وبلاگ گروهی دودردو

۰۵ دی, ۱۳۸۵

تحلیل بازی شب یلدا۱

نوشته: پیمان در: ايران| جامعه| وبلاگنویسی

1000019-8611.jpg

بازی شب یلدای وبلاگستان یک تمرین تاریخی اجتماعی در بین جمع چند صد نفره یا به قول حق آب و گل دارهای لایه اوٌل!!! وسایر لایه های وبلاگ نویسی ایرونیه(جون مادرتون این وبلاگ نویسی رو کاستی و طبقاتی نکنین!!). گرچه هدف سلمان(پدر وبلاگ نویسی ایرونی!!) کاملاً ازپس پرده به در نیومده و هنوز تحلیل خودش رو اعلام نکرده و حدس و گمانهایی در مورد شباهت قضیه با اصول تشکیلاتی چپ های پیش از انقلاب(جامعه بی طبقه!) ویا با آئین عشاء ربانی در کلیساهای مسیحی(اعتراف به گناهانSacrament of  Penance) هم هنوز کاملاً پررنگ نشده، ولی حقیقتهای تلخ و شیرین بسیاری با خودش داره که میتونه دستمایه پژوهشهای اجتماعی باشه و حتی یک تز دکترای آنچنانی!!:

اوٌل: اینکه ما ایرونیها به راحتی مقابل آئینه نمی شینیم! وقتی هم نشستیم اون چیزایی که باید ببینیم رو زیر سیبیلی در می کنیم!

دوٌم: مردم فروتن و متواضعی نیستیم و به قول یوسف عزیز از همین فرصت هم برای منم زدن استفاده می کنیم و معلوم نیست از کجا این قدر به دربازکردن نوشابه برای خودمون عشق می ورزیم؟؟!(شاید چون دیگرون برامون باز نمی کنند؟؟)

سوٌم: اینقدر انگاره های مذهبی و عرفی تو ذهنمون یک دو سه(همون میکسر مولینکسه!!) شده که تفاوت گناه، اشتباه، غریزه، میل و لذت رو از هم نمیتونیم سوا کنیم، همه رو یک بر چسب گوشت چرخی میزنیم و اصلاً نمی دونیم واقعاً برای کدوم کارمون باید سربلند باشیم و برای کدوم کارمون سرافکنده و پشیمون؟؟

چهارم: با اینکه علم روانشناسی، علم جدیدی نیست و بسیاری از تئوریهای کاربردی اون،روش مناسبی برای پاسخگویی به سوالات بدون جوابمون در مورد حقیقت وجودیمون هست، هنوز از اون برداشت دوا درمونی توسط جامعه ایرانی حتی روشنفکرهامون هم نشده.

پنجم: اینکه نمی دونیم و نمی خواهیم سعی کنیم بدونیم در رفتاری که می کنیم سهم خودمون، والدین، جامعه، آموزگاران و ساختار فرهنگیمون چقدره؟؟

همین چند روز پیش با یکی از همکارها در مورد نتایج عجیب و غریبی که این بازی میتونه داشته باشه صحبت  میکردیم که جریانی رو تعریف کرد که طنز جالبی توش هست و امیدوارم سلمان خان!! قصدش اینجوری از آب در نیاد!!:

چندتا همکار تو یک اداره در ساعت نیم چاشت روزانه تو آبدارخونه مشغول چرت و پرت گفتن و خندیدن بودن و آبدارچی ساده روستائیشون هم داشته در حین رتق و فتق امورات آبدارخونه به حرفهاشون گوش میکرده که یکی از کارمندها رو میکنه به بقیه و با چشمک زدن شروع میکنه: من بچه که بودم تو دهاتمون ترتیب یک الاغی رو دادم! یکی دیگه: منو یکروز تو مدرسه چندتا همکلاسی قلچماق گرفتن بردن تو دستشویی و خدمتم رسیدن…اون یکی دیگه هم از فتوحات افتخارآمیزش در سربازی گفت تا همه هر کسی یک اعترافی در مورد خردسالیش کردو همه ساکت شدن و بر بر آبدارچی رو نگاه کردن..آبدارچی که خیالش راحت شده بود همه پته هاشون رو آبه با کمی من من کردن گفت: والا منم بچه بودم و رنگ و رویی داشتم یک روز پسر کدخدا با پس گردنی بردم زیرزمین عمارت اربابی…. و باقی قضایا!!!!!که همه همکارها در حالیکه قهقه میزدند برای این بدبخت بینوا دست زدند…..!

درباره نویسنده:


پيمان تا کنون 154 مطلب در این وبلاگ منتشر کرده‌است.
معرفی نویسنده: بيخيال اين حرفا از نوشته هام يه چيزي دستگيرتون بشه كافيه
ایمیل نویسنده: peyman@doxdo.com
آدرس مستقیم نویسنده: http://wp.doxdo.net/author/peyman
اشتراک مطالب نویسنده با RSS

۱ نظر برای "تحلیل بازی شب یلدا۱"

1 | بهمنانه

دی ۱۲م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۵۵ ب.ظ

Avatar

من منم
نه من منم!

با سومی و پنجمی خیلی موافقم، شاد و رها باشی پیمان جان ;)

Leave a Reply


UserOnline


درباره

“وبلاگ گروهی دودردو doxdo.net” در مهر ماه ۱۳۸۵ آغاز به کار کرد‌ه‌است و عضویت و نوشتن در آن برای همه آزاد است. کافی است ثبت نام کنید و آغاز کنید. خوانندگان وبلاگ گروهی دودردو منتظر شما هستند. از اینجا شروع کنید...

آبان ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
« مهر    
 ۱۲۳
۴۵۶۷۸۹۱۰
۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷
۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴
۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰