وبلاگ گروهی دودردو

۲۷ اردیبهشت, ۱۳۸۶

رابطه‌ها

نوشته: ماندانا در: شخصی| عمومی

دوستی لینکی به من نشان داد که بجز خود مطلب، از این‌که باعث شد به بعضی چیزها فکر کنم خوشحالم! یادداشتی از وبلاگ الیزه؛ چهار دسته رابطه‌ی در عین حال آزار دهنده‌ای که دل کندن ازشان سخت است را نام می‌برد:

۱) رابطه‌های یک طرفه

۲) رابطه‌های بی ‌حافظه

۳) رابطه‌های بی ‌بک‌گراند

۴) رابطه های نامتجانس

به‌تر است که اصل مطلب را با توضیحات بیشتر در خود وبلاگ بخوانید. شاید به این لیست چهارتایی بشود کلی اصلاحیه و نمونه‌ی جدید اضافه کرد. اما من یک سوال دارم، تا به حال چندبار خواسته و ناخواسته یک طرفِ یکی از این روابط بوده‌اید(ایم!)؟ من تجربه‌ی همه‌ش را دارم! بماند که این‌طرف قضیه بوده‌ام یا آن طرف!

چیزی که بیشتر از همه با خواندن این مطلب آزارم داد، تجسم احساس این‌وری‌ها بود وقتی خودم آن‌ور بوده‌ام و کم هم نبوده - بی‌توجه به هم‌جنس یا غیر هم‌جنس بودن طرف‌های درگیر(!) - به زعم خودم باید آدم سردی به نظر بیایم ولی نمی‌دانم چرا از همان دوران مدرسه خیل عظیم آدم‌ها با سلایق و شخصیت‌های متفاوت علاقه نشان می‌دادند که با من طرح دوستی بریزند! - جان عزیزتان این‌ها را به حساب خودتحویلی نگذارید، خیر سرم دارم با شما درد دل می‌کنم! - هیچ جاذبه‌ی ظاهری هم خداوند در وجود من قرار نداده و به هیچ مقام و منزلت کشوری و لشکری و دنیوی هم وابسته نیستم، پس یک جای رفتارم باید غلط باشد که در آماج حملات روابط ناخواسته قرار گرفته‌ام. بالاخره آدمیزاد باید دافعه هم داشته باشد برای یک گروهی!

یک مشکل اساسی من در رابطه‌ها هم قرار گرفتن بین گروه‌های متخاصم(!) بوده! حتی تا امروز که سنی ازم گذشته و دیگر مدرسه رو نیستم، در محیط کار هم از این مسائل پیش می‌آید! همه من را از خودشان می‌دانند! آدم این‌قدر خنثی؟! البته خودم تا حدی می‌دانم اشکال کار کجاست. من آدم سخت‌گیری هستم، خیلی سخت‌گیر! آن قدر که معیارهای انتخابم هیچ‌وقت همه یک‌جا جمع نمی‌شوند؛ کمال‌گرایی افراطی. بنابراین همیشه پیش از آن‌که بتوانم انتخاب کنم، انتخاب می‌شوم! و انسان ناگزیر است از رابطه! این است که درظاهر همه چیز را کنار می گذارم و می‌شوم یک آدمِ … یک آدمِ … نمی‌دانم، شاید به قول فرنگی‌ها easy-going! درباطن اما همه چیز سرجای خودش است - درگیر یافتن آدم‌های یک اتوپیا.

می دانید؛ چند وقتی‌ست یک حفاظ ژله‌ای برای خودم دست و پا کرده‌ام! یک جور مدیریت کردن روابط ناخواسته! وقتی فکرش را می‌کنم حتی از خودم بدم می‌آید! این‌طوری می‌شود که من در مرکز یک کره‌ی ژله‌ای شفاف نشسته‌ام و دیگران به خیال خودشان نزدیک می‌شوند و نزدیک‌تر می‌شوند، از نرمی‌ش لذت می‌برند، از این که می‌توانند در رابطه به این راحتی جلو بیایند خوش‌حال‌ند، بعد یک‌هو به یک جایی که می رسند پرت می‌شوند بیرون و احساس می‌کنند که طرفِ اول یکی از چهارتا موردِ مطلب الیزه شده‌اند! ناراحت می‌شوند، من هم ناراحت می‌شوم! کی گفته بود این‌قدر جلو بیایند که چنان نیروی بازگرداننده‌ای ایجاد شود؟ این‌طور است که لایق این صفت‌ها می‌شوم؛ بی‌وفا، بی‌معرفت، نارفیق، نامهربان، بی‌عاطفه، ولی باز هم دل نمی‌کنند! می‌خواهند آدم‌م کنند یا فکر می‌کنند پتانسیل دوست خوب شدن را دارم؟ حیف‌م؟ می‌ترسم آخر یکی‌شان آن‌قدر فشار بیاورد تا خانه‌ی ژله‌ایم پاره شود!

بگذریم، انتخاب دوست لذتی است که در دنیای واقعی تجربه‌اش نکرده‌ام! این‌جا؛ دنیای مجازی یک خاصیتی دارد که اجازه‌ی تجربه به آدم می‌دهد. سعی می‌کنم معیارهایم را معقول کنم و خوشحال‌م بگویم این‌جا توانسته‌ام چندتایی دوست دست و پا کنم! حالا این مطلب به فکر انداخته‌ام که نکند من هم یکی از همان طرف‌های اول‌م که در این چهار مورد جا می‌گیرند! نکند من هم از متجاوزان خانه‌‌ای ژله‌ای‌ام؟!

درباره نویسنده:


ماندانا تا کنون 44 مطلب در این وبلاگ منتشر کرده‌است.
معرفی نویسنده:
ایمیل نویسنده: captain.blue@yahoo.com
آدرس مستقیم نویسنده: http://wp.doxdo.net/author/mandana
اشتراک مطالب نویسنده با RSS

۵ نظر برای "رابطه‌ها"

1 | مهدى

اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۶ at ۳:۲۲ ق.ظ

Avatar

دسته رابطه مودى، حالتى یا پریودى رو اضافه کن. شما توى این دسته قرار مى گیرى جانم!

2 | پیمان

اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۶ at ۸:۴۲ ق.ظ

Avatar

از ایده حفاظ ژله ای خیلی خوشم اومد،شاید لپ مطلبت همین بود…

3 | vidaseven

اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۶ at ۹:۳۲ ق.ظ

Avatar

به نظر من این یه خوبه که آدم بتونه با همه جور آدمی کنار بیاد . خودخواهی نیست یه اخلاق خوبه . منم پیش اومده برام در دوران زندگیم با افراد مختلف که تفاوت بعضیاشون از ۳۶۰ درجه هم می گذره دوست بودم . اما همه ی این دوستیا برام جالب بوده چه اونایی که توش شکست خوردم چه اونایی که هنوز پابرجان.

4 | روزهای بی خاطره

اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۱ ب.ظ

Avatar

یعنی همیشه همیشه انتخاب شده ای؟!!!

5 | cloudyyears

خرداد ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۲:۱۰ ق.ظ

Avatar

من که از همه خسته شدم،‌ از همه‌ی این‌ها که می‌آیند و می‌خواهند بمانند و رابطه داشته باشند. کاش همه ماشین می‌شدیم

Leave a Reply


UserOnline


Iran's Explored Photos

  • Everything / همه‌چیز
  • Margoon rud
  • Sensia Me
  • Conceptual Autumn

درباره

“وبلاگ گروهی دودردو doxdo.net” در مهر ماه ۱۳۸۵ آغاز به کار کرد‌ه‌است و عضویت و نوشتن در آن برای همه آزاد است. کافی است ثبت نام کنید و آغاز کنید. خوانندگان وبلاگ گروهی دودردو منتظر شما هستند. از اینجا شروع کنید...

آذر ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
« آبان    
 ۱
۲۳۴۵۶۷۸
۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹
۳۰