۰۹ اردیبهشت, ۱۳۸۶
دوربین مخفی ۲۰:۳۰و آرزوهای من
نوشته: پیمان در: اخلاق| ايران| حجاب - اردبیبهشت 86| زنان
دلم میخواست یک دوربین مخفی بود که وقتی یک مدیر عالیرتبه دولتی داره از متقاضی یک رانت چرب و چیلی ، باج سیبیل میگیره رو شکار کنه…
وقتی یک حاج آقا با سه من غبغب و ۳ چارک ریش و پشم داره هیز بازی در میاره یا با اتکاء به شغل شریفش! از یک زن یا دختر بی پناه به زور کامجویی میکنه ثبت مشخصات کنه…
وقتی یک مامور نظم و امنیت میاد جلو و لای برگه جریمه یا هر چیز دیگه ای حق و حساب رو میگیره و مجرم با لبخند صحنه جرم رو ترک میکنه…
وقتی یک کارمند دولتی پول چایی طلب میکنه و بعد از گرفتنش تا کمر خم میشه …
وقتی که عالیجنابان پشت صحنه در مورد قراردادهای چند میلیارد تومنی یا دلاری یا یورویی به توافق میرسن و با احساس خوبی از یک معامله خوب توی جکوزی های گرون قیمتشون غوطه ور میشن و و و….
و بعد یک شب فیلم این جور چیزها رو در اخبار ۸:۳۰ کانال دوم صدا و سیمای محترم و حافظ آبروی مردم پخش بشه تا من هم باور کنم که اینها حق دارن چهره زنها و دخترانی که گناهی جز انتخاب لباس تنشون ندارن رو در نقش متهمینی که جرمشون از فسق و فجور و دزدی و خیانت بدتره !، نشون بدهند…!!!



