اگر کارمند هستید، نخسوزن کارمند دولت، نکاتی که در ادامه میخوانید -یعنی تو را به جان هر آنکه دوست میدارید بخوانید-، راهنمای ساده و عملی روی بورس بودن است.
برای این کار، در شرکتهای خصوصی راهکاری سراغ نداریم به جز کار کردن، آن هم مثل چیز، مثل بلانسبت شما، هویج.
۱- لاف بزنید و از خودتان تعریف کنید -اصل تعریف مدام-.
این درست که یک ضربالمثل قدیمی گفته “تعریف از خود، گ-ه زیادی خوردن است”، اما آخر، قدیمیها چه میفهمیدند دنیا هم عوض میشود، چه برسد به آدمیزاد. پس، تا میتوانید از خودتان تعریف کنید، در مورد تواناییهای بالفعل و بهخصوص بالقوه و نداشتهتان لاف بزنید و انواع و اقسام هندوانه در اندازههای خانواده، بچپانید زیر بغل و جاهای دیگرتان. سعی کنید تا جایی که امکانش هست تمام درزها و سوراخهایتان را با هندوانه بگیرید و پر کنید، حتی اگر به قیمت پارگی …-در اینجا صدای بوق پخش میشود- تمام شود.
۲- مدام در رفت و آمد باشید.
مهم نیست که شما در طی روز، سیصدبار به اتاق رئیستان میروید بدون اینکه کار اداری داشته باشید، مهم هم نیست که وقت تلف میشود یا نه، باز هم مهم نیست که یکی از کاربردهای اساسی تلفن، میتواند همین باشد، و اصلا هم مهم نیست که همکارانتان، جه جوکهای بیتربیتیای برایتان میسازند خاک تو سرهای ایکبیری.
تنها اصل مهم این است که پیادهروی برای سلامتی خودتان و خانوادهتان خیلی خوب است و کارمند سالم هم بهتر از کارمند خوب، کار رئیس را راه میاندازد.
۳- دیگران را ضایع کنید، حتی شما دوست عزیز.
تا جایی که میتوانید و حتی بیشتر، خدمات و کارهای دیگران را ببرید زیر سوال و ضایعشان کنید -اصل ضایعیت مدام-. اصلا هم اهمیتی ندارد که آن دیگری، دوست چندین و چند سالهتان باشد؛ بالاخره دوست باید یک روزی به درد آدم بخورد یا نه؟ حالا، اگر آن کار، زدن زیرآباش و گذاشتن پا روی شانههای مهرباناش باشد که چه بهتر. خدا را چه دیدی، شاید ثواب هم داشت.
۴- بخندید، هویجوری.
به حرفهای مثلا خندهدار رئیستان آنقدر بخندید تا در آستانهی پارگی رودههایتان قرار بگیرید. مهم نیست که مردیکهی بیمزهی مجسمهی بلاهت حرفهاش چقدر احمقانه و لوس است، شما فقط بخند.
۵- گوش باشید نه هوش.
فقط گوش کنید، هوشتان را صبح به صبح، بگذارید بغل مسواکتان و بروید اداره. حتی اگر در خانه انیشتین هم هستید، در محل کار، آدمی باشید در مایههای گاسپار هاوزر و از خنگ بودنتان لذت ببرید.
این مهم نیست که حرفها، داستانها و عبارات رئیستان را دو هزار بار -به جز آن چند هزار بار- شنیدهاید، فقط گوش کنید و البته، سرتان را هم مثل -بلانسبت شما البته- هویج پایین و بالا ببرید.