وبلاگ گروهی دودردو

۲۲ خرداد, ۱۳۸۶

کسی که سعی می‌کرد زندگی کند

نوشته: fanttazio در: ادبيات| داستان| سينما| هنر

“مادرم یک سال زودتر از پدرم مرده بود.یک هفته بعد از این‌که پدرم مرد من در خونه‌ش بودم.خونه‌ش در آرکادیا بود و من که نزدیک‌ترین کس‌ او  بودم،چند روزی بعد از مرگش،سر راه سانتا‌آنیا به سرم افتاد که به خونه‌ش سر بزنم.”(۱)

این اولین پاراگراف از اولین داستانِ کتاب موسیقی آب گرم نوشته چارلز بیکافسکی است.دو سال پیش بود که وقتی همین اولین پاراگراف را خواندم کتاب را خریدم و در راه
خانه تمامش کردم.بعد‌ها متوجه شدم وقتی از نویسنده‌ای چیزی می‌خوانم بی اختیار یاد بیکافسکی می‌افتم.او حالا در کنار سلینجر و همینگوی،از محبوب‌ترین داستان نویسان آمریکایی برای من است.بیکافسکی در سال ۱۹۲۰ از مادری آلمانی و پدری لهستانی-آمریکایی در آندرناخت آلمان متولدشد.در سال ۱۹۳۲ به علت وضعیت وخیم اقتصادی بعد از جنگ جهانی اول، خانواده بیکافسکی به بالتیمور آمریکا مهاجرت کردند.او کودکی خوبی نداشت چون پدرش اغلب اوقات بی‌کار بود و چارلز آن طور که در داستان Ham On Rye  به آن اشاره کرده به طور زبانی و فیزیکی از پدرش آزار دید.در نوجوانی آکنه‌های بدخیم باعث شد که او صورت بد شکلی پیدا کند که آثار آن تا آخر عمر با او بود و این اتفاق باعث شد که در سالهای نوجوانی آدمی گوشه‌گیر و تلخ شود.او تا ۴۹ سالگی شغل ثابتی نداشت و همه کار می‌کرد.از کارگری و بنایی تا پستچی اداره پست.ظاهرا بهترین کاری که تا ۴۹ سالگی پیدا کرد همین کار در اداره پست بود.بعد از این‌که شعر‌ها و داستان‌هایش مورد توجه قرار گرفت تصمیم گرفت که یک نویسنده تمام وقت بشود:”من دو تا راه داشتم.یا تو اداره پست بمونم و دیوونه بشم یا از اینجا بیام بیرون و به عنوان نویسنده کار کنم و از گشنگی بمیرم…و من تصمیم گرفتم که از گشنگی بمیرم.”البته او در سال ۱۹۹۴ در سن ۷۳ سالگی بر اثر ابتلا به سرطان خون در گذشت.

زبان بیکافسکی زبان تلخ و گزنده و رک گوییست.او از گفتن هیچ چیزی ابا ندارد.این که زن‌باره است:به گفته خودش او بکارتش را در ۲۴ سالگی با یک روسپی ۳۰۰ پوندی که باعث شد تختش بشکند از دست داده است؛او با زنها مشکل دارد ولی نمی‌تواند از آنها دل بکند:او در جایی از فیلم وقتی در کنار همسرش لیندا لی مشغول مصاحبه است شروع به جر و بحث با لیندا می‌کند و آخر سر او را با لگد از صحنه بیرون می‌اندازد.و این‌ عادت‌ها و این خلق و خوها در نوشته‌هایش نمود پیدا می‌کند.او الکلی قهاری نیز هست.در تمام شب شعرها یا مراسم داستان خوانی‌اش همیشه یک لیوان یا شیشه مشروب کنار دستش است.انگاری الکل نیروی محرکه او برای نوشتن و ادامه دادن است.زبان بیکافسکی زبان کوچه و بازار است،چون در میان افراد پایین دست جامعه بوده‌است و وقتی همین‌ها در نوشته‌هایش می‌آید جامعه سنتی آمریکادر ابتدا آنها را پس می‌زند ولی در عوض در اروپا بسیار مورد استقبال قرار می‌گیرد.خب به همین دلیل اکثر آثارش در ایران قابل ترجمه و چاپ نیست.فکر می‌کنم همین مجموعه داستان هم که از او چاپ شده ترجمه درست و درمان داستان‌هایش نباشد چون کلمات رکیک و توصیف‌های فوق العاده او از زنها و موقعیت‌ها حالا حالاها به فارسی برگردانده نخواهد شد.من خودم این‌روزها مشغول خواندن اولین رمان او به نام اداره پست هستم.متن داستانی روانی دارد اما پر از اطلاحات کوچه و بازار است که خواندن را برایم مشکل می‌کند اما تجربه لذت‌بخشی است.

نوشته‌ها و داستان‌های بیکافسکی موضوع فیلم‌های زیادی بوده است که در میان آن‌ها چند تایی بیشتر مورد توجه قرار گرفتند:بیکافسکی در سال ۱۹۸۷ فیلم نامه Barfly را بر اساس زندگی خودش می‌نویسد و در سال ۲۰۰۵ فیلم به یاد ماندنی Factotum از روی داستانی با همین نام از بیکافسکی با بازی فوق‌العاده مت دیلن ساخته شده است.من از او دو مستند دیدم به نام‌های The Charles Bukowski Tapesو Bukowski:Born Into This که هردوی آنها را به علاقه‌مندان بیکافسکی شدیدا توصیه می‌کنم.مخصوصا که اگر صدا و تصویر متحرک او را ندیده باشید با دیدن حرکات آرام او و صدایی ارامش بخش کلی از پیش فرض‌هایتان از بین می‌رود.

سه کتابی که از بیکافسکی به فرمت PDF پیدا کرده‌ام را می توانید دانلود کنید:

Ham On Rye

Post Office

South Of No North


1- موسیقی آب گرم-چارلز بیکافسکی-برگردان بهمن کیارستمی-نشر ماه‌ریز-چاپ نخست ۱۳۸۱

درباره نویسنده:


فانتازیو تا کنون 44 مطلب در این وبلاگ منتشر کرده‌است.
معرفی نویسنده:
ایمیل نویسنده: fanttazio@gmail.com
آدرس مستقیم نویسنده: http://wp.doxdo.net/author/fanttazio
اشتراک مطالب نویسنده با RSS

نظرات برای "کسی که سعی می‌کرد زندگی کند"

Leave a Reply


UserOnline


  • hhh: در کل طرح خوبی است الان خیلی چیزها است که یارانه دارد ولی ما از ان استفاده نمی کنیم
  • sadjad: راستی یادم رفت، منم هستم شدید
  • sadjad: فرزندم حال نمی شه ساعتش رو یه کم بیاری جلوتر! آخه ساعت ده شب همه ما که خانه هستیم و ا
  • Nima: باریکلا! واقعا خسته نباشید. اینا رو قبل از گوش کردن به کتاب صوتیت میگم. دلیل نخوند
  • Nima: خیلی مطالب خوبی بود. به نظرم همه ی دختر پسرهای 16 17 ساله باید اینارو بخونن بدیش اینه
  • محمد: عالیه این آبجیز
  • محمد: gps رو اگه کار بندازی توش که محشره

Iran's Explored Photos

  • a quasi-Autumn Winter
  • Acceptance...
  • Freedom
  • Autumn in Mellat Park of Tehran

درباره

“وبلاگ گروهی دودردو doxdo.net” در مهر ماه ۱۳۸۵ آغاز به کار کرد‌ه‌است و عضویت و نوشتن در آن برای همه آزاد است. کافی است ثبت نام کنید و آغاز کنید. خوانندگان وبلاگ گروهی دودردو منتظر شما هستند. از اینجا شروع کنید...

دی ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
« آذر    
 ۱۲۳۴۵۶
۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳
۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰
۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷
۲۸۲۹۳۰