وبلاگ گروهی دودردو

۰۵ دی, ۱۳۸۵

خودفروشی

نوشته: شَرتو در: اخلاق| جامعه| شخصی

خودفروشی برای من هنوز مفهوم عام و بی‌تعریفی هست! گرچه بیشتر ممکنه کاری که یک روسپی انجام می‌ده رو به ذهن متبادر کنه. گاهی به نظر من همه‌ی اون‌هایی که در مقابل کاری که انجام می‌دن دستمزدی دریافت می‌کنن به نوعی خودفروش هستند. مثلا شما اگر بدن قوی دارید و بارکشی می‌کنید و درآمدتون از این راه هست توانایی بدنی خودتون رو در برابر آنچه که به شما داده خواهد شد فروخته‌اید! یا اگر یک برنامه نویس قهار هستید و این شغل شماست به این ترتیب قوای ذهنی‌تون رو به صاحب‌کار فروخته اید و این بخشی از شماست! و به همین ترتیب اگر یک روسپی باشید با استفاده از قوای جنسی‌تون امرار معاش می‌کنید. هر بخشی از وجود انسان در مقابل فروخته شدن مشتری خودش رو داره و کی می‌تونه شما رو از این کار منع کنه؟! شما حتی می‌تونید کلیه‌تون رو هم بفروشید! 

می‌دونم این تعریفی که ارائه دادم شاید بسیار مسخره به نظر برسه ولی در نظر من اینطور هست. گاهی برای خودم اینجور تصحیح می‌کنم که در صورتی می‌شه به همه‌ی این‌ها عنوان خودفروشی داد که برخلاف میل باطنی و براثر جبر برای بقا مجبور به انجام‌شون بشیم و برامون لذتی نداشته باشه که با این حال هم طیف وسیعی رو دربر می گیره!  به نظر می‌رسه این مسئله رو فقط باید به لحاظ اخلاقی مورد بررسی قرار داد و تنهابه این شکل هست که می‌شه یک یا چند گروه مشخص رو خودفروش دانست؛ در صورتی‌که عمل اون ها در ارائه‌ی جسم و ذهن‌شون برخلاف عرف و قوانین اجتماعی که در اون زندگی می‌کنند باشه!

حالا از همه‌ی این‌ها بگذریم من جامعه شناس نیستم که بخوام تحلیل یا تعریفی ارائه بدم فقط خواستم بگم که من هم گاهی کارهایی انجام می دم که بعدا دچار عذاب وجدان خودفروشی می‌شم بابت‌شون! البته خودفروشی در حد اولترا لایت! مثلا در این یک سال اخیر که کارهای اداری‌م جاهایی گیر بود و نیاز به انجام فوری‌شون داشتم اگر می‌دیدم با کمی بگو بخند با طرف - در حالیکه از نگاه کردن به قیافه‌ش هم چندشم می‌شد! - مشکل‌م حل می‌شه ، از خودم مایه می‌ذاشتم و این ننگ(!) رو به جهت فایده‌ی بزرگ‌تری که برام داشت انجام می‌دادم! البته این معضل از جهات دیگه‌ای مثل فساد دستگاه های اداری هم قابل بررسی‌ِ و این‌که اصلا چرا جامعه باید جوری باشه که فضا برای همچین اعمالی باز باشه؟

بعدها که بالاخره اون مشکل‌م حل شد خیلی از خودم بدم اومد! روی خودم کار کردم تا باز مثل قبل برای هر سود مادی و دنیوی روح‌م و شخصیت‌م رو نفروشم! چون آدم هر قدر هم که کارهاش رو به راه باشه تا آرامش روانی نداشته باشه لذت کافی از داشته‌هاش نمی‌بره. کما این‌که یک بار به همین دلیل که حاضر نشدم از موضع خودم کوتاه بیام ضرری کردم که تا مدت‌ها و حتی همین الان هم اثرات‌‌ش وجود داره. ولی هرگز از کار خودم پشیمون نشدم و نیستم. گرچه هنوز روی این جمله  که قبلا هم درباره‌ش گفته بودم گیر کرده‌م:

“There will be a day when you will wish you had done a little evil to do a greater good”

شما چی فکر می‌کنید؟

درباره نویسنده:


شَرتو تا کنون 22 مطلب در این وبلاگ منتشر کرده‌است.
معرفی نویسنده:
ایمیل نویسنده: sharto@doxdo.com
آدرس مستقیم نویسنده: http://wp.doxdo.net/author/sharto
اشتراک مطالب نویسنده با RSS

۶ نظر برای "خودفروشی"

1 | mehdi

دی ۵م, ۱۳۸۵ at ۷:۵۳ ب.ظ

Avatar

تو به تنهایی هرگز نمیتونی بزرگترین درام زندگی رو حل کنی…
ولی امیدوارم به سهم خودت بتونی قسمتیش رو حل بکنی. ;)
راستش من به شخصه این مساله رو دور میزنم و بهش فکر نمیکنم.
چون میدونی که آدم رو آچمز میکنه.
شجاعتت در پذیرفتن واقعیت قابل تحسینه.

تحلیل سطور اول همون دلایلیه که اروپاییها و امریکاییها خودفروشی رو به عنوان شغل قبول میکنند.

2 | ideaslittle

دی ۶م, ۱۳۸۵ at ۳:۰۰ ق.ظ

Avatar

در مورد پیش بردن کار به هر نحو، خواندن این نوشته پیشنهاد میشود.
http://www.shaniaki.com/blog/2006/12/post_154.html

3 | پیمان

دی ۶م, ۱۳۸۵ at ۷:۴۰ ق.ظ

Avatar

خودفروشی و تن فروشی را قاطی هم نکنید،تو دوره و زمونه ما خیلی وقتها خیلی از آدمها خودفروشی میکنند چون از خودشون کم میذارن یا از خودشون کوتاه میان برای یک منفعت آنی،ولی بحث تن فروشی یک بیزنس پر سابقه است که تو جوامع متمدنتر داره ضابطه مند میشه، ارائه دهنده کالا و خدمات!! در ازائ مبلغ مورد درخواستش حالا با کیف یا بدون کیف یک قرارداد رو به انجام میرسونه! اینکه چی میشه فرصتهای یک جامعه جوری تقسیم میشه که یک نفر میون این همه فرصت شغلی مجبوره یا به انتخاب خودش این کار رو انتخاب می کنه اینم باز یک حرف جداگونه است….مثالی که خودتون زدید شاهد بر خودفروشی خیلی از مردها و زنهاست که وقتی کارشون گیر میکنه از کاریزما یا جاذبه جنسیشون در جهت پیشبرد کارشون استفاده میکنند،و صد البته تو ایرون خودمون خانمها بیشتر از این راه کارشون رو راه میاندازند!! من یکی هر وقت حس میکنم طرف مقابل داره باعث دراز شدن گوشهام میشه میزنم تو تریپش!!

4 | omid

دی ۶م, ۱۳۸۵ at ۲:۳۱ ب.ظ

Avatar

با این نوشته ها ذهن ما رو که به چالش کشیدی! جمله قابل تاملی هست. البته شما در رابطه با مثالی که زدی به نظر من اشکالی نداره اون آدم های احمق رو با این کار وادار کنی که کارت رو انجام بدن. البته بازم میگم بستگی به شرایط داره.

5 | علیرضا

دی ۱۱م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۰۰ ق.ظ

Avatar

با همه بله، با ما هم بله؟ :(

6 | بهمنانه

دی ۱۲م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۵۹ ب.ظ

Avatar

۱. اصلا مسخره نبود چون من هم همین‌جور فکر می‌کنم.
۲. خودفروشی و تن‌فروشی به نظرم خیلی فرقی ندارند. همانند این‌که مغز استخوان یا کلیه خود را به فروش برسانیم یا آغوش و… خود را!
۳. با آرامش روانی که گفتی خیلی کیف کردم و بگم که به همان قضیه‌ی «نه سیخ بسوزد نه کباب» داری نزدیک می‌شی ;)
۴. من فکر می‌کنم این اتفاقی که آدم برای انجام یه کار خوب، یه کار بد کوچولو می‌کنه! بالاخره می‌افته! ولی به نظرم این یه کار بد بستگی به شخصیت ما و هدف کار خوب‌مون داره و کوچولو بودنش هم بستگی به نوع رفتارهای اجتماعی داره که توش زندگی می‌کنیم.
۵. از این‌که دغدغه‌های ذهنی‌ات را به این سادگی می‌نویسی غبطه می‌خوریم ;)

Leave a Reply


UserOnline


  • hhh: در کل طرح خوبی است الان خیلی چیزها است که یارانه دارد ولی ما از ان استفاده نمی کنیم
  • sadjad: راستی یادم رفت، منم هستم شدید
  • sadjad: فرزندم حال نمی شه ساعتش رو یه کم بیاری جلوتر! آخه ساعت ده شب همه ما که خانه هستیم و ا
  • Nima: باریکلا! واقعا خسته نباشید. اینا رو قبل از گوش کردن به کتاب صوتیت میگم. دلیل نخوند
  • Nima: خیلی مطالب خوبی بود. به نظرم همه ی دختر پسرهای 16 17 ساله باید اینارو بخونن بدیش اینه
  • محمد: عالیه این آبجیز
  • محمد: gps رو اگه کار بندازی توش که محشره

Iran's Explored Photos

  • a qusi-Autumn Winter
  • Acceptance...
  • Freedom
  • Autumn in Mellat Park of Tehran

درباره

“وبلاگ گروهی دودردو doxdo.net” در مهر ماه ۱۳۸۵ آغاز به کار کرد‌ه‌است و عضویت و نوشتن در آن برای همه آزاد است. کافی است ثبت نام کنید و آغاز کنید. خوانندگان وبلاگ گروهی دودردو منتظر شما هستند. از اینجا شروع کنید...

دی ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
« آذر    
 ۱۲۳۴۵۶
۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳
۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰
۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷
۲۸۲۹۳۰