داستان چشمها
واقعیت این هست که دیگه از بازیهای به یاد ماندنی تو فیلمهای عاشقانه خبری نیست(اولین فیلمی که به یادم میآد کازابلانکای فراموش نشدنی هست) و اکثر فیلمهایی که با این تم ساخته میشوند بیشتر تمایل دارند که صحنههای س ک س فیلم بیشتر باشه تا اون فیلم عاشقانهتر بشه. اما هنوز میشه امیدوار بود.بعضی فیلمها هستند که شاید ارزش چندانی نداشته باشند ولی به خاطر یک سکانس به یادمون میمانند.
در فیلم نیا التماس کن ساخته ویم وندرس سکانسی هست که سم شپارد که شنیده پسری داره بعد از بیست و اندی سال میره تا پسر و مادرش رو ببینه. وقتی برای اولین بار پشت سر معشوقهاش که نقشش رو جسیکا لنگ بازی میکنه تو یک بار قرار میگیره و سفارش مشروب میده، جسیکا لنگ صداش رو میشناسه و بعد از مدتی مکث برمیگرده و سم شپارد رو نگاه میکنه.
و چه نگاه کردنی. پر ازعشق، حسرت، خشم، اندوه. این از اون نگاههایی هست که تو سینما هر روز کمتر دیده میشه. البته نیا التماس کن فیلم کم ارزشی نیست ولی به احترام همین یک سکانس هم که شده به قول پرویز دوایی عزیز میتونیم بریم و جلوی پرده سینما یا مانیتور کامپیوتر سجده کنیم.
نام کاربری: fanttazio آدرس وبلاگ: http://wp.doxdo.net/fanttazio
ایمیل: fanttazio@gmail.com شناسه یاهو:

Posts Rss 2.0 
۲ نظر :: شما نظرتان را بفرمائید
1. alireza
| مهر ۲۵م, ۱۳۸۵ ساعت ۱۰:۵۳ ب.ظ
ما را در سجده خود شریک بدانید!
2. بهمنانه
| مهر ۲۶م, ۱۳۸۵ ساعت ۵:۲۳ ب.ظ
بازیهای به یاد ماندنی یا نگاههای خاطرهانگیز!
اظهار نظر:
تگهای اچتمل مجاز:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
لینک ارسال دنبالک | خروجی اراساس برای کامنتهای این مطلب