین متن می بینید و چرخش بی انتهای همه چیز رو و در واقع فهم کوانتومی جاودانگی رو تشدید میکنه!!! مذاهب، اساطیر، کیمیا گران و حتی کارل یونگ هم اشاراتی به این سمبل باستانی دارند!
</p>
<p>شاید به گونه ای غریب! وبلاگ نویسی در عهد&nbsp; هوش مصنوعی و بانک افزارهای اطلاعاتی، گونه ای از&nbsp; پهلو زدن به بی مرگی اندیشه باشد!، شاید وبلاگنویسها هم سعی دارند رد پایی داشته باشند بر لوح صفر و یک ،که باقی خواهد ماند بیش از هر حکومتی و هر قدرتی!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/peyman/p759/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خبر بد برای اهالی وبلاگستان</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/peyman/p757</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/peyman/p757#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Jan 2007 03:44:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پیمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/peyman/p757/</guid>
		<description><![CDATA[ 

امیدوارم خبر حقیقت نداشته باشه و امیدوارم بازداشت دوستانمون(فرناز سیفی، منصوره شجاعی و طلعت تقی‌نیا امروز صبح در فرودگاه امام دستگیر شدند.) در حد یک ادای پاره ای توضیحات باشه و فرناز عزیز مجبور نباشه&#160; &#160;« واگویه های زنی هراسان» رو&#160; در قالب ترس های زن بیست و چهارساله دوباره بنویسه، امیدوارم خبر بدتری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> <a class="imagelink" href="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/01/prisoner_of_my_own_by_shimoda7.jpg" title="prisoner_of_my_own_by_shimoda7.jpg"><br />
<img id="image758" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/01/prisoner_of_my_own_by_shimoda7.thumbnail.jpg" alt="prisoner_of_my_own_by_shimoda7.jpg" align="right" /></a></p>
<p align="right">امیدوارم <a href="http://www.dreamlandblog.com/2007/01/28/index.php#001381">خبر</a> حقیقت نداشته باشه و امیدوارم بازداشت دوستانمون(<a href="http://herlandmag.net/news/07,01,27,10,51,19/">فرناز سیفی، منصوره شجاعی و طلعت تقی‌نیا</a> امروز صبح در فرودگاه امام دستگیر شدند.) در حد یک ادای پاره ای توضیحات باشه و <a href="http://farnaaz.info/">فرناز</a> عزیز مجبور نباشه&nbsp; &nbsp;« واگویه های زنی هراسان» رو&nbsp; در <a href="http://farnaaz.info/archives/002644.html">قالب ترس های زن بیست و چهارساله</a> دوباره بنویسه، امیدوارم خبر بدتری در این مورد نشنوم، همین دیروز داشتم به دختری از فامیل توصیه میکردم که برای فعالیتهای اجتماعی از کسی مثل فرناز الگو بگیره و درس حقوقی رو که میخونه حتماً به حقوق بشر گره بزنه، رژیمهای حقوقی رو در ارتباط با NGO&#8217;s مطالعه کنه و حالا این خبر نگرانم میکنه که تکلیف دختران و زنانی که میرفتند تا فعال اجتماعی باشند چیه؟
</p>
<p align="right">با توجه به خبر احتمالاً این چند نفر در راه سفر خارجی(&#8220;انگیزه سفر آنان شرکت در یک کارگاه آموزشی روزنامه نگاری در دهلی هند بود&#8221;) برای شرکت در&nbsp; کنفرانسی ، اجلاسی یا نشستی در مورد زنان بودند و این هنوز به جرائم معمول روزنامه نگاری و حرکتهای اجتماعی تبدیل نشده!!
</p>
<p align="right">امیدوارم که به خیر بگذره و امشاسپندان رو به عنوان روحی بزرگ و جانی سترگ دوباره در وبلاگستان داشته باشیم&#8230;.امیدوارم</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/peyman/p757/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انتخاب یک عطر خوب</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/peyman/p726</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/peyman/p726#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 20 Jan 2007 05:29:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پیمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/peyman/p726/</guid>
		<description><![CDATA[
ارتشیها ودولتیهای رژیم سابق بنا به دیسیپلین ساختاری اون زمان افراد تر و تمیز و شش تیغه و معطری بودند و انتخاب عطر زنانه و ادکلن مردانه جزء لاینفک شخصیت اجتماعی و کلاس رفتاری اونها بود، مثلاً یک افسر ارشد یا یک مدیرکل به طور حتم از مارک تجاری خاصی در زمینه عطریات استفاده میکردن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img id="image727" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2007/01/perfume.jpg" alt="perfume.jpg" align="right" /></p>
<p>ارتشیها ودولتیهای رژیم سابق بنا به دیسیپلین ساختاری اون زمان افراد تر و تمیز و شش تیغه و معطری بودند و انتخاب عطر زنانه و ادکلن مردانه جزء لاینفک شخصیت اجتماعی و کلاس رفتاری اونها بود، مثلاً یک افسر ارشد یا یک مدیرکل به طور حتم از مارک تجاری خاصی در زمینه عطریات استفاده میکردن و بوهای مشخصتری ازشون به مشام می رسید!!
</p>
<p>اسامی مانند آزارو،آرامیس،کریستین دیور،شانل،ایو سن لورل و&#8230;.اسامی مطرحی بود که تو بازار عطر ایرونی مثل بازارهای معروف اروپا و آمریکا جلوه داشت و اصل اون رو میشد براحتی&nbsp; تهیه کرد، پس از انقلاب دو تا رویکرد استفاده عطر رو محدود کرد، یکی تفکر انقلابیون دو آتیشه که با الهام از هیپی های دهه ۷۰ غرب تمیزی و بوی خوب رو از مظاهر بورژوازی و سرمایه داری ویا اصطلاحاً طاغوتی میدونستند و یک شبه سر و صورت اصلاح شده و شیک و معطر رو تبدیل کردند به ته ریش و موی ژولیده و بوی عرق &nbsp;و نهایتاً عطر شاهچراغی( شیرازیها به این&nbsp; شیشه های گلاب محمدی کوچیکی که در ورودی شاهچراغ به زوار میفروختند میگن) و دیگری کاهش برابری ارزش پول ایرونی که قدرت خرید رو به قدری پایین آورد که یک شیشه عطر اصل کریستین دیور ۱۰۰میلی رو کمتر ۶۰-۷۰هزارتومان نمیشه خرید و صد البته برای&nbsp; هر کسی مقدور نیست، این وسط بازار عطر تقلبی پر شده در پاکستان، بازار عطر ایرون رو اشباع کرد با رایحه ای شبیه عطر اصلی که ۱ ساعت هم موندگار نیست!، بعدش هم لکه بد رنگی روی پوست یا لباس به جا میذاره&#8230;.
</p>
<p>امروز&nbsp; تصمیم دارم چند طریقه انتخاب و استفاده عطر و ادکلن رو براتون معرفی کنم که شاید براتون جالب باشه، هنوز هم قضیه قدرت خرید مشکل اساسی در انتخاب عطریاته، ولی به این معنی نیست که در خریدش دقت نکنیم، یادمون نره که استفاده از یک خوشبو کننده بوی بدن احترام به خودتون و دیگران محسوب میشه:
</p>
<p>اصطلاح Perfumeرو معمولاً برای عطریات زنانه و Cologne رو برای عطریات مردانه(در آمریکا) وEau De Toilette(در فرانسه) استفاده می کنند، اصطلاح ادوکلن ترکیبی ایرانی برای همون عطر مردانه است!
</p>
<p>!- همیشه به دنبال بوهای مطلوبی که دور و برتون می شناسید باشید، بوی قهوه، وانیل،شکلات، اسانس مرکبات و میوه جات،عطر گل،توتون پیپ و بعضی بوهای گس ناشی از اسانسهای طبیعی خوراکی،همه و همه بدیل خودشون رو در عطریات دارند و یک عطرفروش&nbsp; باتجربه رو کمک میکنه که بهترین انتخاب رو در اختیارتون بگذاره.
</p>
<p>۲-هیچ اشکال نداره که از مرد یا زنی&nbsp; که با بوی عطر دیوانه کننده ای از کنارتان عبور میکنه بپرسید که نام عطرش چیه و یا از کجا تهیه کرده!، گرچه این سنت ایرانی پسندی نیست ولی جواب میده!!
</p>
<p>۳- به بوی عطر مثل موسیقی نگاه کنید، عطر هم مثل موسیقی اجزاء بارز و اجزاء نامحسوسی رو با خودش داره، سعی کنید برای انتخاب از بارزترین وجه عطر که بوی پایه عطر هست شروع کنید و بعد به ماندگاری و ساختار نگاهدارنده های آن برسید.
</p>
<p>۴ـ ادبیات مشترک این حرفه رو یاد بگیرید تا بهتر بتونید از راهنمائیهای یک عطرفروش حرفه ای استفاده کنید،بوی ملافه تمیز،چایی، گریپ فروت، وانیل، قهوه بو داده و بادام تلخ هر کدام یک آدرس محسوب میشه.
</p>
<p>۵- فراموش نکنید که هر پوستی PHخاص خودشو داره(به بوی عطر روی پوست دیگرون نمیشه کاملاً اعتماد کرد و این PHپوسته که ماندگاری عطر رو مشخص میکنه!) پس حتماً کمی از عطر رو روی ساعد دستتون که محل گرمی محسوب میشه(گرما باعث انتشار بهتر بو در زمان کمتر میشه) اسپری کنید و ۱۰ دقیقه صبر کنید، بعد از اون بینی تون رو به کار بندازید، اگر حس کردید که شامه تون با بوهای مختلفی به اشتباه میوفته از فروشنده بخواهید که دانه قهوه در اختیارتون بذاره که راه خوبی برای پاک کردن حافظه شامه از بوی قبلیه! یا اگر میدونید عطرفروشتون همچین چیزی نداره از خونه با خودتون کمی بردارید!!!
</p>
<p>۶- انواع عطریات هر چه کمتر در تماس با هوای آزاد و جریان آزاد هوا باشن ماندگاری بهتری خواهند داشت، اگر راهی مهمانی یا نشست ویژه ای هستید وقت خودتون رو در چنین جاهای تلف نکنید تا بوی عطرتان زایل نشه!!
</p>
<p>۷- آقایون بهتره که پس از After Shave از ادکلن استفاده کنند، لایه&nbsp; لوسیون اصلاح از تماس ادکلن مستقیماً با پوست جلوگیری میکنه و ماندگاری ادکلن هم بیشتره.
</p>
<p>۸- تاریخ ساخت فاکتور بسیار مهمیه فراموش نکنید از فروشنده بخواهید و مطمئن بشید که عطر کهنه رو غالب نکنه!، عطر تازه ماندگاری بیشتری داره.
</p>
<p>پ.ن: این نکات رو از <a href="http://www.ehow.com/how_5131_select-cologne.html">اینجا</a> و <a href="http://www.ehow.com/how_5132_select-perfume.html">اینجا</a> انتخاب کردم.برای اطلاع از بهترین انتخابهای معطر! این روزهای آقایون و خانمها به <a href="http://www.perfume.com/">اینجا</a> سری بزنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/peyman/p726/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سال۱۴۰۵ شمسی،شیراز، مقر ریاست جمهوری</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/peyman/p584</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/peyman/p584#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Dec 2006 13:10:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پیمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبيات]]></category>
		<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/peyman/p584/</guid>
		<description><![CDATA[

سال۱۴۰۵ شمسی،شیراز، مقر ریاست جمهوری

اواسط روز قبل از وقت ناهار، دفتر کار خانم رئیس جمهور&#8230;

تعداد زیادی مراجعه کننده به سرعت وارد اتاق میشن و در مقابل کیوسک منشی روباتیک ریاست جمهوری منتظرپردازش درخواستشون میمونن که بیشتر شبیه یک کنسول شفاف صورتیه و سه بعدی که مثل حجمی از رنگ صورتی و سوسنی تو یک آکواریوم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a class="imagelink" href="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2006/12/future-on-earth.jpg" title="future-on-earth.jpg"><br />
<img id="image585" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2006/12/future-on-earth.thumbnail.jpg" alt="future-on-earth.jpg" align="right" /></a></p>
<p>سال۱۴۰۵ شمسی،شیراز، مقر ریاست جمهوری
</p>
<p>اواسط روز قبل از وقت ناهار، دفتر کار خانم رئیس جمهور&#8230;
</p>
<p>تعداد زیادی مراجعه کننده به سرعت وارد اتاق میشن و در مقابل کیوسک منشی روباتیک ریاست جمهوری منتظرپردازش درخواستشون میمونن که بیشتر شبیه یک کنسول شفاف صورتیه و سه بعدی که مثل حجمی از رنگ صورتی و سوسنی تو یک آکواریوم شناوره در کنارش یک مانیتور شفاف صد اینچی بین کف اتاق و سقف معلقه، و هر لحظه در هر گوشه صحفه اش یک نوار مدیا ورود یک تله کنفرانس و ضبط و پردازشش رو اعلام میکنه و در صورتیکه تحلیل برنامه ریسک خیلی فوری رو اعلام کنه، متن دیداری و شنیداری اون به اتاق معاونین رئیس جمهوری رفته و همین روال برای تشخیص ارجاع به شخص رئیس جمهوری ادامه پیدا میکنه،در اتاق خانم رئیس جمهور یک کلاه فرنگی با پنجره ای مشرف به باغ ارم&nbsp; هست همزاد منشی روبوتیکش در ابعاد کوچکتر روی میز کارش قرار داره، تنظیم هشدارهای برنامه به صورتی انجانم گرفته که فقط در شرایط خیلی اضطراری با تغییر همون رنگهای شناور به رنگ نارنجی پرتقالی متوجه بشه که موضوع اضطراری و فوری پیش اومده، گذشته از برنامه های مسافرتی و بازدیدها که محدودش کرده به دو روز یکشنبه و دوشنبه،خانم رئیس جمهور رو میشه از طریق سایتش در وب۸ که نسل هشتم فناوری شراکت اطلاعاته&nbsp; از هر جایی در دسترس داشت و درخواستهای تمام مردمو به کمک همین ابر پردازشگرش که وصفششو شنیدید و اسمشو پاندورا گذاشته بررسی میکنه و میتونه مطمئن باشه که رسید درخواستها و ارجاع به معاونتها وتحلیل و رد یا پیگیری دقیقاً در چه زمانی صورت گرفته و در نتیجه توانایی رهبری و مدیریتش وابستگی تامی به فناوری نانوپلاسما داره که مغز پاندورا از طریق اون راه اندازی و هدایت میشه&#8230;.
</p>
<p>خانم رئیس جمهور در بسیاری از امور به صورت فیزیکی حضور نداره ولی با توجه به احاطه ای که بر&nbsp; برنامه پاندورا داره تمامی&nbsp; لوایح ومصوبات قانونی مجالس فدراتیو ایران رو با یک پردازشگر موازی از لحاظ همخوانی و هارمونیک قانونی بررسی میکنه و اگه تعارض برداری با هم نداشتن و کاملاً در جهت برنامه آینده نگری ایران در ۵۰ سال بعد(۱۴۵۵) بودند، اجازه کد کردن اجرای آنها داده میشود و برای اجرا در اختیار ۱۰ وزارت خانه کشور&nbsp; قرار داده میشه، مشاغل دولت در حد سیاستگذاری و کنترل روابط بین الملل و حفظ تمامیت ارضی و تعدیل عرضه و تقاضا در حد رفاه اجتماعی توسط هزار مدیر و کارشناس وهزار پایانه پردازشگر متصل به سامانه ICT دولت، اداره میشه و سایر امور از طریق ساختار فدراتیو ایالتی و کاملاً مردمی ولی در راستای قوانین فدرال تحت کنترله&#8230;خانم رئیس جمهور متاهل بوده ولی قبل از ریاست جمهوری طلاق گرفته و با تنها دخترش زندگی میکنه که هنوز دانش آموزه و در یکی از مدارس شهر درس میخونه و اگه که کار خاصی پیش نیاد ایاب ذهاب دخترش معمولاً با خودشه والا دخترش مجبوره که با مترو که مستقیماً از درب خونه تا درب مدرسه میره طی طریق کنه&#8230;اگرچه در شرایط تشریفاتی از ماشین و راننده&nbsp; دولتی استفاده میکنه ولی خودش عاشق رانندگی با ماشین اسپورتشه که تو بزرگراههای خلوت و خوش ساخت شیراز روندن داره&#8230;
</p>
<p>دیروز سالگرد دهمین سال حذف خشونت از الفاظ و مکالمات رسمی دولتی و بین المللی و عامه مردم بود که توسط مدیریت چند رسانه ای پاندورا در تمامی سایتها و ایستگاههای ماهواره ای تبلیغ میشد و خانم رئیس جمهور هم از اولین بنیانگذاران این نهضت در دوران دانشجویی بوده، مهمترین دلمشغولی خانم رئیس جمهور این روزها تصویب لایحه پیوستن ایران به کنوانسیون حمایت از جمع آوری زباله های فضایی در مدار بین کهکشانی هست که به تازگی اولین نمایندگی اکرودیته ایران در اونجا تاسیس شده، با امکان حضور مجازی که خانم رئیس جمهور برای شرکت در جشنها و مراسم در سراسر کشور داره، به طور همزمان در بسیاری از رویدادهای مهم کشور حضور پیدا میکنه و از طریق پاندورا سخنرانی دلچسب و کاملاً مرتبطی در مورد موضوع رو برای حضار قرائت میکنه، نرخ شراکت ایشون در مراسم داخلی در حدود۸۰٪ هست که هدف گذاری شده تا با ارتقاء برنامه پاندورا تا پایان دوره ریاست جمهوری به ۹۲٫۸٪ برسه. خانم رئیس جمهور خیلی خوش لباس و آلامده و معاونینشو هم تشویق میکنه با پوشش شیک و خوش رنگی در محل کار حضور داشته باشن و تنها چیزی که میتونه باعث بشه کسی رو تنبیه کنه یا مشمول اخطار انضباطی قرار بده نامرتب بودن و ریش نتراشیده، صورت و ابروی اصلاح نکرده، بوی عرق بدن و کفش واکس نخورده است! و در ازای شکیل بودن و برازندگی&nbsp; تیپشون هم هفته ای یکبار با جمع حائزین شرایط ناهار دستجمعی&nbsp; صرف میکنن!
</p>
<p>بین خودمون بمونه ولی گویا علت جداشدن از شوهرش هم نامرتبی و شلختگی زایدالوصفش بوده!!!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/peyman/p584/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من فمینیست نیستم ولی&#8230;.</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/peyman/p563</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/peyman/p563#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 21 Dec 2006 07:56:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پیمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاريخ]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/peyman/p563/</guid>
		<description><![CDATA[

من فمینیست نیستم ولی جواد ومردسالار هم نیستم!،از وقتی یادم میاد اهل فرق گذاشتن ونادیده گرفتن حق و حقوق خانمها نبودم، نمیشه گفت این اثرمحیط خونوادگیمون بود و نمیشه گفت نبود..اینه که فکر میکنم مادرزادی اینجوری بودم!!!

ما دوتا داداش بودیم ویک آبجی که ۱۵سال تفاوت سنی با من داره واز من کوچیکتره،تو خونواده هم تا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a class="imagelink" href="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2006/12/02-baroque_gentileschi_judith-slaying-holofernes.jpg" title="02-baroque_gentileschi_judith-slaying-holofernes.jpg"><br />
<img id="image564" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2006/12/02-baroque_gentileschi_judith-slaying-holofernes.thumbnail.jpg" alt="02-baroque_gentileschi_judith-slaying-holofernes.jpg" align="right" /></a></p>
<p align="right">من <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Feminism">فمینیست</a> نیستم ولی جواد ومردسالار هم نیستم!،از وقتی یادم میاد اهل فرق گذاشتن ونادیده گرفتن حق و حقوق خانمها نبودم، نمیشه گفت این اثرمحیط خونوادگیمون بود و نمیشه گفت نبود..اینه که فکر میکنم مادرزادی اینجوری بودم!!!
</p>
<p align="right">ما دوتا داداش بودیم ویک آبجی که ۱۵سال تفاوت سنی با من داره واز من کوچیکتره،تو خونواده هم تا حدود ۱۵ سالگیم،انگشت شماری دختر همسن و سالم پیدا میشدو به حکم پرشروشوری و هایپراکتیویته!! بودنم که هنوزهم ، هم خودمو آزار میده هم دیگرون! بیشتر تو جمع پسرها بُر میخوردم،شاید اگه&nbsp; خواهری گیرمون نمیومد اصلاً خیلی از تفاوتهای دختر و پسرهارو نمیفهمیدیم تا موقع زن گرفتمون بشه! با این دیوار جنسیتی که بیرون خونه هم برامون کشیده بودند سعی میکردیم تا پیش نیومده از دخترها فاصله بگیریم ، این بود که بنا به عرف فاصله رو حفظ می کردیم ولی این باعث نشد که خیلی گیج و گول بمونم و موقعش که رسید به حکم طبیعت وتیپیکم ،تو مدت کوتاهی عقب موندگیموجبران کردم!!
</p>
<p align="right">ازدواج و یک یار همراه تونست تو مدت کوتاهی فقر فهم جنسیت مقابل رو برام بر طرف کنه و کمکم کرد با دیدگاه جدیدی این جنس عجیب که تومنی ، ۵ تومن با من فرق داره رو بهتر بشناسم!.
</p>
<p align="right">این که از همون اولش گفتم من فمینیست نیستم انگاره شخصی خودمه و براش دلیل دارم و میتونم ثابت کنم نفی اولی شبیه شدن به یک مردسالار هم نیست!چون به باور من مردسالاری و فمینیسم دو روی یک سکه هستند!!
</p>
<p align="right">اگرچه فمینیسم جنبه های معتدل و روشنفکرانه تری هم داره ولی رویکرد افراطی اش دیگه از جواد وطنی خودمون شورتره!
</p>
<p> <a class="imagelink" href="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2006/12/feminism.jpg" title="feminism.jpg"><br />
<img id="image565" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2006/12/feminism.thumbnail.jpg" alt="feminism.jpg" align="left" /></a></p>
<p align="right">اجازه بدید از اساطیر شروع کنم از شش هزار سال قبل از میلاد مسیح زمانی که سیطره جهان در ید اساطیر و باورهای زنانه و مادر سالار بود، زمانی که <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Gaia_%28mythology%29">GaiaیاGaeaیاGe</a>!با ریشه یونانی سمبل و الهه انسانی زمین بود و آفرینش و چرخه حیات در قالب نوزایی و باروری زن دیده می شد و این اعجوبه<font face="Times New Roman"> </font>خلقت برهمه چیز و همه کس برتری داشت، مرد فقط ابزاری برای تولید مثل محسوب میشد و سایر امتیازات اجتماعی در اختیار زنان قرار داشت ، الهه زمین دخترانی در&nbsp; قالب ملکه داشت که بر سرزمینهای مختلف استیلا داشتند و فقط از مردی در پایان هر سال و یک شب کام میجستند که فرزندی برای ازدیاد نسل ملکه و ترجیحاً دختر!! تولید کنه!و این آخرین شب زندگی چنین مردی بود و سپس قربانی میشد تا ملکه با خوردن بعضی از جوارح!! او قدرت و جاودانگی بیابد!!!!این ساخت اعتقادی با تغییراتی همراه بود تا به زمانی رسید در حدود ۲۵۰۰سال قبل از میلاد که طوایفی شرور و پرستنده نرینه مقدس پیدا شدند که اسباب مادر زمین رو برچیدند و به حکومتهای زن سالار پایان دادندو تا اواخر قرن ۱۸ میلادی و اوایل قرن نوزدهم میلادی به حکم مذهب و حکومت همون مسیری رو رفتند که قبل از اون زنان هم میرفتند!!! کار به جایی رسیده بود که در عهد رنسانس زیبایی زنانه اگر با سواد و دانش همراه میشد ترکیب ساحره گی رو نصیب صاحب بخت برگشته اش می کرد و بعدش هم سوختن در میان شعله های اتش و اتهام ارتداد و نیابت شیطان و و و&#8230;..!!!
</p>
<p align="right">زنان رو از فعالیتهای اجتماعی، سواد آموزی و سودای بازگشت به دوران گایا!! منع کردند تا کار به جایی رسید که در اواخر قرن هیجدهم علیامخدره ای با نام <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Mary_Wollstonecraft">ماری وولستونکرافت</a> ، نویسنده و فیلسوف بریتانیایی رساله سیصد صفحه ای <i><a title="A Vindication of the Rights of Woman" href="http://en.wikipedia.org/wiki/A_Vindication_of_the_Rights_of_Woman">A Vindication of the Rights of Woman</a></i> (1792). را در اثبات و محق جلوه دادن حقوق زنان منتشر کرد، اگرچه حرکتهای اولیه یا موج اول فمینیسم بیشتر به محدودیتهای زنان اشاره میکرد ولی در طی سالیانی که تا کنون میگذره موضوعاتی مانند: تبعیض، <a title="رفتار قالبی" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C&amp;action=edit">رفتار قالبی</a>، <a title="شیء‌نمایی" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%A1%E2%80%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;action=edit">شیء‌نمایی</a>، بی‌داد و <a title="پدرسالاری" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;action=edit">پدرسالاری</a> و<a title="ؙوق تناسلی" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%84%DB%8C&amp;action=edit">حقوق تناسلی</a>، <a title="خشونت خانگی" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA_%D8%AE%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C&amp;action=edit">خشونت خانگی</a>، <a title="برابری دست‌مزد" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%85%D8%B2%D8%AF&amp;action=edit">برابری دست‌مزد</a>، <a title="آزار جنسی" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C&amp;action=edit">آزار جنسی</a>، و <a title="تبعیض جنسیتی" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%B6_%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C&amp;action=edit">تبعیض جنسیتی</a> در راس فعالیتهای این جنبش عظیم قرار گرفته است.
</p>
<p align="right">اینجوری که من می بینم زن و مرد۷-۸هزارساله که تاریخ و ماهیت جهان رو<font face="Times New Roman"> </font>بازیچه استیلای یکی بر دیگری قرار دادن و حالا در هزاره سوم نوبت اون رسیده که بر سر یک سفره بشینن و به اندازه هم لقمه بردارن!&nbsp;&nbsp;&nbsp;
</p>
<p align="right">اگر این باور عینیت پیدا کنه میشه امیدوار بود طرفین غائله هر یک به شناختی از توانائیهای یکدیگر،ضعفهای یکدیگر و هم افزایی که میتونه از برایند توانائیهای اونها بدست بیاد، برسند و این جنگ بی پایان یک جایی تموم بشه! و نباید فراموش کرد که مبارزات خانمها از خشونت و ویرانی کمتری بهره میبره و این یعنی یک مزیت استراتژیک در هزاره سوم!، اینکه چرا تو جامعه بسته ایرونی اقبال خانمها به تحصیل،مشارکت اجتماعی ودست انداختن به گوشه های قدرت روز به روز بیشتر میشه یک ارتباط تنگاتنگی با بیدارشدن اسطوره ها داره و حقی که میخوان بدون خونریزی پسش بگیرند&#8230;و اگه می بینید تو انتخابات شوراها چیزی مثل خط و خال و جمال باعث و بانی موفقیت شده، زیاد سخت نگیرید!از تئوریهای سیکل معیوب و کوتوله شدن جامعه که بگذریم&nbsp; خانمها دارن از فرصت کوتاهشون استفاده می کنن، شاید از همین خیل اندک مدیر و جامعه شناس ساخته بشه،شاید ده سال دیگه همون دانشجوی ۲۵ساله ای که این روزها خیلی حرفش هست تبدیل به یک آنجلامرکل بشه!!!!
</p>
<p align="right">&nbsp;
</p>
<p align="right">پ.ن:<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Carl_Gustav_Jung">کارل گوستاو یونگ</a> روانشناس سوئیسی که انگاره های روانشناسانه اش رو از دل شناخت اسطوره،هنر و فلسفه بیرون کشیده،<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Archetype">کهن الگو یا الگوی باستانی</a> رو پیشنهاد میکنه که در ناخودآگاه همه ما انسانها وجود داره و اون باور مادریگانه است!
</p>
<p align="right">پس زیاد به خودتون زحمت ندید اینم میتونه دلیلی باشه برای جذبه ای که در خانمها هست و آقایون ازش غافل نمیشند!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/peyman/p563/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سی دی آبجیها این هفته میاد بازار</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/peyman/p514</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/peyman/p514#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Dec 2006 05:21:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پیمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[موسيقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/peyman/p514/</guid>
		<description><![CDATA[&#160;

&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160; &#160; Abjeez

این هفته اولین سی دی آبجیها به بازار میاد و احتمالاً بایستی منتظر فروش غیر منتظره اشون در سوئد و اروپا باشیم، چون نشریات سوئدی استقبال خوبی از سبک و اجراهای متعددشون بر صحنه های داخلی سوئد و اروپا کردند.

همین روزهاست که ماهواره دارهای! لس آنجلسی بیوفتن دنبال مدیر برنامه شون و منت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right">&nbsp;
</p>
<p align="left">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; <font size="7"><a title="" href="http://www.abjeez.com">Abjeez</a></font>
</p>
<p align="right">این هفته اولین سی دی<a href="http://doxdo.net/peyman/p342/"> آبجیها</a> به بازار میاد و احتمالاً بایستی منتظر فروش غیر منتظره اشون در سوئد و اروپا باشیم، چون نشریات سوئدی استقبال خوبی از سبک و اجراهای متعددشون بر صحنه های داخلی سوئد و اروپا کردند.
</p>
<p align="right">همین روزهاست که ماهواره دارهای! لس آنجلسی بیوفتن دنبال مدیر برنامه شون و منت کشی که یکی از کلیپ هاشون رو بدید ما هم نشون بدیم، بیزنس خوب و آینده خوب پیش روشونه!
</p>
<p align="right">اگه ساخت کلیپهاشون رو هم بدند الک کارتیو که دیگه تیمشون&nbsp; چه شود&#8230;&#8230;
</p>
<p align="right">&nbsp;منبع اخبارم مدیر گروه آبجیها ،صوفی جونه که بی خبرمون نمیگذاره، من هم به حکم سریش بودن به قضیه آبجیها! حمایت معنویم رو دریغ نمی کنم!
</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/peyman/p514/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زهرا امیر ابراهیمی یا معجزه جستجوگرها؟</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/admin/p435</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/admin/p435#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Nov 2006 14:19:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mehdi</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[سينما]]></category>
		<category><![CDATA[عكس-ويدئو-فايل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/admin/p435/</guid>
		<description><![CDATA[تصویر زیر تعداد جستجوهای چند روز گذشته است (سایت دودردو دات کام) به جستجوی گم شده‌ی مردم ایران. جدی آیا مردم آنلاین ایران اینقدر به شایعات جنسی در مورد اشخاص شناخته شده علاقه دارند؟


  
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تصویر زیر تعداد جستجوهای چند روز گذشته است (سایت <a title="دودردو" target="" href="http://doxdo.com">دودردو </a>دات کام) به جستجوی گم شده‌ی مردم ایران. جدی آیا مردم آنلاین ایران اینقدر به شایعات جنسی در مورد اشخاص شناخته شده علاقه دارند؟
</p>
<p align="center">
  <img id="image434" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/uploads/2006/11/zahra-amir-ebrahimi.gif" alt="جستجو به دنبال زهرا امیر ابراهیمی" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/admin/p435/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>15</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سقط جنین</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p396</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p396#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 12 Nov 2006 09:31:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[مذاهب-اعتقادات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/khosrobaigy/p396/</guid>
		<description><![CDATA[بحثی که با سولوژن داشتیم که یادتان نرفته. داشتم مطلب سقط جنین پسر فهمیده رو میخوندم یادم افتاد که در بحث خلقت انسان (نه آدم!) خدا در قرآن میگه : &#8220;ونفخت فیه من روحی &#8220;&#8230; من خیلی تخصص ندارم و نمیخوام به جنبه های مختلف این قضیه که در اینجا و اینجا و اینجا بهش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right"><a href="http://www.khosrobaigy.com/archives/287">بحثی</a> که با <a href="http://weblog.sologen.net/">سولوژن</a> داشتیم که یادتان نرفته. داشتم مطلب <a href="http://pesarefahmideh.blogspot.com/2006/11/abortion.html">سقط جنین</a> پسر فهمیده رو میخوندم یادم افتاد که در بحث خلقت انسان (نه آدم!) خدا در قرآن میگه : &#8220;<font color="#00ff00">ونفخت فیه من روحی</font> &#8220;&#8230; من خیلی تخصص ندارم و نمیخوام به جنبه های مختلف این قضیه که در <a href="http://www.baztab.com/news/52878.php">اینجا </a>و <a href="../../sharto/p384/">اینجا </a>و <a href="http://www.baztab.com/news/52797.php">اینجا </a>بهش اشاراتی شده بپردازم. بلکه میخوام به ادامه همون بحث برگردم. ببینید بحث خلقت بود و اینکه خالق نمیتونه چیزی که نداره رو به مخلوق بده! میدونید که مراحل خلقت انسان در قرآن آمده: از مرحله لقاح در زمان نزدیکی و بعد نطفه و علقه و &#8230; تا اینکه خدا میگه &#8220;<font color="#00ff00">ثم انشاناه خلقا آخر</font>&#8220;. خوب حالا سوال اینجاست که اینکه خدا میگه من از روح خودم در او دمیدم تایید همون حرف من نیست که از چیزی که داره به مخلوق میده؟ بنظر من جواب مثبته تا نظر شما چی باشه؟! در ضمن شاید به نظر برسه که در مورد بوجود آمدن انسان نشه اصطلاح خلقت رو به اون معنی که قبلا بکار بردیم بکار برد و بهتر باشه که این اصطلاح رو برای حضرت آدم یعنی اولین انسان بکار ببریم، ولی بنظر من همین مرحله دمیدن روح در بدن جنین مصداق خلقته.
</div>
<div align="right">این کار در ۴ ماهگی انجام میشه و از اینجا به بعده که انسان موجودیت پیدا میکنه و بهمین دلیل هم هست که اسلام برای سقط جنین بیش از ۴ ماهه دیه ی یک انسان کامل رو قرار داده ولی قبل از اون دیه ای که باید پرداخت بشه کمتره.
</div>
<div align="right">و اما در مورد سقط جنین من فکر میکنم مردوده و باید اگر طرفین نمی خواهند بچه دار شوند با استفاده از روشهای متعدد جلوگیری، جلوی ایجاد جنین را بگیرند. البته باید شرایط دیگر اثرگذار بر این قضیه رو هم در نظر گرفت و این نمیتونه یه حکم قطعی و بلا استثنا باشه.<br />
  
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/khosrobaigy/p396/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>این مصری‌های سکسی، افشاگری وبلاگ‌ها از تعرض به زنان مصری</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/webpen/p385</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/webpen/p385#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Nov 2006 19:45:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>webpen</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/webpen/p385/</guid>
		<description><![CDATA[
   مطلب رادیو زمانه در مورد تعرض خیابانی به زنان مصری که امروز منتشر شده بود به خاطر گرفتاری جامعه ما به همین معضل قابل توجه است. ظاهرا برخی وبلاگها مصری موضوع رو پیگیری کردن و بعد بی بی سی گزارش کاملی از این موضوع تهیه کرده.

اما یه جورایی حس میکنم تو گزارش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">
  <img style="border-style: solid; border-width: 1px; margin: 3px; padding: 3px;" alt="4gfq1j9.jpg" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/images/4gfq1j9.jpg" align="left" height="175" width="255" /><a href="http://www.radiozamaneh.com/morenews/2006/11/post_279.html"> مطلب رادیو زمانه</a> در مورد تعرض خیابانی به زنان مصری که امروز منتشر شده بود به خاطر گرفتاری جامعه ما به همین معضل قابل توجه است. ظاهرا برخی وبلاگها مصری موضوع رو پیگیری کردن و بعد بی بی سی گزارش کاملی از این موضوع تهیه کرده.
</p>
<p style="text-align: justify;">اما یه جورایی حس میکنم تو گزارش کمی بزرگ نمایی هم شده. این متن آدم رو یاد جزیره آدمخوارها میندازه، در حالی که یک دسته آدم خوار گرسنه نیزه به دست ! دنبال یه بدبخت مادر مرده میدوند !!
</p>
<p style="text-align: justify;">اونطور که نوشته و البته توی یکی دو تا فیلم وبلاگهای مصری دیدم جوونای قاهرهای دسته جمعی این کار رو میکنن، (خودتون <a href="http://misrdigital.blogspirit.com/">فیلم رو ببینین</a> تا منظور از دسته جمعی رو کاملا متوجه بشید. باور کنید این بیشتر به یه تظاهرات خیابانی شبیه هست تا دستمالی !!).
</p>
<p style="text-align: justify;">بازم به غیرت اراذل و اوباش داخلی.
</p>
<p style="font-weight: bold; text-align: justify;">چکیده مطلب رادیو زمانه رو بخونید و قضاوت کنید.
</p>
<p style="text-align: justify;"><b>; -</b> آغاز شدتگیری این آزارها در آخر ماه رمضان و عصر روز عید فطر امسال بود که در آن شب هزاران جوان مصری در خیابانهای مرکز شهر قاهره گرد آمده بودند. جماعت کثیری از پسران و مردان به دنبال دختران افتاده و به آزارهای بدنی دست زدند.
</p>
<p style="text-align: justify;"><b>-</b> یک شاهد عینی میگوید: &#8220;دختری را دیدیم که با بلوز پاره شده میدوید و مردی بهدنبالش افتاده بود. دختر به درون رستورانی گریخت.&#8221;
</p>
<p style="text-align: justify;"><b>-</b> یک فروشنده مغازه میگوید: &#8220;دختر را به داخل بردیم و در را بستیم، ما چهار پنج نفر بودیم. اما صدها پسر جوان بیرون از مغازه جمع شده بودند و سعی میکردند در را بشکنند.&#8221;
</p>
<p style="text-align: justify;"><b>-</b> ما به آنجا رفتیم و دختری را دیدیم که گروهی او را احاطه کرده و آزارش میدهند. او توانست به درون ساختمانی نزدیک به آنجا بگریزد.
</p>
<p style="text-align: justify;"><b>-</b> دختر دیگری که دنبالش کرده بودند بهدرون تاکسی پرید ولی تاکسی به خاطر ازدحام نمیتوانست حرکت بکند. بعد جماعت حاضر سعی کردند راننده و دختر را از تاکسی به بیرون بکشند.
</p>
<p style="text-align: justify;">&#8220;جوانها به ایذاء زنان جوان مشغول بودند. واقعاً شرمآور است. جداً دیگر نمیتوانم بقیه ماجرا را بگویم&#8221;.
</p>
<p style="text-align: justify;"><b>-</b> آنها شمار فراوانی از مردان را در حال آزار زنان و ازهمدریدن لباسهای آنان مشاهده کرده بودند. ;
</p>
<p style="font-weight: bold; text-align: justify;">پینوشت :
</p>
<p style="text-align: justify;">- <a href="http://www.radiozamaneh.com/morenews/2006/11/post_279.html">لینک به مطلب رادیو زمانه</a> &#8211; <a href="http://misrdigital.blogspirit.com/">وبلاگی مصری &#8211; ولع و درندگی جنسی در مرکز شهر</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/webpen/p385/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سقط جنین؛ بله یا خیر؟</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/sharto/p384</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/sharto/p384#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Nov 2006 18:29:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شَرتو</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[سينما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/sharto/p384/</guid>
		<description><![CDATA[
  &#160;به‌م ثابت شده که جنبه فیلم دیدن ندارم. جدیدا همینکه یه فیلم می‌بینم کلی می‌رم تو فکر! البته هر فیلمی هم که نمی‌بینم
   حالا امروز یه فیلم دیدم که تقریبا یک کلمه‌ش رو هم نفهمیدم، ‌چون به زبون فرانسه بود. تازه اسمش رو هم نمی‌دونستم و تا آخر هم ندیدم‌ش! بعدا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">
  <img style="border-style: solid; border-width: 1px; margin: 4px; padding: 2px;" alt="Janin.jpg" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/images/.resized/.resized_250x159_Janin.jpg" align="left" height="159" width="250" />&nbsp;به‌م ثابت شده که جنبه فیلم دیدن ندارم. جدیدا همینکه یه فیلم می‌بینم کلی می‌رم تو فکر! البته هر فیلمی هم که نمی‌بینم<br />
  <img src="http://doxdo.net/wp/wp-content/plugins/xinha4wp/xinha_core/plugins/InsertSmiley/smileys/0005.gif" alt="Smiley" /> حالا امروز یه فیلم دیدم که تقریبا یک کلمه‌ش رو هم نفهمیدم، ‌چون به زبون فرانسه بود. تازه اسمش رو هم نمی‌دونستم و تا آخر هم ندیدم‌ش! بعدا کاشف به عمل اومد که اسمش هست <a title="" target="_blank" href="http://us.imdb.com/title/tt0759652/">Le procès de Bobigny</a> که <a title="" target="_blank" href="http://www.imdb.com/">IMDB</a> هم ماشالله هیچ چیز درباره‌‌ش ننوشته ولی خوب کلا گرفتم موضوع چی بود. شما هم لابد از تیتر این یادداشت گرفتید دیگه:
</p>
<div align="justify">
</div>
<p align="justify">یک مادر مجرد که متصدی بلیط مترو هست و با این کار زندگی سه دخترش رو می‌چرخونه. دو دختر بچه داره و یک دختر پانزده ساله به اسم لیا. این لیا خانوم یک روز دسته گل به آب می‌ده و ناخواسته از دوست پسرش باردار می‌شه، البته خودش نمی‌فهمه و تازه دو ماه بعد مادرش متوجه می‌شه و به مادرش اعتراف می کنه من به این ارتباط مایل نبودم و مجبورم کرد. من این بچه رو نمی‌خوام و این حرفا. این ماجرا مثلا مربوط به سال‌های قبل از ۱۹۷۰ بود فکر کنم و خوب قوانین اجازه‌ی چنین کاری رو نمی‌داد و جرم محسوب می‌شد. برای یک سقط جنین بهداشتی و مخفیانه نیاز به پول زیادی بود و مادر توان پرداختش رو نداشت. مثلا برای تهیه‌ی این پول تلوزیون خونه رو فروخت و بعد از طرف یکی از همکاراش به خانمی معرفی شد که برای این کار به ۸۰۰ فرانک راضی بود. خانم این کاره زیاد هم به کارش وارد نبود و باعث شد که کار دخترک به بیمارستان بکشه و در نهایت پلیس هم از طریق دستگیری دوست پسر دختر که توی کار مواد مخدر بود از این موضوع باخبر شد و کار مادر و دختر به دادگاه کشید. همسایه‌ی این خانم <a title="" target="_blank" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Gis%C3%A8le_Halimi">Gisèle Halimi </a>رو به عنوان وکیلی که در کار حقوق زنان و دفاع از سقط جنین هست به‌ش معرفی کرد خانم Halimi هم بعد از شنیدن داستان حاضر شد که از اون ها دفاع کنه اما پخش شدن موضوع باعث اخراج دخترک از مدرسه شد. در دادگاه اول اون‌ها تبرئه شدند ولی فیلم ادامه داشت و من تا همین‌جا بیشتر ندیدم<br />
  <img src="http://doxdo.net/wp/wp-content/plugins/xinha4wp/xinha_core/plugins/InsertSmiley/smileys/0001.gif" alt="Smiley" /> همین‌قدر هم که فهمیدم مدیون زیرنویس عربی بود که از اون هم چیزی جز کلمه‌های مشترک با فارسی نفهمیدم! با تشکر از بخش Orientِ شبکه تلوزیونی <a title="" target="_blank" href="http://www.tv5.org/TV5Site/programmes/accueil_continent.php">TV5 Monde</a> بابت زیرنویس و اینا!‌
</p>
<div align="justify">
</div>
<p align="justify">و اما اصل موضوع همون سقط جنینه. زنان جلوی دادگاه شعار می‌دادند و خواستار سقط جنین آزاد و مجانی بودند!‌ در اکثر کشورها مادران فقط در شرایطِ خیلی خاص مجاز به سقط هستند. همین جرم بودن این کار پای افراد ناشی و سودجو رو باز می‌کنه که باعث مرگ و میر افراد زیادی می‌شه. کشور ما هم از این قاعده مستثنا نیست. یک بار یکی از دوستان برام تعریف کرد که چه زجری کشیده برای سقط جنین‌ش و حاضر بوده بمیره اما اون بچه رو نداشته باشه! (جهت اطلاع دوست من همسر داشت و همسرش هم در جریان بود اما نمی‌تونست جلوش رو بگیره!) نمی‌دونم اگر اون بچه بدنیا می‌اومد آیا مهر مادر رو هم برای خودش می‌تونست بخره یا نه و چه زندگی ممکن بود داشته باشه. اما به هر حال یک موجود زنده بود که حق حیات ازش گرفته شد.
</p>
<div align="justify">
</div>
<p align="justify">تا وقتی که به گرفتن حق حیات از یک موجود زنده فکر نکردم سقط جنین به نظرم حق طبیعیه مادرِ، اما وقتی به اون سمت قضیه فکر می‌کنم از قتل یک آدم بالغ هم وحشتناک‌تر به نظر می‌آد! به نظر من نمی‌شه رو این موضوع نظر قطعی داد و گفت همیشه و در هر شرایطی آزاد باشه. عوض‌‌ش می‌شه مثلا زمینه‌ای بوجود آورد که مادر درخواست بده و وضعیت خودش رو اعلام کنه و یک دادگاه فوری تشکیل بشه و در مورد این عمل تصمیم گیری کنه. بعضی ها از سقط جنین به عنوان اختیار زن در مورد بدنش یاد می‌کنند که چندان درست به نظر نمی‌رسه. نمی‌خوام زیاد این موضوع رو باز کنم. فقط نظر خودم رو گفتم و نظر شما رو می‌خوام، در صورت امکان!
</p>
<div align="justify">
</div>
<p align="justify">پ.ن. یک توضیحی هم درباره‌ی عکس بدم. این تصویر رو بار اول در <a title="" target="_blank" href="http://sampadia.mihanblog.com">این وبلاگ</a> دیدم و طوری که نوشته بود مربوط به یک جنین ۲۱ هفته‌ای به اسم ساموئل الکساندرِ که پزشکان مجبور بودند بدون خارج کردن‌ش از رحم مادر تنها از طریق یک شکاف روی رحم عمل‌ش کنند و دوباره برش گردونن تا دو ماه آخر رو هم در شکم مادر رشد کنه. جنین هم بعد از عمل دست کوچولوش رو از اون شکاف بیرون میاره و انگشت جراح، دکتر برنر، رو فشار می‌ده، به نشانه‌ی تشکر! (فرضا دیگه!!!)
</p>
<p align="justify">برام جالبه که یه مادر حاضره جونش رو بده تا یه جنین سالم رو از هستی ساقط کنه و یه مادر دیگه حاضره اونقدر زجر بکشه تا جنینش قبل از بدنیا اومدن داخل رحم جراحی بشه و سالم بدنیا بیاد! راستی من اگه جراح اون بچهِ بودم همون موقع گریه‌م می‌گرفت و دیگه دلم نمی‌اومد برش گردونم اون تو. اون هم بعد از اینکه لمس کردن رو تجربه کرده! به هر حال من عاشق این عکس شدم و به نظرم خیلی عکس لطیف و پر احساسیه!<br />
  
</p>
<p align="justify">
  </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/sharto/p384/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مصاحبه ۲در۲ با آبجیهای ایرانی</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/peyman/p342</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/peyman/p342#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Nov 2006 03:54:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پیمان</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[موسيقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/peyman/p342/</guid>
		<description><![CDATA[یادتونه که گفتم در مورد آبجیها براتون سورپرایز دارم، قضیه به درخواست مصاحبه از راه دور من از اونا برمیگرده که
   علیرغم شلوغی کار و تور اروپاییشون به لطف صوفی مدیر برنامه هاشون نتیجه کارو تو همین صفحه میبینید! به جواباشون دقت کنید ،بدون دخل و تصرف سؤال و جوابارو گذاشتم تا شماهم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یادتونه که گفتم در مورد آبجیها براتون سورپرایز دارم، قضیه به درخواست مصاحبه از راه دور من از اونا برمیگرده که<br />
  <img height="102" alt="band1.jpg" src="http://doxdo.net/wp/wp-content/images/band1.jpg" width="200" align="left" /> علیرغم شلوغی کار و تور اروپاییشون به لطف صوفی مدیر برنامه هاشون نتیجه کارو تو همین صفحه میبینید! به جواباشون دقت کنید ،بدون دخل و تصرف سؤال و جوابارو گذاشتم تا شماهم متوجه پختگی و صمیمیتشون بشید.
</p>
<p>سلام به آبجیها!!
</p>
<p>پس از آشنا شدن با سایت آبجیها و شنیدن گوشه ای از موسیقی متفاوتی که با آن پا به عرصه موسیقی گذاشتید ، شاخکهای حسی ام به من گفتند که با چیز جالبی روبرو هستم ، این بود که بی معطلی در وبلاگ گروهی ۲در۲ معرفیتون کردم و نتیجه هم بیشتر من رو بر این داشت که ترتیب یک مصاحبه رو از طریق ایمیل بدم! جالبه بدونید که ذائقه ایرونی داخل کشور هم خیلی متمایل به شنیدن این نوع موسیقی است و هر کی که از طریق سایت من آهنگاتونو شنیده بود همون احساس منو داشت ، چیز جالب دیگه شباهت شماها با جوونایی هست که از دوران اقامتشون تو سوئد پا تو کار موسیقی گذاشتند مثل آرش ، کامران کارتیو و الیگیتور و حالا شما آبجیهایی که اسم گروهتون منو یاد خانواده بیجیزها میاندازه ، پس بذارید از همین جا شروع کنم:
</p>
<p>۱- وجه تشابه شما با بروبچه هایی که اسمشونو بردم و تقریباً هم سن وسال هستید، تو چه چیزهاییه؟
</p>
<p>جواب:
</p>
<p>من متأسفانه خیلی با کارِ این بچه ها، به جز با کارِ آرش، آشنا نیستم که بتونم مقایسهء صحیحی بکنم. پس با توجه به این شناختِ کَم، وَجهِ اشتراکمون رو اینطور می بینم:
</p>
<p><b>- </b><b>همهء ما اصالتأ ایرانی هستیم و هر کدوم به نحوی دوست داریم، با افتخار ایرانی بودنمون رو در کارهامون منعکس کنیم.</b>
</p>
<p>- <b>در جامعه ایی بزرگ شدیم که برای بشرو هنر احترام قائله و اعتمادِ به نفسِ افراد رو، از دورانِ کودکی پرورش می ده. در نتِِجه، یکی از دلایلِ اصلیِ موفقیتِ کاری همهء ما، امکاناتِ مادی و معنوی است که جامعهء سوئد در اختیارمون گذاشته.</b>
</p>
<p>۲- بیشتر تحت تاثیر چه چیزها یا کسانی موسیقی رو شروع کردید و چه جوری به این سبک از آهنگسازی و اجرا رسیدید؟
</p>
<p><b>جواب:</b>
</p>
<p>این سئوال رو در واقع صفورا باید جواب بده،&#8230; اما می تونم این رو بگم که هردوی ما بشدت تحتِ تأثیرِ سلیقهء موسیقیِ پدر وبرادر مون بودیم، و به کارِ موزیسینهایی گرایش داشتیم که اونها درطول زندگی به مامعرفی کردند.
</p>
<p>۳- خودتون نظرتون در مورد آلبومی که در سایتتون معرفی کردید چیه؟
</p>
<p>جواب:
</p>
<p>این آلبوم حاصلِ کارهاییه که طیِ دَه سال گذشته، به مرور جمع آوری کردیم، بنا براین خودمون، چه از لحاظِ شعرنویسی و چه در کارِ ساختِ آهنگها، یک تغییرِ اساسی بین کارهای اولیه و جدیدترمون احساس می کنیم. شاید یکی از دلایلِ تنوعِ سبکهایی که در اون بکار برده شده، همین گذشتِ زمان طولانی باشه. در ضمن من و صفورا هر دو، شدیدأ آدمهای کمال گرایی هستیم، و اگر ذرّه ایی از کارهای این آلبوم راضی نبودیم، غیر ممکن بود اونها رو اجراء یا منتشر کنیم. با اینحال باید تأکید کنم که این به معنای غرورِ و تکبرِ احمقانه نیست، و ما هر دو به ضعفهای خودمون واقفیم آرزویِ رشد و ترقی بیشتر در کارهامون داریم.
</p>
</p>
<p>۴- استفاده از گیتار و بانجو این روزها خیلی در دنیا طرفدار پیدا کرده، شما چه احساسی از استفاده از این سازها دارید؟
</p>
<p>جواب:
</p>
<p>خوب گیتار سازِ اصلیِ صفوراست و اون همهء آهنگها رو با گیتارش می سازه. در ضمن در سبکهایی هم که به اونها بیشتر علاقه داریم (مثلِ فلامنکو یا رِگی)، از گیتار استفادهء زیادی می شه.
</p>
</p>
<p>۵- عنصر شعر و ترانه را چقدر در وزن کارهاتون ارزیابی میکنید؟ خودتون در مورد شعر و ترانه امروز موسیقی پاپ ایرونی چه نظری دارید؟
</p>
<p><strong>جواب:</strong>
</p>
<p><strong>به نظر من در کارهای ما، ترانه و موسیقی مکّملِ همدیگه هستند و به همین جهت هم صفورا همیشه آهنگها رو بر اساسِ معنیِ شعرهامون ساخته. هر کسی از کارِ خودش یک هدفی داره و هدف ما از اجراء کارهامون، تنها شاد کردنِ دلها نیست، بلکه اکثرأ در بطنِ شادترین آهنگهامون هم یک حرف و پیامی (گاهی جدی) داریم. من شخصأ اصولأ بیشتر جذبِ ترانه هایی می شم که قبل از سرودن، روشون یه خورده فکر هم شده.</strong>
</p>
<p>۶- از خودتون(آبجیها!) در مورد کودکیتون و خاطراتتون از ایران بگید؟
</p>
<p>جواب:
</p>
<p>ما از یک خانوادهء شاد و سرزنده، از طبقهء متوسطِ جامعه میایم. گذشتهء خانوادگیِ ما تلفیقِِ عجیبی از اقشارِ مختلف جامعهء ایران بوده، و فکر می کنم همین امرهم،( البته به اضافهء مسئلهء مهاجرت)، باعث شده که ما بطورِ طبیعی بتونیم با افرادِ مختلف (از فرهنگهای مختلفِ جامعه مون) ارتباط بر قرار کنیم و تضادها و پیچیده گی های فرهنگیمون رو راحتتر درک کنیم. این شاید مهمترین و با ارزش ترین نکته ای باشه که در رشدِ شخصی و کاریمون بهمون کمک کرده. خاطراتِ ما از ایران و دورانِ کودکی زیاد و متنوع هست. زندگی ما هم مثلِ هر خانوادهء دیگه ای، مَملو از غم و شادی و پستی و بلندی بوده، اما قدرت برخوردِ مثبت با مسائل، (که این هُنر رو مدیون مادر &#8220;ژِنِ&#8221; عزیزش هستیم)، باعث شده که از این همه پیچیده گی خُل نشیم!
</p>
<p>در معرفی موزیسینهای باندتون چی دارید که بگید؟
</p>
<p>جواب:
</p>
<p>گروهِ آبجیز از افرادی تشکیل شده که در طولِ این سالها، توسطِ صفورا، و با دقت و وسواسِ خاصّی انتخاب شدند. هر کدوم دارای پیشینهء متفاوتی هستند. رُبین (درامر) یک رَگِ اسکاتلندی داره و از کودکی با پدر و مادرش،که هر دو موزیسین هستند، روی صحنه های مختلف موسیقی می نواخته.
</p>
<p>اَرلاند( باسیست) ، اِصالتأ نروژیه، و در رشتهء موسیقی، در یک دبیرستانِ شهر &#8220;وارا&#8221; در سوئد، تدریس می کنه. یوهان ( گیتاریست)، متخصصِ رشتهء فلامنکوست، که این خودش تا اندازه ایی بیانگرِ خصوصیاتِ روحی و اخلاقیشه،( بسیار موجودِ گرم و متواضعیه)، و پائولو (نوازندهء سازهای پوستی) از کشورِ شیلی میاد، و درحالِ حاضر در رشتهء آهنگسازی و سازهای پوستیِ دانشگاه موسیقیِ &#8220;لولِئو&#8221; در شمالِ سوئد تدریس می کنه.
</p>
<p>اما اون چیزی که همهء این بچه ها رو به هم متُصل کرده، عشق و اعتقادِ قوی به گروهِ آبجیز هست و همهء ما متفقأ، پیش از امید به دریافتِ هرگونه منفعتِ مالی از این کار، امیدواریم بتونیم حرکتِ مثبتی در راه رشدِ موسیقی پاپِ ایرانی انجام بدیم.
</p>
<p>۷- برنامه های آتی شما در اجرای صحنه و تورهای جهانی چیه؟
</p>
<p>جواب:
</p>
<p>فعلأ در یک تور کوچیکِ اروپا هستیم، که در اواخر ماهِ نوامبر تموم می شه. همزمان کارِ انتشار آلبومِمون به اتمام می رسه، و باید به فکرِ عرضه کردنِ اون باشیم. مطمئنأ برنامه های بیشتری در پیش خواهیم داشت، بود بویژه با توجه به استقبالِ گرمی که در شمال آمریکا و کانادا از گروهِ آبجیز شده، فکر می کنم باید در صددِ برنامه ریزی یک تور آمریکا- کانادا باشیم. در هر حال برنامه های آیندهء ما رو می شه در وِبسایتمون دنبال کرد.
</p>
</p>
<p>۸- چرا هنوز اعلان کارهاتون و تبلیغاتتون به تلوزیونهای ماهواره ای ایرانیها راه پیدا نکرده ؟
</p>
<p><strong>جواب:</strong>
</p>
<p><strong>بیشتر بخاطر اینکه هنوز آلبوم موسیقی مون منتشر نشده بود، و سرو صدا راه انداختنِ بی جا، راجع به چیزی که هنوز در دسترس مردم نیست یه خورده احمقانه به نظر میاد. در ضمن ما تمامِ کارهامون رو، از ضبط و انتشار گرفته تا تبلیقات، خودمون انجام دادیم و تا امروز به سازمان یا شرکتِ تبلیغاتی قدرتمندی متوسل نبودیم. پَس، گاماس گاماس&#8230;!</strong>
</p>
<p>بیشتر ازین نمی پرسم و منتظر میمونم که مرتبه بعد به سوالهایی که خودتون پیش خواهید آورد جواب بدید. هر چیز دیگری که میخواهید با مخاطبای فارسی زبونتون در میون بذارید به این متن اضافه کنید . اگر عکس جدیدی با گروه دارید همراه با جواب بفرستید. قبلاً از خونگرمی و لطفی که برای شرکت تو این مصاحبه از راه دور کردید! سپاسگذارم.
</p>
<p>با تشکر
</p>
<p>جواب: چوخ ممنون!
</p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/peyman/p342/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خروج زنان از صحنه کار و اشتغال</title>
		<link>http://wp.doxdo.net/younes/p282</link>
		<comments>http://wp.doxdo.net/younes/p282#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Oct 2006 15:25:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>younes</dc:creator>
				<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doxdo.net/younes/p282/</guid>
		<description><![CDATA[در مطلب قبلی سئوالی مطرح شد که از دید نگارنده بسیار با اهمیت بود و آن اینکه : کسانی که در پی خروج زنان از صحنه کار و اشتغال هستند چه هدفی را دنبال میکنند؟ امید آن میرفت که دوستان در بحث شرکت کنند و نظرات این عزیزان را در مورد سئوال فوق می خواندیم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="http://doxdo.net/younes/p160">مطلب قبلی</a> سئوالی مطرح شد که از دید نگارنده بسیار با اهمیت بود و آن اینکه : کسانی که در پی خروج زنان از صحنه کار و اشتغال هستند چه هدفی را دنبال میکنند؟ امید آن میرفت که دوستان در بحث شرکت کنند و نظرات این عزیزان را در مورد سئوال فوق می خواندیم که اینچنین نشد.با توجه به<a href="http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-811580&amp;Lang=P"> اخبار چند روز اخیر</a> به نظر میرسد سئوال فوق ملموس ترشده است پس بر آن شدم که مطلبی هرچند کوتاه و مختصر در همین ارتباط بنویسم.<br />
  <br />نظام اقتصادی ایران نوعی نظام سرمایه داری است و در نظام سرمایه داری نقش سرمایه و پول در روند زندگی مردم نقش پر رنگی را بازی میکند و به عبارت دیگر پول و سرمایه یکی از ابزارهای قدرت محسوب میگردد.دور نگه داشتن زنان از فعالیت اقتصادی و تولید ثروت عملا آنان را بسوی وابستگی و زیست مشروط سوق میدهد.به عبارت دیگر بجای اینکه به آنها ماهیگیری یاد داده شود ماهی داده میشود*! ماهیهای مشروط !!<br />
  <br />از طرف دیگر هر روند اقتصادی که سود آن قابل توجیه نباشد محکوم به شکست است.شما به عنوان کارفرما وقتی قرار باشد &#8220;حقوق برابری بدهید&#8221; ترجیح میدهید کدامیک از موارد زیر را انتخاب کنید؟<br />
  <br />الف -زنان به صورت نیمه وقت.<br />
  <br />ب -مردان به صورت تمام وقت.<br />
  <br />آنچه که مشخص است حال که قرار است شما به یک اندازه حقوق دهید دلیلی ندارد بصورت نیمه وقت از زنان استفاده کنید!<br />
  <br />همانطور که گفته شد پول یکی از ابزار قدرت محسوب میشود که زنان بسیاری اهمیت آنرا دریافته اند و به همین دلیل سعی دارند با کار و اشتغال راه خود را برای برون رفت از وابستگی باز کنند.یکی دیگر از ابزار قدرت قانونی است که شما در جهت منافعتان وضع میکنید.حال اگر شما قانونی وضع کنید که با زیرکی اسباب و علل بیکاری زنان را فراهم کند شما کاملا به مقصود رسیده اید.
</p>
<p><a title="" href="http://www.zanan.co.ir/social/000570.html">اشتغالِ زنان، منبع کارآفرینی است</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://wp.doxdo.net/younes/p282/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
