روز جمعه برنامه گذاشتم برم با تور تخت جمشید اما سر از تور طبیعت گردی و تنگ هایقر در آوردم. ۲۰ کیلومتر بالاتر از فیروزآباد توی جاده شرکت نفت تنگ هایقر است که میشه لقب طبیعت بکر و بهش داد آب نقره ای رو میبینی دیواره هایی با ارتفاع بیشتر از ۱۵۰ متر دور تا دورت هست که وقتی بالا رو نگام میکنی می ترسی تازه می فهمی که چقدر در مقابل طبیعت کوچکی. پیاده روی حدود ۵ ۶ ساعت طول میکشه که به سرتنگ برسی اما ما ۲ ساعت بیشتر جلو نرفتیم تا بتونیم زود برگردیم چون گروه دانشجویی با ما بودن و باید به خوابگاه می رسیدند. توی آب ماهی ها معلوم بودند که با چه سرعتی حرکت می کردند، خرچنگ هم بود. آب گرمی در جریان بود کا تا زیر زانو می رسید و ما باید به آب می زدیم تا بتونیم جلو بریم چون گرم بود اذیت نمی کرد. جاتون خالی ۳ دقیقه سکوت رسم تور طبیعت گردی بود و ما سکوت کردیم صدای جریان آب و برخورد با سنگ ها رو شنیدم چه آرامشی خستگی این همه پیاده روی از تن بیرون برد. برگشتن سیاه چادر هایی دیدیم که صبح نبودند با تیر اندازی هایی که شد و سوال هایی که کردند متوجه شدیم عشایر عروسی دارند هنوز عروس نیامده بود و به دلیلی که قبلا گفتم نمی تونستیم بمونیم. توی راه کاخ اردشیر بابکان قرار داشت و قلعه دختر در سری های بعد حتما توضیحاتی در مورد این دو محل می نویسم. شب با مانتوی گلی، کفش و جوراب خیس ، خسته برگشتیم و منتظرم تا ببینم برنامه هفته بعد کجاست…



