۲۴ دی, ۱۳۸۵
نوشته: پیمان در: سينما
همیشه صحبت از سوپر استار و نقش اولهاست، همیشه اول عنوان بندی فیلم دنبال غولهای بازیگری می گردیم و همیشه بقیه تیم یک کار موفق رو از یاد می بریم، فقط بعضی جشنواره ها و منتقدین مستقل هستن که این روال سنتی هالیوودی رو نادیده می گیرن و امکان داره به لحظات کوتاهی که [...]
راستش من اگر یک سایت خبری اقماری داشتم اینطوری هم میشد تیتر زد:
تبلیغ برای سایت دولتی آمریکایی در سایت دولتی ایرانی!!
دو تا هم علامت سئوال و علامت تعجب میزاشتم پشت بندش تا قشنگ حس جمله منتقل بشه. [لینک]
ولی راست و حسینیش از این پلهای چوبی آمریکا-ایران حالم به هم میخوره. خیلی تو کارشون [...]
خیلی از ماها رو در بچگی از غریبه هایی ترسناک که در محله های شهرمون آواره بودند و بچه ها رو می دزدیدند !، ترسوندند، اسمهای متفاوتی هم به اونها نسبت میدادند و حالا که بزرگتر شدیم، دوست داریم بدونیم اونا کی بودند؟، از کجا اومدن و سرگذشتشون چیه؟
آخه مگه میشه کسی شناسنامه، پاسپورت، [...]
الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش / بیای ببینی که همه حلقه زدن دورو ورش
سال ۸۳ بود. از سفری بر می گشتم و این آهنگو شنیدم. تا اون موقع شاگرد راننده هیچ اتوبوسی این آهنگو نگذاشته بود و برای اولین بار بود که این آهنگو می شنیدم. فقط یک آهنگ جدید نبود؛ یک فضای [...]
مسافرت هوایی این روزها در داخل ایران زجرآور شده و جدا از ترس جان در حین پرواز!!،بدترین قسمتش بعد از سرویس پروازی، مدت اقامت و حضورتون در فرودگاهه!!
فرودگاه مکان خاصیه که با سایر ترمینالهای دیگه(منظورم ترمینال سایر وسایل مسافرتیه) بایستی تفاوت داشته باشه، گذشته از هزینه زیادی که برای استفاده از [...]
شخصیت جدید باغ مظفر که ریتم داستان رو کاملاً تغییر داده و ناگفته های نویسنده ها و کارگردانو این روزها میریزه رو دایره، گلمراد یا قلمراد رو میگم نظرتون در موردش چیه؟
طرز لباس پوشیدنش،این که تفاوت گریه و خنده اش رو نمیشه فهمید، مقابل دوربین جوگیر میشه همه چیز یادش میره، هم هیچی نمیفهمه و [...]
والا من تکلیف خودمو با این کلمه “دم غنیمته” نمیدونم!، نمیدونم از سر سیری و پر و پیمون بودن به زبون میاد یا آخر غصه و درد و مشکلات که میشه و زورت میگیره،فرافکنی میکنی و میگی لحظه رو بچسب؟؟!!
شاعر معروف یونانی هوراس Horace (Odes 1.11) در شعری در همین منظومه مضمونی داره به [...]
یک فیلم جالب از جنازه صدام دیده ام که دوست دارم اهل فن هم نظری ببینند و به این سوال جواب بدهند:
زخمی که بر روی گردن این آقا می بینید، - بیشتر به سوراخ شدگی شبیهه - بر اثر فشار طناب داره ؟ درصورتیکه موفق به تماشای ویدئو نیستید، می توانید از یوتیوب [...]
دلم میخواد مسافرت برم، اون دور دورا،وقتی خیلی خسته میشم تنها دوای دردمه،دوباره خودمو پیدا میکنم،همه چیز تو سرم تنظیم میشه و سر جای خودش میشینه،اگه به خاطر یسنا نبود همین زمستونی شال کلاه میکردم گرچه زمستون فصل دلخواهم نیست(ما شیرازیها بدجوری نازک نارنجی بار اومدیم انگار که باید همه فصلها و ماههای سال [...]
۱۸ دی, ۱۳۸۵
نوشته: hadi در: عمومی
آنان که علی را خدا پندارند ، کفرش به کنار عجب خدایی دارند . غدیر بر شما مبارک …
این روزها هرجا که صحبتی شروع میشه ناخوآاگاه به عنوان مطلب بعدی وبلاگ به اون نگاه می کنم!
چند باری هست که تو صحبتهایی که با یوسف در مورد بچه ها و عاداتشون داریم، در مورد این که چرا بچه ها(رده سنی قبل از دبستان) با این طرز اعتیادآور!! فیلمهای کارتون رو گاهاً تا چند مرتبه [...]
۱۷ دی, ۱۳۸۵
نوشته: کوروش در: عمومی
یکی دو روزی به احترام شهید نظری ننوشتم، باشد که سکوت ما مرحمی حداقل بر دل خودمان باشد. او که زنده است و تازه به آنجایی رسیده که دلش میخواسته. ما معلوم نیست زندهایم یا مردهایم و داریم چه بلایی سر خودمان میآوریم. به هر حال هر وقت یادم میآید کل زندگیمان که داریم شب [...]
۱۶ دی, ۱۳۸۵
نوشته: nimaminavi در: ادبيات| شعر
بهنام سایههای آن سویِ بیسو، آن نزدیکِ دور
بعد از سلام، این دفتر را با پارههایی از نوشتهی زن شبانهی موعود(۱)که عنوان نقد شعری به همین نام از سهرابسپهری است، اثر دکتر سیروس شمیسا آغاز میکنم.
قصد من پرسه زدن و جستجو در سرزمین و گسترهی وجودی زن و [...]
تا حالا پیش اومده که حس کنید با کسی که برای اولین بار روبرو شدید قبلاً گویا آشنایی داشتید یا پا به جایی بگذارید که گویا بدون هیچ دلیل منطقی قبلاً اونجا بودید یا حتی چیزی رو احساس کنید که مطمئن هستید بار اوله که احساس میکنید ولی یک چیزایی تو درونتون غوغا میکنه [...]
۱۶ دی, ۱۳۸۵
نوشته: hadi در: شعر
نگاهی آشنا به یاس کردم ..تو را در برگ گل احساس کردم …خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقی را پاس کردم .