وبلاگ گروهی دودردو

۰۲ آذر, ۱۳۸۶

ناتور دشت (صوت) - فصل هشتم

نوشته: ماندانا در: ادبيات| داستان| عكس-ويدئو-فايل

اینبار هم قبل از اینکه لینک فایل رو برای دانلود بذارم می خوام یه نکته اخلاقی دیگه بگم! :D

دیروز میخواستم برم بیرون، رفتم سراغ کمد لباس ها، مانتوم رو برداشتم در حالی که چشم چشم می کردم شلواری رو که توی نظرمه پیدا کنم تو فکر برداشتن یه شال بودم و برش داشتم! هر چی می گشتم شلوار مورد نظر پیدا نمی شد! یکی یکی لباس ها رو برمی داشتم تو بغلم بلکه شلواره سر و کله ش پیدا بشه، اما خبری نبود! آخرش مجبور شدم برم همه لباس هایی رو که بغل گرفته بودم بندازم رو تخت و برگردم درست و حسابی کمد رو زیر رو کنم! همینطور که لباس ها رو مینداختم رو تخت فهمیدم که بله! اون چیزی که بعد از مانتو برداشته بودم همون شلوارِ مورد نظره و نه شال! من حتی به خودم زحمت نداده بودم نگاه کنم که توی دستم چی دارم از بس که به کاری که کردم مطمئن بودم! همونجا و در همون وقت یه صاعقه خورد به سرم و یه لامپ روشن شد! چند بار تو زندگی پیش اومده که به زحمت دنبال چیزی باشیم که داریمش ولی بلد نیستیم داشتن رو حس کنیم؟

خوب! و اما فایل. این فایل هم ماجرایی داره پر از آب چشم که از دل ش میشه یه نکته اخلاقی در آورد! :D خرم و خندان شروع کردم به خوندن فصل هشت! دروغ نگم هم با اینکه صدام هنوز کمی خشکه خوب خونده بودم که بعد از اتمام کار متوجه شدم که در تمام این مدت میکروفون کار نمی کرده و متوجه نشده بودم چون اینجانب به علتی کاملا نامعلوم دو سانتیمتر به پائین صفحه اسکرول نکرده بودم تا سیگنال های صوت رو ببینم و مثل همیشه با خیال راحت کار کنم! به هر حال گرچه حالم خیلی گرفته شد ولی روم کم نشد و دوباره پر کردم. اگه نسبت به قبل افت کیفیت داره بگذارید به حساب همین اتفاق!

ناتور دشت - فصل هشتم - حدودا ۹ دقیقه به حجم ۲/۵۲ مگابایت

درباره نویسنده:


ماندانا تا کنون 44 مطلب در این وبلاگ منتشر کرده‌است.
معرفی نویسنده:
ایمیل نویسنده: captain.blue@yahoo.com
آدرس مستقیم نویسنده: http://wp.doxdo.net/author/mandana
اشتراک مطالب نویسنده با RSS

۴ نظر برای "ناتور دشت (صوت) - فصل هشتم"

1 | وفا

آذر ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۱۳ ب.ظ

Avatar

به نظر من فوق علاده تر از قبل بود.. همین .. ممنون.
کاش کارت همین طور ادامه پیدا کنه..

2 | شهاب

آذر ۵م, ۱۳۸۶ at ۲:۵۴ ق.ظ

Avatar

>:دی<
خانوم من همه اش رو امروز دیدم…
خیلی خوب بود…
فقط بهتره آخرش همین جوری یهو تموم نشه!
مثلا “خوب دوستان این بود فصل هشتم که درتاریخ فلان بهمان بیسار خوانده شد نظراتتون رو با من به آدرس “_”بفرستید ” یا یه کم خودمونی تر یا شاید رسمی تر…
رسمی تر اگه باشه بعدا که ملت تب آئودیو بوک خونی شون گرفت باکلاس تر می شه وقتی توی مثلن یه بانک کتاب صوتی باشه
بعد توی عوض شدن شخصیتها یه کم صداتون بالا پائین تر بره بهتره… گرچه توی بیشتر آئودیو بوکهایی که شنیده ام این نبوده… ولی توی یکی دوتا که شنیده ام خیلی خوب بوده…خوبه اگر شما هم رعایتش کنید…

از سلینجر من فقط یه سری مجموعه داستان خونده بودم که جالب بود باسه ام….گرچه با نوع شخصیت نویسنده خیلی حال نمی کنم! ( یعنی چی گرفته بست نشسته!)
این هم تا این جاش خیلی برام جالب بوده…
بعد یه سوال…
تا این جای کتاب چه کسری از کتابه..؟
یا به عبارت دیگه کتاب چند فصله؟

با آرزوی موفقیت و کتابهای آینده… :دی

3 | شاهرخ مهدوی

آذر ۱۹م, ۱۳۸۶ at ۳:۳۲ ب.ظ

Avatar

سلام
من شاهرخ مهدوی هستم متشکرم که به وبلاگ من تشریف اورید . ببخشید من کمی دیگر پیام شما رو دیدم .
چقدر وبلاگ جالب و خاصی دارید . از اشنایی با شما خوشحالم .
شما را در صورت اجازه در وبلاگم ادد میکنم .
راستی از جای خوب شما در نمایش شمس پرنده حسودیم شد . من هم در ردیفهای جلو بودم اما در صندلی اخر امیدوارم در نمایش افرار بیضایی صندلی شما نصیب من بشود . باز هم به وبلاگ من تشریف اورید خوشحال می شوم
شاهرخ

4 | نوید

آذر ۲۷م, ۱۳۸۶ at ۵:۱۵ ق.ظ

Avatar

از اینکه لذت کتاب خوندن رو به من چشوندین ِ واقعا ممنون

Leave a Reply


UserOnline


درباره

“وبلاگ گروهی دودردو doxdo.net” در مهر ماه ۱۳۸۵ آغاز به کار کرد‌ه‌است و عضویت و نوشتن در آن برای همه آزاد است. کافی است ثبت نام کنید و آغاز کنید. خوانندگان وبلاگ گروهی دودردو منتظر شما هستند. از اینجا شروع کنید...

آبان ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
« مهر    
 ۱۲۳
۴۵۶۷۸۹۱۰
۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷
۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴
۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰