۲۲ مرداد, ۱۳۸۶
نوشته: Jamshidy در: شعر
مهر آمد و دوباره گلستان سبز عشق/با عطر یاد و خاطره هایش چه دیدنی ست
آهنگ پاک زمزمه غنچه های ناز/از لابه لای وسعت سبزش شنیدنی ست
مهر آمد و تبسمی از جنس نو بهار/روی لبان پاک و لطیف بنفشه هاست
گلبوته های شادی و شور و نشاط و عشق/دسته گلی ست آبی و در دست بچه هاست
مهر [...]
ُزمانی برای پست کردن مطلبم در وبلاگ گروهی لحظه شماری می کردم و زمانی از استقبال دوستان خوبی که در اینجا با آنها آشنا شدم سرمست دوستیهای جدیدی شدم که تا امروز نیز مرا به دنبال خود یدک می کشد،هنوز هم فکر می کنم تلاش مهدی،شرتو و کبریا راه دوری نرفته و حداقل کسان بسیاری [...]
۱۶ مرداد, ۱۳۸۶
نوشته: SYMْ در: طنز
وقتی بچهها بزرگتر میشوند شیرینکاریهایشان از آن حالت بامزهی قبل درمیآید و میرود به سمت چیزی در مایههای گندکاری، طوری که گاهی جان بر لب* میشوی. این، دقیقا همان وقتیست که جملات عوض میشوند، به مثال زیر توجه کنید.
وقتی بچه کوچک است –قبل از سن شیطنت، قبل از آنی که راه بیفتد و مثل تانک، [...]
(روی عکس کلیک کنید)
امروز viwio برام ترکید. یادگاری ازش عکس گرفتم.
۰۱ مرداد, ۱۳۸۶
نوشته: ماندانا در: شخصی| عمومی
باک رو یکی دیگه پر کرده ولی قربانی اونیه که بی هوا و از همه جا بی خبر، محض شوخی یه کبریت کشیده!