جایزه؟ملٌی؟کیفیت؟
کلماتی مثل جایزه!؟ملٌی!؟کیفیت!؟ چه چیزایی به یادتون میاره؟ جایزه حتماً همون چیزیه که به کسی یا جایی تعلق میگیره که کاری کارستون انجام داده و اینو میگیرن که برای قدمهای بعدیشون بهتر تلاش کنن! ملٌی که دیگه حتماً میدونید، اشاره به مرزهای زیست بومی داره که آدمهایی با یک شناسنامه توش زندگی می کنن و اما کیفیت که مطمئنم زیاد شنیدید ولی به عنوان یک ایرانی نمی دونید میوه کدام درخته یا شاید از پشمش ماست می گیرن؟!! ، این یکی اشاره به سامانه ای داره که میتونه رضایت نهایی مشتریانشو چه در بعد خدمات و چه محصولات تضمین کنه. از اونجایی که ساختارهای ما زیاد التفاتی به مشتری و در واقع انسان نداره، اینه که هر چهارچوب و فریمی حتی اگه تمامی گواهینامه های بین المللی پشت سرش باشه رو مسخ میکنه و یک نمونه بومی و ایرونی ازش میسازه که همه چی داره جز اون چیزی که باید داشته باشه، این مقدمه رو گفتم تا روز ۱۹ آبان سالروز بحث کیفیت و اعطای جوایز ملی کیفیت را شایسته و بایسته معرفی کنم! و شرح بدم که چه جوری خودروسازهای ما و شرکتهای تابعه در قد و اندازه جایزه ملٌی کیفیت هستن و سایر صنایع و شرکتهای دیگه نیستن! و چه جوریه که خودرو داخلی اشک همه مصرف کننده ها رو درآورده و کسی نیست که خون دل به پای گارانتی خودرو ساخت داخلش نریخته باشه!
البته باید انصاف داد که فریمهای کیفیت جهانی خصوصاً نمونه اروپاییش که الگوی حضرات ایرانی بوده! از لحاظ ساختار سازمانی شباهت عمده ای با بحث خودروسازی داره و اصولاً اینجور سیستمهای مدیریت کیفیت رو بعد از ارتش و صنایع هوافضا ، صنایع خودروسازی توسعه دادن ولی لزوماً با خودروسازی ایرانی هیچ شباهتی نداره!، ولی اینکه چه جوری این جوایز تو ایران نصیب خودروسازها میشه باید به دلایلی از نوع ایرونی اون مثل سیاسی کاری و لابی گردانندگان جایزه با اصحاب! خودرو، روابط پشت پرده و قدرت مالی که این خودروسازها به یمن انحصاری بودن و تعرفه گمرکی۱۰۰٪ ، واجدش هستن اشاره کرد، خلاصه بگم وقتی امروز در اخبار شنیدید که تندیس فلان و گواهینامه بهمان نصیب فلان خودروساز یا قطعه ساز بخش خودرو شده، شوکه نشید! این عنوان همه چیز هست جز
جایزه ملی کیفیت!!!
نام کاربری: peyman آدرس وبلاگ: http://wp.doxdo.net/peyman
ایمیل: peyman@doxdo.com شناسه یاهو: peymans007

Posts Rss 2.0 
۲ نظر :: شما نظرتان را بفرمائید
1. Farnaz
| آبان ۱۵م, ۱۳۸۵ ساعت ۷:۵۲ ق.ظ
سلام
چند وقت بود سر نزده بودم به وبلاگت . الان نشستم سر تا ته آن را خوندم .
در مورد اون تمرین فرهنگی باید بگم آقایون بیشتر از خانوما احتیاج به تمرین دارند .
۱- به دلیل اینکه اصولا خانوما موقع رانندگی قبل از اینکه به فکر راه گرفتن باشند به فکر اجتناب از ایجاد راهبندان و تصادف هستند . ( بنا بر تحقیق صورت گرفته در انگلستان در مورد تفاوتهای زن و مرد در رانندگی که علت این مورد غریزه ذاتی مادری زنان است به این صورت که فرد مقابل را قبل از آنکه یک شخص با هویت منحصر به فرد بداند او را فرزند یک مادر دیگر به حساب می آورد ! )
۲- مردای ایرانی هم که انگار تازه وقتی زن می بینند شیر می شن و می خوان دست فرمون و اینا نشون بدهند بی خبر از اینکه جز نوعی حماقت هیچ چیز دیگری را به نمایش نمی گذارند . ( بلا نسبت برخی رانندگان با معرفت و با شعور )
در ضمن وبلاگ خودم را هم به روز کردم . یه سر بزن .
2. بهمنانه
| آبان ۲۶م, ۱۳۸۵ ساعت ۱:۱۰ ق.ظ
در مورد خودروسازها و مدیرانشان که خیلی شاکی هستم. همینطور خودرو مثل نقل و نبات (شباهت تعداد میزنم نه قیمت) در کشور پخش میکنند، بدون ذرهای آیندهنگری! صنعت خودروی کشور ما کاملا وابسته به تقاضای داخلی کشور است نه صادرات! و من نمیفهمم هنوز که این مدیران، خنگ تشریف دارند یا خودفروختهاند! خب، به فرناز گرامی که در اینجا نظر نوشته بگم که؛ فرناز گرامی، وبلاگنویس خوب کسی است که بهروز کردن وبلاگاش را کامنت نمیگذارد و البته کامنت هر نوشته را در زیر همان نوشته مینویسد
شاد و رها باشی.
اظهار نظر:
تگهای اچتمل مجاز:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
لینک ارسال دنبالک | خروجی اراساس برای کامنتهای این مطلب