۰۶ آذر, ۱۳۸۵
معرفی مدرسه مجازی گفتمان و دموکراسیVirtual School of “Dialogue, Democracy and Peaceful Conflict Resolution”
نوشته: پیمان در: جامعه| گفتگو - آذر 85
هر روز که از آشنائیم با وب میگذره فکر می کنم دیگه بدون آنلاین بودن و چرخیدن تو صفحات بیشماری که بدون وب هیچوقت برام امکانپذیر نبوده، نمی تونم زنده بمونم!
شوخی نیست که هر دفعه که برای پیدا کردن جواب سؤالی چرخی زدم چه چیزهای دیگه ای پیدا شدکه اصلاً به ذهنم خطور نمیکرد! ایندفعه به دنبال یک سری رویکرد برای درک بهتر مهارتهای گفتگو بودم که سر از یک مدرسه مجازی نروژی در آوردم که به دنبال راهکارهای عملی برای گفتگو و دموکراسی و راه حلهای مسالمت آمیز حل مناقشات ملٌی و بین المللی میگرده، دیدم چی بهتر از این که رویکرد حٌی و زنده که ۱۰ سالی هم داره اجرا میشه رو معرفی کنم، از طرفی خودم هم عضو جامعه مجازیش شدم که بتونم سؤالاتمو مطرح کنم.یشنهاد میکنم اونهایی که زبان انگلیسوشون از من بهتره حتماً عضو بشن و روشهای گفتگو و مهارتهاشو از زبان مردمانی که دور هم جمع شدن تا اونو یاد بگیرن و یاد بدن فرا بگیرن!
این شبکه شامل مراکز گفتمان نانسن در کشورهای بالکان غربی به عنوان مرکز آشوبهای قومی مذهبی اروپا ایجاد شده، آکادمی نانسن در نروژ ۱۰ مرکز از این نوع رو عموماً در بالکان با همکاری NGO’s های بالکان غربی و فعالیت ۷۰ نفر به طور تمام وقت آغاز کرده است، عمده اهداف این مرکز تاثیرگذاری بر بخشی از نخبگان و افراد کلیدی جامعه است که میتونند بر فرهنگ سازی گفتگو مؤثر باشند، مقر مرکزی آنها در نروژ-اسلو هست.
ایده پروژه نانسن از ۱۹۹۵ در اوج درگیریهای بوسنی و هرزگوین از یک سمینار در نروژ جرقه زده شد و هدف آن مکانی برای جمع شدن طرفین مخاصمه برای کاهش اثرات خانمانسوز جنگ و نسل کشی و برطرف کردن تعارضات قومی مذهبی منطقه از طریق گفتگوی سازنده بوده، اینگه آیدزواگ مدیر قبلی پروژه در این باره می گوید:
در جولای ۱۹۹۴ بازدیدی از سارایوو داشتم و برای دیدن مرکز توانبخشی صدمه دیدگان ناشی از فلج پا به بیمارستانی در کوزوو رفتم، پس از ۵ روز اقامت در شهر ی در حال محاصره آنجا را به مقصد نروژ ترک کردم در حالیکه تاثیر عمیقی از فاجعه انسانی در حال وقوع منطقه بالکان مرا تکان داده بود، در نروژ به سرعت با بنیاد کمکهای کلیسا و صلیب سرخ تماس گرفتم و توجه آنها را به لزوم اجرای پروژه ای در قالب الزامات گفتگو در این منطقه جلب کردم،عکس العمل آنها بسیار مثبت بود و مرا بر آن داشت که با تهیه طرحی توجه و رضایت وزارت خارجه وقت نروژ را جلب کنم، انستیتو بین المللی تحقیقات صلح در اسلو نیز کمیته های تخصصی را سازماندهی کرد و در ۱۹۹۵ ما به اولین گروه۱۴ نفره از دانشجویان یوگسلاوی سابق خوشامد گفتیم و یکسال پس از این تاریخ این ایده به حقیقت پیوسته بود………
این انستیتو در سال ۱۹۹۸ مفتخر به دریافت جایزه ویژه یونسکو برای ترویج و آموزش همگانی صلح شده است.
نیم نگاهی به شکل گیری این پروژه بسیاری از مشکلاتو در جوامع جهان سومی نشون میده و دلم میخواد لیستشون کنم تا یادم نره که چه چیزهایی لازمه تا ما هم به طرف عزم ملٌی گفتگو کردن بریم!:
-دیدن و رنج بردن از رنج دیگران
-بیتفاوت نبودن به اونچه که بر سر دیگرون میاد
-جدی گرفتن جرقه ای که در ذهن زده میشه
-تفکر سازمانی و فرایندی برای ایجاد یک سامانه
- پشتیبانی دولت و نهادهای تاثیر گذار بر بنیه اقتصادی فعالیت
-ارتباط منابع درون جامعه برای هم افزایی
-پیش قدم شدن نخبگان برای تسطیح راهی که هنوز کوبیده نشده
-تحقق ایده
-اینها همه فقط در یک سال!!!!