وبلاگ گروهی دودردو

۲۷ دی, ۱۳۸۵

تقسیم هفده شتر

نوشته: خسروبیگی در: داستان| كتاب و معرفی كتاب

بالاخره تونستم مجددا فرصتی برای اتصال به اینترنت و پست مطلب با فراغ بال بدست بیارم! معتقدم چون اینجا رو زحمتشو دیگران میکشن آدم باید تو پست مطلب برای اینجا بیشتر از وبلاگ خودش دقت کنه.

 محصل دوره راهنمایی که بودم در منزل پدر بزرگم که روحانی و امام جماعت مسجد بود بخشهایی از کتابی را خوانده بودم که قضاوتهای حضرت علی (ع) نام داشت. یکی از داستانهاش که کلیاتش یادم بود ولی جزئیاتشو فراموش کرده بودم همین داستان بود. مدتها بود دنبال این مطلب و کتابش میگشتم. تا اینکه چند روز پیش که برای زیارت به یکی از امامزاده های مجاور اراک (محمد عابد) رفته بودیم این کتاب رو دیدم و خریدم. البته این که الآن دست منه نوشته اشتهاردی هست و داخلش از کتابهایی دقیقا با همین عنوان ولی نوشته شوشتری و محلاتی هم به عنوان ماخذ نام برده. در هر صورت حدود ۲۵ سال پیش نمی تونستم دقیق مسئله رو حلاجی کنم ولی الآن که دوباره داستانو خوندم رفتم توحساب و کتاب ریاضیش و نتیجه جالبی برام داشت. توصیه می کنم شما هم از دید ریاضی بهش نگاه کنید و در صورتی که قابل دونستید نکاتی رو که در میارید کامنت کنید. اما خود ماجرا (داستان ۱۶۱ کتاب):

در عصر خلافت حضرت علی (ع) سه نفر به طور مشترک مالک هفده شتر بودند. یکی از آنها مالک نصف آنها بود و دومی صاحب ثلث آنها و سومی صاحب یک نهم آنها بود و می خواستند به گونه ای تقسیم کنند که هیچ کدام از شترها کشته نشود.

برای این کار راهی نیافتند. لذا به حضور امام علی (ع) آمدند و موضوع را بازگو کردند. آن حضرت برای رفع نزاع آنها یک شتر از شتران خود را بر آنها افزود، هجده شتر شدند. نصف آنها (نه شتر) را به صاحب نصف، ثلث آنها (شش شتر) را به صاحب ثلث و یک نهم آنها (دو شتر) را به صاحب یک نهم داد. به این ترتیب علی (ع) هفده شتر را بین آنها تقسیم کرد و شتر خود را برداشت و به بیت المال برگرداند و آنها راضی از محضر علی (ع) بیرون آمدند.

درباره نویسنده:


خسروبیگی تا کنون 31 مطلب در این وبلاگ منتشر کرده‌است.
معرفی نویسنده:
ایمیل نویسنده: khosrobaigy@gmail.com
آدرس مستقیم نویسنده: http://wp.doxdo.net/author/khosrobaigy
اشتراک مطالب نویسنده با RSS

۱۵ نظر برای "تقسیم هفده شتر"

1 | با اینترنت » Blog Archive » حل مشکل با یک مسئله ریاضی

دی ۲۷م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۴۰ ب.ظ

Avatar

[...] خب، داستان قبلی رو که نوشتم، گفتم بهتره چند تا دیگه از داستانهای جالب کتاب مذکور را هم بنویسم. البته به نظر من بعضی از داستانهای کتاب زیاد هم جالب نیستند ولی بعضیهاش خیلی جالبند: [...]

2 | Davood

دی ۳۰م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۳۹ ق.ظ

Avatar

سلام دوست عزیز:
مسئله از بنیان غلط است و استناد آن به حضرت مولا (ع) اهانت به آن حضرت است. این مطلب در طول تاریخ از طرف افراد بیسوادی که از مبانی حساب اطلاع نداشته‌اند به عنوان کار خارق العاده به ایشان انتساب داده شده است. برای درک مطلب لطفا نسبتها را با هم جمع کنید تا ببینید که اصلا شراکت کامل نیست!

3 | خسروبیگی

دی ۳۰م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۰۰ ب.ظ

Avatar

سلام به davood
نکته قضیه هم همینجا بود یعنی صورت مسئله اشتباه بوده و جمع نسبتها ۱/۱۸ کم داره که بهش اضافه شده تا مشکل حل بشه

4 | حسن

بهمن ۲م, ۱۳۸۵ at ۳:۰۴ ب.ظ

Avatar

خدا بیامرز پدرم به من ودداشم حسین وصیت میکرد هرکدوم
۲۵%از اموالش رو به ارث میبریم ماهم به دل خودمون میگفتیم
اقا جون پیر شده وریاضیش قاطی کرده …بعد از اون مثل بعداز مرگ مادرمون حصر وراثت دادیم واموال رونصف نصف تقسیم کردیم
دو سه ماهی گذشت که سرو کله چهار تا ابجی کم سن وسال پیدا شد گویا اقا جون بعداز مرگ مادر مخفیانه دسته گل به آب زده بود… تازه ما فهمیدیم حاصلجمع دوتا ۲۵% میشه ۵۰%…

5 | گروه لاگ » قضاوتهای حضرت علی علیه السلام

بهمن ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۸:۵۷ ق.ظ

Avatar

[...] همانطور که احتمالا در این پست خوانده اید کتاب فوق معرفی گردید. حال به برخی از قسمتهای آن نگاهی می اندازیم. ۱- روزی عمر به علی (ع) گفت: در داوری شتاب می کنی. علی (ع) در همان لحظه کف دستش را گشود و به عمر فرمود: چند انگشت در این دست است؟ عمر گفت: ۵ انگشت. علی (ع) فرمود: در پاسخ شتاب کردی. عمر گفت: نیاز به تامل نداشت. در نگاه اول آشکار بود که دارای ۵ انگشت هستی. علی (ع) فرمود: من نیز در حکم در مورد آنچه برایم آشکار است شتاب می کنم. ۲- امام صادق (ع) فرمود: قاضیان ۴ گروهند که ۳ گروهشان اهل دوزخ و یک گروه اهل بهشتند: کسی که آگاهانه به ظلم داوری کند – کسی که از روی نا آگاهی به ظلم قضاوت کند – کسی که ناآگاهانه به حق قضاوت کند – کسی که آگاهانه به حق قضاوت کند و تنها چنین کسی دربهشت است. ۳- مطابق روایت امام صادق (ع) ۳ نفر به حضور امام علی (ع) آمده  و گواهی دادند که فلان مرد زنا کرده است. علی (ع) پرسید: چهارمین شاهد کجاست؟ گفتند: هم اینک می آید. حضرت فرمود: این ۳ نفر را هم اکنون حد بزنید زیرا در اجرای حدود الهی حتی یک ساعت مهلت تاخیر داده نشده است. ۴- توجه به اهمیت قضاوت احکام و آداب ویژه آن شامل : نظارت دقیق بر کار قاضیان – نگاه برابر به مرافعه کنندگان - نگاه برابر به مرافعه کنندگان در صحبت و نگاه و اشاره – دوری از بی حوصلگی و خشم و گرسنگی و تشنگی – پرهیز از نجوا کردن – پرهیز از قضاوت قبل از شنیدن سخن مرافعه کنندگان – مهمان نکردن یکی از دو طرف نزاع – پرهیز از تلقین چیزی به گواهان یا مرافعه کنندگان – تامل قبل از قضاوت – سرعت بخشیدن به قضاوت – پرهیز از توجه بیشتر به یکی از شاکیان – پرهیز از شکنجه کردن برای گرفتن اقرار {که در این مورد در پست دیگری یک داستان از همین کتاب خواهم نوشت} [...]

7 | بهمنانه

بهمن ۲۸م, ۱۳۸۵ at ۱:۳۸ ق.ظ

Avatar

مشکل من هم آن زمان همین بود که نمی‌فهمیدم این کار یعنی چه! و مدام در توی ذهنم به دنبال هوش و ذکاوتی غریب می‌گشتم که نبود و نمی‌یافتم. با این تقسیم شترها نه تنها عدالتی برقرار نشده، بلکه حماقت چند تن صاحبت شتر نیز به نمایش درآمده! حماقتی که به یک ترفند با لعابی اندیشمندانه سر خم می‌کند.

8 | خسروبیگی

بهمن ۲۸م, ۱۳۸۵ at ۸:۱۰ ق.ظ

Avatar

بهمن جان
مشکل در اینجا بوده که چند نفر نادان (فکر کنم درست نیست بگیم احمق) شراکتی کرده اند که از اساس اشکال داشته و جمع سهم ها یک نمیشده و حل این مشکل در آن مقطع توسط امام با اضافه کردن یک شتر انجام شده که شاید در زمان خود بی نظیر بوده. ببین این که میگم در زمان خود، خودت با توجه به اینکه شرکا نادانی کردند و شراکتی کردند که اساسش اشکال داره قبول خواهی کرد. در ضمن منظورتو از “مشکل من هم آن زمان همین بود…” نمی فهمم. اولا آن زمان یعنی کی؟ چون خود من هم تو سالهای راهنمایی که برای اولین بار این مطلبو خونده بودم نمی فهمیدم. در ثانی اینکه گفتی نمی فهمیدم چی رو نمی فهمیدی؟
راستی چرا گفتی عدالتی برقرار نشده؟ بنظر تو راه حل عادلانه مسئله ای که صورتش غلطه چیه؟؟؟ اگر حل این مشکل رو از خودت میخواستند چه میکردی؟ میدونم اول سعی میکردی به اونا حالی کنی که صورت مسئله ایراد داره. اما خب بعدش چی؟ بالاخره باید راضیشون میکردی یا نه؟
شاد و رها باشی

9 | گروه لاگ » دیه علقه

بهمن ۲۹م, ۱۳۸۵ at ۹:۰۹ ب.ظ

Avatar

[...] همونطور که در این پست گفته بودم بعضی از داستانهای کتاب قضاوتهای حضرت علی زیاد هم جالب نیستند ولی بعضیهاش خیلی جالبند. در کتاب فوق مطلبی داره تحت عنوان دیه علقه (داستان ۱۷۳) که به این مطلب مربوطه. [...]

10 | بهمنانه

بهمن ۳۰م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۳۳ ب.ظ

Avatar

سلام عباس جان
ممنون از توجه بسیار خوبی که داری. خوشحال شدم.

بیا اول از همه معنی نادان و احمق را با هم مرور کنیم تا اشکالی پیش نیاید:
نادان - بی‌سواد، بی‌عقل، بی‌دانش، جاهل - فرهنگ فارسی دهخدا
احمق - مرد کم‌عقل، کم‌خرد، ساده لوح - فرهنگ فارسی دهخدا
پس به نظرم همان بگوییم احمق معنی بهتری متبلور می‌شود تا نادان.

کار و برخورد امام علی در مورد آن سه احمقی که اشتراکی نادرست داشته‌اند، بسیار درست و قابل تحسین بوده است.

منظورم از «مشکل من هم آن زمان همین بود…» یعنی همان دوره‌ی دبستان و رهنمایی.

این که گفتم؛ «نمی‌فهمیدم…» یعنی واقعا نمی‌فهمیدم چرا در این روایت برخورد عاقلانه‌ی امام علی به گوشه‌ای می‌رود و حماقت آن سه تن بیش‌تر و پیش‌تر به نمایش درمی‌آید؟! چرا هیچ‌گاه گفته نشده که این شراکت از پایه اشکال داشته است؟! چرا در این روایت از طرف امام علی به این سه تن شتردار گفته نمی‌شود صورت مسئله غلط است؟! چرا گفته نمی‌شود که وقتی اشتراک و سپس خواسته‌ی شما هم‌خوانی ندارد، این مسئله به هر نحوی حل شود، امانت رعایت نمی‌شود و اشتراک شما به هم می‌ریزد؟! و چراهایی دیگر… عباس جان من آن موقع جوابی برای این چراها نمی‌یافتم و الان نیز…

به نظرم من مسئله‌ای که غلط است، راه حل ندارد. خودمان را که نمی‌خواهیم گول بزنیم. چیزی که در این روایت جا افتاده است به نظرم چنین چیزی می‌تواند باشد؛ «ابتدا امام علی به سه تن شتردار می‌گوید؛ “من این مسئله را برای شما حل می‌کنم، ولی اشتراک شما دقیقا به همان نسبتی که شما پیمان بسته‌اید درنمی‌آید، آیا به چینی راه حلی راضی هستید؟!»

شاد و رها باشی.

11 | خسروبیگی

بهمن ۳۰م, ۱۳۸۵ at ۲:۵۳ ب.ظ

Avatar

من واقعا از این سوال و جوابها و توجه دوستان لذت می برم. مخصوصا بهمن عزیز که موشکافانه و دقیق به مسائل نگاه می کند و بنظرم میرسد که ایشان نیز همان دغدغه های مرا دارد. این سوال و جوابها در روشن تر شدن مطالب و رفع ابهام بسیار موثر است. و اما بهمن عزیز:
قبول دارم که احمق و نادان تقریبا هم معنی هستند ولی آیا قبول داری که احمق توهین آمیز تر است؟! قطعا در ادبیات اکثر مردم در پی شنیدن کلمه احمق دعوایی خوابیده یا بالاخره توگفت موگفتی! میشود همان حکایت بفرما و بشین و بتمرگ !
همانطور که اشاره فرمودید، میدانستم که اگر موضوع به شما ارجاع میشد سعی در تفهیم اینکه صورت مسئله غلط است می کردید. فکر میکنم که اگر طرفین دعوا ظرفیت اینرا داشته اند و فهمش را، قطعا امام نیز اینکار را کرده و شاید راوی ننوشته. ولی خب بالاخره دعوایی اتفاق افتاده و بایستی حل شود. نمی شود بدلیل اینکه صورت مسئله غلط است از زیر بار حل آن دررفت و ۳ نفر آدم و ۱۷ شتر را بلا تکلیف گذاشت. اما اینکه چرا گفته نشده که شراکت از اصل ایراد داشته شاید بدلیل این بوده که خود راوی هم اینرا نفهمیده بوده و به نظر راوی و شنوندگان واقعه ای محیرالعقول می آمده! ضمنا در آخر داستان هم آمده که “…و آنها راضی از محضر علی (ع) بیرون آمدند.” شرایط زمانی اتفاق افتادن اختلاف را مد نظر داشته باشیم.

باز هم لازم می دانم از بهمن عزیز تشکر کنم.
کوچکتر از شما - خسروبیگی

12 | علی

اسفند ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۳:۲۴ ب.ظ

Avatar

به نام خدا
باسلام
لطفا اگر امکان دارد در مورد کتاب قضاوتهای حضرت علی (ع) ونحوه تهیه آن توضیح دهید

ممنون میشم اگه ایمیل بفرستید و نحوه تهیه این کتاب رو بفرمائید

13 | hossein

مهر ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۹:۳۸ ق.ظ

Avatar

The share is fair mathematically:
we should divide the camels using coefficients of:1,3 and 4.5, which leads to sum of 8.5, if we multiply it by 2, we will have 2, 6 and 9 camels.
it is fine.
you can also do it in another way.

14 | سالک راه حق و ولایت

آذر ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۱:۱۸ ق.ظ

Avatar

برادران عزیز، نکته جالب توجه اینجاست که حضرت علی (ع) سهم هر سه نفر را در واقع در یک عدد ثابت یعنی کوچکترین مضرب مشترک اعداد ۲ و ۳ و ۹ که مساوی ۱۸ میشود ضرب کرد ه اند. به عبارت دیگر ایشان سهم هر نفر را ۱۸ برابر نموده اند وسپس به تقسیم سهام آنها پرداخته اند. به این ترتیب نفر اول ۱۷/۹شترها، نفر دوم ۱۷/۶ شترها و نفر سوم ۱۷/۲ شترها که در مجموع همان ۱۷ شتر است را دریافت کرده اند. و بنظر میرسد که با توجه به رضایت هر سه نفر و روش بکار رفته قضاوت به بهترین وجه ممکن انجام شده است.

15 | سالک راه حق و ولایت

آذر ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۳ ق.ظ

Avatar

ظمنا بنده هم با این نظر که این راه حل، کار محیرالعقولی نبوده و نحوه شراکت از ابتدا مشکل داشته موافقم و لی در آن شرایط بهترین روش ممکن بکار رفته است. این احتمال را نیز نباید از نظر دور داشت که روایت بطور کامل آنچه را که اتفاق افتاده است و کلامی که بین امیر المومنین و سهامداران ردوبدل شده است را بطور دقیق بیان نمیکند. در پناه حق پیروز و کامیاب باشید.

Leave a Reply


UserOnline


  • hhh: در کل طرح خوبی است الان خیلی چیزها است که یارانه دارد ولی ما از ان استفاده نمی کنیم
  • sadjad: راستی یادم رفت، منم هستم شدید
  • sadjad: فرزندم حال نمی شه ساعتش رو یه کم بیاری جلوتر! آخه ساعت ده شب همه ما که خانه هستیم و ا
  • Nima: باریکلا! واقعا خسته نباشید. اینا رو قبل از گوش کردن به کتاب صوتیت میگم. دلیل نخوند
  • Nima: خیلی مطالب خوبی بود. به نظرم همه ی دختر پسرهای 16 17 ساله باید اینارو بخونن بدیش اینه
  • محمد: عالیه این آبجیز
  • محمد: gps رو اگه کار بندازی توش که محشره

Iran's Explored Photos

  • a qusi-Autumn Winter
  • Acceptance...
  • Freedom
  • Autumn in Mellat Park of Tehran

درباره

“وبلاگ گروهی دودردو doxdo.net” در مهر ماه ۱۳۸۵ آغاز به کار کرد‌ه‌است و عضویت و نوشتن در آن برای همه آزاد است. کافی است ثبت نام کنید و آغاز کنید. خوانندگان وبلاگ گروهی دودردو منتظر شما هستند. از اینجا شروع کنید...

دی ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
« آذر    
 ۱۲۳۴۵۶
۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳
۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰
۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷
۲۸۲۹۳۰