۳۰ آبان, ۱۳۸۵
زمانه بلاگیدن رادیویی یا رادیویی از جنس وبلاگ
نوشته: پیمان در: ايران| اينترنت| جامعه| رسانه| وبلاگنویسی
از مرداد ماه یک موجود چند زیستی! رسانه ای پا به دنیا گذاشته که مطابق معمول ما ایرانیها دنبال پدر و مادر و اصل و نسبش می گردیم! و بعضی هم که تئوری توطئه و دائی جان ناپولوئنیزم سخت به خارش می اندازدشون راهی نمیبینند جز اینکه ایندفعه دست استعمارو از آستین این کوچولوی نازنازی که هنوز برای قضاوت کردن در موردش زوده! بیرون ببینند!
پیش درآمد بالا رو به بهانه شروع فعالیت از مردادماه تا کنون رادیو زمانه نواختم تا بقیه مطلبو بگم که سخت لازم به نظر میرسه! اینکه چرا یک رسانه متولد میشه به دو سه تا مقدمه نیاز داره، که مهمترین اونها میتونه زمان مطرح کردن دیدگاه هایی باشه که یا هنوز عنوان نشده یا امکان عنوانش نبوده، اینکه چه دستهایی پشت کار هستند و بودجه اون چه جوری تهیه میشه کمکی به اصالت یا رد هویت مفاهیمی که تولید می کنند نداره و یا لزوماً این برچسبها اصل داستانو نمیتونه تغییر بده، فراموش نکنیم این رسانه به گونه ای خاص متفاوته و ابزار دسترسی بهش هم ۱۹۹۵ به بعدی محسوب میشه! در نتیجه مخاطباش تو دامنه یک سن و سال خاص با یک آگاهی و بینش خاص خودش قرار میگیرن، وبلاگ خونی و وبلاگ گردی ابزار مطالعاتی این دهه است و آدمهایی که الان متولد میشن شوق مطالعه رو اینجوری نشون میدن، پس کارکرد اینترنتی این سایت از بسیاری جهات دنباله پوشش خبری وبلاگها و تولید مفهومه و من از ته دل باور دارم که مخاطب یک کالای مفهومی خودش سره و ناسره تشخیص میده! اگه قراره کارشون نقد بشه که باید هم بشه! دست بذارن روی متدلوژیشون یا گافهای منطقی و استدلالی، دیگه نیازی به های و هوی وجنجال جاسوس بگیری و براندازی و این حرفا نیست، اهل اندیشه باید ابزار خودشونو داشته باشند.
به لحاظ تکنیکی محیطی دلچسب و جوون گرایانه با سلیقه ای کم نظیره که نشون میده به جز ذوق اگر کمی هم مایه سنگین خرج کنی خروجی چیز چشمنوازی از آب در میاد!، تنوع عنوانها و عدم شباهت ظاهری سرتیترها و قالبها ردٌ یک تیمه که میخوان سبک خودشون و حرف خودشونو عرضه کنن و من سخت عاشق همین سبک شخصیم! به دور از کپی برداری و نشخوار اونچه بقیه خلق میکنند.
و امٌا حرف اصلیم که تا یادم نرفته باید بگم……
، ما قاعده بازی تو جهان چند صدایی و متکثرمون رو به واقع بلد نیستیم ، در واقع با تکیه به بعضی ارزشهای نخنمای شرقی که اصلاً ارزشی هم نیست و فضیلتی به حساب نمیاد خیلی از فرصتها و امکاناتمون رو میسوزونیم اونم به مفت! تو این دنیا هیچ حرکتی شروع نمیشه مگر اینکه منافعی در پی داشته باشه ! اینو اگه یاد نگرفتیم همین امروز بنویسیم رو کاغذ بعد یک نخ از کاغذ عبور بدیم و گوشمون رو سوارخ کنیم و اینو از گوشمون آویزون!! فکر کردن به اینکه منافع دیگرون از این حرکت چه قدره اصلاً اهمیتی نداره مهم اینه که شما هم از این خوان آراسته میتونید شکمی سیر کنید یا نه؟ این تمثیلو واسه این میگم که فرصتی برای صحبت کردن یا اظهار عقیده یا اعتراض یا فریاد به خودی خود یک فرصته، به اندازه خود فرصت پیش اومده که میشه ازش استفاده کرد؟ اینکه پرچم کی بالای جریانه چه تفاوتی داره؟ تولید مفهوم زیر بام گیتی اتفاق میوفته نه زیر پرچم کسی یا گروهی یا کشوری……….



