در سالهای دهه شصت و هفتاد Chavela Vargas ی خواننده ، مانند مردان لباس میپوشد و سیگار میکشد،به شدت مینوشد،با خود اسلحه حمل میکند و زنان را دوست دارد (او انکار نمیکند لنگیدنش هنگام راه رفتن به این خاطراست که زنی عشق او را رد کرده بود و او خود را از پنجره به بیرون انداخته است)و علاوه بر اینها موسیقی سنتی مردان مکزیک یعنی Ranchera (موسیقی که مردان از عشق آتشین خود به زن محبوبشان سخن میگویند) را میخواند.همه اینها باعث میشود که Chavela Vargas که در ۱۴ سالگی زادگاه خود پورتوریکو را به امید خواننده شدن به مقصد مکزیک ترک کرده بود تا اواسط ۳۰ سالگی فقط بتواند در خیابانها بخواند.
او در مصاحبهای که دراکتبر۲۰۰۰ با روزنامه El Pais انجام داد در ۸۱ سالگی به صورت علنی اعلام کرد که یک همجنس خواه است:”من باید میجنگیدم که خودم باشم و به من احترام گذاشته شود.من از این که یک هجنس خواه هستم بسیار مغرورم.من این خصوصیتم را اغراق آمیز جلوه نمیدهم یا آنرا همه جا گوشزد نمیکنم اما انکارش هم نمیکنم.من باید در مقابل اجتماع و کلیسا که میگفت همجنس خواهان لعنت شدهاند میایستادم.من در اجتماع همجنس خواهان شرکت نکردهام و کسی به من یاد نداده که همجنس خواه باشم.من از روزی که چشمم را گشودم اینگونه بودم.چیزی ندارم که از آن خجالت زده باشم.خدایم مرا اینگونه آفریده است.” این شرایط سخت ،موسیقی و ترانههای او را بینهایت تلخ و گزنده ولی بسیاراحساسی و شاعرانه میکند.ترانههایی از زندگی،مرگ،عشق،خیانت با احساسی از تنهایی مفرط که بر روی موسیقی سبک Ranchera بسیار گیرا میشود.
او با روشنفکران مشهور آن زمان مکزیک مانند Pablo Neruda، Diego Rivera و Luis Echeverría که از سال ۷۰ تا ۷۶ رییس جمهور مکزیک شد رابطه نزدیکی داشت اما ارتباط او با Frida Kahlo ی نقاش رابطهای عاشقانه بود.او در مصاحبهای که در ضمیمه DVD فیلم Frida با بازی تحسین شده سلما هایک با او شده است، میگوید:”وقتی صورت او را دیدم….چشمان او را دیدم به نظرمیآمد که از دنیای دیگری آمده بود.احساس کردم که این وجود را میتوانم با پاکترین عشق جهان دوست بدارم”.
او با همکاری José Alfredo Jiménez نخستین آلبوم خود را در سال ۱۹۶۱ با عنوانNoche Bohemia منتشر کرد و تا کنون ۸۰ آلبوم را ضبط کرده است.او در اجراهایش پانچوی قرمز رنگ(لباسی سنتی مخصوص مردان مکزیکی)میپوشد وبا آهنگهای Ranchera یش که به طور سنتی باید توسط مردان خوانده شود آشکارا زنان حاضر را اغوا میکند.La Chabela لقبی بود که به خاطر نوشخواریش به او دادند.به گفته خودش حدود چهل و پنج هزار لیتر تکیلا نوشیده است و به همین دلیل است که دیگر تکیلای خوبی در مکزیک پیدا نمیشود.الکلی بودن او باعث شد که به طور ناگهانی در اواخر دهه ۸۰ بازنشسته شود و این بازنشستگی دوازده سال طول کشد.او خود میگوید:”جمعه ماشینی میخریدم و یکشنبه چیزی نداشتم.مست میکردم و در خیابانها میخواندم و برای اجرا نمیرسیدم.به همین خاطر بود که چیزی نداشتم”.این بازنشستگی در سال۱۹۹۱ با دعوت پدرو آلمودووار کارگردان از او برای خواندن ترانهای برای فیلم Tecones Lejanos خاتمه پیدا کرد و او در سال ۱۹۹۳ برای ضبط آلبوم جدیدش به استودیو پا گذاشت.
با این که او تا سال ۲۰۰۰ در عرصههای عمومی ظاهر نشده بود و شهرت چندانی نداشت ولی برای همجنس خواهان زن به خاطر ترانه و موسیقیاش سالها بود که به یک شمایل تبدیل شده بود .در سال 2000 برای بیست هزار نفر در میدان اصلی مکزیکو ستی خواندودر ۲۰۰۲ در سکانس مرگ Frida ترانه La Llorona را خواند ودر۲۰۰۳ برای اولین بار درسالن Carnegie توسط سلما هایک به مردم معرفی شد.در این اواخر او به درخواست شاعر جوانی که آخرین خواستهاش خواندن او بر سر قبرش بود قصد داشت تا به کوبا برود اما به او اجازه داده نشد و او در ساحل Velorio برای او خواند.خودش میگوید:”در سن من نه به آینده فکر میکنید و نه به گذشته.چه به عنوان یک شخص معمولی و چه به عنوان یک هنرمند.الان زمان من است.نگران هیچ چیز نیستم نه مرگ نه زندگی نه هیچ چیز دیگر.
برای آشنایی با این اسطوره موسیقی مکزیک چند نمونه از کارهای بسیار شنیدنی او را برای دانلود میگذارم.از دست ندهید.
Que te Vaya Bien ، El Preso Número Nueve،Macorina،Somos،La Llorona



