بعد از مدت ها سلام . خیلی وقت بود که سری به وبلاگ خودم نزده بودم خوب به خاطر فعالیت زیاده دیگه!!! دیروز برنامه تور طبیعت گردی آژانس، رفتن به شش پیر بود به قصد برف بازی………….. به به! جاتون خالی. از ۲-۳ روز پیش هوای شیراز بارونی شد توی سایت هواشناسی یاهو زده بود که جمعه فقط صبح بارون میآد ما هم برنامه رو به هم نزدیم . صبح ساعت ۶ بیدار شدیم به قول معروف مثل دم اسب بارون می بارید باز هم برنامه به هم نخورد… تقریبا ساعت ۸ از شیراز خارج شدیم به سمت شش پیر. هوایی تمیز و آفتابی کسایی که نیامدند شانس بزرگی و از دست دادند. در ۵ کیلومتری سپیدان به سمت راست که بپیچید دهکده کوچکی قرار گرفته از دهکده که بگذریم به دریاچه شش پیر می رسیم دریاچه بسیار زیبا که یخ زده بود و نقره ای شده بود وسط دریاچه یخ ها آب شده بودند و خط زیبایی آب جریان داشت دور تا دور دریاچه پوشده از برف بود ، می شد گفت ما اولین گروه بازدید کننده بودیم چون همه به خاطر بارش شدید بارون از خونه ها بیرون نیامده بودند. یک آدم برفی بزرگ ساختیم که کلاه من و شال گردن ساره دوستم سر و گردنش رو گرفت هویج دماغش بود و پرتقال چشمهاش. از اونجا راه افتاده بودیم به سمت چشمه شش پیر همون جایی که کارخونه آب معدنی شش پیر قرار داره ما رفتیم لب چشمه و من به خاطر لیزی سنگ یه پایی سریدم تو آب ، یخ زدم . اونجا لب چشمه کنار سنگ شمع روشن می کردند برای شش پیر . جاتون خالی برف بزی کردیم تا یاعت ۱ ظهر و رفتیم نهار خوردیم توی اتوبوس شلغم روی از پیک نیک در حال پختن بود راه افتادیم به یمت شیراز توی اتوبوس زدیم و خوندیم و به دلیل مسائل منکراتی فقط آقایون رقصیدن!! رفتیم قلات شلغم رو جلوی قبرستون قلات سرو کردیم من شلغم دوست ندارم اما توی اون هوا خوردم تا مریض نشم حدودای ساعت ۳ اود راه افتادیم سمت شیراز…. جاتون خالی بود!



