داشتم در سایت فارسی تیوب چرخ میزدم که رسیدم به مستندی که بر اساس اعدام عاطفه سلاله ساخته شده است.به اشتباهی که دستگاه قضایی مرتکب شده است کاری ندارم.بیشتر حواسم رفت به طرف صحنه های اعدامی که در ملا عام انجام میشود.در نظر اول دیدن صحنههای اعدام دیگر برایم چیز شوک آوری نبود.خشونت از کودکی در جلوی چشمانم بوده و شاید به خاطر همین هم هست که دیدن اینجور چیزها دیگر برایم چندش آور نیست.شاید به خاطر همین بود که وقتی زورگیر داخل ماشین چاقویش را زیر گلویم گذاشت تا پولهایم را به او بدهم اصلا وحشت نکردم.انگاری اتفاقی بود که همیشه برایم میافتاد.به خاطر همین شروع کردم به گپ زدن و شوخی کردن و متقاعد کردن آنها به این که واقعا موبایل ندارم و در عوض راهنمایی کردن آنها برای دریافت پول از عابر بانک.خشونتی هم که الان در جامعه نمود پیدا کرده و ما آنها را تجاوز به زنان و دختران،کودک آزاری و فرزند کشی و غیره میخوانیم به نظرم به خاطر این است که برای رسیدن به خواستههامان و تربیت کردن جامعه خشونت را امری بدیهی میدانیم.



