
گفته بودم که فیلم بابل رو هم گرفتم و به خوبی و میمنت همین تعطیلی اخیر موفق به دیدنش شدم!
بابل برای ما فارسی زبانها تداعی نام یک شهرباستانیه با برج معروفش که در فیلم داستان آفرینش و داستانهای مذهبی عهد عتیق و جدید، جایگاهی بوده که نمرود از سر غرور و عتاب با درگاه خداوندی تیری را به سمت خداوند که بسیار بالاتر از جایگاه دست ساخته او بالای سرش ایستاده بود پرتاب کرد و عذاب الهی به شکل تقسیم شدن مردم به گروههایی با زبانهای متفاوت نازل شد و از آن پس مردمان به گویشهای متفاوتی صحبت کردند و دیگر هیچکس هیچکس را نفهمید!!!!!!
در زبان انگلیسی معنای نزدیکتری به مضمون فیلم پیدا کردم و اون سروصدایی است که از مخلوط شدن چندین صدا بوجود میاد به گونه ای که نمیشه چیزی از اون فهمید! و باعث گیجی و سر در گمی میشه!
babel
■ noun a confused noise made by a number of voices.
C16: from the Tower of Babel, where, according to the biblical story, God confused the languages of the builders.
© Oxford University Press, 2004
فیلم اثر درهم آمیخته چندین داستان مختلفه که که در سه نقطه مختلف دنیا همزمان روایت میشه ولی عناصر به گونه ای که در فیلم جلوتر میروید به هم ارتباط پیدا می کنند،زوجی امریکایی برای گذراندن تعطیلات و فراموش کردن غم از دست دادن نوزادشان به مراکش میرن و در حین اون مردی مراکشی تفنگی رو به چوپانی میفروشه که اون هم به نوبه خودش تفنگ رو در اختیار دو پسر نوجوانش برای حفاظت از گله و دفع شغالان قرار میده و این دوتا نوجوون برای تمرین تیراندازی اتوبوسی رو در جاده از بالای کوه نشونه میگیرند و کاملاً تصادفی زن امریکایی سوزان جونز(کیت بلانشت) مورد اصابت گلوله قرار میگیره و شوهرش(براد پیت) در وسط بیابان های مراکش مستاصل زنش رو به روستایی میبره و چون محل تیراندازی خونریزی شدیدی داشته و نمیتونستن ریسک حرکت زنشو قبول کنند، منتظر آمبولانس میمونه ،در همین منوال پرستار مکزیکی بچه های این زوج در آمریکا تصممیم میگیره که بعلت طولانی شدن بازگشت خانواده جونز بدون اجازه اونها دختر و پسر خردسالشون رو به عروسی پسر خودش در نیومکزیکو در آن سمت مرز ببره!!، داستان سومی هم روایت میشه و اون سرگشتگی دختر کرو لال زاپنیه که پس از خودکشی مادرش و مشکلات عاطفی که داره فکر میکنه مورد توجه هیچ مردی و حتی پدرش قرار نمیگیره و سعی میکنه توجه هر مردی(دندانپزشک،افسر پلیس،جوونهای همسن و سال…) در اطرافش رو به نوعی جلب کنه،در ادامه معلوم میشه که اون تفنگ کذایی اول فیلم توسط پدر همین دختر به راهنمای مراکشی هدیه شده بوده!!
فیلم از مایه داستانی بسیار پیچیده و پر تعدادی از لحاظ بازیگر برخورداره و حواس جمع و شش دانگی رو تا آخر کار طلب میکنه……………..
به نظر من وجه تسمیه فیلم خیلی به جاست و به مهمترین تعارض بشری یعنی عدم گشوده شدن دریچه گفتگو اشاره میکنه و همزمان تفاوتهای نگرش درون ساختاری و برون ساختاری جامعه رو تصویر میکنه، زن و شوهری که نمیتونند مشکل از دست دادن نوزادشون رو حلاجی کنند،دو پسربچه که از دید پدرشون کاملاً فرق گذاشته میشوندو تعارض شدیدی دارند،دختری که گمان میکنه دلخواه کسی نیست و …تیراندازی به یک تبعه آمریکایی حتی اتفاقی رویدادی تروریستی قلمداد میشه و موجبات سیاسی در روابط دو کشور داره،نگاه آمریکایی به مهاجر و متقاضی کار بی مجوز در آمریکا و…….اینها همه داستانهای متفاوتیه که براستی یک تماشاچی که برای سرگرمی صرف پای این فیلم بشینه رو آزار میده! ولی حرف گفتنی بسیار داره و به جرات میشه تا۷-۸ داستان متفاوت رو که حول محور تعارض برداشتی و فکری و عدم توازن قوه گفتگوی متقابل چرخ میزنن در فیلم پیدا کرد.
کارگردان فیلمAlejandro González Iñárrituآلخاندرو گونزالس ایناریتو همون کارگردان خوش قریحه است که ۲۱گرم۲۱ Grams رو ازش دیدید،داستان فیلم به راحتی بر حضور بازیگرانی مثل براد پیت Brad Pitt و کیت بلانشت Cate Blanchett غلبه داره و شما به فکر این هم نمی افتید که این فیلم چندتا ستاره هم داره!
فیلم جایزه بهترین فیلم درام گولدن گلوب Golden Globe Award 2006 رو هم مال خود کرده و اوایل اسفند امسال میره تا برای ۷ اسکار(۷ Academy Awards including Best Picture and Best Director.) نامزد شده اش بجنگه!، به فانتای عزیز اگه هنوز ندیده توصیه می کنم ببینه، شرتو همچنین و اونایی که سلیقه اشون با این جور فیلمهای مستقل و غیر هالیوودی کنار میاد!



