به توجه به جابجایی سیستم من در محل کار و نداشتن فونت فارسی نتونستم این سفر رو تعریف کنم اما امروز اومدم پای یه یسیتم دیگه نشستم.
هفته گذسته رفتیم سپیدان و آبشار مارگون جای همگی خالی. جشنواره برفی هم خیلی خوب بود اما به همون اندازه شلوغ بود جمعه بود و همه به سمت پیست اسکی شماره ۱ سرازیر شده بودند یک آدم برفی که نه صورت آدم برفی درست کردیم به خاطر نوع برفی که توی اون منطقه میشینه که مثل شکر میمونه به اونجا میگن شِکرک. مجسمه های قشنگی با یخ درست کرده بودند واقعا دست بعضی از سازندگان مجسمه های یخی درد نکنه. در ضمن بلیط ورودیه جشنواره ۱۰۰۰ تومان بود. تا ظهر اونجا بودیم موقع برگشت با یک مجروح دیت شکسته روبرو شدیم که اونها از گروه جدا شدند و به سمت شیراز برگشتند و ما رفتیم زمستان آبشار مارگون رو ببینیم…
پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت…. میخوندیم و میزدیم و مثل دفعات قبل به دلیل مسائل اخلاقی فقط آقایون رقصیدند بازهم جاتون خالی . الآن به آبشار مارگون رسیدیم که اتوبوس نتونست بالا بیاد و ما پیاده رفتیم سمت آبشار…
وای! بینهایت زیبا بود آبشار یخ زده بود زمستان مارگون خیلی خیلی زیبا تر از تابستون بود و من اولین بار بود توی این فصل اینجا آمده بودم رفتن به سمت آبشار سخت بود چون پله ها یخ زده بودند اما مثل فیلم های اکشن همه توی یک صف راه افتادیم زیباییش خبره کننده بود همه تو صف برف بازی می کردند و رئیس آژانس داد میزد” الآن موقع بازی کردن نیست” (این قسمت رو با داد بخونید) خلاصه نهار رو اونجا خوردیم سوسیس بندری دست پخت یکی از آقایون خیلی خوشمزه بو
ماست و نوشابه!!!
برگشتن هم دوباره زدیم و رقصیدند : پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت…



