
ما ایرونیها تو کشور خودمون از کنار خیلی هم وطنامون رد میشیم و بهم نگاهی می اندازیم بدون اینکه حس خاصی بهمون دست بده یا در مورد اصالت و ریشه های همدیگه چیزی بدونیم، در واقع خیلی ساده از کنار هم میگذریم…….
این ساده انگاریمون در مورد حقیقتی به نام اقلیتهای ایرانی بعضی وقتها به جایی میرسه که حقوقشون و تلاشهاشون برای آباد کردن همون خاکی که شما هم ادعای آبادیشو دارید کاملاً از یادمون میره!
فراموش می کنیم که همین بغل دستمون کسهایی هستن که تنها تفاوتشون با ما فقط مذهب و کیش آبا اجدادی خودشونه و دیگه هیچ!، بنا به سنت تاریخی زیستن در اقلیت مردمانی سخت کوش، اهل مدارا و شهروندانی بی دردسر هستند خیلی بی دردسرتر از سایرین مثلاً در اکثریت به زندگیشون مشغولن!
سعی دارم تو چند مطلب آینده گوشه ای از حق هموطن نوازی رو در حقشون به جا بیارم، اگه مطالب ناقصه مال اینکه دید ما کوتاهه! اگه دوستانی هستند که میتونند تو هر مورد کمک کنند با کامنت یا دنباله نویسی برای هر مطلب حق خودشون رو بجا بیارن!!
برای گام اوٌل سراغ ارامنه میرم، قومی که بعضی وقتها فقط در غالب مذهبشون معرفی شده گرچه به اعتقاد خودشون قومیتشون مقٌدمه!
من ارامنه رو از شیراز و مدرسه ابتدایی به یاد دارم که یکی از خانم معلمها ارمنی بود و دو تا پسراش هم مدرسه ای ما بودن، اسامی متفاوت و تیپ بلوند شون کاملاً تابلو بود و از همون ابتدا در مرکز توجه همه بودند، دوستان خوب ، مؤدب و درسخونی بودند این بود که ما هم دوستشون داشتیم و اگه روز درس تعلیمات دینی نبود اصلاً تفاوت خاص دیگه ای رو نمی فهمیدیم، میخوام بگم از اسامیشون که بگذریم هیچ چیز دیگه ای از ما جداشون نمی کرد فقط همین خطکشی مذهبی بود که بعضی وقتها یادمون میاورد که البرت یا تونی یک جورایی با ما فرق می کنند!
یکی از فامیل طرفای روزولت و ۲۵شهریور زندگی میکرد، قبل از این داستان مترو و از سکه افتادن روزولت، به حکم سنت اتراق! هر وقت از شیراز هجوم می بردیم تهرون یکی از منزلگاه های دبش همین محله بود،از در خونه که وارد خیابون می شدیم بوی قهوه ترک و ساندویچهای سوسیس مادام ارمنی که در همسایگی فامیلمون بود مدهوشمون می کرد، لاکردار تو یک ماهیتابه کوچیک ویک وجب جا خوشمزه ترین ساندویچ دنیا رو می پخت!! چند قدم اونورتر طرف مطهری امروزی یک قنادی ارمنی بود با بستنی میوه ای ایتالیاییش مارو کشته بود! هر وقت که شرطی میزدیم سر بستنی این قنادیه میزدیم، خلاصه که تو مشاغل خدماتیشون حرف نداشتند و هنوز هم بی رقیبن، اصل وفاداری به مشتری و کیفیت محصولاتو باید از ارامنه یاد گرفت.
تو زمان جنگ خیلی وقتها شد که شهدای ارامنه رو دیدم که تشییع می شدن و از نظر تعداد کم هم نبودن، اگه پا تو راسته تراشکارها، فلزکارها، میکانیکها و مشاغل فنی بذاری به جرات بهترین استادکارهای ایرونی ارمنی هستند، هنرکده آلفرد در تهرون و تعمیرگاه شاهین متخصص ماشینهای آمریکایی تو شیراز نمونه این قضیه هستند، کار خوب پیش ارمنی هاست!!
تاریحچه سینما و تئاتر ما به هنرمندهای ارمنی گره خورده و پایه گذار هنرپیشه گی زنان تو ایرون و ساخت و اجرای موسیقی و تهیه کنندگی و کارگردانی سینما و هزاران نقش برجسته دیگه همه و همه به ارامنه ختم میشه،یک جورایی اگه نسبت به جمعیتشون توان و کاراییشون رو بسنجیم خدائیش از همه جمع کثیر دیگه ای که گاهاً روزی به اضافت میخورند، پرکارتر و موثرترند!، تو دانشگاه و صنعت هم نمونه های موفق زیادی دارند، بهتره بگم یک جورایی معنی کیفیت و نتیجه گرایی با این قوم گره خورده.
درد بزرگی که دلهای ارامنه رو همیشه فشرده و تمام تلاش قومیشون رو در همین جهت متمرکز کرده ،جریان فاجعه انسانی کشتار و نسل کشی ارامنه در خلال سالهای ۱۹۱۵ تا۱۹۲۳میلادی توسط دولت وقت عثمانی و تفکرات پان ترکیسم آن روزه که همیشه محل بحث بین المللی بوده و ترکهای عثمانی زیر بار پذیرشش نمیرند و این روزها هم اورهان پاموک بد جوری با جایزه نوبل ادبیات و افشائ تاریخی قضیه بعنوان یک ترک جریاناتو آگراندیسمان کرده و عنقریبه که ترکیه به خاطر پیوستن به اروپا هم که شده ننگ این فاجعه رو بپذیره و همه رو خلاص کنه!!
پان تورکیسم ایدئولوژی ملی اقوام ترک است که پیش از آغاز جنگ جهانی اول ایدئولوژی دولتی در ترکیه اعلام شد و هدفش گردآوری همه اقوام پراکنده ترک از اروپای غربی تا خاور دور و از چین تا اقیانوس منجمد شمالی، تحت حکومت واحد بود. امپراتوری عثمانی از آغاز تأسیس خود سیاست غصب سرزمینهاى، ملل دیگر و برپایی یک وطن مشترک برای ترکها در این سرزمینهای اشغالی را در پیش گرفته بود. بنا بر اسناد غیرقابل کتمان ارامنه به بهانه جنگ دولت وقت عثمانی در مناطق بالکان دسته های بزرگی از ارامنه رو جمع کرده و به سمت مناطق خشک و لمیزرع کوچ میدن و در بین راه اونهارو کشتار میکنن، اوج این واقعه تاسف برانگیز در ۲۴ آوریل ۱۹۱۵ بوده که به عنوان روز بین المللی برای شناسایی این تراژدی انسانی توسط ارامنه در سراسر جهان یادواره به پا می شود.
ارامنه ایران از لحاظ تاریخی قدمتی همسنگ دوران هخامنشی دارند ولی به عنوان یک اقلیت چشمگیر در دوران صفویه به ایران کوچانده شدن و بیشتر در اصفهان و اطراف اون وبعدها در شیراز، تبریز ، تهران و بندرعباس سکونت کردند و در زمان فاجعه نسل کشی نیز پذیرای هم کیشان آواره خودشون شدند.
تاثیر مجتمع فرهنگی ورزشی آرارات رو یادمون نره که همیشه تولید کننده نام آوران ورزش و فرهنگ کشورمون بوده و نهادی خودجوش در بین ارامنه است. به سهم خودم چیز بدی از ارامنه به خاطرم نمیاد و نشنیدم گرچه غیرممکنه آدمی مرتکب اشتباه نشه، ولی به حق جامعه کم اشتباه و بی دردسری تو ایران معاصر بودند و هستند، خوبیهاشون رو هیچوقت فراموش نکنیم.
یادمون نره تو زمینه وب هم کارهای خوبی کردند و مدیریت اطلاعاتشون هم حرف نداره!به اینجا، اینجا، و اینجا سر بزنید و همینطور دوست جوون و خوش قریحه مون که اینجا مینویسه!



