۲۱ مهر, ۱۳۸۷
درباره کتاب صوتی ناتور دشت + نقدی بر کتابهای صوتی
نوشته: روزهای بی خاطره در: ادبيات| داستان| كتاب و معرفی كتاب
کتاب صوتی ناتور دشت رو همون موقع که تیکه تیکه میذاشتن اینجا اصلاً گوش ندادم. من اعصاب اینو ندارم که شونصد روز منتظر یه چیز بمونم! ولی از حدود یکماه پیش که کل مجموعهشو یکجا روی یک سیدی هدیه گرفتم، شروع کردم به گوش دادن. حالا هر چند که هنوز همهش تموم نشده ولی چند تا نکته به نظرم رسید که دوست دارم اینجا بگم:
- صدای ماندانا رو دوست داشتم. خیلی مسلط بود و بعضی جاها هم حسابی رفته بود تو قالب شخصیتهای مختلف و از زبون اونا خوب حرف میزد (اون لحناش وقتی میگفت “اینو میدونستی؟” (با تلفظ خاص میدونستی) آخرش بود خداییش! ;)) ). هر چند کارش خالی از اشکال نبود و گاهی دوست داشتی جمله یه طور دیگه خونده میشد ولی در مجموع ویژگیهای صدا طوری بود که به صورت قابل قبولی آدمو میبرد توی فضای داستان.
- اگه در مورد خود کتاب چیزی بخوام بگم باید بگم که ترجمه محمد نجفی محشر بود! آشنایی مترجم با زبان محاورهایِ امروز و تطبیق اون با فرهنگ و رفتار آمریکایی واقعاً تحسین برانگیز بود.
- گوش دادن به کتابهای صوتی به نظر من یه اشکال بزرگ داره و اون اینه که تجربه شخصی خوندن کتاب رو همانطوری که دلت میخواد ـ و طبعاً لذت زیادی هم داره ـ ازت میگیره. به عبارت دیگه نوع خوندن راوی و لحنی که انتخاب میکنه به تو تحمیل میشه و تو نمیتونی شخصیتها رو با حرکات و صدای دلخواه خودت تصور کنی. حتی اگه یه روزی خودت شروع کنی به خوندن کتاب باز اون صدایی که قبلاً کتاب رو برات خونده تو ذهنت تداعی میشه و تو نمیتونی کتاب رو یه مدل دیگه بخونی. امتحان کن اگه باور نمیکنی!
- من کاری ندارم به اینکه تهیه فایل صوتی یک کتاب و پخش رایگان اون بدون اجازه نویسنده یا مترجم چقدر اخلاقیه و یا اصلاً میتونه تأثیر آنچنانی روی فروش یک کتاب داشته باشه یا نه. فقط یه پیشنهاد دارم و اون اینه که به جای خوندن کل یک کتاب، بخشهایی از اون خونده بشه و باعث ایجاد نوعی هیجان بشه برای خریدن و خوندنِ شخصیِ کتاب. هر چند شاید شعار گونه به نظر برسه ولی یه وقت دیدین همین ترفند کارگر افتاد و آمار کتاب خونیمون از این وضع فجیع یه مقدار خارج شد!
با همه این چیزایی که گفتم ولی باز هم باید اعتراف کنم که آدم قصه شنیدن رو دوست داره. حتی منی که خوندن رو ترجیح میدم به گوش دادن، باز هم گاهی دوست دارم قصه رو بشنوم نه بخونم! به هر حال قصهگویی ،با یه کم اغراق، قدمتی به اندازه تاریخ بشر داره و نمیشه انتظار داشت قصهگویی (به معنای واقعیِ گفتن)، از ادبیات حذف بشه.
ما که فعلاً داریم حال میکنیم با هولدن کالفیلدِ دوست داشتنی



